فرمانده بلندپایه ارتش به دنبال اجاره یک خانه کوچک
ویدئویی از تیمسار دادبین، این فرمانده ارشد ارتش داخل یک بنگاه معاملات ملکی طی شبانهروز گذشته بارها در فضای مجازی دیده شده و به اشتراک گذاشته شده است.

به گزارش «تابناک» به نقل از ایسنا، «شأن؟ شأن مأن نداره. شأن دیگه چیه؟ من احمدبسیجیام»؛ این جملات را کسی میگوید که روزی ۱۷۰۰ توپ و تانک با مهمات و گلولههای جنگی - نه مشقی - و ۲۰۰ هزار نیرو را در دشت کوشک نصرت قم بهخط کرد و بزرگترین مانور خاورمیانه را سازمان داد؛ مانوری که در سال ۷۵، قیمت هر بشکه نفت را ۲.۵ دلار افزایش داد.
کسی میگوید «شأن مأن نداره» که بر لباسش آرمهای چتربازی درجه سه، آجا، دانشگاه عالی دفاع ملی، دانشگاه فرماندهی و ستاد و دانشگاه افسری، روی بازویش آرم ستاد مشترک ارتش و روی سینهاش نشان جانبازی، نشان ورزش، نشان ایثار، دوره عالی، دوره دافوس، دوره علوم استراتژیک، دوره دوم دانشگاه افسری، دوره مقدماتی و دوره سوم دانشگاه افسری را دارد.
تیمسار دادبین، سال ۹۷ در حال بازدید از ارتفاعات بازیدراز سرپل ذهاب - عکس از خبرگزاری دفاع مقدس
کسی میگوید «من احمد بسیجیام» که روزگاری فرمانده لشکر ۲۸ پیاده کردستان، فرمانده قرارگاه منطقهای شمالغرب نیروی زمینی ارتش، مدیر شرکت پشتیبانی و نوسازی هلیکوپترهای ایران و فرمانده نیروی زمینی ارتش بوده و اکنون نیز عنوان «مشاور فرمانده ارتش» را دارد.
فرمانده شیرازی ارتش و ساکن محله امامزاده حسن تهران، رفیق صمیمی پاسدارانی مثل احمد متوسلیان، محمد بروجردی و محمود کاوه بوده است. کسی از واژه «شأن» فراری است که آدمهای بزرگی با اقتدا به او نماز خواندهاند: «در جریان یکی از عملیاتها موقع اذان شهید کاوه از بنده خواست تا برای نماز جماعت جلو بایستم. هرچقدر مقاومت کردم که او منصرف بشود، فایدهای نداشت و بهاجبار من را جلو ایستاند و به من اقتدا کردند. هیچگاه تواضع و فروتنی این شهید را از یاد نمیبرم.»

امیر دادبین در کنار فرمانده معظم کل قوا در مانور عظیم ولایت، سال ۷۳
حالا سالها از حادثهای میگذرد که بدن رشید و ورزیده تیمسار را مدتی خانهنشین و او را تا همین امروز دستبهعصا کرد. همنورد او از این حادثه در سال ۸۴ میگوید: «تیمسار جلوی گروه حرکت میکرد که به مسیری پوشیده از برف رسید. در قدم سوم خود که در حال درستکردن جای پا بود، سر خورد و به طرف دره سقوط کرد. محدوده سقوط، شیبدار بود و ارتفاعی حدود هشتاد متر داشت. تیمسار به حالت طاقباز پس از طیکردن این مسیر، در نهایت به رودخانه پر از برف و آب پایین دره افتاد ...» و خودش میگوید: «کفشم مناسب نبود».
تیمسار دادبین پس از آن حادثه به کما رفت و حتی قلبش ایستاد اما مادرش به او جان دوبارهای داد: «میگویند یک بار قلبم ایستاد و دیگر دکترها و پرستارها از مداوای بنده ناامید شدند. مادرم به بالای سرم آمد و اشک ریخت. قطرات اشک او بر بدن من ریخت و قلب من دوباره شروع به تپیدن کرد.»
از یادگارهای آن صعود و آن حادثه، ساعتهای بههمریخته خواب و بیداری تیمسار است که حالا گاهی ۲ شبانهروز بیدار میماند.
همه او را به عنوان فردی میشناسند که معیشت سربازان و نیروها برایش مهم بود اما برای خودش هیچوقت چیزی از معیشت و آسایش نخواست: «وضعیت روحی پرسنل و کارکنان برای من بسیار مهم بود و عقیده داشتم که اگر به کارکنان رسیدگی شود، نیرو بهتر میتواند فعالیت کند. به این منظور ساخت منازل سازمانی و بهبود وضعیت معیشتی و رفاهی آنها را در دستور کار قرار دادم.»
نه اینکه نداند «پول» چیست و زیر دستش نبوده باشد. خوب هم دیده و میدانسته: «در دورهای که در پنها (شرکت پشتیبانی و نگهداری بالگردهای ایران) مسئولیت داشتم، ماهی ۱۷ میلیون دلار قطعات برای بالگردهای ایرانی از خارج خریداری میشد. با تلاش و همکاری متخصصان داخلی از جمله دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف توانستیم در ساخت برخی از این قطعات خودکفا شویم و میزان خرید قطعات را به ۳ میلیون دلار کاهش دهیم که این اقدام مورد واکنش برخی از افراد و شرکتها که سود و منفعتشان در خرید از خارج بود، شده بود.»
حالا هم خودش مثل بقیه مردم هزار مشکل دارد اما هر کدام از ارتشیها که مشکلی دارند، به سراغ این ارتشی ۶۵ ساله میروند تا با آنان همراه شود و مشکلشان را پیگیری کند.
کم نبودهاند کسانی که در سازمانها و نهادها، آن هم در ردهها و جایگاههایی بسیار پایینتر از تیمسار، هم شعار «مقاومت» دادهاند و هم بار خود و خانوادهشان را بستهاند. نه اینکه لزوما راه کجی بروند اما لااقل زندگی نسبتا خوبی برای خود دست و پا کردهاند اما احمد دادبین که ۳ آبان سال ۷۳ در حکم انتصابش به عنوان فرمانده نیروی زمینی ارتش، از سوی فرمانده کل قوا «انقلابی»، «مبتکر» و «خلاق» خوانده شده بود، امروز ویدئویش دارد دست به دست میشود که عین همه ما رودرروی مشاور املاکی فلان محله نشسته و فقط «یک خانه کوچک» و آن هم برای «اجاره» میخواهد. «احمدبسیجی»، نه خودش و نه همسرش ملیحه نیشابوری که از دانشجویان پیرو خط امام بوده است، انگار بلد نبودهاند مثل خیلیها از نام خود نانی بخورند.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
سرباز وطن و مسئول یعنی ایشون
دردو بلاش بخوره تو سر همه ی ما
احسنت به این دلاور مرد خداروشکر که ایران همچنین مردان بزرگی داره...تیمسار شرمنده ایم
بنده از نزدیک ایشان را میشناسم و افتخار همکاری با ایشان را داشته ام . انسانی بسیار متقی ، پرهیزکار ، مدبر و بزرگوار هستند . خدا کنه بقیه مسیولین از روش و منش این عزیز درس بگیرند .
فقط می تونم بگم من به جای مسئولین این کشور شرمنده شدم
فکر نکنم......
جلوی اختلاس گرفته بشه وحق این مقام عالی قدر ارتش داده بشه خیلی هم سخت نیست مشکل اینجاست که دست به هر جا بزنی اختلاسگر میزنه بیرون
ارتشی و فرمانده ها سختی می کشن در عوض ...
درود خدا بر دلاور مرد و ارتشی بسیجی آیا یک مسول با غیرت در کشور و یا دولت ویا ارتش پیدا نمی شود تا حداقل با اعطای آپارتمان آرامش را به این قهرمان با شرف و عزیز بدهد
سلام سربازان گمنام وبسیجیان سربلند.باافتخارحاضر هستم برای دست بوسی.شماهابه این ایران عزیزدوباره جان دادیدتانسل امروزی بدانندچه شخصیت هایی فدای این انقلاب ونظام مقدس جمهوری اسلامی فداسده انددرودبرشرفتان
مجسمه شو باید ازطلا گرفت درود برتو مرد باغیرت ای کاش مسعولین بهش یه خانه میداد که اگه ندن ظلم کرده درحق همچه مرد ارتشی باغیرتی
تیمسار دادبین بزرگ مردی است که ما فرزندان ارتشی ها از زمان فرماندهی ایشان خاطرات خوبی داریم و رسیدگی ایشان به نیروهایشان را فراموش نمیکنیم ایشان یکی از فرماندهانی بودند که بخوبی مشکلات کسانی را که در جبهه ها جنگیده و بعد با هزاران بیماری و مشکل برگشته بودند درک میکردند درود بر تو ای بزرگ مرد
دورد بر مردان بزرگ ایران که از جان خود گذشتن برای این انقلاب
باسلام و عرض ادب خدمت امیر بزرگوار و محترم آجا،بنده زمانی که ایشون فرمانده نیروی زمینی ارتش بودن دانش آموز مرابهی نزاجابودم،واقعاایشون شایسته بهترین احترامات و قدردانی هاهستن،فرمانده ای که مهمترین دغدغه شون معیشت و سربلندی نیروهاشون بود،درودبه شرفشون.سرتسلیم فرودمیارم دربرابرشون،انشاالله فرماندهان الان کمی مثل ایشون باشن
سلام ایشان یادش بخیر مرد بزرگ مردهمیشه زنده خاطرت متوانم از ایشان یاد کنم
۱- مانور قم با آن عظمت ایوالله دارد
۲- یک روز بنا به دستور امیر نیازی امر فرمودند یک روز بعد عید فطر بود من با خذف کلاج پایین وبالا با یک جیب کام به خدمت امیر دادبین رفتیم بدون هیچ تشریفاتی گفتیم امیر این همان خوروهستش که امیر نیازی فرمانده وقت لجستیک بودند ایشان فرموردند دست مریضا ممنون ایشان یک دور با همان خورو زدند گفتند واقعا عالی ودستور خط تولید را دادند وفرمودند اینو رو چه انگیزیددرست کردید گفتم در واحد ها پیاده خدمت کردم دیدم یک جیب کام که حامل ۱۰۶ بود بخاطر کلاج پایین از کار افتاده بخاطر شلیک گلوله ۱۰۶ کلاج پایین از کار افتادو طمه ارتش عراق شد ومن اینو تعریف کردم انگیزه بود وگفتند من بچه شهرستانی ها را خیلی دوست دارم وایشان مرد قهرمان زمان خودش بود وبزرگ
درود بر تو
درودبر شرفت مسولینیاد بگیرند
باسلام دوستان،وهموطنان عزیز
من بچه خوزستان،وتوجنگ بزرگ شدم
وراهکارمیدم که بقول آبادانیا،
ولک رهبروفرماندش،خونه بش بده،
الکی احساساتی نشین،تمام
درود به شرفت سردار عزیز شاید از نظر مالی در مضیقه باشی ولی رو به پشت سرت نگاه کنی
سلام و درود بر شرف تیمسار و همه ی خدمت گزارن این سرزمین
زنده باد شاه که همچنین سربازانی به اسلام هدیه کرد
درود خدا و رسول و امامان براین مرد باشرف
درودبرشرفت سربازدلاوروطن.جاداردمسئولین امرهرچه سریعترنسبت به خریدوهدیه یک باب منزل درشاُن این بزرگواراقدام کنند
خوب بسه دیگه اون های که باید بفهمن فهمیدن حالا کاری بکنن
آبروی یک رزمنده به تمام عیار نباید برد اونم تو شبکه ها بیزحمت ای که دستت میرسد کاری بکن ارتش کم ندارد با عزت کامل و تشریفات کامل بره به وظیفه خودش عمل کنه و مشکل سردار رو حل کنه
بعضیا متوجه نشدن خونه داشته بخشیده درود برشرفت مرد
خدارو شکر که هنوز هم این مردان وزنان پاک وبی ادعا هستند انشاا...که خداوند این افراذ رو از ما نگیرن وقتی این مردان خدا هستن احساس ارامش میکنیم عمرتان طولانی سایه تان بالای سر ما بدبخت بیچاره هاهمیشه ماندگار خدا حفظتون کنه ابروی کشور ایران
غیرت غیرت غیرت واما..... آقا زادها با خون این بزرگ مردان به قول خودشان مرد،:'(قرتشدن
بنده هم در فاصله سالهای ۷۴ الی ۷۶ افسر وظیفه فرماندهی مهندسی نیروی زمینی ارتش بودم و ایشان فرمانده نیرو بود و فرمانده پروژه ما سرهنگ مرادعلی هم مرد بسیار بزرگی بود. یادش بخیر
سلام دوستان چراتحلیل درست نمی کنیدوچراقضاوت نادرست برخی داریداولامملکت واین سرزمین ازاین انسانهاشریف خیلی داره چون من وشمانمی شناسیم دلیل نبودش نیست ثانیاایشون هم حتمادرامدداشتندولی چون ایثارزیادنسبت به بقیه داشتندلذاوضع وروزگارشان این شده نه اینکه بهشون رسیدگی نشده
درود بر شرف و مردانگیت ای بزرگ مرد.
درود بر ارتش بزرگ ایران و چنین فرمانده هایی
ارتش امید ملت
سالها درس مقاومت وایثار دادی نه در کلام بلکه در عمل این نمره 20 پاکی و صداقت شماست انشااله مورد تایید حضرت ولی عصر {عج }فرار گیرد .
دمش گرم
ای ارتشی دلاور تیمسار داد بین انشالله که صاحب خانه بشوی واجر وپاداش خود را از خدا بگیری خدا حافظ شما
درود به شرف این فرمانده محترم .فرمانده من هم ارتشی هستم معلول اعصاب و روان با۱۱۷ ماه منطقه عملیاتی از مشکلاتی که به خانواده ام داده ام بحث نمیکنم. طی خدمتم در ارتش هیچ گونه امتیازی نصیبم نشده حتی یک وام اما بعد از سالیان توانستم سال ۹۲ یکدستگاه خودرو سمند مدل ۹۱ بخرم خانواده ام در آسمانها پرواز میکردند این خوشبختی را یک بنگاهی از من و خانواده ام به مبلغ ۲۷ میلیون سال ۹۷گرفت بعد از ۵ساعت به بنگاه مراجعه کردم گفتم ماشین را ۱۰ میلیون ارزان خریدی گفت برو هر که دلت می خواهد بکن وبه شخص دیگری فروخت شخص خریدار هم برای سند گرفتن به دادگاه مراجعه متاسفانه دادگاه هم با اولین ابلاغیه ای که بدستم رسید حکم صادر کرده که سند را به نام خریدار بزنم من با اینکه قبول کرده ام سند بزنم ۱۶۰۰۰۰۰ هزار تومان هم برایم جریمه آمده از دادگاه به حساب دولت زنده باد کشورم ایران هیچ آرزویی ندارم بجز وقتی میمیرم فقط از خانواده ام پول قبردفن کفن نگیرند تا روحم خوشحال باشد که بخاطر اینها جنگیده ام زنده با د ایران ایرانی همه اینها را با گریه نوشتم وبا دلی پر خون از روز گار تایید مکنم .
ارادت کامل به ارتش دارم خصوصا تیمسار دادبین سرباز ایشان بودم وبه ارتش ایمان دارم که کاملا قانون مند ومقرراتی حالا بودجه ارتش کجاست وبودجه.......؟ مدیران ما ببیندند شاید وجدان شان بیدار شود تا با جون دل کار کنند نه اینکه خیانت وکم کاری کنند.
خب این الان خوبه که یه ارتشی رتبه بالا بعد از اینهمه سال حتی یه خونه نداره؟
یعنی نداری و فقر خوبه ؟
بنده استاد باز نشسته ی دانشگاهم. خانه یی دارم در دامغان داخل یک باغ میوه ، باعث افتخار بنده است اگر جناب دادبین دعوت بنده را بپذیرند و تشریف بیارن پیش من. من تنها هستم و مایلم باقی مانده ی عمرم را در همسایگی ایشان بگذرانم. ما میتوانیم تجربه های یکدیگر را باهم باشتراک بگذاریم.
سلام و درود بر امیر محترم از امرای مشغول بکار درخواست تحویل یک خانه درخور شان ایشان را داریم
بهشت شهدا جای تو باد.
بهشت شهدا جای تو باد.
درور به فرمانده
در زمان فرماندهی این سردار بزرگ میهن در پنها بعلت عدم توان گیربکس های هلیکوپتر سیکورسکی که در نیروی دریایی خدمت میکند را بایتالیا میفرستادن و هرکدام بالاز یک ملیون دلار هزینه برمیداشت
با دستور تیمسار دادبین من بهمراه شرکتی کانادایی اقدام به تعمیر این گیربکسها در داخل پنها کردیم .قرار شد علاوه بر تعمیر تیم فنی پنها را نیز اموزش دهیم و شعبه ای هم با تمام ابزار و اچار و دستگاهای تستر و غیره در پنها درست کنیم .
این خدمت خودکفایی بزرگ با تعمیر ۴ دستگاه توسط تیم کانادایی و سپی پنجمی توسط تیم اموزش دیده فنی پنها و سوپروایزری تیم کانادایی انجام شود .
۵ گیربکی تعمیر شد با هزینه دو گیربکسی که بخارج ارسال میگردید و حالا یک تیم اموزش دیده همراه با تجهیزات یک شعبه تعمیر و اورهال با همت و مدیریت این فرمانده دلاور در پنها سازمان پیدا کرد و نیاز بخارج را با خودکفایی تامین نمود .
دورود و سلام بر سردار دلاور و مدیر فرهیخته ایران زمبن تیمسار معظم احمد دادبین . سلامت و سرفراز باشید مرد خدا
خدا حفظشون کند که رهرو پیرمرادشون ، رهبر حکیم هستند.
من در برابر این مردان بزرگ و قهرمان وطنم سر تعظیم فرود میآورم .و به چنین مردان بی ادعا و وطن دوست افتخار میکنم .جاوید و پاینده ایران و درود و درود بر این بزرگ مردان .
درود بر ارتشیان دلاور و پاک
درود خدا بر تو ای مرد شریف باد .خداوند همیشه یار و یاورت باشه.
آفرین بر تو فرمانده شما جنگیدید تا ملت در آسایش کامل درخانه هایشان زندگی کنن آنوقت شما به دنبال خانه کوچک هستید
امیر سرافراز ارتش شما یک بسیجی نیستی بلکه یک ارتشی مخلص به تمام معنا مثل تمام ارتشیان جان بر کف هستی که برای حفظ ناموس و تمامیت ارضی ایران لباس نظامی رو انتخاب کردن
با سلام ودرود به سربازان واقعی وطن همجون سردار دادبین ولعنت خدا برتمام منافقان و جنایتکاران و مفسدان اقتصادی که در داخل دزدی میکنند و مردم را به صبر و مقاومت دعوت میکنن و در خارج ....
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.