صالح زمانی
اجمالی در ابعاد انقلاب دوم
1ـ انقلاب دوم عنوان شناخته شده‌ای در تاریخ انقلاب اسلامی ایران است که واکاوی در باب این اصطلاح از الزامات سیاسی عصر ما به شمار می‌آید. این که در این حادثه اثرگذار در تاریخ سیاسی معاصر ایران، چه اتفاقاتی افتاده و چه افرادی از راهبران اصلی این جریان بودند، مورد بحث این یادداشت نیست؛ هرچند توجه به ظرافت‌های تاریخی که زمینه ساز این حرکت مردمی و انقلابی شد، می‌تواند جنبه‌هایی ناشناخته تر و همین طور جذابتر از این موضوع ارایه دهد.
2 ـ اما مسئله اساسی پیرامون این است که به چه صورت با گذشت کمتر از یک سال از پیروزی انقلاب اسلامی با حرکتی روبه رو می‌شویم که حضرت امام از آن با نام «انقلاب دوم» یاد می‌کنند. آنچه در ادبیات سیاسی در زیر مفهوم انقلاب پیگیری می‌شود، دارای ویژگی‌ها و نکته‌های جامعه شناختی و سیاسی گوناگونی است. اگر کمی در نظام تعاریف انقلاب‌های سیاسی با مسامحه برخورد کنیم، درمی یابیم توجه به یک «حرکت جمعی» و «تغییرات بنیادین در ساختار» از مشترکات مفهومی در تعریف انقلاب است. بنا بر استناد به همین دو وجه ممیز انقلاب از دیگر حرکت‌های سیاسی همچون جنبش‌های اجتماعی و بعضا حرکت‌های پوپولیستی فاقد هدف، زمینه مناسبی فراهم می‌شود تا تسخیر لانه جاسوسی را از نگاهی واقع بینانه تر به سطح تحلیل عقلانی فراخوانیم.
3ـ اساسا وضعیت جامعه‌ای که مدت زیادی از یک انقلاب همه جانبه در آن نمی‌گذرد، بستر مناسبی برای رخ دادن هرگونه اتفاقی نادر در تاریخ است و در هر حال، فضای اجتماعی آماده پذیرش بحران‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی است. از همین رو، تقویت دیدگاه‌های ضدآمرکایی، نه صرفا به عنوان رویارویی سیاسی با یک کشور در حوزه بین الملل که به عنوان نمادی آشکار از امپریالیسم و استکبار جهانی در سال‌های پس از انقلاب حقیقتی بود که به نوعی با جنبه‌های ایدئولوژیک درهم آمیخته بود و اوضاعی را فراهم می‌ساخت که اولا روحیه انقلابی و ظلم ستیزانه مردم، فارغ از هرگونه تحریک سیاسی همچنان نگه داشته شود و ثانیا زمینه ای را فراهم کند که هم نوید بخش تداوم در حرکت انقلاب اسلامی باشد و هم اعلام کند انقلاب هنوز زنده است و در پی دگرگونی در ساخت‌های دست نخورده است.
4 ـ آبشخور مفهوم «حرکت جمعی» در جریان تسخیر لانه جاسوسی، دقیقا به همین نگاه سیاسی بازمی‌گردد، به گونه‌ای که اشغال سفارت آمریکا در تهران، نشانه‌ای از حرکت مردمی و ضدآمریکایی بود که در بسیاری از کشورهای دیگر، به ویژه کشورهای اسلامی، سبب تغییر نگرش‌ها و باورهای سیاسی منفعلانه در برابر نیروهای استکباری شد.
بنابراین، در راستای همین حرکت بود که امام فرمودند: «عمده این است که این خوف‌هایی که اینها ایجاد کردند در دل ملت ها، این شکسته شود... ارزش این عمل، این است که شکسته شد آن بت بزرگی که برای ملت‌ها تراشیده بودند.»
5 ـ دیدگاه این حرکت جمعی این بود که در سال‌های پیش از انقلاب و در دوران حیات رژیم، ایالات متحده، مهمترین اشغالگر فضای سیاسی ایران بوده و دیگر سازش و برقراری ارتباط سیاسی یک جامعه انقلابی و مکتبی با چنین کشوری، عملا سازگاری منطقی ندارد. در واقع، انقلاب دوم، مکمل و استحکام بخش پایه‌های انقلاب اسلامی بود و اهمیت اساسی در این موارد بود که امام از آن با نام «انقلاب دوم» یاد کردند.
6 ـ به رغم نگاه برخی افراد که این حادثه را به «طغیان نخبگان سیاسی» که همان مجموعه دانشجویان خط امام بودند، تعبیر می‌کنند، باید تأکید کنیم که این نگاه تفاوت‌های برجسته‌ای با روند واقعی حوادث دارد. سیزدهم آبان، حرکتی منطقی و اصولی و از پیش تعیین شده‌ای بود که در پی سخنان حضرت امام در هفتم آبان 1358و در ضمن آمادگی بدنه اجتماعی برای نشان دادن واکنش به سخنان ایشان به صورت یک حرکت جمعی سامان یافت. دلایل تاریخی گوناگون، از جمله اظهارات برخی مقامات سیاسی دولت وقت ایالات متحده و همین طور مسئولان سفارت نسبت به حضور و مشارکت مردم در تسخیر لانه جاسوسی هم هست که می‌تواند مدعای خوبی برای اثبات فرمول حرکت جمعی در جریان انقلاب دوم باشد.
7 ـ نکته دیگر به «تغییرات بنیادین در ساختارها» بازمی‌گردد که در جریان تسخیر لانه جاسوسی، آخرین حلقه از دگرگونی‌های سیاسی در جریان انقلاب اسلامی به وقوع پیوست. فاصله نسبتا کوتاه این حادثه در تهران و استعفای دولت موقت، زمینه ای مناسب برای تغییرات اساسی فراهم ساخت. حضور نیروهای اعتمادناپذیر که در رئوس مسئولیت‌های سیاسی در جمهوری اسلامی، مشغول به فعالیت بودند و بعضا ارتباطات مشکوک نخست وزیر وقت با برخی مقامات آمریکا، شرایطی را پدید می آورد که ممکن بود جامعه انقلابی به خاطر غفلت انقلابیون و دشمنی نیروهای استکباری به یک باره سقوط کند و میراث مردمی ترین انقلاب تاریخ سیاسی ایران به تاراج برود.
اما این ایمان به ضرورت بی‌چون و چرای تغییرات بنیادین در نگاه سیاسی و عملگرای امام بود که حتی ماه‌ها پس از انقلاب هم آن را رها نکردند و همواره خطر دشمنان ایران را گوشزد می‌فرمودند و آخرین مرحله از تصفیه سیاسی و پاک سازی کشور از زیر سلطه مستکبران در این روز تاریخی و پرافتخار ملت ایران سامان گرفت.
8 ـ سیزدهم آبان، سرآغاز حادثه‌ای بود که انقلاب را در راه اصولی خود قرار داد و انقلابیون با رهبری خردمندانه امام و پیشگامی دانشجویان بیدار، روزهای جدیدی را در روند انقلاب آغاز کردند. این حرکت بی نظیر در تاریخ ایران هم به تغییرات در ساختارهای سیاسی منجر شد و هم سبب تداوم حضور مردم در جریان انقلاب بود که تا به امروز، تکیه بر همین عنصر «حرکت جمعی» در جمهوری اسلامی است که توانسته از بنیان‌های انقلاب اسلامی حفاظت کند.
پس به نظر می‌رسد اطلاق اصطلاح «انقلاب دوم» به تسخیر لانه جاسوسی در ایران، مفهومی کاملا منطقی و بجاست، چراکه این حادثه هم ویژگی‌های انقلاب را در خود دارد و هم کارکردهای یک انقلاب سیاسی را به دوش می‌کشد. بی شک، با وجود موارد مطرح شده، دلایل متعددی هم هست که انقلاب دوم، مهم تر از انقلاب اسلامی در سال57 برشمرده شده است؛ از جمله این که عمر سازش سیاسی به سر رسید و درجه خلوص انقلاب اسلامی در این مرحله تکمیل شد.
امام راحل این حرکت تاریخی را تأیید فرمودند و آن را دارای اثرات فراوانی برای ملت ایران دانستند؛ پس بر ماست که امروز پس از گذشت بیش از دو دهه از آن حادثه، همواره مدافع ایدئولوژی انقلابی و آرمان‌های واقعی و البته بی‌ریای امام باشیم.

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

نظرسنجیآرشیو
نظرسنجی
پربازدیدترین عناوین