خصوصی سازی با گارد بسته و حسادت؛
نمی خواهیم روی هدایتی زوم کنیم. می خواهیم روی این مطلب زوم کنیم که اگر کسی دارد طبق اهداف ما جلو می رود حداقل زیرپایش نزنیم و برایش سنگ نیندازیم.این همه راههای درآمدزایی را در بوق و کرنا می کنیم، این همه می گوییم که باشگاه ها اسپانسر بگیرند و شریان حیاتی شان را از قلب دولت جدا کنند، این همه می گوییم مغز اقتصادی تان را به کار اندازید تا فوتبال درآمدزا باشد. حالا این مغز اقتصادی و این درآمدزایی از فوتبال. چرا چشم دیدن نداریم؟ چرا هوچی گری می کنیم؟
مقابل بخش خصوصی گاردمان چگونه باید باشد؟ باز یا بسته؟ این سؤال اساسی است که جوابش می تواند خیلی از گره های کور شده فوتبال گره خورده ما را باز کند. جوابش اما با توجه به دستورالعمل های دولت پر واضح است. اصلاً کنفدراسیون فوتبال آسیا تکلیف مان کرده که یکی از فاکتورهای حرفه ای بودن دولتی نبودن است و این یعنی که باید مقابل موج خصوصی سازی نه تنها گاردمان بسته نباشد که اجازه دهیم این موج کوبنده تر به جلو رود.
به نوشته قدس؛ با این همه الزامها، اما ما باز داریم شاخه زیرپای خودمان را اره می کنیم. یعنی داریم یک نفری را هم که با سرمایه و با مدیریت مالی خودش باشگاهداری می کند زیر گیوتین می بریم. اصلاً کارما همین شده که همه را به دلایل واهی متهم کنیم و اتهامشان را ثابت نکرده به گوشه رینگ ببریم و آنقدر آپارگاد بزنیم تا طرف از حال برود. آنهایی که با شعار خصوصی سازی وارد گود می شوند و باز چشمشان به دست دولت است و پولی خرج نمی کنند را می زنیم. بعد کسانی که می آیند وسط گود و از جیب دولت خرج نمی کنند و به فوتبالمان رونقی می دهند را هم می زنیم. خنده دار است نه؟
این روزها همه شمشیرها را علیه هدایتی آخته کرده اند که چرا اینقدر از خودش برای این فوتبال خرج می کند. چرا همه بازیکنان را با تمکن مالی اش شکار می کند؟ چرا می خواهد با هزینه بالا پای مربیان طراز اول خارجی را به ایران باز کند و هزار چرا و هزار حسادت دیگر!
نمی خواهیم روی هدایتی زوم کنیم. می خواهیم روی این مطلب زوم کنیم که اگر کسی دارد طبق اهداف ما جلو می رود حداقل زیرپایش نزنیم و برایش سنگ نیندازیم.این همه راههای درآمدزایی را در بوق و کرنا می کنیم، این همه می گوییم که باشگاه ها اسپانسر بگیرند و شریان حیاتی شان را از قلب دولت جدا کنند، این همه می گوییم مغز اقتصادی تان را به کار اندازید تا فوتبال درآمدزا باشد. حالا این مغز اقتصادی و این درآمدزایی از فوتبال. چرا چشم دیدن نداریم؟ چرا هوچی گری می کنیم؟
هدایتی می گوید از اعتبار شخصی اش اسپانسر 4/5 میلیارد تومانی برای تیمش گرفته. چه اشکالی دارد؟ شما هم بروید و بیاورید. او می خواهد قطبی جدید در فوتبال این مملکت با پول شخصی و مغز اقتصادی اش ایجاد کند. چه کسانی از ایجاد این قطب ضرر می کنند و می ترسند؟
در انگلستان آبراموویچ همان کرد که هدایتی می کند. آنجا اما هیچ کس زیر پای مرد روس را خالی نکرد. همه از اینکه چلسی دارد قدرت می گیرد خوشحال شدند. چرا؟ به ایجاد یک قطب جدید کمک کرد تا فوتبال جزیره رونق گرفته و گردش مالی در «پریمرلیگ» شتاب بیشتری بگیرد. سطح بازیها بالاتر رود و تماشاگران بیشتری مشتاق نظاره لیگ انگلستان شود و...
موفقیت آبراموویچ حتی باعث شد که شیخ منصور زاید آل فهیم پولهای بی حسابش را در طرفة العینی بردارد و با خرید منچستر سیتی بریزد در حلقوم لیگ انگلیس . او هم دارد من سیتی را به اوج می رساند و البته گردش مالی را در پریمر لیگ شتاب بیشتری می دهد. این گردش پرشتاب مالی و این شهرت دیوانه کننده خیلی از مولتی میلیاردرهای دیگر دنیا را هم وسوسه کرده که آنجا پول بریزند و...
اینها را مثال زدم تا بگویم شاید آتش بازی هدایتی بقیه مولتی میلیاردرها را هم ترغیب کند که گاردشان را برای ورود به چرخه مالی فوتبال باز کنند و ما را در رسیدن به هدفمان که همان خصوصی سازی باشگاههاست، کمک کنند.باورم این است که باید گاردها را برای ورود آسان مولتی میلیاردرها به چرخه، فوتبال باز کرد تا با رونق گرفتن مالی این چرخه فوتبال از سر سفره دولت بلند شود، روی پای خودش بایستد و خصوصی سازی به سر منزل مقصود برسد.

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

نظرسنجیآرشیو
نظرسنجی
آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین