فردی که با خوراندن شیرموز سمی به دوستش او را به قتل رسانده بود پس از کشف جسد در حیاط منزل مسکونی اش لب به اعتراف گشود و راز این جنایت هولناک را فاش کرد.
آغاز ماجرا
شب از نیمه گذشته بود، اعضای خانواده ای در تربت حیدریه نگران از این که «مسعود» هنوز به منزل بازنگشته است بیدار بودند، اما هر کدام از آن ها دیگری را دلداری می داد که حتما جایی دعوت بوده! یا کاری برایش پیش آمده است! اما این نگرانی ها زمانی افزایش یافت که اعضای خانواده «مسعود» با هر کسی که ممکن بود با وی در ارتباط باشد تماس گرفتند، ولی هیچ کدام از آن ها از او اطلاعی نداشتند. بنابراین آن ها روز پنج شنبه ۲۳/۲/۸۹ به پلیس تربت حیدریه مراجعه کردند و از آنان برای یافتن مسعود کمک خواستند. آن ها به ماموران انتظامی گفتند: مسعود که ۲۴ سال سن دارد و متاهل نیز هست از شب قبل منزل را ترک کرده و دیگر باز نگشته است. آنان همچنین اعلام کردند که مسعود با خودرو وانت مزدای خودش رفته است.
کشف خودرو
گزارش خراسان حاکی است؛ در پی اعلام مفقودی این جوان و به دستور سرهنگ محسن یداللهی فرمانده انتظامی تربت حیدریه تلاش ماموران انتظامی برای یافتن اثری از فرد مفقود شده آغاز و مراتب به کلیه یگان های انتظامی شهرستان تربت حیدریه ابلاغ شد. تا این که شهروندان در تماس با مرکز فوریت های پلیسی ۱۱۰ اطلاع دادند که یک دستگاه خودرو مزدا در کنار جاده اصلی تربت حیدریه به سمت گناباد بلاصاحب رها شده است. وقتی ماموران انتظامی به محل اعلام شده رفتند مشخص شد که خودرو وانت متعلق به مسعود ( فرد مفقود شده ) است. در بازرسی داخل خودرو تعدادی مدارک و مقداری پول که در زیر سایبان داخل خودرو قرار داشت کشف شد، اما از دیگر وسایل همراه «مسعود» چیزی داخل خودرو نبود.با کشف خودرو و احتمال وقوع جنایت این پرونده به دستور مقام قضایی به پلیس آگاهی تربت حیدریه ارسال شد و زیر نظر سرهنگ ضرغام مورد رسیدگی قرار گرفت. با توجه به اهمیت موضوع و به دستور رئیس پلیس آگاهی، گروهی از افسران شعبه جنایی به سرپرستی سرهنگ دیمه (رئیس شعبه جنایی آگاهی) مامور پی گیری و رسیدگی تخصصی به این پرونده شدند.
شناسایی متهم
کارآگاهان در بررسی های مقدماتی خود ابتدا افرادی را که احتمال می دادند فرد مفقودی با آن ها در ارتباط باشد شناسایی کردند و آنان را به طور نامحسوس تحت نظر گرفتند. در این میان یکی از دوستان نزدیک «مسعود» که مغازه ساندویچ فروشی داشت ظن ماموران را برانگیخت زیرا طبق تحقیقات پلیس وی از دوستان نزدیک مسعود بود، اما وقتی مورد سوال کارآگاهان قرار گرفت هر گونه ارتباط خود با مسعود را انکار کرد. بنابراین بررسی های پلیس بر روی این جوان ۲۲ ساله که رضا نام داشت، متمرکز شد. به دستور قاضی یساقی (بازپرس شعبه دوم دادسرای عمومی و انقلاب تربت حیدریه ) این جوان دستگیر و به پلیس آگاهی هدایت شد. اما او همچنان منکر هر گونه ملاقاتی طی روزهای گذشته با مسعود شد و گفت: « من از هیچ چیز خبر ندارم و او را هم ندیده ام.»بنابراین کارآگاهان که در پی یافتن سرنخی از ماجرا بودند پرینت مکالمات تلفنی او را مورد بررسی قرار دادند و مشخص شد که وی با «مسعود» ارتباط داشته است. کارآگاهان سپس با هماهنگی مقام قضایی منزل «رضا» را که در محدوده خیابان سلمان قرار داشت بازرسی کردند اما در بازرسی داخل اتاقها موردی که سرنخی از پرونده به کارآگاهان بدهد پیدا نشد.
کشف جسد
اما هنگامی که کارآگاهان در حال بازرسی حیاط منزل بودند، ناگهان مقداری نخاله های ساختمانی، پتو، زیلو و غیره که روی هم در گوشه حیاط انباشته شده بود توجه آنان را به خود جلب کرد. وقتی کارآگاهان مقداری از وسایل موجود و نخاله های زیاد بنایی را که در گوشه حیاط بود جا به جا کردند، ناگهان کیسه بزرگی که طنابی دور آن پیچیده شده بود نمایان شد. وقتی طناب ها باز شد جسد «مسعود» از داخل کیسه بیرون آمد.در این هنگام کارآگاهان پدر مسعود را که با مشاهده جسد فرزندش به سر و روی خود می کوبید از محل کشف جسد دور کردند و ماجرا را به قاضی اردمه دادستان عمومی و انقلاب و قاضی یساقی اطلاع دادند. با حضور مقامات قضایی در محل، تحقیقات به شیوه پلیسی از «رضا» که جسد داخل منزلش پیدا شده بود، آغاز شد.
اعتراف به جنایت
وی که دیگر چاره ای جز بیان حقیقت نداشت به ناچار لب به اعتراف گشود. « من با مسعود اختلاف داشتم و اختلاف ما هم بر سر برخی مسائل خانوادگی بود. آن شب من او را به منزلم دعوت کردم و با طرح یک نقشه ۲ لیوان شیرموز درست کردم که داخل یکی از آن ها سم ریختم و به خاطر این که در نوشیدن آن اشتباه نکنم داخل لیوان خودم کمتر از لیوان او شیرموز ریختم وقتی او لیوان حاوی سم را نوشید منتظر ماندم تا بمیرد.
او بعد از چند دقیقه به زمین افتاد و وقتی متوجه شدم که او دیگر مرده است دست هایش را با طناب و پاهایش را با چسب بستم و جسد را داخل ۲ کیسه قرار دادم و روی آن را نیز با طناب بستم، می خواستم جسد را به بیرون از منزل ببرم و رها کنم اما کوچه بسیار شلوغ بود و موفق نشدم بنابراین پس از سرقت مقداری پول و وسایل همراهش، ماشین او را به کنار جاده بردم و رها کردم» این گزارش حاکی است؛ به دستور مقام قضایی جسد مسعود برای انجام معاینات و تعیین علت دقیق مرگ به پزشکی قانونی خراسان رضوی حمل شد و متهم به قتل نیز با صدور قرار بازداشت موقت برای تکمیل تحقیقات در اختیار پلیس آگاهی قرار گرفت.
آخرین اخبار اجتماعی و حوادث ایران و جهان را در تابناک اجتماعی بخوانید.
آغاز ماجرا
شب از نیمه گذشته بود، اعضای خانواده ای در تربت حیدریه نگران از این که «مسعود» هنوز به منزل بازنگشته است بیدار بودند، اما هر کدام از آن ها دیگری را دلداری می داد که حتما جایی دعوت بوده! یا کاری برایش پیش آمده است! اما این نگرانی ها زمانی افزایش یافت که اعضای خانواده «مسعود» با هر کسی که ممکن بود با وی در ارتباط باشد تماس گرفتند، ولی هیچ کدام از آن ها از او اطلاعی نداشتند. بنابراین آن ها روز پنج شنبه ۲۳/۲/۸۹ به پلیس تربت حیدریه مراجعه کردند و از آنان برای یافتن مسعود کمک خواستند. آن ها به ماموران انتظامی گفتند: مسعود که ۲۴ سال سن دارد و متاهل نیز هست از شب قبل منزل را ترک کرده و دیگر باز نگشته است. آنان همچنین اعلام کردند که مسعود با خودرو وانت مزدای خودش رفته است.
کشف خودرو
گزارش خراسان حاکی است؛ در پی اعلام مفقودی این جوان و به دستور سرهنگ محسن یداللهی فرمانده انتظامی تربت حیدریه تلاش ماموران انتظامی برای یافتن اثری از فرد مفقود شده آغاز و مراتب به کلیه یگان های انتظامی شهرستان تربت حیدریه ابلاغ شد. تا این که شهروندان در تماس با مرکز فوریت های پلیسی ۱۱۰ اطلاع دادند که یک دستگاه خودرو مزدا در کنار جاده اصلی تربت حیدریه به سمت گناباد بلاصاحب رها شده است. وقتی ماموران انتظامی به محل اعلام شده رفتند مشخص شد که خودرو وانت متعلق به مسعود ( فرد مفقود شده ) است. در بازرسی داخل خودرو تعدادی مدارک و مقداری پول که در زیر سایبان داخل خودرو قرار داشت کشف شد، اما از دیگر وسایل همراه «مسعود» چیزی داخل خودرو نبود.با کشف خودرو و احتمال وقوع جنایت این پرونده به دستور مقام قضایی به پلیس آگاهی تربت حیدریه ارسال شد و زیر نظر سرهنگ ضرغام مورد رسیدگی قرار گرفت. با توجه به اهمیت موضوع و به دستور رئیس پلیس آگاهی، گروهی از افسران شعبه جنایی به سرپرستی سرهنگ دیمه (رئیس شعبه جنایی آگاهی) مامور پی گیری و رسیدگی تخصصی به این پرونده شدند.
شناسایی متهم
کارآگاهان در بررسی های مقدماتی خود ابتدا افرادی را که احتمال می دادند فرد مفقودی با آن ها در ارتباط باشد شناسایی کردند و آنان را به طور نامحسوس تحت نظر گرفتند. در این میان یکی از دوستان نزدیک «مسعود» که مغازه ساندویچ فروشی داشت ظن ماموران را برانگیخت زیرا طبق تحقیقات پلیس وی از دوستان نزدیک مسعود بود، اما وقتی مورد سوال کارآگاهان قرار گرفت هر گونه ارتباط خود با مسعود را انکار کرد. بنابراین بررسی های پلیس بر روی این جوان ۲۲ ساله که رضا نام داشت، متمرکز شد. به دستور قاضی یساقی (بازپرس شعبه دوم دادسرای عمومی و انقلاب تربت حیدریه ) این جوان دستگیر و به پلیس آگاهی هدایت شد. اما او همچنان منکر هر گونه ملاقاتی طی روزهای گذشته با مسعود شد و گفت: « من از هیچ چیز خبر ندارم و او را هم ندیده ام.»بنابراین کارآگاهان که در پی یافتن سرنخی از ماجرا بودند پرینت مکالمات تلفنی او را مورد بررسی قرار دادند و مشخص شد که وی با «مسعود» ارتباط داشته است. کارآگاهان سپس با هماهنگی مقام قضایی منزل «رضا» را که در محدوده خیابان سلمان قرار داشت بازرسی کردند اما در بازرسی داخل اتاقها موردی که سرنخی از پرونده به کارآگاهان بدهد پیدا نشد.
کشف جسد
اما هنگامی که کارآگاهان در حال بازرسی حیاط منزل بودند، ناگهان مقداری نخاله های ساختمانی، پتو، زیلو و غیره که روی هم در گوشه حیاط انباشته شده بود توجه آنان را به خود جلب کرد. وقتی کارآگاهان مقداری از وسایل موجود و نخاله های زیاد بنایی را که در گوشه حیاط بود جا به جا کردند، ناگهان کیسه بزرگی که طنابی دور آن پیچیده شده بود نمایان شد. وقتی طناب ها باز شد جسد «مسعود» از داخل کیسه بیرون آمد.در این هنگام کارآگاهان پدر مسعود را که با مشاهده جسد فرزندش به سر و روی خود می کوبید از محل کشف جسد دور کردند و ماجرا را به قاضی اردمه دادستان عمومی و انقلاب و قاضی یساقی اطلاع دادند. با حضور مقامات قضایی در محل، تحقیقات به شیوه پلیسی از «رضا» که جسد داخل منزلش پیدا شده بود، آغاز شد.
اعتراف به جنایت
وی که دیگر چاره ای جز بیان حقیقت نداشت به ناچار لب به اعتراف گشود. « من با مسعود اختلاف داشتم و اختلاف ما هم بر سر برخی مسائل خانوادگی بود. آن شب من او را به منزلم دعوت کردم و با طرح یک نقشه ۲ لیوان شیرموز درست کردم که داخل یکی از آن ها سم ریختم و به خاطر این که در نوشیدن آن اشتباه نکنم داخل لیوان خودم کمتر از لیوان او شیرموز ریختم وقتی او لیوان حاوی سم را نوشید منتظر ماندم تا بمیرد.
او بعد از چند دقیقه به زمین افتاد و وقتی متوجه شدم که او دیگر مرده است دست هایش را با طناب و پاهایش را با چسب بستم و جسد را داخل ۲ کیسه قرار دادم و روی آن را نیز با طناب بستم، می خواستم جسد را به بیرون از منزل ببرم و رها کنم اما کوچه بسیار شلوغ بود و موفق نشدم بنابراین پس از سرقت مقداری پول و وسایل همراهش، ماشین او را به کنار جاده بردم و رها کردم» این گزارش حاکی است؛ به دستور مقام قضایی جسد مسعود برای انجام معاینات و تعیین علت دقیق مرگ به پزشکی قانونی خراسان رضوی حمل شد و متهم به قتل نیز با صدور قرار بازداشت موقت برای تکمیل تحقیقات در اختیار پلیس آگاهی قرار گرفت.
آخرین اخبار اجتماعی و حوادث ایران و جهان را در تابناک اجتماعی بخوانید.