گفت وگوی تابناک با حسین جابری انصاری/دستیار ارشد وزیر خارجه/بخش نخست؛
آیا خاورمیانه در آستانه تحولات بزرگ قرار دارد؟/ جابری انصاری؛ تغییر در تاکتیک ها ضروری است/ در صورت لزوم، باید استراتژی منطقه ای مان را تغییر دهیم
چندی پیش، گروه بین الملل سایت تابناک با حسین جابری انصاری، دستیار ارشد وزیر امور خارجه در امور ویژه سیاسی و مذاکره کننده ارشد ایران در امور سوریه به گفت وگو پرداخت. دیپلماتی که علاوه بر آگاهی کامل به جزئیات مسائل و پروندههای مختلف سیاست خارجی کشورمان، تبیین تئوریکِ بی نظیری نیز از واقعیتهای موجود ارائه میدهد. به همین جهت، ترکیب تجربه و نگاه تئوریک و کارشناسانه ایشان به مسائل، گفت وگویی جذاب و در عین حال طولانی را با ایشان به ارمغان آورد.

چندی پیش، گروه بین الملل سایت تابناک با حسین جابری انصاری، دستیار ارشد وزیر امور خارجه در امور ویژه سیاسی و مذاکره کننده ارشد ایران در امور سوریه به گفت وگو پرداخت. دیپلماتی که علاوه بر آگاهی کامل به جزئیات مسائل و پروندههای مختلف سیاست خارجی کشورمان، تبیین تئوریکِ بی نظیری نیز از واقعیتهای موجود ارائه میدهد. به همین جهت، ترکیب تجربه و نگاه تئوریک و کارشناسانه ایشان به مسائل، گفت وگویی جذاب و در عین حال طولانی را با ایشان به ارمغان آورد.
به گزارش «تابناک»؛ این گفت وگوی خواندنی، با تمرکز بر سه محور و موضوع مشخص انجام شده است؛ محور نخست به تحولات منطقه پرداخته و محور دوم به تحولات سیاسی در عراق و لبنان و فلسطین در ماههای گذشته اشاره کرده و در نهایت محور آخر بحث به تحولات سوریه، روند آستانه و آینده شراکت ایران و روسیه در این بحران پرداخته شده است.

آقای دکتر ما در چند ماه اخیر، تحولات زیادی را در خاورمیانه شاهد بودیم؛ از حملۀ موشکی امریکا و متحدین آن به سوریه تا خروج امریکا از برجام و خطراتی که این توافق با آن روبه روست. نتایج انتخابات عراق، اعلام استراتژی جدید امریکا در برابر ایران از سوی وزیر خارجۀ جدید امریکا اعلام شد، رفت و آمدهای دیپلماتیک میان اسرائیل و برخی کشورهای عربی به همراه یکسری سیگنالهایی که ما از طرف روسها داریم دریافت میکنیم، که ممکن است مسکو در قبال ما یک تغییر استراتژی در منطقه و به خصوص در سوریه داشته باشد. این سؤال مطرح میشود که ما با یک وضعیت جدید در خاورمیانه روبه رو نیستیم، اگر هستیم ما باید در این وضعیت جدید چکار بکنیم؟
سیاست اساسا و روابط بین الملل پدیدهای پویاست، نه ایستا و ما دایما در حال تغییر و تحولات پی در پی در پدیدههای سیاسی و روابط بین الملل هستیم. در یک مقاطعی البته تغیرات نقطۀ عطفی اتفاق میافتد که دقیقا با تعبیر نقطۀ عطف از آنها یاد میشود. این که آیا تحولاتی که در جریان هست از جمله برخی از نکاتی که شما در سؤالتان به آنها اشاره کردید، به معنای یک نقطۀ عطف و شروع یک مرحلۀ جدید هست یا نه، شاید پاسخ دقیقتر به آن هنوز زود باشد، ولی اجمالا بخش مهمی از مطالبی که شما اشاره کردید در سیر طبیعی تحولات در حال وقوع است؛ مثلا برگزاری انتخابات در لبنان یا انتخابات در عراق و نتایج آن الزاما به معنای یک نقطۀ عطف یا تحول خارج از چارچوبۀ عادیتر تحولات نمیتواند تفسیر شود.
شاخصهایی از سؤال شما که مرتبط با تغییرات در سیاست خارجۀ امریکاست هم، یک سال یا بیش از یک سال است که آغاز شده و الزاما باز به معنای نقطۀ عطفی نمی تواند مورد توجه قرار گیرد. در مجموع می خواهم این طور بگویم که منطقۀ پیرامونی ما و محیط پیرامونی ما و حوزۀ نخست سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران دستخوش تحولاتی است که برخی از آن تحولات عادی و برخی از آنها از استعداد تبدیل شدن به تحولات خاص، ویژه و نقطۀ عطفی برخوردار هستند. این ضروری می کند بیش از همیشه هوشیاری جمهوری اسلامی ایران را و توجه به مجموعه این تحولات و آمادگی برای اتخاذ تاکتیک های مناسب و منطبق با این تحولات.
ولی من همچنان معتقدم این سریال تحولاتی که شما اشاره کردید، به معنای یک نقطه عطف در تحولات منطقهای نیست. ولی این برداشت به معنای هشیار نبودن و بی توجهی به تغییرات و تحولاتی نیست که بخش مهمی از آنها تحولات عادی است، اما به هر حال نتایج و تبعاتی دارد. نمی خواهم از اهمیت موضوع کم کنم، به این معنا که ما باید در برابر مجموع تحولات سیاست هایی را اتخاذ کنیم که منافع جمهوری اسلامی ایران را بتواند بیشتر تأمین کند. این یک اصل ثابت در سیاست خارجی است و برای جمهوری اسلامی ایران این اصل به دلایل مختلفی از ضرورت بیشتر و فوریت بیشتری برخوردار است. از جمله اینکه ما با تعدادی از بازیگران بین المللی رویارو هستیم و همینطور بازیگران منطقهای که این یک وضعیت خاص را برای ایران ایجاد می کند. نکتۀ دومی که فوریت و ضرورت این مسأله را تأکید می کند، محیط پرتحول پیرامونی ماست که به ویژه از هنگامی که پدیده ای به نام انقلاب های عربی نامیده شد، سرعت و عمق تحولات به شکل مستمر و دنباله داری بیش از حالت عادی دهه های گذشته در حال وقوع است.
این دو عنصر یک موضع و رابطۀ خاص ایران با برخی از بازیگران منطقه ای و بین المللی و محیط پر از تحول و تغییرات عمیق و سریع در پیرامون جمهوری اسلامی ایران، به طور خاص در منطقۀ عربی که در دورۀ حدود یک دهۀ اخیر ایجاد شده است، هر دو ضرورت توجه به تغییرات و اتخاذ تاکتیک های مناسب با مجموعه این تحولات را برای ما حیاتی تر می کند تا سایر بازیگرانی که یا در محیطی دورتر از محیط پیرامونی ما فعالیت می کنند و به همین نسبت کمتر تحت تأثیر این تغییرات سریع هستند یا وضعیت روابط بین المللی آنها و ارتباط آنها در ارتباط با بازیگران منطقهای و بین المللی دیگر متفاوت از وضعیت و رابطۀ ماست.
من البته حکم قاطع ندادم، پاسخم این بود که هنوز زود است، قضاوت کنیم، این تحولات نقطۀ عطف جدید است یا نه و ریزتر پاسخم این بود که برخی از تحولاتی که اشاره کردید تحولات نقطۀ عطفی نیست، برخی از آنها از استعداد تبدیل شدن به نقطۀ عطف برخوردارند؛ بنابراین پاسخ من دقیق این نبود که نقطۀ عطف نیست، گفتم هنوز زود است قضاوت کنیم و برخی تحولات از قبیل: انتخابات ها را من خیلی تحول غیرقاعده و خارج از چارچوب روندهای قابل پیش بینی در جریان نمی بینم. اما اینکه نقطۀ عطف چیست، باید گفت، نقطۀ عطف های منطقهای و بین المللی معمولا به لحظاتی گفته می شود که ویژگی روندو تحولات قبل و بعد از آن کاملا متفاوت می شود.
در سطح بین المللی یکی از نقطه عطف های بین المللی در دورۀ معاصر، فروپاشی اتحاد جماهیر شوروری سابق است و پایان دوقطبی جهانی و جنگ سرد. این یک نقطۀ عطفی بود که در تمام مسائل بین المللی و روابط بین المللی اثرات خودش را نشان داد. در منطقه ما در سطح منطقهای، اگر منطقه غرب و جنوبمان، منطقۀ عربی را از مفهوم منطقه مراد بکنیم، آنچه به نام انقلابهای عربی نامیده شد، یک نقطۀ عطف بود. ولی از سوی بازیگران درون کشورهای عربی و منطقهای و بین المللی بسیار تلاش شد که با تحمیل یک عقبگرد در عرصۀ واقعی تحولات، در حقیقت از نقطه عطف بودن بیفتد یا نقطه عطف بودن آن تثبیت نشود.
من البته همچنان معتقدم به رغم تلاشهایی که شد، کمابیش همچنان می شود انقلاب های عربی را به عنوان نقطۀ عطف در این منطقۀ پیرامونی ما لحاظ کرد؛ به معنای اینکه مسائل بعد از این نقطۀ عطف با قبل آن بسیار متفاوت بوده و بسیار تغییر کرده است. اما اینکه آیا هم اکنون تحولاتی که در حال اتفاق افتادن است، می تواند شروع یک نقطۀ عطف در منطقۀ ما باشد یا نه، باید گفت، برخی از این تحولات این گونه نیست، چون برخی می تواند در صورتی که منجر به اتفاقات جدیدی شده و تثبیت شود بعدها درباره آن بگوییم که این نقطۀ عطف اتفاق افتاد.
اینکه من می گویم تغییرات تاکتیکی، برای این است که تغییرات تاکتیکی زودتر اتفاق می افتد. به هیچ وجه نمی شود گفت، استراتژیها همیشه ثابت می مانند. طبیعی است اگر تحولات در حال وقوع نقطۀ عطفی باشد، هیچ چارهای جز برخی تغییر رویکردها و استراتژی ها هم وجود ندارد. این انتخاب بازیگران نیست، اجبار واقعیت است که اتفاق می افتد. اما یک اصل ثابت است که برای کشورها اهداف معمولا در بازه های زمانی طولانی مدت ثابت می ماند. حتی در دورههای مختلفِ نظام های مختلف سیاسی، برخی اهداف سیاست خارجی ثابت می ماند و برخی از آنها تکمیل و یا اصلاح و دچار تحولاتی می شود؛ بنابراین عنصر ثابت تر در روابط بین الملل و در سیاست خارجی ما هم بیشتر هدف گیری هاست. استراتژیها هم در نقاط عطف ها دچار تحول می شود.
با این حال، یک امر قطعی است. در پایین ترین سطح ما سه گانۀ هدف گیری، طراحی استراتژی و طراحی تاکتیک ها را داریم؛ هرچند تغییر در هدف گیری ها کمتر و با فاصلۀ زمانی طولانی اتفاق بیفتد، ولی باز اتفاق می افتد. یعنی حتی در اهداف کشورها هم این گونه نیست که یک امر ثابت همیشگی باشد. در اهداف کشورها و از جمله جمهوی اسلامی ایران گاه تغییراتی اتفاق میافتد. در سطح دوم که سطح استراتژی است، یک مقدار سطح هدف گیری پایین تر است، ولی به هر حال تغییر در استراتژی ها، روزانه و سالانه نیست. شاید ده، بیست سال یک چارچوب استراتژی ثابت بماند، اما باز این هم دچار تحول می شود.
بر اساس تحول محیط پیرامونی و اصل ثابتی که گفتیم، اصل این است که سیاست خارجی امری پویاست و نه یک امر ایستا؛ اما در پایینترین سطح که سطح تاکتیک هاست، تغییر امری قطعی، روزمره و با فاصله های بسیار کوتاه تر است و معمولا کشورهایی که یک سیاست درازمدت و تأثیرگذار و همراه با موفقیت های پی در پی و متراکم دارند، تغییر در هر سه سطح را لحاظ می کنند. به ویژه تغییر در سطح تاکتیکی امری ضروری، قطعی و مثل نان شب است، حتی روزانه و ماهانه است و گاهی مستمر اتفاق می افتد.
اگر بازیگری در سطح پایین که تاکتیک هاست تحجر داشته باشد، بالاترین نوع تحجر در سیاست را اعمال می کند و بیشترین صدمات و لطمات را به خودش و نتایج و برآیند بازی خودش وارد می کند. از این جهت در این مقدمۀ تئوریکی و مفهومی که صحبت می کنیم این مطلب روشن است که برخی استراتژیها هم نیاز به تغییر پیدا می کند؛ بنابراین، اگر با نقطۀ عطف و تحولات نقطۀ عطفی مواجه باشیم، باید تغییر استراتژی بدهیم. با این حال، تغییرات، تاکتیکی مستمر و پی در پی است و تحجر ورزیدن یعنی در خطر قرار دادن منافع کشور.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
کلی گویی بود. هیچ چیزی خاص ایران در آن نبود. همه این حرف ها را در مورد هر کشور دیگر می توان گفت. یه جوری نشان می دهد که در جلسات تصمیم گیری و اتخاذ راهبرد و ... در مملکتمان هم چگونه کلی گویی می شود و خود را صاحب فضل نشان می دهند و هیچ تصمیم عالمانه و جدی گرفته نمی شود.
متاسفانه تعداد افرادی که کامنت گذاشته اند از محتوای صحبت های آقای انصاری فاصله دارند . زیرا آقای انصاری در خصوص اهداف ، استراتژی ، تاکتیک ها صحبت کردند که ماهیت اینها موضوعی کمی مطلق نیست بلکه توام با موضوع کیفی است. و خیلی از کامنت ها در سطوح پایین است . ای کاش نمایندگانی که در صدد استیضاح دیپلماسی خارجی کشور هستند با این مفاهیم آشنایی داشتند و درک درست و منطقی از استراتژی و تاکتیک را شیر فهم میشدند و ابروی کمی که برای مجلس مانده را اینگونه به باد فنا نمی سپاردند .
نقطهٔ عطف ،همین است که از شش دهک قشر متوسط جامعهٔ ایران بنا بگفتهٔ خود مسئولان بیش از دو دهک آن به قشر فقیر تبدیل شده است ، این در حالی است که کیان کشورداری بر پایهٔ قشر متوسط استوار است ؟ این مقوله به بحث کارشناسی ،و اصول فلسفهٔ احتماعی نیاز دارد ؟،،،
بابا یکی زودتر سمی، زهری،بخوره مملکت داره از دست میره،
متاسفانه در کشور ما آنان که میدانند نمی توانند و آنان که می توانند نمی خواهند بدانند
سیاست منطقه ای ایران باعث آشتی اسرائیل و عرب ها باهم شد.
از این به بعد در منطقه با اسرائیل مثل یک کشور عادی رفتار می شود.
یعنی اسرائیل و کشورهای عربی باهم رابطه دیپلماتیک و تجاری و اقتصادی و... خواهند داشت.
یعنی اینکه دیگر مساله فلسطین و اسرائیل به شکل قبل نخواهد بود و کم کم همدیگر را تحمل خواهند کرد.
بگذارید من بگویم که نقطه عطف منطقه چیست. نقطه عطف به رسمیت شناخته شدن اسرائیل از طرف عرب هاست و بس.
جنگ اعراب و اسراییل چ ربطی به ملت ایران دارد ؟بودن یا نبودن اسراییل یا فلسطین چه فرقی برای ملت ایران دارد ؟فقط ملت و منافع ملت ایران باید مهم باشد
به مردم ایران هیچ ربطی ندارد و به قول معروف هیچ آبی برای مردم ایران ندارد اما برای عده ای در کشور ما حسابی نان دارد!!!!
با این همه تغییراتی که در منطقه در حال رخ دادن هست ایشون شرایط حال حاضر رو نقطه عطف نمی دونن و قائل به تغییر استراتژی نیستند و فقط حرف از تغییر تلکتیک ها می زنند! امروز عربستان به خاطر قدرت مانوری که داره هر کاری می کنه (قتل خاشقچی از آن جمله) و چون ریش و قیچی رو در اختیار داره، با هیچ عکس العملی از سوی مجامع جهنی روبرو نمی شه. حالا تصور کنید اگه ایران چنین کاری کرده بود و یک تبعه آمریکا رو کشته بود چی می شد! امروز بهترین موقعیت برای تغییر استراتژی ایران هست برای این که نذاره همه چیز فقط روی پاشنه عربستان بچرخه. اما ما هنوز مرگ بر آمریکا می گوییم! امروز روز نقش آفرینی ایران هست برای این که نذاره عربستان از تمامی وقایع به نفع خودش استفاده بکنه اما متاسفانه به دلیل عملکرد ناقص چنین سیاست مدارانی ما از این موقعیت بهره برداری نمی کنیم. جناب جابر انصاری امیدوارم با چنین سیاست ورزی که شما ارائه می کنید،ما خودمون تبدیل به نقطه عطف نشیم.
یعنی 2 راه وجود دارد 1- جنگ که افقش معلوم نیست چه نتیجه ای دارد و کدام طرف پیروز میشود چون ایران کشوری نیست که به آمریکا باج بدهد و به قول مقام معظم رهبری تا خود امریکا دنبالشان میکنیم و مسئله بعد خساراتی است که به کشور وارد میشود که فراتر از هشت سال دفاع مقدس می تواند باشد. 2 - به رسمیت شناختن کشور مستقل فلسطین در مرزهای 1967 و رسمیت دادن به موضوع امنیت و موجودیت رژیم اسرائیل
اما اجرای این 2 راه بدون تجهیز نظامی هر چه بیشتر لبنان سوریه و عراق توسط ایران و روسیه مخصوصا سامانه های S400 اشتباه بسیار خطرناکی است.
حالا که مردم را به خاک سیاه نشوندید باید استراتژی منطقه ای تان را تغییر دهید؟
ایشون به درستی گفته اند که سیاست امری پویاست و نه ایستا، یعنی این که موقعیت سیاسی هر کشور با توجه با منافع فعلی و آتی ملت بر اساس شرایط منطقه ای و جهانی پیوسته در حال تغییر است.
بخدا زیر گرونی داریم له می شویم به داد ما برسید
بنده با کمال احترام در این مورد نظر خاصی ندارم
برجام ۲
جام زهر دیگری در راهه ؟؟؟
سلام. صحبتهای ایشان کاملا متطقی است. اما بیان این حرفهای منطقی وذکر اینکه نیاز به تغییر تاکتیک و یا حتی تغییر راهبرد، وجود دارد در این زمان خاص ممکن است از سوی امریکا به عنوان ثمر بخش شدن تحریم تعبیر شود. لذا این گفته ها باید در زمان مناسبتر مطرح و البته از طرف مسئولان بلند مرتبه کشور پیکیری و اجرایی شوند.
برو آقا ... باز هم که داري لجبازي ميکني
نقطه عطف داداش تشدید بحران سرمایه داری در جهان ،رکود وبیکاریوافزایش شدید اختلاف طبقاتی وبدنبالش تشدید حملات وحشیانه سرمایه داری وبی اعتنایی انها به حقوق انسانها ومحیط زیست وافزایش عملیات خشونت بار وسرکوب وکشتارهادواعدامدها در سیستم های حاکمیتی که در میدان سرمایه وثروت های کلان نفت وگاز وتسلیحات نقش افرینی میکنند می باشند وپیوسته جهان را بسمت یک نبرد وهرج ومرج اتمی سوق میدهند
بله
منظورش غیر مستقیم خروج از سوریه و سازش کردنه
هر تحولی هم بشه چیزی گیر ما نمیاد.
دواممون زیاد میشه
کجای این گفتگو جذاب بود؟! غیر از یک سری کلی گویی های مبهم و بدون راهکار دقیق، گفتگو چیز خاصی نداشت
"مذاکره کننده ارشد ایران در امور سوریه" "تغییر تاکتیک" "تغییر راهبرد" "چه راهبرد یا تاکتیکی باید اتخاذ بکنیم" "اگر با نقطۀ عطف و تحولات نقطۀ عطفی مواجه باشیم، باید تغییر استراتژی بدهیم" ......اینجا چی هستن دارین به خورد ملت میدین جمع کنین برین بررسی کنین ببینین چرا کارگر شهرداری کارت ملیشو گرو گذاشته نانوایی برای چنتا نون ... این بابا تا حالا تو چنین وضعیتی افتاده نه والاه پس از حال ملت میتونه خبردار باشه نه بالله ..
فقط کلی گویی بود!
تیتر مصاحبه می گوید فقط بخش اول منتشر شده لذا برای قضاوت نهایی باید منتظر ادامه مصاحبه بود
همه تحلیل هاتون اینجوریه کهحال و روز ملت اینه
درهفته های گذشته شاخص کل بورس بیش از۳۵۰۰۰ واخدسقوط کرد امروزهم این روندادامه داشت وشاخص کل یا۵۰۰۰ واحدسقوط به میانه کانال۱۵۰ هزارواحدسقوط کرد
واماتیترهای اول روزنامه تخصصی اقتصادی « دنیای اقتصا»در روزشنبه دهم اذر:
تیتراول: عیارضدتورمی دلار۴۲۰۰
تیتردوم : قیمت پرطرفداردربازارملک
تیترسوم: کارنامه دلار درهفته اول اذر
وحال تیتراول روزنامه همشهری : زیان ۵۰ درصدی دلالان دلار!
جالب اینکه دلارفقط چندساعت درمحدوده ۱۹۰۰۰ تومان قرارگرفت وبفرض اینکه همه بقول روزنامه همشهری «دلالان دلار» درسقف قیمت یعنی ۱۹۵۰۰ تومان اقدام به خرید کرده باشند وباتوجه به قیمت امروزدلار که ۱۱۶۰۰ تومان است دلالان عربز ! حداکثربازیان ۴۰ درصدی مواجه خواهندبود نه ۵۰ درصد !!!
اگرصفحه اول بقیه روزنامه هاراهم بگردید هیچ تیتری درمورد ادامه ریزش های سهمگین بورس وزیان سهامدارانش نخواهید یافت
صداوسیماهم درمواقعی که بورس کاهش پیدامیکند صرفادرحد زیرنویس وبدون اشاره به واژه «کاهش» اعلام میکندکه درپایان مهاملات امروز شاخص کل بورس به فلان میزان رسید اماوقتی شاخص رشدکندانراباکلی شاخ وبرگ منعکس میکند
گفتن حقیقت همیشه شاید نتیجه خوشایندی نداشته باشه خیلی تعجب نکنید
كاهش شاخص كل بورس كاملا در ارتباط با سقوط قيمت دلار ( ارز ) ميباشد. صادر كنندگان مواد كانى، صنايع مس و پتروشيمى انتظار داشتند دلارهاى خود را در سامانه نيم أو سنا با قيمت بالاى ١٥٠٠٠ تومان عرضه كنند و حالا كه دلار رسمى به ٨٠٠٠ تومان سقوط كرده طبعا سود شركت هاى يادشده كم شده و شاخص بورس پايين امده است. اين موضوع را بايد به فآل نيك گرفت چون همه ملت از ان منتفع ميشوند.
سقوط قيمت دلار در بازار اظهر من الشمس است با توجه به كاهش مقطعى قيمت دلار به كمتر از ١١٠٠٠ تومان در برخى از صرافى هاى تهران نبايد روى درصد كاهش قيمت خيلى نگران و حساس باشيد.
عادت کرده ایم غیر منعطف باشیم تا جایی که نزدیک به له شدن رسیدیم انوقت
احسنت !! بيچاره مردم ما و جوانان ايران که ميسوزند
ما دوام میاوریم
ما انتخاب کرده ایم که له بشویم
کیفشم بیشتره
مهمترین تحول خاورمیانه برقراری رابطه دوستی میان همه کشورهای آن، لغو روادید بین کشورهای آن و امضای معاهدات تجاری بین کشوهای آن است که این اتفاق به سادگی میتواند روی دهد.
کشور های منطقه چشم به خاک کشور دوخته اند و دور تا دور کشور را گروه های تروریستی محاصره کرده اند
آن وقت میگویید روادید لغو شود و پیمان دوستی ببندیم؟
اين يعني چه؟!!!!!!
هیچ راهی بجز پرهیز از مداهله در امور عرب و اسراییل نداریم. بیخود کشور را در گیر دعوای این دو گروه نابکار کرده ایم و حاصلی بجز تحریم و فرار سرمایه و برچسب تروریسم نداشته ایم. وقت ان است منافع ملت ایران ارجح شود
احسنت دقیقا حق با شماست با سیاستهایی که تا به حال داشتیم فقط ملت ایران زجر و عزاب کشیده ویک روز خوش ندیده
رفتگر کوچه ما از ده سال پيش ميگفت که سياست خارجي ما خيلي اشتباه است !! حالا آقايون داره دوزاريشون ميفته
کلا داشتن سیاست و مجموعه سیاستهائی که دولت های ترکیه ، عربستان و اسرائیل را بهم نزدیک کند ، سیاستی اشتباه میباشد
در مورد کانال انتقال ارز اروپا از اول هم هرگز به ایران هیچ قول و تعهدی نداده بود. این اقای ظریف و تیم سیاست خارجی کشور بود که باز مانند برجام با دادن گزارش نادرست به مردم ایران و مسئولان ایران مانند اینکه تحریمها همگی در یکروز لغو و تمام می شود مردم و مسئولان را دوباره وعده سر خرمن تعهد و قول و قرار اروپا داد. همه حرفی که اروپاییها زدند این بود که تلاش خود را می کنند. و الان هم می بینید که دروغ نگفتند و دارند تلاش خود را می کنند. انهایی که سالها در غرب زندگی و کار کردند می دانند وفتی کسی به شما بگوید تلاشش را خواهد کرد یعنی اینکه 20 درصد هم امیدوار نیست و روش نباید حساب کرد. ولی مثل اینکه اقای ظریف هرگز در غرب زندگی نکرده یا به نفع منافع شغلی او این است که تلاش را تعهد و قول و قرار جا بزند. مانند مدیران اقتصادی که تفاهم نامه سرمایه گذاری امضا می کنند و از ان به عنوان قرارداد نام می برند یا به راحتی اسم هر گونه روابط نزدیک با چین یا روسیه را روابط استراتژیک یا راهبردی نام می برند. در حالیکه رابطه استراتژیک تعریف خود را دارد و هرگز و هرگز روابط ایران با چین و حتی روسیه را نمی توان استراتژیک نامید. یاد معاون اقای اخوندی در خرید هواپیما بخیر که می فرمود انقدر ما خوب چانه زدیم که ایرباس قبول کرده غلاوه بر فاینانس همه هواپیما ها یک هواپیمای مجانی هم به ما بدهد! مانند برخی تبلیغات در غرب که یکی بخر دو تا ببر! و البته هیچکس هم از این مدیران برای انحراف افکار عمومی و مسئولان داخلی بازخواست نمی کند و این میشود دلیل که انها همچنان به این گزارشهای اشتباه ادامه می دهند.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.