حالا اما پررنگ‌تر شدن فوتبال آذری در لیگ برتر و لیگ دسته اول اتفاق تازه و بدیعی است. همه آنهایی که تاریخ 20 سال اخیر فوتبال ایران را به خاطر دارند حتما می‌دانند که تراکتورسازی 10 سال قبل با تراکتورسازی امروز تفاوت‌های آشکاری در حوزه اجتماعی کرده و به هر دلیلی از ضریب نفوذ بیشتری در میان آذری‌‌زبانان ایران پیدا کرده است. تراکتور حالا به نوعی تمرکز احساسات قومی آذری‌ها شده و ناگهان ده‌ها و شاید صدها هزار هوادار را پشت سر خود احساس می‌کند.
یکی از بدیهی‌ترین و سهل‌الهضم‌ترین مولفه‌های فوتبال، موضوع هواداران هر تیم باشگاهی یا به عبارت دیگر خاستگاه اجتماعی آن است. اینکه بعضی از کارشناسان تیم‌های فوتبال را ارتش روزگار صلح می‌دانند چیز عجیبی نیست. به هر حال دلایل مختلفی برای موفقیت یا ناکامی باشگاه‌ها در صحنه‌های مختلف وجود دارد و یکی از مهم‌ترین این عوامل ریشه‌دار بودن یک تیم و سرمایه معنوی عظیم هوادارانش است. در دنیا بسیار زیادند باشگاه‌هایی که دلیل مشخص و روشنی برای تشکیل و تاسیس دارند و از همان بدو تولد نیز طبقه‌ای اجتماعی یا گروهی صنفی را به عنوان پشتیبان به همراه داشته‌اند.
به نوشته تهران امروز؛ این روزها همه می‌دانند که آرسنال و تاتنهام معمولا به طبقه متوسط و کارگری لندن تعلق دارند و چلسی فصل مشترک علاقه‌مندان فوتبال در طبقه مرفه لندن است. در بندر منچستر نیز همین موضوع طبقه‌بندی اجتماعی را می‌توان در مورد من‌سیتی و من‌یونایتد مشاهده کرد.
در اسپانیا اما دلایل قومی و سیاسی پررنگ‌تر جلوه می‌کنند. رقابت بین رئال‌مادرید و بارسلونا به نوعی نبردی است با سابقه تاریخ بین کاتالان‌ها و دولت مرکزی. به این جمع باید نمایندگان باسک را هم اضافه کرد که آنها نیز دلایل قبیله‌ای و قومی محکمی علاوه بر انگیزه‌های ورزشی دارند تا در برابر بعضی از حریفان محکم‌تر و استوارتر قدم به میدان بگذارند.
در ایران اگر چه هنوز این صف‌بندی‌ها به درستی شکل نگرفته و باشگاه‌ها بیشتر نمایندگی فوتبال شهرها را برعهده دارند، تنها در تهران است که پرسپولیس و استقلال سوابقی در طبقه‌بندی‌های اجتماعی دارند و در اصفهان نیز دفاع از موقعیت و اعتبار دو بنگاه تولیدی و اقتصادی قدری به رقابت دو تیم سپاهان و ذوب‌آهن قوام بخشیده است.
حالا اما پررنگ‌تر شدن فوتبال آذری در لیگ برتر و لیگ دسته اول اتفاق تازه و بدیعی است. همه آنهایی که تاریخ 20 سال اخیر فوتبال ایران را به خاطر دارند حتما می‌دانند که تراکتورسازی 10 سال قبل با تراکتورسازی امروز تفاوت‌های آشکاری در حوزه اجتماعی کرده و به هر دلیلی از ضریب نفوذ بیشتری در میان آذری‌‌زبانان ایران پیدا کرده است. تراکتور حالا به نوعی تمرکز احساسات قومی آذری‌ها شده و ناگهان ده‌ها و شاید صدها هزار هوادار را پشت سر خود احساس می‌کند.
این اتفاقی است که در بین تیم‌های دیگری چون قندی یزد، صبای قم یا پاس همدان صورت نپذیرفت. برای مردم این شهر به دست آوردن امتیاز حضور در لیگ برتر بیش از آنکه موجب تحریک تعصب آنها به دیار آبا و اجدادی‌شان باشد یک جور تفریح جدید و تازه بود. به همین دلیل بود که هر سه تیم پس از یک‌سال شور و شوق وافر هواداران ناگهان احساس خلأ عجیبی روی سکوها کردند و بخش عمده هواداران خود را از دست دادند.
در تبریز اما ماجرا به کلی متفاوت است. حالا علاوه بر تراکتورسازی، رگ تعصب و غیرت‌آذری‌ها برای تیم‌هایی مثل فولادگستر و حتی پتروشیمی و شهرداری هم بیرون می‌زند. همه آنهایی که شاهد دیدار ذوب‌آهن و فولادگستر بودند از دیدن این همه هوادار با پرچم آبی ‌حیرت زده شدند. هوادارانی که به خاطر تبریزی بودن فولادگستر به ورزشگاه آمدند یقینا از عوامل مهم حضور این تیم در فینال لقب گرفتند. فوتبال در کنار تاکتیک و تکنیک و پول، نیاز مبرمی به چنین هواداران متعصبی دارد. اینطور نیست؟

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

نظرسنجیآرشیو
نظرسنجی
آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین