وقتی اهل قلم «گرسنه» فرض می‌شوند؛
سرمربی تیم‌ملی گویا پس از سه سال کار در ایران به نقش «اطعام» در ورزش پی برده و لابد مشاوره‌های افراد نزدیک به قطبی در برگزاری این «همایش» بی‌تاثیر نبوده است. مایلیم بدانیم قطبی خود به گرسنگی اهالی قلم پی برده است یا به او فهمانده‌اند؟ چه کسی می‌توانست تا این حد به ابعاد «شکم» خبرنگاران و عکاسان آشنا بوده باشد؟ لطفا به این سوال‌ها جواب بدهید.
گل؛ 1-«ناهار خوران» مطبوعاتی افشین قطبی در رستوران پنج ستاره اسفندیار برگزار شد و اهل قلم با شیوه جدیدی از کنفرانس مطبوعاتی آشنا شدند. سرمربی تیم‌ملی از منتقدان مطبوعاتی‌اش گله دارد و هر چند دقیقه یک بار - بی‌مناسبت یا با مناسبت – این نکته را تذکر می‌دهد. آزار‌دهنده است صدایی که بی‌ملاحظه «ناهار» را می‌کوبد بر فرق دهانت، اما باید بشنوی، چون «ناهارش» را می‌خوری. فکر می‌کردیم چه خوب می‌شد اگر زمستان بود؛ شاید پتویی، ملحفه‌ای یا بلوزی می‌دادند که از سرما نلرزیم، اما بهار بود و ناهار. راضی نبودیم، اما همه حق یار سیزدهم آقای سرمربی همین بود؛ یک وعده غذای گرم!
2- بوی مشمئزکننده «نمک» دلگیرت می‌کند. قطبی ستاره‌های شانسش را میان ستاره‌های رستورانی جست‌وجو می‌کند که خود نیز عظمتشان را از «پول» وام گرفته‌اند. چه می‌خری آقای قطبی با یک تکه کباب؟ ارزان حساب نکردی؟ اجازه می‌دهی تکه‌ای برای پدر و مادر پیرم بردارم؟ خدا از بزرگی‌ کمت نکند امپراتور، خیر از زندگی اعیانی‌ات ببینی... حمایتت می‌کنیم؛ مثل پیم وربیک و ادووکات که زندگی‌شان را در این راه گذاشته‌اند، مثل تاج که حالا خرجش را از تو جدا کرده و مثل سعیدلو که «تازه‌وارد» این بازی ویرانگر است. حمایتت می‌کنیم افشین خان. نه به خاطر عرق ملی و سرافرازی میهن و این قبیل صحبت‌ها، فقط به خاطر همان «ناهار»ی که بوی نفت سرزمینم را می‌دهد.
3- روابط، تحت تاثیر یک تکه نان قرار می‌گیرند تا آقای مدیر روابط عمومی اخم کند. کسی دلخور نمی‌شود چون او هم در این «ولیمه‌خوری» شریک خرج است. خبرنگارها جانب احتیاط را در پرسش و پاسخ رعایت نمی‌کنند تا قطبی یادآوری کند که «ناهار» می‌دهد. جماعت گرسنه رام نمی‌شوند تا مدیر روابط عمومی با «اخم و تخم» همان را یادآوری کند.
سرمربی تیم‌ملی گویا پس از سه سال کار در ایران به نقش «اطعام» در ورزش پی برده و لابد مشاوره‌های افراد نزدیک به قطبی در برگزاری این «همایش» بی‌تاثیر نبوده است. مایلیم بدانیم قطبی خود به گرسنگی اهالی قلم پی برده است یا به او فهمانده‌اند؟ چه کسی می‌توانست تا این حد به ابعاد «شکم» خبرنگاران و عکاسان آشنا بوده باشد؟ لطفا به این سوال‌ها جواب بدهید.
4- دست به جیب شدن برای جلب حمایت می‌تواند یکی دیگر از علایم سقوط امپراتوری قطبی باشد؛ وقتی سرمربی تیم‌ملی ستاره‌های از دست رفته دوران امپراتوری‌اش را در آسمان رستوران پنج ستاره جست‌وجو می‌کند، وقتی مشاورهای مرد جوان «ناهار» را به عنوان آخرین حربه برای موفقیت تیم‌ملی برای جماعتی به «زهر» تبدیل می‌کنند، وقتی آقای روابط عمومی، قلدرمابانه از اهالی فرهنگ احترام را «باج» می‌خواهد، حمایت از این فوتبال مرده، «خیانت» است!

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین