آخرین خبرمنصوریان در آستانه جدایی از الطلبه!
8بازدید

حق با کیست؛ شهرام ناظری یا آقای حقوقدان؟!

صدای شهرام ناظری، این بار نه با آوای عرفانی که با زمزمه‌ای از دردِ جمعی برخاسته و خبرساز شده است.

حق با کیست؛ شهرام ناظری یا آقای حقوقدان؟!

 
 
 
ترانه‌ی "عمو نوروز" آیینه‌ای است از غمِ انباشته در چشمان مردمی که دست‌های خالی‌شان را به سوی اسطوره‌ای باستانی دراز کرده‌اند.
 
به گزارش سرویس فرهنگی تابناک، «دردا رو ببین / دست خالی مردا رو ببین». این ترانه، روایتی است از روزهای ابری، شب‌های بی‌ماه، و پاییزهای بلندِ عمرهای کوتاه.
 
اما در برابر این ناله‌ی زمینی، کامبیز نوروزی، حقوقدان نام‌آشنا، هشدار می‌دهد: این صدا، هرچند برآمده از واقعیت است، اما اگر تبدیل به مرثیه‌سراییِ دائمی شود، زخم‌ها را عفونی می‌کند.
 
رنجِ راستین، روایتِ بی‌پروا
شهرام ناظری، به عنوان هنرمندی که همواره پیوندی با مردم داشته، این بار نه از «شمس و مولانا»، که از عمو نوروز می‌خواند تا فریادِ بی‌پناهیِ جامعه‌ای را بازتاب دهد که در توفان تورم، فساد، و حکمرانی ناکارآمد، نفس‌هایش به شماره افتاده است. ترانه، تصویری است از آنچه در کوچه و خیابان می‌گذرد: گیسِ سفید زنانِ حسرت‌خورده، مردانِ دست‌خالی، و راه‌های بسته‌ای که گویی حتی چشمِ خداوند را نیز بسته‌اند. این روایت، هرچند تلخ، انکارناپذیر است. پوشاندن این زخم‌ها با لفافه‌های امیدِ دروغین، درمان نیست.
 
اما آیا مرثیه‌سرایی، خود بخشی از مشکل می‌شود؟
کامبیز نوروزی، حقوقدان، با احترام به جایگاه ناظری، نگران است که این ترانه—و امثال آن—به جای بازکردن گره‌های روانی جامعه، بر یأسِ آن بیفزاید. او به درستی اشاره می‌کند که ایرانیان، حتی در تاریک‌ترین لحظات تاریخ، با شادی‌های کوچک و مقاومتِ روزمره، زنده مانده‌اند: «انسان ایرانی در میان آتش این همه سختی... برای خود سرود می‌سازد و شادی می‌آفریند». نوروزی از «تاجران بحران» می‌گوید؛ کسانی که از زمین‌گیر شدنِ جامعه سود می‌برند. آیا تمرکزِ افراطی بر رنج—بدون اشاره به ظرفیت‌های امید—ناخواسته آب به آسیاب آنان نمی‌ریزد؟
 
آیا این نقد، سیاسی است؟
نکته‌ای ظریف در این میان هست: کامبیز نوروزی، از روشنفکران نزدیک به جریان اصلاح‌طلب و معتدل است. آیا نقد او به ناظری، ناخواسته تحت تأثیر فضای سیاسیِ امروز—و دفاع از دولتی که می‌کوشد امید را حتی در سخت‌ترین شرایط زنده نگه دارد—قرار گرفته؟ اگر چنین باشد، باید پرسید: چرا بسیاری از همین منتقدان، در دوران دولت های اصول‌گرا، خود از پرطنین‌ترین صدای اعتراض بودند؟ اگر موضعِ نوروزی صرفاً دفاع از «امید» است، چرا همان زبان در گذشته‌های دورتر—وقتی پای قدرت در میان بود—کمرنگ می‌شد؟ این دوگانگی، اگر واقعی باشد، جای تأمل دارد.
حق با کیست؛ شهرام ناظری یا آقای حقوقدان؟!
 
راهِ سوم: روایتِ رنج، اما با چراغِ امید
اگر نگاه، سیاسی نباشد، حق با هر دو است. ناظری، دردِ جامعه را—بی‌پرده—به تصویر می‌کشد و این، وظیفه‌ی هنرمند است. اما نوروزی نیز به خطرِ «عادی‌سازی یأس» اشاره می‌کند. شاید راهِ میانه این باشد: رنج را گفت، اما در همان نفس، به ظرفیت‌های مبارزه و امید نیز پرداخت. ترانه می‌توانست در بند پایانی، نه با «دست‌های خالی»، که با اشاره‌ای به «فکر چاره کن» پایان یابد—همان‌گونه که ناظری در مصرع‌هایی کوتاه به آن اشاره می‌کند، اما گویی غلبه با مرثیه است.
 
پایانِ سخن: مداوا نمی کنیم، اما ...
جامعه‌ای که دردهایش نادیده گرفته شود، به جنون می‌گراید. اما جامعه‌ای که تنها دردهایش را ببیند، به افسردگی. هنرمند و روشنفکر، هر دو دلسوزِ مردم‌اند، اما یکی بیشتر نگران «صدای داده نشدنِ رنج» است، و دیگری هراسان از «تکرارِ صدای رنج، بدون نقشه‌ی راه». شاید وقت آن است که در کنار ترانه‌هایی چون «عمو نوروز»، سرودهای امید—از جنسِ همان شادی‌های کوچک مردم در کوی و برزن—نیز ساخته شود. زیرا ایرانیان، چراغ هم لازم دارند؛ چراغ امید.

 

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

ناشناس۱۴۰۴/۰۱/۱۷ ۱۱:۴۷

این اقایون اصلاح طلب از هر شرایطی میخوان برای خودشون اعتبار بخرن ...

هنر دوست۱۴۰۴/۰۱/۱۷ ۱۱:۴۵

ببین آقای حقوق و حقوق دان !

من هر موقع غم روی سینه ام سنگینی میکند بلافاصله موسیقی سنتی شجریان و یا ساز محمدرضا لطفی را گوش میدهم و آرام میشوم چون ریشه در جان و. فرهنگم دارم و ایرانی هستم و ردیف های میرزاعبدالله از نظر شما حتما همه مرثیه سرایی است !؟

ناشناس۱۴۰۴/۰۱/۱۷ ۱۱:۱۸

آی عمو نوروز شبو سحر کن
خورشیدو بیار عشقو خبر کن
آی عمو نوروز فکر چاره کن
فکر این دل پاره پاره کن

ناشناس۱۴۰۴/۰۱/۱۶ ۱۲:۰۶

ببینید شریعتمداری و کیهان چی حکم میکنن

یکی از مردم۱۴۰۴/۰۱/۱۶ ۰۸:۰۳

چرا اصلاح طلبها از حقیقت می ترسند چون آقای پزشکیان به هیج قولی عمل نکرد استاد ناظریان درد مردمو داره میگه از اینکه گوشتنو بگیرید یا شادی الکی کنید درد مردم دوا میشه به جای ایراد از هنرمندان برید باسیا ستمداران اقتصاددانها صبحت کنید به داد مردم برسن هنرمند صدای مردمه ایشون وظیفشو انجام میده

ناشناس۱۴۰۴/۰۱/۱۶ ۰۷:۱۵

من در این ترانه در ملودی که اصلا، چون ریتمی شادی آفرین داشت و در متن هم اثری از ناامیدی ندیدم. مستندی بود از وضعیت کنونی جامعه.

ناشناس۱۴۰۴/۰۱/۱۶ ۰۵:۵۰

صدای آقای شهرام ناظری به نظر من از بین تمام خوانندگان این چهل سال از همه بهتره

mehdi۱۴۰۴/۰۱/۱۶ ۰۵:۰۹

برای شناخته شدن و معروف شدن از کار ادمهای معروف ایراد بگیر ……
این فرمول همیشه جواب داده ….

احمد۱۴۰۴/۰۱/۱۵ ۲۲:۴۷

بله مشکلات اقتصادی هست ولی میلیون ها سفر در کشورمان و میلیون ها دید و بازدید یعنی مردم ایران همان هایی هستند که تاریخشان مملو از عبور از بحران هاست. پمپاژ یاس و ناامیدی البته، بر بسیاری موثر افتاده. بنظرم زاویه داران سیاسی بازی هم میکنند. تبریک عید نوروز علی دایی و اینم از ترانه ناظری...

ناشناس۱۴۰۴/۰۱/۱۵ ۲۲:۲۴

جناب ناظری، آیا حاضر هستید چند کنسرت برگزار کنید و عواید آن را به نیازمندان اختصاص دهید تا سهمی هم داشته باشید و عمل کنید؟

ناشناس۱۴۰۴/۰۲/۰۱ ۱۲:۱۹

نه اینکه باران مجوزهای کنسرت در سراسر کشور در حال
. !!!!!!باریدن است
نه اینکه تعدادمعدودمجوهای داده شده با لغو مجوز روبرو
!!!!!!!! نمیشوند
افرادی که این مسائل را مطرح میکنند هیچ شناختی از
، ویژکیهای شخصیتی ، فکری
. فرهنگی وهنری هنرمندان ندارند

ناشناس۱۴۰۴/۰۱/۱۶ ۰۹:۵۵

وقتی کارای ی هنرمند رو دنبال نمیکنی چرا نظر میدی؟

ناشناس۱۴۰۴/۰۱/۱۶ ۰۹:۲۰

راست میگه.‌الان این کجا کژ فهمی هستش ؟! میگه خودتم حاضری کاری کنی یا نه ؟!

ناشناس۱۴۰۴/۰۱/۱۶ ۰۵:۴۹

امان از کژ فهمی!!!!

ناشناس۱۴۰۴/۰۱/۱۵ ۲۲:۱۶

در واقع آقای وکیل، استاد ناظری را متهم به سیاه نمایی کردند!
در واقع الان هر کی از درد مردم بگه متهم به سیاه نمایی میشه!
به نظر ایشان باید مثل صدا و سیما! همه چیز را گل وبلبل نشان داد!
انگار نه انگار
در واقع از مردم شادی گرفته شده و می خواهند به ملت لذت متوهمانه بدن

ناشناس۱۴۰۴/۰۱/۱۶ ۱۱:۲۲

متاسفانه باید ببینیم که آقای وکیل برای همچین نظریه پردازی بی جایی چقدر حق وکالت می گیرند

ناشناس۱۴۰۴/۰۱/۱۵ ۲۰:۰۹

درود بر شرف استاد ناظری

ناشناس۱۴۰۴/۰۱/۱۶ ۰۵:۴۸

هزاران درود

ناشناس۱۴۰۴/۰۱/۱۵ ۱۹:۲۸

شهرام ناظری که من به صداش احترام میگذارم به جای آواز میتواند از درآمد میلیاردی کنسرتها مقداری خرج مستضعفان کند

مهدی۱۴۰۴/۰۱/۱۶ ۱۲:۳۲

با سلام و احترام به هم وطن عزیزمان عرض می نمایم استاد در انجام امور خیریه سهیم می باشند

ناشناس۱۴۰۴/۰۱/۱۶ ۱۱:۱۹

امان از کژ فهمی و کژ اندیشی!!!!
درود بر استاد شهرام ناظری

ناشناس۱۴۰۴/۰۱/۱۶ ۰۸:۴۷

احتمالا نمیدونی که برای بچه های شین آباد و همچنین زلزله کرمانشاه چقدر ایشون هزینه کردن

محبوبه۱۴۰۴/۰۱/۱۵ ۱۹:۲۵

ترانه ای دردناک و واقعی! کاش ذره‌ای امید به آینده جوانان و فرزندانمون وجود داشت

ناشناس۱۴۰۴/۰۱/۱۵ ۱۸:۵۰

درد مردم

بختیاری۱۴۰۴/۰۱/۱۵ ۱۸:۴۵

در نبود استاد شجریان . استاد ناظری به تنهایی بار شرافت و آزادگی موسیقی ایران را به دوش میکشد. سایه ات مستدام شوالیه

ناشناس۱۴۰۴/۰۱/۱۶ ۰۳:۴۰

شوالیه یک لقب فرهنگی بیگانه هست. بهتر است از القاب داخلی استفاده بشه

ناشناس۱۴۰۴/۰۱/۱۵ ۱۸:۰۰

کسی با تماشای ملودرام یا حتی تراژیک دچار یاس و افسردگی نمی شود بی عدالتی و ظلم یاس آفرین است.
نظر جامعه شناسان مهم است جناب حقوقدان چرت می فرمایند.

ناشناس۱۴۰۴/۰۱/۱۵ ۱۷:۲۴

امان از تاثیر منفعت های فردی و قشری بر قلم!
در همین ترانه دعا و امید نیز هست.

ناشناس۱۴۰۴/۰۱/۱۶ ۱۰:۵۱

کارکرد هنر، انعکاس فضای معاصر است تا تاریخی بنگارد برای آیندگان
هنر، حقوق و جامعه شناسی نیست. پا در کفش هم نکنیم

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.