مراسم بدرقه تنها ایرانی حاضر در جام جهانی خوب برگزار شد. حسن کامرانی فر با عزت و احترام راهی آفریقای جنوبی شد تا نماینده ای شایسته برای جمهوری اسلامی ایران باشد.به نوشته قدس؛ این تقریباً اولین باری بود که می دیدیم در مشهد چنین اتفاق خوبی می افتد. می خواهم بگویم قبلاً هم اگر قرار بود چنین مراسمی برای افراد مختلف برگزار شود، چنین صورتی نداشت. در این مراسم همه چیز سرجایش بود. اگر اتفاقهایی هم پیش از شروع مراسم بین برگزارکنندگان افتاده بود، اما نمودی در هنگام اجرای برنامه نداشت.
بدرقه کامرانی فر دوشنبه عصر بهانه ای بود تا مسؤولان استانی نشان دهند، می توانند دور هم جمع شوند و کارهای خوب انجام دهند. می توانند یکدل باشند. کامرانی فر حالا آبروی ورزش بی دایه این استان است و خوشبختانه از شهردار گرفته تا مسؤولان بلندپایه مشهد متوجه شده اند که باید برای حفظ این آبرو از لاک خود خارج شوند و به وسط میدان آیند.
این مراسم بدرقه، نشانمان داد وقتی همه کنار هم بیرون می آییم، چه اتفاقهای خوبی می افتد. دوشنبه عصر در طرفة العینی مشکل استخدامی و تحصیل کامرانی فر حل شد. مساعدتهای خوب دیگری هم برای این داور ارزنده انجام شد که محقق شدنشان در شرایط عادی به سالها زمان نیاز داشت.
با این حال بر این باورم، در این مراسم خجسته البته جای خیلی دیگر از ورزشکاران هم خالی بود. خداداد عزیزی به عنوان بزرگترین نام فوتبالی استان خراسان آمده بود و اتفاقاً با هدیه اش به کامرانی فر نشان داد که چقدر پای حرفهای ناسیونالیستی اش در مورد فوتبال و فوتبالیست های مشهدی ایستاده است.
کامرانی فر به طور یقین با دیدن خداداد عزیزی، محسن قهرمانی، رضا سخن دان، جواد تقی پور و خیلی دیگر از چهره های ورزش استان با اعتماد به نفس بیشتری راهی این سفر شد. میثاقیان، نیکبخت واحدی، حسین بادامکی و تمام نامهای مطرح دیگر هم باید در این مراسم حضور می یافتند، اما بنابه هر دلیلی نبودند تا...
حالا که ثابت کردیم می توانیم کنار هم باشیم و کارهای خوب انجام دهیم باید دیدمان را هم وسیع تر کنیم. باید وارد مسائل اساسی تر و کلان تر شویم. اول اینکه برای ورزشکاران افتخارآفرین سایر رشته ها هم چنین کنیم. یعنی سنگ تمام بگذاریم و نشان دهیم که ورزش فقط فوتبال نیست.
بعد باید باز دور هم جمع شویم و فکری اساسی برای این بحران بی پولی در ورزش استان کنیم. ببینیم چرا تیمهای لیگ برتری استان در رشته های مختلف یکی پس از دیگری جان می دهند؟ هم اندیشی کنیم و دریابیم که چرا با این همه ظرفیت اقتصادی در خطه خورشید ورزش حرفه ای روز به روز فقیرتر و نحیف تر می شود.
اجازه ای بدهید، حالا که حرف از ظرفیت اقتصادی شد، مثالی بزنیم از همین مراسم بدرقه کامرانی فر. وقتی همه بیدار بودیم و دور هم برای یک هدف جمع شده بودیم آدمهای خوش قلب و متمولی روی صحنه رفتند و به کامرانی فر هدیه دادند که پیش از این هم کنارمان بودند و ما توجهی به آنها نمی کردیم.
مثلاً یکی از همین آدمهای ورزش دوست به اندازه کل هدیه فدراسیون فوتبال به کامرانی فر هدیه داد. چند نفر دیگر هم چنین کردند و نشان دادند، اتفاقاً اگر با آنها صادقانه برخورد شود از هیچ کمکی برای بلند کردن ورزش زمین خورده استان دریغ نمی کنند. می آیند وسط و بدون هیچ چشمداشتی گوشه ای از کار را می گیرند. پول خرج می کنند و از خیلی از آدمهای منفعت طلب شهرت دوست هم بازده کاری بهتری دارند.
بله! اینها همه اطرافمان هستند و ما به دلیل دور بودن از هم نمی توانیم ببینیمشان. حتی گاهی نمی خواهیم ببینیمشان. می دانیم که فرق است بین خواستن و نتوانستن. مراسم بدرقه کامرانی فر تمام امتیازش برای ورزش استان همین است که نشان داد اگر بخواهیم می توانیم ما هم مثل سایر استانها همدل و پشت هم باشیم.
نشان داد اگر پاکی و صداقت در بین باشد، از شهردار گرفته تا خداداد عزیزی و از نماینده مجلس گرفته تا سرمایه داران ورزشدوست استان برای سربلندی شهر و دیارمان آستینها را بالا خواهند زد. به این شرط که همه فارغ از پست و شهرت و منفعت طلبی و البته عاشقانه کنار هم بیدار باشیم و یار هم.
شاید اگر زودتر بیدار می شدیم و دور هم جمع می شدیم، الان هم پیام در لیگ برتر بود و هم ابومسلم. الان هم در لیگ بسکتبال تیم داشتیم، هم در لیگ کشتی و والیبال و... مدعی بودیم.
