یادداشت خیابانی برای مهاجرت مزدک میرزایی

معمولا غیر از آنچه لازم باشد حرف دیگری نمیزنم و به فضای نت و مجازی هم اصلا وارد نمیشوم. یا کتاب میخوانم. یا کتاب و مقاله مینویسم و یا درباره تاریخ کشورم میخوانم و فیلم خودم درباره تاریخ مستند ورزش ایران را تدوین میکنم و این کاری است که در ۱۰ سال گذشته مدام مشغولم کرده و در کنارش درس هم میخوانم. وقتی تدریس هم میکنم باز هم یاد میگیرم و در ماه چند تا فوتبال هم گزارش میکنم و کار دیگری نیست که انجام دهم.
چرا مینویسم؟ برای مزدک. دوست خوب و قدیمی و عزیزم. راستش هیچ اطلاعی از مزدک ندارم و نمیدانم کجاست. حقی هم برای اظهار نظر ندارم، چون اگر هم میدانستم معمولا درباره هیچکسی قضاوت نکرده و نمیکنم، چون هر انسانی مختار است آنگونه که خودش دوست دارد تصمیم بگیرد و زندگی کند. فقط میتوانم برای مزدک عزیزم آرزوی موفقیت کنم.
مزدک، دوست خوب من بود که از ایران رفت، چند روز پیش فکر کردم که کاش نمیرفت و سختیهای اینجا را تحمل میکرد، اما این به من مربوط نیست. او آنگونه که دوست داشته عمل کرده و در این راه مختار است. او در بین ما بهترین بود. با ادب بود. دروغ نمیگفت:. توانا بود. با دانش بود. تمیز و سالم بود. محترم بود و طوری رفتار میکرد که همه را وادار به احترام میکرد لذا تصور میکنم حق ندارم به جای او بیاندیشم. همین دو سه ماه قبل بود که در باره فیلم مستندش که در ایران میساخت با او همراه شده بودم و آن گفتگو آخرین باری بود که دیدمش. دلم میخواهد سختیهای زندگی او برطرف بشود، زیرا او لایق بهترین هاست. همانطور که عادل هم هست. همانگونه که پیمان هم هست و محمدرضا هم.
از ته دلم مینویسم که همه مردم ایران لایق بهترینها هستند و نباید با این همه سختی زندگی کنند. برای من هم در اینجا کار کردن، خیلی سخت است. کار که نه، چه کاری؟ ما کاری نداریم. همه به نوعی بیکاریم. دو تا گزارش در ماه که نشد کار. اگر این سینما و فوتبال هم نبود واقعا در انزوایی عجیب و گوشه نشینی و سکوت میمردم. این گزارش و فوتبال است که زنده نگاهم داشته و گرم هستم به همین عشق وگرنه باید همین الان سرمایی سوزان در همین تابستان تمام تنم را بگیرد و یخ بزنم و فنا بشوم، چون نیستم.
پارسال در همین روزها بود که مزدک با آن آرامش همیشگی و در عین حال با شکوه و قدرتش فینال جام جهانی را گزارش کرد و من همیشه از او میآموختم. اینکه میگویند مزدک شاگرد من بوده و تحت نظر من گزارشگر شده کاملا اشتباه است. من خودم هنوز هم شاگردم. تنها کاری که کردم جوانهای عاشقی مثل عادل و مزدک را به جلوی دوربین و پشت میکروفون بردم تا همه ببینند که جوانان ما چقدر با استعدادند. بعد از آن خودشان بودند که هنرنمایی کردند و من هنوز هم از آنها یاد میگیرم.
خواستم بنویسم که مزدک حیف شد و نوشتم، اما نه این اشتباه است، مزدک عزیز من حیف نشد. سازمان من است که حیف میشود و نیروهایش را یکی یکی از دست میدهد و حیف و حیفتر میشود. من عاشق این سازمانم. سازمانی که مرا ساخته و مشهورم کرده. هرگز این سازمان را از یاد نخواهم برد. سازمانی که باید متعلق به سرزمین و مردمش باشد. من هم کارمند معمولی این سازمانم که با این همه مدرک تحصیلی و ۳۰ سال سابقه و هزاران ساعت گزارش و اجرا و تجربه، الان بیکارم و مثل مزدک و بقیه همکارانم و مثل همه مردم کشورم سعی کرده ام سالم باشم و با شرافت زندگی کنم. دوست داشتم برای سازمانم بیشتر و بیشتر کار کنم؛ نه در جوانی و خامی بلکه الان که تجربه و هزاران ساعت بیداری و مطالعه داشته ام. دهها و صدها نفر از همکاران من در سازمان همین قصه را دارند که من دارم و مزدک داشت.
واقعا حیف نه از مزدک، حیف از اینکه سازمان من قدر او را ندانست. به پول و ثروت آدم هم مربوط نیست، بعضی نفرات هستند که خیلی نفرند. مزدک هم فقط یک نفر نبود. او چند نفر بود. چند نفری که خیلی هم با سواد بود. او کار خود را عاشقانه دوست داشت. پارسال که در یک مسابقه در جام ملتهای آسیا به شبکه ورزش و برنامه فوتبال آسیایی آمد به شهاب قاسمی گفتم به حرکات و کلام مزدک دقت کن. مزدک یک گزارشگر تمام عیار بود. همیشه بهترین جملات را داشت. کوتاه و سنجیده حرف میزد. به موقع و با استناد به تاریخ گزارشش.
شاید دلم میخواست مزدک قبل از مهاجرت با من مشورت میکرد، اما حتما خودش کاری کرده که دوست میداشته پس قضاوتش نکنیم. اما کاش مزدک از طرف سازمان حمایت میشد. البته این هم قضاوت است، چون اصلا نمیدانم که مزدک چرا رفت و نمیدانم قرار است چه کند؟ دوست دارم هر جا که هست همانی بشود که خودش دلش میخواهد بشود.
مزدک که رفت تا با امیدواری به توانایی هایش امیدوار بماند. فرقی نمیکند در کجا. همین که در کنار خانواده اش شاد باشد همانجا هم خوب است. حالا ما بقیه را امیدوار نگاه داریم و نگذاریم که غمگین باشند. این وظیفه من است. وظیفه تو. وظیفه ما …
یادداشت جواد خیابانی گزارشگر شبکه سه برای مهاجرت همکارش مزدک میرزایی به انگلیس
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
مزدک کاری را کرد که باید میکرد.
خوشبحالیش کاش در رفتن برای همه باز بود قطعا همه میرفتند
به نظرمن یک ایرانی غیرتمندهیچ وقت کارکردن برای یک شبکه ی ضدایرانی رانمی پذیرد
این ادم فقط تو گزارشهاش چرت و پرت نمی گه همیشه همین بوده . الان یک ملت از دست گزارشای تو راحت شدند هنوز می خوای بعنوان با تجربه تا اخر عمر مردم رو دق بدی
دستت درد نکند که حق دوستی را بخوبی بجا آوردی.
مردم رفتن امثال مزدک میرزایی را درک می کنند
دمت گرم مردو
"بعضی نفرات هستند که خیلی نفرند"
سلام اقای خیابانی .... با اینهمه چطوری یا نه ؟
سلام در این تحلیل تناقض وجود دارد متاسفانه.
كم گوي گزيده گوي
برجام چگونه به كمارفته است .صداوسيمانيزخيلي وقته كه جنازش مانده است.
باعث وبانيش لعنت
آقای پروفسور از آْل اشپورت چه خبر
چقدر مودبانه و محترمانه نوشته
خیابانی مرد ادب واخلاق اسوه ای برای جوانان ماست
سلام
کاشکی برگردی آقا مزدک
مرگ بر انگلیس مردک خوار
بسیار خوب حق مطلب را ادا کردید.
خوب کاری کرد رفت
جواد خیابانی ممنون از این درد و دل دوستانه
این که مزدک میرزایی به شبکه دیگری رفته به نظر بنده که هوادار فوتبال هستم و یک انسان کار درستی انجام داده
. احساسی برخورد نکنیم و او را به خیانت متهم نکنیم.
اگرچه قضاوت سخت هست ، ولی قیمت پشت کردن به وطن آن هم در روزهای سخت کنونی چقدر پایین آمده . خیلی افراد هستن که با وجود سختی در زندگی ، معنای خارج نشین شدن اقشار خاصی که با پول مردم به جایی رسیده اند را درک نمی کنند و بهت زده نظاره گر اخبار افراد خارج نشین اند !
اقای خیابانی خیلی قشنگ وبا ادب نوشتی خداوند امثال شمارا برای این مرز بوم نگهدارد ولی وقتی یک سازمان یا دانشکاهی از جیب ملت یک نیروی با استعداد تحویل جامعه می ده ان نیروی عزیز نباید تمام داشتهایش که بخشی از انهم متعلق به ملتش است به بیکانکان که به خون این ملت مظلوم بخاطر حفظ استقلال کشورش تشنه هستن بفروشد
بسيار عالي بود . ظاهراً ديگر زندگي شرافتمندانه خريداري ندارد . بايد اختلاس كرد ، دزديد ، ريا كرد و سر خلق الله را كلاه گذاشت .
عالي بود آقاي خياباني
اگر جراتش را داشت ایکاش نامه ای هم به فروغی مدیر شبکه سه می نوشت و از علت اینگونه رفتار با همکاران سازمانش می پرسید.
درود بر خیابانی وروح لطیف ومهربانش..
مهاجرت یا خیانت ؟
کاملا اشتباه میکنی
انصافا خیلی زیبا و متین نوشته
احسنت به آقای خیابانی
جواد جان آن قدر از مزدک تعریف کردی که ما هم شوق رفتن پیدا کردیم!
آفرین آفرین آفرین این نوشتار یک نوشتار سالم و روحیه بخش و کاملا انسانی به معنای واقعی است. بعنوان یک مدرس دانشگاه به سهم خود از نوشتار خیلی یاد گرفتم. ممنونم آقای خیابانی
بسیار زیبا ؛ بسیار منطقی ؛ سپاس جناب آقای خیابانی عزیز
دمت گرم.
فعلا که بت تهمت بهش میخوان خرابش کنن.
با سلام همیشه اخلاق وادب و متانت و عرق ملی و وطن دوستی و مردم دوستی جواد خیابانی عزیز برایم دوست داشتنی و الگو بوده
جمع کنید بخار شکمتان زیاد شده هوا برتان داشته
این همه مدرک تحصیلی و ۳۰ سال سابقه که خیابانی گفتی که گل گفتی لذا وقت بازنشستگی ات است
تو لایق مدیریت شبکه 3 هستی و من اونروز را میبینم
بزودی
فوتبای نیستم ولی حدود ۳۰ سال است که گاهی آقای خیابانی را در قاب تلویزیون میدیدم و گزارشهایش را میشنیدم اما هرگز تصور نمیکردم اینقدر زیبا فکر کند و بیطرف که نه کامل و عالی بنویسد. به سهم خودم ازش تشکر میکنم.
او از دست امثال شما دانشمند های همه چیز دان مادرزادی از اینجا رفت .
معلوم است که اینجا جای افراد سالم و فرهیخته نیست آنها هم که مانده اند مجبورند
معلوم است که اینجا جای افراد سالم و فرهیخته نیست آنها هم که مانده اند مجبورند
جواد خیابانی عزیز، اندکی صبر سحر نزدیک است.
آقای فروغی خیابانی رو هم اخراج کن. تو میتونی. پشتت گرمه.
به امید روزی که سازمان صدا وسیما باز ملی شود!
بیانیه نوشتنش هم مثل گزارش کردنشه. پر از حشو و تکرار جمله های زاید و بدیهی. پر از جمله های مبهم و بی هدف.
وطن فروش؟؟!!!!! تو یا نفهمی یا داری خودتو به نفهمی میزنی!!! اون از آقای حیاتی و فردوسی پور،،، اینم از مزدک میرزایی.. مگه میشه آدم تو وطن خودش هزارتا بلا سرش بیارن و هیچی نگه!!! فکر کن بعد حرف بزن
وطن فروش و مزدورها در فکر کار کردن برای شبکه های ضد ایران هستند!!!!!
وگرنه ایرانی واقعی این کار را نمی کند حتی اگر بمیرد
شما هم یک چیزی شنیدی که میگن قضاوت نکنید، چیو قضاوت نکنیم؟
خیلی زیبا! خیلی ...
بی خیال این مثنوی سرایی
مزدک انسان لایقی بود . ولی تو خیابانی بهترینی خوش قلب و مثبت زنده باشی برای ما
سالی 180 هزار نفر نخبه که دارن و کسانی هستند که کیتونند سطح رفاه شما رو افزایش بدن دارن مهاجرت میکنند
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.