مساقات
احکام مساقات[1]
(مسأله 2238) اگر انسان با کسی که به این قسم معامله کند که درختهای میوه ای را که درختها یا منافع آن، مال خود اوست و یا اختیار آن با اوست1 تا مدّت معینی به آن کس واگذار کند که تربیت نماید و آب دهد و به مقداری2 که قرار می گذارند از میوه آن بردارد، این معامله را مساقات می گویند.
1- خوئی، گلپایگانی، فاضل، تبریزی، صافی، نوری، زنجانی، وحید: اگر انسان با کسی که به این قسم معامله کند که درختهای میوه ای را که میوه آن مال خود اوست، یا اختیار میوه های آن با اوست...
سیستانی: اگر انسان با کسی به این قسم اتفاق ببندد، که مثلاً درختهای میوه ای را که میوه آن مال خود اوست، یا اختیار میوه های آن با اوست...
2- فاضل: به مقداری مشاع...
*****
مکارم: مسأله- هرگاه کسی درختان میوه خود را تا مدّت معیّنی به دیگری واگذار کند که در مقابل دریافت سهمی از میوه، باغ او را آبیاری و رسیدگی نماید این معامله را «مساقات» گویند.
بهجت: مسأله- واگذاری مقداری از محصولات درختان میوه از طرف مالک آنها یا کسی که اختیار درختان در دست اوست در مقابل آبیاری، باغبانی و مراقبت درختان تا مدّتی معیّن را مساقات می گویند.
سبحانی: مسأله- هر گاه کسی درختهای میوه خود را به دیگری واگذار کند که در قبال دریافت سهمی از میوه باغ، در مقابل رسیدگی و آبیاری. این معامله را مساقات می گویند.
مظاهری: مسأله- اگر انسان با کسی به این قصد معامله کند که درختهای او را تا مدّت معیّنی تربیت نماید و آب دهد و به مقداری که قرار میگذارند از آن بردارد این معامله را مساقات میگویند.
(مسأله 2239) معامله مساقات در درختهایی که مثل بید و چنار میوه نمی دهند صحیح نیست، ولی در مثل درخت حنا که از برگ آن استفاده می کنند یا درختی که از گُل آن استفاده می کنند اشکال ندارد1.
1- اراکی: اشکال دارد.
گلپایگانی، صافی: در مثل درخت حنا که از برگ آن یا درختی که از گل آن استفاده می کنند صحّت آن بعید نیست.
خوئی، تبریزی، وحید: در مثل درخت حنا که از برگ آن استفاده می کنند اشکال دارد (تبریزی: ولی اگر معامله به عنوان جعاله باشد، در هر دو قسم صحیح است).
زنجانی: بنابر احتیاط در مثل درخت حنا که از برگ آن استفاده می کنند مساقات انجام ندهند.
*****
بهجت: مسأله- معامله مساقات در درختهایی مثل درخت حنا که از برگ آن استفاده می کنند، یا درختی که از گل آن استفاده میکنند، اشکال ندارد.
سیستانی: مسأله- معامله مساقات در درختهایی که میوه نمی دهد در صورتی که حاصل دیگری داشته باشد، مثل برگ و گل که دارای مالیّت قابل توجهی باشد –مانند درخت حنا که از برگ آن استفاده میکنند- صحیح است.
فاضل: مسأله- معامله مساقات در درختهایی که مثل بید و چنار میوه نمی دهند ولی از چوب آن استفاده می کنند، مانعی ندارد، مشروط بر اینکه مدت آن به مقداری تعیین شود که چوب آن قابل بریدن باشد، ولی در مثل درخت حنا و سدر که از برگ آن استفاده می کنند یا درختی که از گل آن برای گلابگیری استفاده می کنند، اشکال ندارد.
مکارم: مسأله- معامله مساقات علاوه بر درختان میوه در مورد درختانی مانند درخت گل که از گل آن برای گلابگیری و مانند آن استفاده می کنند و یا درختانی مثل درخت حنا و سدر که از برگ آنها بهره می گیرند، یا بعضی از درختان که از شیره و صمغ آن استفاده می کنند صحیح است، ولی در مورد درختانی که هیچ یک از اینها را ندارد مساقات صحیح نیست.
مظاهری: مسأله- معامله مساقات در درختهایی که مثل بید و چنار میوه نمیدهد صحیح است و همچنین در مثل درخت حنا که از برگ آن استفاده میکنند یا درختی که از گل آن استفاده میکنند اشکال ندارد.
(مسأله 2240) در معامله مساقات لازم نیست صیغه بخوانند بلکه اگر صاحب درخت به قصد مساقات آن را واگذار کند1 و کسی که کار می کند به همین قصد تحویل بگیرد2 معامله صحیح است.
1- زنجانی: و طرف، به این قصد آن را تحویل بگیرد، معامله صحیح و لازم است.
2- گلپایگانی، تبریزی، خوئی، سیستانی، صافی: به همین قصد مشغول کار شود...
*****
مکارم: مسأله- در معامله مساقات می توانند صیغه بخوانند، همچنین اگر صاحب درخت به قصد مساقات آن را در اختیار کسی که کار می کند بگذارد و او نیز به همین قصد تحویل گیرد بی آن که صیغه ای بخواند، باز معامله صحیح است (ولی گفتگوی لازم برای مدت و شرایط باید قبلاً شده باشد).
(مسأله 2241) مالک و کسی که تربیت درختها را1 بر عهده می گیرد، باید ملکف و عاقل باشند2 و کسی که آنها را مجبور نکرده باشد3 و نیز باید حاکم شرع آنان را از تصرّف درمال خودشان منع نکرده باشد، بلکه اگر در حال بالغ شدن سفیه باشند4 اگر چه حاکم شرع منع نکرده باشد معامله ایشان صحیح نیست.
1- بهجت: مراقبت از درختها را...
2- بهجت، سیستانی: باید بالغ و عاقل باشند...
3- اراکی: و نیز باید محجور و سفیه نباشند، یعنی مال خود را درکارهای بیهوده مصرف نکنند.
خوئی، تبریزی: و نیز مالک باید سفیه نباشد یعنی مال خود را در کارهای بیهوده مصرف نکند.
گلپایگانی، صافی: و نیز باید سفیه نباشند، یعنی مال خود را در کارهای بیهوده مصرف نکنند و نیز باید مالک، از تصرّف در مالش به حکم حاکم شرع ممنوع نباشد.
سیستانی: و نیز باید سفیه نباشند، یعنی مال خود را در کارهای بیهوده مصرف نکنند و همچنین مالک نباید مفلس باشد ولی اگر باغبان مفلس باشد در صورتی که مساقات مستلزم تصرّف او در اموالی که از تصرّف در آنها منع شده نباشد اشکال ندارد.
فاضل: و نیز سفیه نباشند ومالک نباید به علّت افلاس، محجور باشد یعنی حاکم شرع او را از تصرّف در مالش منع نکرده باشد امّا در عامل، محجور نبودن به جهت افلاس شرط نیست مگر بخواهد در مالش تصرّف کند.
مظاهری: باید رشید باشند و کسی آنها را مجبور نکرده باشد و شرعاً بتوانند در مال خود تصرّف کنند.
4- بهجت: اگر سفیه باشند اگر چه حاکم شرع از تصرّف در مال خودشان منع نکرده باشد، معامله آنان صحیح نیست.
*****
زنجانی: مسأله- مالک و کسی که تربیت درختها را به عهده می گیرد، باید عاقل و ممیّز بوده و از روی قصد معامله کنند و اگر بخواهند در مال خود معامله کنند باید بالغ بوده و سفیه نباشند و کسی آنها را مجبور نکرده باشد، ولی معامله نابالغ ممیّز و سفیه، با اذن قبلی یا اجازه بعدی ولیّ آنها صحیح است و در صاحب درخت شرط است که مفلس نباشد و همچنین در باغبان اگر انجام مساقات مستلزم تصرف در اموالش باشد و در هر دو صورت مساقات مفلس با اذن یا اجازه طلبکاران صحیح می باشد و اگر کسی او را به انجام مساقات بر روی مال خود مجبور کرده اند، بعداً راضی شود، مساقات صحیح خواهد بود.
وحید: مسأله- مالک و کسی که تربیت درختها را به عهده می گیرد باید عاقل و بالغ باشند ، و باید کسی آنها را به ناحق اکراه نکرده باشد ، و نیز مالک شرعاً از تصرّف در مالش ممنوع نباشد ، مانند سفیه ـ که مال خود را در کارهای بیهوده مصرف می کند ـ و کسی که از طرف حاکم شرع از تصرّف در مال خود به جهت افلاس منع شده است ، و همچنین عامل درصورتی که عملش مستلزم تصرّف در مالش باشد ، و مساقات با سفیه بدون اذن ولیّ جایز نیست.
مکارم: مسأله- مساقات چند شرط دارد:
(1) مالک و باغدار باید بالغ و عاقل باشند.
(2) کسی آنها را مجبور به این کار نکرده باشد.
(3) ممنوع از تصرّف در مال خود نباشند.
(4) مدّت مساقات باید معلوم باشد و اگر ابتدای آن را معیّن کنند و آخر آن را موقعی قرار دهند که حاصل آن سال به دست می آید صحیح است.
(5) باید سهم هر کدام به صورت نصف یا ثلث حاصل و مانند آن باشد، بنابراین اگر قرار بگذارند که مثلاً یک تن از میوه، مال صاحب باغ و بقیه مال کسی است که کار می کند معامله باطل است.
(6) باید قرارداد معامله را پیش از ظاهر شدن میوه بگذارند و اگر بعد از ظاهر شدن میوه و پیش از رسیدن آن بگذارند چنانچه کارهایی مانند آبیاری و سم پاشی که برای پرورش میوه لازم است باقی مانده باشد مساقات صحیح است و گرنه اشکال دارد و اگر فقط احتیاج به کارهایی مانند چیدن میوه و نگهداری آن باشد قرار داد آنها صحیح است، ولی مساقات نیست.
سبحانی: مسأله- مُساقات چند شرط دارد:
1- مالک و کسی که تربیت درخت ها را به عهده می گیرد، باید مکلف و عاقل باشند.
2- کسی آنها را مجبور نکرده باشد و نیز باید سفیه نباشند و حاکم شرع آنان را از تصرف در مال خودشان منع نکرده باشد.
3- مدت مساقات باید معلوم باشد و اگر اول آن را معین کنند و آخر آن را موقعی قرار دهند که میوه آن سال به دست می آید صحیح است.
4- باید سهم هر کدام نصف یا ثلث حاصل و مانند اینها باشد و اگر قرار بگذارند که مثلاً صد من از میوه ها مال مالک و بقیه مال کسی باشد که کار می کند، معامله باطل است.
5- باید قرارداد معامله مساقات را پیش از ظاهر شدن میوه بگذارند و اگر بعد از ظاهر شدن میوه و پیش از رسیدن آن قرار بگذارند، پس اگر کاری مانند آبیاری و کود شیمیایی که برای تربیت درخت لازم است باقی مانده باشد، معامله صحیح است و اگر قرارداد برای چیدن میوه و نگهداری آن داشته باشد صحیح است ولی مساقات نیست.
(مسأله 2242) مدّت مساقات باید معلوم باشد1 و اگر اوّل آن را معین کنند و آخر آن را موقعی قرار دهند که میوه آن سال به دست می آید2 صحیح است.
1- سیستانی: و باید مدّت به قدری باشد که درآن مدّت، به دست آمدن حاصل ممکن باشد...
وحید: و کمتر از زمانی که میوه به دست می آید نباشد...
2- گلپایگانی، صافی: و به حسب عادت، آن موقع معلوم باشد صحیح است.
مکارم، سبحانی: رجوع کنید به ذیل مسأله 2241.
*****
مظاهری: مسأله- مدّت مساقات باید معلوم باشد و اگر اوّل و آخر آن را موقعی قرار دهند که مثلاً درخت احتیاج به آب دارد معامله صحیح است.
(مسأله 2243) باید سهم هر کدام1، نصف یا ثلث حاصل و مانند اینها باشد 2و اگر قرار بگذارند که مثلاً صد من از میوه ها مال مالک و بقیّه، مال کسی باشد که کار می کند، معامله باطل است3.
1- بهجت: باید سهم هر کدام به صورت نسبت معین شود، مثلاً...
2-وحید: باید سهم هر کدام به نحو کسر مشاع مانند نصف یا ثلث حاصل باشد...
3- بهجت: مگر به صورتی که در مزارعه گذشت و اگر درختها مختلف باشند و مقدار حاصل هر نوع معلوم باشد، می توانند برای هر نوعی، سهم مخصوصی، برای هر کدام از طرفین قرار دهند.
مظاهری: معامله صحیح است، گرچه احکام مساقات را ندارد.
مکارم، سبحانی: رجوع کنید به ذیل مسأله 2241.
*****
زنجانی: مسأله- باید سهم هر کدام کسر مشاعی از حاصل مانند ثلث یا نصف باشد و اگر قرار بگذارند که مثلا صد کیلو از میوه ها مال مالک و بقیه مال کسی باشد که کار می کند معامله باطل است همچنین اگر شرط کند که تمام حاصل برای مالک باشد مساقات باطل است.
(مسأله 2244) باید قرار معامله مساقات را پیش از ظاهر شدن میوه بگذارند و اگر بعد از ظاهر شدن میوه و پیش از رسیدن آن قرار بگذارند پس اگر کاری مانند آبیاری یا کار دیگر که برای زیاد شدن میوه یا خوب شدن آن لازم است1 باقیمانده باشد، معامله صحیح است و گرنه اشکال دارد2، اگر چه احتیاج به کاری مانند چیدن میوه و نگهداری آن داشته باشد3.
1- گلپایگانی: اگر کاری که باعث زیادتی میوه می شود...
فاضل، نوری: اگر کاری مانند آبیاری که برای تربیت درخت وپرورش میوه لازم است...
بهجت، زنجانی: اگر کاری مانند آبیاری که برای زیاد شدن یا بهتر شدن میوه لازم است...
صافی: اگر کاری مثل آبیاری که برای درخت لازم است...
2- خوئی، تبریزی: اگر کاری مانند آبیاری که برای تربیت درخت لازم است باقی نمانده باشد معامله صحیح نیست...
3- خوئی،تبریزی: بلکه اگر کاری که برای ترتیب درخت لازم است باقیمانده باشد صحت معامله محلّ اشکال است.
مکارم، سبحانی: رجوع کنید به ذیل مسأله 2241.
*****
سیستانی: مسأله- لازم نیست قرار معامله مساقات را پیش از ظاهر شدن حاصل بگذارند، بلکه اگر بعد از ظاهر شدن هم بگذارند، چنانچه کاری مانده باشد که برای زیادی حاصل یا بهتر شدن آن یا سالم ماندنش از آفات لازم باشد، معامله صحیح است؛ ولی اگر اینچنین کاری باقی نمانده باشد، هر چند کاری که برای تربیت درخت لازم است یا چیدن میوه یا نگهداری از آن باقی مانده باشد، صحت معامله محلّ اشکال است.
وحید: مسأله- باید قرار مساقات را پیش از ظاهر شدن میوه بگذارند ، یا بعد از ظاهر شدن میوه و پیش از رسیدن آن در صورتی که کاری مانند آبیاری که برای تربیت درخت و زیاد شدن میوه لازم است باقی مانده باشد ، و در غیر این دو صورت اگر چه احتیاج به کاری مانند چیدن میوه و نگهداری آن داشته باشد ، معامله صحیح نیست ، بلکه اگر احتیاج به آبیاری برای زیاد شدن و بهتر شدن میوه نداشته باشد ، هر چند کاری باشد که برای تربیت درخت لازم است ، صحّت معامله محلّ اشکال است.
مظاهری: مسأله- باید قرار معامله مساقات را وقتی بگذارند که درختها احتیاج به کاری مانند آبیاری که برای تربیت درخت لازم است داشته باشند و در هنگام چیدن میوه و نگه داری آنها معامله به طور مساقات صحیح نیست.
مسائل اختصاصی
بهجت: مسأله 1783- در عقد مساقات اگر نسبت به تقسیم امور چیزی را تعیین نکنند، آنچه از کارهای مساقات که در هر سال تکرار می شود به عهده عامل است، از قبیل کشت و وسایل کار و اصلاح درختها و آنچه موجب میوه دادن و ازدیاد آن است، و آنچه از مقدّمات که در یک سال ایجاد می شودو برای سالها باقی می ماند، مثل دیوار کشی و وسایل آبیاری و احداث جدولها، به عهده مالک است.
بهجت: مسأله 1784- مالیات زمین زراعتی یا باغ، به عهده مالک است، نه بر عامل مساقات یا مزارعه، مگر آن که در عقد شرط کرده باشند، که باید بر طبق آن عمل کنند.
بهجت: مسأله 1785- اگر در عقد مساقات شرط کنند که مالک تمام کار مساقات را انجام دهد، عقد باطل است، زیرا با مقتضای عقد مساقات مخالفت دارد، چون در این عقد، عامل در مقابل کاری که انجام می دهد استحقاق سهمی از محصول را پیدا می کند و بدون کار حقّی ندارد.
(مسأله 2245) معامله مساقات در بوته خربزه1 و خیار و مانند اینها صحیح نیست2.
این مسأله در رساله آیت الله بهجت نیست.
1- فاضل: و هندوانه...
2- اراکی، فاضل: اشکال دارد.
خوئی، تبریزی، صافی، زنجانی: بنابر احتیاط صحیح نیست.
سیستانی: بنابر أظهر صحیح است.
نوری: بنابر أقوی صحیح است.
*****
وحید:مساله- صحّت معامله مساقات در میوه هایی که ریشه ثابت ندارند ـ مانند بوته خربزه و خیار ـ محلّ اشکال است.
مکارم، سبحانی: مسأله- در مورد بوته خربزه و خیار و مانند آن اگر قرارداد روشنی بگذارند و تعداد چیدن و سهم هر کدام را مشخص کنند صحیح است، هر چند مساقات نامیده نمی شود.
مظاهری:مساله- معامله مساقات در بوته خربزه و خیار و مانند اینها بلکه در هر حاصلی نظیر گندم و جو نیز صحیح است.
(مسأله 2246) درختی که از آب باران یا رطوبت زمین استفاده می کند و به آبیاری احتیاج ندارد، اگر به کارهای دیگر مانند بیل زدن و کود دادن1 محتاج باشد، معامله مساقات در آن صحیح است2، ولی چنانچه آن کارها در زیاد شدن یا خوب شدن میوه3 اثری نداشته باشد4 معامله مساقات اشکال دارد.
این مسأله در رساله آیت الله بهجت نیست.
1- گلپایگانی، صافی: برای زیاد شدن میوه...
فاضل، مکارم، سبحانی: و سمپاشی که موجب زیاد شدن یا مرغوبیّت میوه می شود...
زنجانی: و سم پاشی...
سیستانی: مانند آنچه در مسأله [2244] گذشت...
2- خوئی، گلپایگانی، صافی، مکارم، سیستانی، تبریزی، زنجانی، سبحانی: [پایان مساله]
اراکی: معامله به عنوان مساقات اشکال دارد. [پایان مسأله]
3- مظاهری: و یا رشد بهتر درخت...
4-فاضل: در زیاد شدن یا مرغوبیّت میوه تأثیری نداشته باشند...
*****
وحید:مساله- درختی که از آب باران یا رطوبت زمین استفاده می کند و به آبیاری احتیاج ندارد ، اگر در زیاد شدن یا بهتر شدن میوه به کارهای دیگر ، مانند بیل زدن و کود دادن محتاج باشد ، مساقات در آن صحیح است.
(مسأله 2247) دو نفری که مساقات کرده اند1، با رضایت یکدیگر می توانند معامله را به هم بزنند، و نیز اگر در ضمن خواندن صیغه مساقات شرط کنند2 که هر دو، یا یکی از آنان حقّ به هم زدن معامله را داشته باشند، مطابق قراری که گذاشته اند، به هم زدن معامله اشکال ندارد3، بلکه اگر4 در معامله5 شرطی کنند و عملی نشود، کسی که برای نفع او شرط کرده اند، می تواند معامله را به هم بزند6.
1- زنجانی: مساقات عقدی لازم است و تنها در صورت توافق طرفین یا تحقق یکی از اسباب خیار قابل فسخ است بنابراین دو نفری که مساقات کرده اند...
2- خوئی، صافی، تبریزی، سیستانی: اگر در ضمن قرارداد مساقات شرط کنند...
زنجانی: اگر شرط کنند...
3- مکارم: و اگر در قرارداد مساقات شرطی ذکر کرده باشند و آن شرط عملی نشود و کسی که شرط به نفع اوست نتواند طرف را وادار به انجام آن کند، می تواند معامله را به هم بزند.
زنجانی: و اگر شرطی کنند و آن شرط عملی نشود، کسی که به نفع او شرط کرده اند می تواند معامله را به هم بزند و در هر دو صورت لازم نیست شرط در ضمن قرار داد مساقات باشد بلکه اگر در ضمن معامله دیگر یا با قراری مستقل، قبل یا بعد ازمعامله مساقات هم شرط کنند، همین حکم را دارد.
4- گلپایگانی، صافی: و اگر...
5- خوئی، تبریزی، سیستانی: و اگر در ضمن معامله مساقات...
6- وحید: و همچنین می تواند ـ مثل سایر موارد شروط ـ طرف مقابل را به وسیله حاکم شرع به وفای به شرط اجبار کند.
(مسأله 2248) اگر مالک بمیرد، معامله مساقات به هم نمی خورد و ورثه اش بجای او هستند.
*****
بهجت: مسأله- مساقات با مردن یکی از طرفین قرارداد باطل نمی شود، بلکه ورّاث او جایگزین می شوند، و در صورتی که شرط کرده باشند خود زارع مساقات را انجام دهد، حکم آن در احکام مزارعه گذشت.
مظاهری: مسأله- اگر بعد از قرارداد مساقات، مالک یا کسی که تربیت درختها به او واگذار شده بمیرد، مساقات به هم نمیخورد و به وارث منتقل میشود، ولی اگر کسی که تربیت درختها به او واگذار شده بمیرد و شرط کرده باشند که خودش آنها را تربیت کند، مساقات به هم میخورد و باید سهم او را به ورثهاش بدهند و اگر حقوق دیگری هم داشته، ورثه او ارث میبرند.
(مسأله 2249) اگر کسی که تربیت درختها به او واگذار شده بمیرد1 چنانچه در عقد شرط نکرده باشند2 که خودش آنها را تربیت کند، ورثه اش به جای او هستند و چنانچه خودشان عمل را انجام ندهند و اجیر3 هم نگیرند، حاکم شرع از مال میّت، اجیر4 می گیرد و حاصل را بین ورثه میّت و مالک قسمت می کند5 و اگر شرط کرده باشند که خود او درختها را تربیت نماید6، پس اگر قرار گذاشته اند که به دیگری واگذار نکند، با مردن او معامله به هم می خورد و اگر قرار نگذاشته اند7، مالک می تواند عقد را به هم بزند، یا راضی شود که ورثه او یا کسی که آنها اجیرش می کنند، درختها را تربیت نماید.
این مسأله در رساله آیت الله سبحانی نیست.
1- مکارم: در صورتی که شرط کرده باشند خودش باغداری کند معامله به هم می خورد ولی اگر چنین شرطی نکرده باشند ورثه او جانشین او می شوند. [پایان مسأله]
2- زنجانی: چنانچه شرط نکرده باشند...
سیستانی: چنانچه در قرارداد قید و شرط نکرده باشند...
گلپایگانی، صافی: اگر کسی که در تربیت درختها به او واگذار شده بمیرد، معامله مساقات باطل نمی شود، پس اگر در عقد شرط نکرده باشند...
3و 4- فاضل: اجیر و کارگر...
5- نوری: و چنانچه میّت مالی نداشته باشد مساقات به هم می خورد...
زنجانی: ولی اگر قرارداد کرده باشند که خود او درختها را تربیت نماید، به گونه ای که به تربیت درختها توسط شخص دیگر اصلاً رضایت ندارد، با مردن او معامله به هم می خورد . و اگر برای کسی حقّ به هم زدن معامله را در صورت مرگ تربیت کننده درخت قرار داده باشند، وی می تواند بر طبق حقّ خود، معامله را به هم بزند.
وحید: و اگر قرارداد کرده باشند که خود او درختها را تربیت کند ، با مردن او معامله به هم می خورد.
6- گلپایگانی، صافی: مالک با مردن او می تواند معامله را فسخ کند یا راضی شود که ورثه او یا کسی که آنها اجیرش می کنند درختها را تربیت نماید، بلی اگر عقد بر خصوص مساقات به مباشرت واقع شده باشد با مردن او معامله باطل می شود.
خوئی، تبریزی: اگر قرارداد کرده باشند (سیستانی: اگر در معامله قید کرده باشند) که خود او درختها را تربیت نماید، با مردن او معامله بهم می خورد.[پایان مسأله].
7- اراکی: با مردن او معامله به هم نمی خورد و...
بهجت، مظاهری: رجوع کنید به ذیل مسأله 2248.
مسائل اختصاصی
مکارم: مسأله 1905 - سبحانی: مسأله 1890- باید اعمالی را که بر عهده هر کدام از دو طرف می باشد قبلاً معین کنند، مانند تعمیر قنات، یا موتور چاه و همچنین تهیه کود و وسیله سمپاشی و غیر اینها و اگر عرف و قاعده ای در محل باشد همان کافی است.
مکارم: مسأله 1906 اگر معلوم شود معامله مساقات باطل بوده میوه های باغ مال صاحب باغ است، ولی باید اجرت آبیاری و کارهای دیگر را مطابق معمول به کسی که درختان را سرپرستی کرده بدهد.
مکارم: مسأله 1908- ممکن است طرف قرارداد در مساقات متعدّد باشد یعنی صاحب باغ آن را در اختیار چند نفر بگذارد و با آنها قرارداد مساقات ببندد.
(مسأله 2250) اگر شرط کند که تمام حاصل برای مالک باشد، مساقات باطل است، و میوه مال مالک می باشد1 و کسی که کار می کند نمی تواند مطالبه اجرت نماید2، ولی اگر باطل بودن مساقات به جهت دیگر باشد3 مالک باید مزد آبیاری و کارهای دیگر را به مقدار معمول به کسی که درختها را تربیت کرده بدهد4.
این مسأله در رساله آیت الله مظاهری نیست.
1- سیستانی: مساقات باطل است ولی در عین حال حاصل مال مالک می باشد.
2- فاضل: [پایان مسأله].
3- گلپایگانی، صافی: اگر کسی که درختها را تربیت کرده به امر مالک کار کرده باشد مزد کارش را از مالک طلبکار است.
4- خوئی، تبریزی، سیستانی: ولی اگر مقدار معمول بیشتر از مقدار قرارداد باشد (سیستانی: و او از آن اطلاع داشته باشد)، دادن زیادی لازم نیست.
اراکی: بنابر احتیاط واجب مالک باید نسبت به مزد آبیاری و کارهای دیگر با کسی که درختها را تربیت کرده مصالحه کند، مگر در صورتی که به امر مالک این کارها را انجام داده باشند که در این صورت باید مطابق معمول، مزد آبیاری و کارهای دیگر را پرداخت نماید.
وحید: ، و چنانچه مقدار معمول بیشتر از مقدار قرارداد باشد ، لزوم دادن زیادی محلّ اشکال است ، و احوط صلح است.
بهجت: رجوع کنید به مسأله اختصاصی 1789بعد از مسأله 2251 متن اصلی.
مکارم: رجوع کنید به مسأله اختصاصی 1906 بعد از مسأله 2249 متن اصلی.
*****
زنجانی: مسأله- در صورتی که معامله مساقات به جهتی باطل باشد میوه مال مالک است و مالک باید به کسی که به گفته او تربیت درختها را انجام داده، مزد آبیاری و کارهای دیگر را به مقدار معمول بدهد، ولی اگر مقدار معمول بیشتر از مقدار قرارداد باشد، دادن زیادی لازم نیست و در هر حال پرداخت مزد بر مالک در دو صورت لازم نیست:
اوّل: اگر تربیت کننده درختها، به قصد مجّانی کارها را انجام داده باشد،
دوم: اگر مالک به قصد مجّانی تربیت درختها را به دیگری واگذار کرده باشد و گفتار وی ظهور در با مزد بودن نداشته باشد.
سبحانی: مسأله- اگر معلوم شود معامله مساقات باطل بوده میوه های باغ مال صاحب باغ است، ولی باید اجرت آبیاری و کارهای دیگر را مطابق معمول به کسی که درختان را سرپرستی کرده بدهد.
(مسأله 2251) اگر زمینی را به دیگری واگذار کند که در آن درخت بکارد و آنچه عمل می آید مال هر دو باشد، معامله باطل است1 پس اگر درختها مال صاحب زمین بوده، بعد از تربیت هم مال اوست و باید مزد کسی که آنها را تربیت کرده2 بدهد3، و اگر مال کسی بوده که آنها را تربیت کرده بعد از تربیت هم مال اوست و می تواند آنها را بکند، ولی باید گودالهایی را که به واسطه کندن درختها پیدا شده پر کند و اجاره زمین را از روزی که درختها را کاشته به صاحب زمین بدهد4 و مالک هم5 می تواند او را مجبور نماید که درختها را بکند و اگر بواسطه کندن درخت6، عیبی در آن پیدا شود7، باید تفاوت قیمت آن را به صاحب درخت بدهد8 و نمی تواند او را مجبور کند که با اجاره یا بدون اجاره، درخت را در زمین باقی بگذارد.
1- گلپایگانی، صافی: بنابر احتیاط لازم معامله باطل است...
اراکی، فاضل: بنابر احتیاط واجب معامله باطل است...
نوری: بنابر أقوی صحیح است. [پایان مسأله]
بهجت: معامله به این صورت باطل است، ولی در صورت توافق طرفین می توان همین نتیجه را با صلح و یا اجاره به دست آورد. [پایان مسأله]
مکارم، سبحانی: در صورتی که تمام جهات را روشن کنند معامله صحیح است، هر چند مساقات نامیده نمی شود. [پایان مسأله]
وحید: این معامله که آن را مغارسه گویند باطل است ...
2- گلپایگانی، صافی: اگر به امر او کار کرده...
3- فاضل: مشروط بر آن که از مقدار قرار داد بیشتر نباشد...
زنجانی: مگر در دو صورتی که در مسأله پیش گذشت...
اراکی: بنابر احتیاط واجب باید نسبت به مزد کسی که آنها را تربیت کرده، با هم مصالحه کنند مگر در صورتی که به امر و درخواست صاحب زمین به تربیت درختها پرداخته باشد...
وحید: مگر این که اجرت بیشتر از سهمی باشد که برای عامل معین شده که در این صورت لزوم دادن زیادی محلّ اشکال و احتیاط در صلح است ...
4- فاضل: مشروط بر آنکه از مقدار قرارداد بیشتر نباشد...
وحید: مگر این که اجاره زمین از سهمی که از تربیت درختها برای مالک معین شده بیشتر باشد ، که در این صورت لزوم دادن زاید محلّ اشکال و احوط صلح است. و مالک هم می تواند او را ملزم نماید که درختها را بکند ، و اگر به واسطه کندن درخت عیبی در آن پیدا شود چیزی بر صاحب زمین نیست ، ولی اگر خود صاحب زمین درختها را بکند و عیبی در آنها پیدا شود ، باید تفاوت قیمت آنها را به صاحب درخت بدهد و صاحب درخت نمی تواند او را ملزم کند که ـ با اجاره یا بدون اجاره ـ درخت را در زمین باقی بگذارد ، و همچنین صاحب زمین نمی تواند صاحب درختها را ملزم نماید که ـ با اجاره یا بدون اجاره ـ درختها در زمین او بماند.
5- اراکی: در بعضی از موارد...
6- اراکی: توسط او...
7- خوئی، تبریزی: چیزی بر صاحب زمین نیست، بلی اگر خود صاحب زمین درختها را بکند و عیبی در آن پیدا شود، باید تفاوت قیمت آن را به صاحب درخت بدهد و صاحب درخت نمی تواند او را مجبور کند که با اجاره، یا بدون اجاره، درخت را در زمین باقی بگذارد، و همچنین صاحب زمین نمیتواند صاحب درختها را مجبور نماید که با اجاره یا بدون اجاره درختها در زمین او بماند.
8- زنجانی: و صاحب درخت یا صاحب زمین نمی تواند دیگری را مجبور کند که با اجاره یا بدون اجاره، درخت را در زمین باقی بگذارد.
گلپایگانی، صافی: اگر مالک آن را کنده باشد، باید تفاوت قیمت آن را به صاحب درخت بدهد و هیچ کدام نمی تواند دیگری را مجبور نماید که با اجاره یا بدون اجاره، درخت را در زمین باقی بگذارد.
*****
سیستانی: مسأله- مغارسه آن است که زمینی را به دیگری واگذار کند که درآن درخت بکارد و آنچه عمل می آید مال هر دو باشد، و این معامله صحیح است هر چند احتیاط در ترک آن است، ولی برای رسیدن به نیتجه آن می توان معامله ای را انجام داد که بی اشکال صحیح است، مثلاً دو طرف به این نحو با هم صلح و سازش کنند یا اینکه در نهالها با هم شریک شوند، سپس باغبان خود را به مالک زمین برای کاشتن و تربیت و آبیاری سهم او در مدت زمانی معیّن به نصف منافع زمین در آن مدّت اجاره دهد.
مظاهری: مسأله- اگر زمینی را به دیگری واگذار کند که در آن درخت بکارد و آنچه عمل میآید مال هر دو باشد معامله صحیح است، البته نه با عقد مساقات، بلکه یک عقد مستقلّی است که باید هر دو پایبند به آن باشند.
مسأئل اختصاصی
بهجت: مسأله 1789- اگر عقد مساقات باطل باشد درختهای غرس شده ملک کسی است که نهالها از آن او بوده، پس اگر مال مالک بوده، عامل اجرة المثل می برد و گرنه مال کسی است که آنها را کاشته است، ولی صاحب زمین هم حقّ کندن آنها را دارد، و در صورت کندن باید خساراتی را که بر درختها وارد شده به صاحب درخت بدهد، و در صورتی که مالک نمی دانست عقد مساقات باطل بوده، می تواند اجرت زمین از اوّل تا آخر، یا تا زمان کندن درختها و نیز اجرت پرکردن گودالها را که در اثر کندن درختها ایجاد می شود، از صاحب درخت بگیرد، ولی نمی تواند صاحب درخت را مجبور کند که آنها را نکند و به او بفروشد، و همچنین صاحب درخت حقّ ندارد که مالک زمین را مجبور کند که اجازه دهد درختها در زمین باقی بماند و تنها اجرت زمین را بگیرد.
سبحانی: مسأله 1893- ممکن است طرف قرارداد در مساقات متعدّد باشد یعنی صاحب باغ آن را در اختیار چند نفر بگذارد و با آنها قرارداد مساقات ببندد.
مظاهری: مسأله 1811- دو نفری که مساقات کردهاند اگر بفهمند که معامله مساقات باطل است، پس اگر درختها مال صاحب زمین بوده، بعد از تربیت هم مال اوست و باید مزد کسی که آنها را تربیت کرده بدهد، و اگر مال کسی بوده که آنها را تربیت کرده بعد از تربیت هم مال اوست و میتواند آنها را بکند، ولی باید گودالهایی را که به واسطه کندن درختها پیدا شده پر کند و اجاره زمین را از روزی که درختها را کاشته به صاحب زمین بدهد، ولی صاحب زمین نمیتواند او را مجبور نماید که درختها را بکند و فقط میتواند اجاره زمین را بگیرد.
مظاهری: مسأله 1812- اگر مالک، درختها را به کسی بدهد که آنها را آب دهد و تربیت کند و مبلغ ده هزار تومان - مثلاً - به او بدهد، یا استفاده درختها مال او باشد و او ده هزار تومان به مالک بدهد، معامله صحیح است گرچه مساقات نیست.
مظاهری: مسأله 1813 درختها در دست کسی که آنها را آبیاری و تربیت میکند امانت است و اگر تلف شود ضامن نیست، ولی اگر در تربیت و آبیاری آنها کوتاهی کند و یا به شرایطی که گفته شد عمل نکرده باشد ضامن است.
1- خوئی، سیستانی، وحید: احکام مساقات و مغارسه