بر اساس یافتههای یک پژوهش که در همایش آسیبشناسی ملی مسائل جوانان ارائه شد، متاسفانه 25 درصد دانشجویان مصرف الکل را بدون اشکال میدانند. دکتر سعید معیدفر در جریان برپایی این همایش با اعلام خبر فوق افزود: 20درصد این افراد کسانی بودند که در نظرسنجی اظهار کردند که الکل مصرف میکنند و 5 درصد بقیه اعلام داشتند که در وسوسه مصرف الکل هستند.
وی گفت: مصرف الکل نسبتبه سایر مواد مخدر در جامعه شایعتر بوده و بر خلاف مواد مخدر که 95 درصد جوانان مصرف آن را قبیح میدانستند، متاسفانه از قبح کمتری برخوردار بوده و مصرف آن میان برخی دانشجویان توام با شانیت تلقی شده است.
مبارزه منسجم با مصرف الکل و اعتیاد با آنکه در جلسه ستاد مبارزه با مواد مخدر و با حضور رئیس جمهور آبانماه سال گذشته مطرح شد به طرح مجدد آن طی سال 87 در اتاق فکر موکول شد. با این حساب همچنان این انتظار که مبارزه پیشگیرانه، برنامهریزی هدفمند و تعیین نقشه راه برای مبارزه با شیوع الکل وجود داشته باشد در حد یک آرزو میماند.
چندی پیش جانشین دبیر کل ستاد مبارزه با مواد مخدر اعلام کرد: «به دلیل عملکرد مثبت ستاد مبارزه با مواد مخدر این ستاد مکلف شده است نسبت به ورود سیگار و الکل به حوزه کاری این ستاد کار کارشناسی و تحقیقی انجام دهد.» هرچند که هنوز چگونگی اجرای این تکلیف مشخص نیست.
به گفته محمدرضا جهانی پس از برگزاری سه جلسه کارشناسی با 20 عضو ثابت ستاد که شامل وزارت بهداشت، سازمان بهزیستی، مرکز ملی اعتیاد، مرکز تحقیقات شرکت دخانیات، مرکز تحقیقات بیمارستان مسیح دانشوری، جمعیت مبارزه با دخانیات و نیروی انتظامی است این نتیجه گرفته شد که در مورد سیگار ستاد تنها نقش کمککننده داشته باشد و در مورد قرار گرفتن مبارزه با الکل در حوزه کاری ستاد مبارزه با مواد مخدر به ایسنا گفت: «متاسفانه هنوز در مورد الکل اطلاعات دقیقی اعم از نوع ماده مصرفی در دست نیست و هنوز پروتکل کنترل درمانی یا چگونگی آموزشهای پیشگیرانه از مصرف آن نیز هنوز تبیین نشده است بنابراین به علت وجود پرسشهای زیادی در مورد چگونگی مبارزه با الکل مقرر شد تحقیقات بیشتری در مورد ورود مبارزه با این ماده به حوزه کاری ستاد مبارزه با مواد مخدر صورت گیرد و سال آینده این موضوع مجددا به اتاق فکر این ستاد بازگردد.»
هنوز کسی به موضوع الکل نزدیک نشده است. در این 30 سال موضوع مواد مخدر آنقدر در صدر موضوعات درمانی، برنامهریزی و مبارزه بوده است که هرگز به مصرف الکل به طور ویژه نگاه نشده است. در واقع از آنجا که مصرف الکل در جامعه اسلامی بعید به نظر میرسد چون ممنوعیت و جرم شمردن آن ریشه در تاریخ اسلام دارد به راحتی نمیتوان مصرفکننده آن را که به طور قانونی و شرعی مجرم است بیمار تلقی کرد.
این موضوع در شرایطی وجود دارند که مصرف الکل در جامعه اتفاق میافتد و شاهد آن افرادی هستیم که روزانه و به خصوص در روزهای آخر هفته به علت مسمومیت و عوارض ناشی از مصرف الکل ناخالص و نامرغوب به اورژانس بیمارستانها آورده میشوند. موضوع الکل با موضوع مواد مخدر به طور قطع متفاوت است، هرچند که کارشناسان علم پزشکی هر دوی آنها را یک پدیده میدانند و برنامهریزی برای مبارزه و کنترل شیوع آن را توسط یک نهاد پیشنهاد میکنند.
دکتر آذرخشمکری، عضو هیات علمی مرکز ملی مطالعات اعتیاد چندی پیش از ضرورت وجود مراکز ترک اعتیاد به الکل گفته بود. دکتر مکری درباره وجود آمار کارشناسی که بر ضرورت وجود مراکز ترک اعتیاد به الکل تاکید دارد به کارگزاران میگوید: «ما هیچ نشانی از اینکه شیوع الکلیسم در حال افزایش است نداریم.
از طرف دیگر در کشور ما مداخلات درمانی اعتیاد دارد پیشرفت میکند و ما داریم به سطح تکنولوژی قابل توجهی میرسیم یعنی قبلا درمان اعتیاد اینطور بوده که هر پزشکی با ذوق و سلیقه خودش دارویی را تجویز میکرده و حالا آن دارو اثر میکرده یا نه معلوم نیست. در واقع هر کسی به نوعی در اعتیاد مداخله میکرده. اما الان 10 سال است درمان اعتیاد در ایران در حال رشد است.
حدود 1200 کلینیک اعتیاد داریم و نزدیک به 2 هزار پزشک به طور مستقیم یا غیرمستقیم در درمان اعتیاد دخیلند. یعنی جنبه درمان اعتیاد از حالت سنتی دارد به جنبه آکادمیک و حرفهای تبدیل میشود حتی ما دورههای دکترای اعتیاد طراحی کردهایم. وقتی چنین پیشرفتهایی حاصل شده یکی از قسمتهایی که لازم است آن هم پا به پای این قضیه رشد کند الکلیسم است، چون الکلیسم شیوه درمان و مداخلهاش تفاوت بسیار زیادی با مداخله در بقیه حوزههای اعتیاد دارد.»
درباره این احتمال که اختصاص بخشی از توجه و بودجه ستاد مبارزه با مواد مخدر به بحث الکل باعث غفلت از مبارزه با مواد مخدر میشود، دکتر مکری میگوید: «صحبت سر این نیست که باید چقدر به این کارها بودجه بدهیم. صحبت ما باید بر سر تکنولوژیاش باشد. اگر ما کاری را بلد نیستیم یاد گرفتن آنها ضرری ندارد.
در ایران تکنولوژی یا تخصص درمان الکلیسم رشد نکرده اما اگر رشد کند به بقیه حوزهها هم کمک میکند در نتیجه مهم است که آدمهایی باشند که درمانش را بلد باشند. این یک کار فوقتخصصی است. این اساس صحبت بنده است. اگر تکنولوژی اعتیاد رشد کند بقیه حوزههای درمان اعتیاد هم رشد میکند و افراد تخصص خود را در آن حوزه هم به کار میبرند و در واقع در کشور یک تکنولوژی رواندرمانی وابسته به مواد رشد میکند.»
دکتر مکری در مورد سیاستگذاری در کاهش مصرف الکل میگوید: «این کار سیاستگذاری لازم ندارد. وقتی تکنولوژیدرمانی اعتیاد وجود داشته باشد خوب مردم هم یاد میگیرند. پزشکان و روانشناسانی از من میپرسند که درمان افسردگی این است، درمان اسکیزوفرنی این است، درمان الکلیسم کدام است؟ ما میگوییم که درمان خاص خود را دارد. پزشکان میگویند ما در دوره آموزش خود این را یاد نگرفتیم.
در واقع برای اینکه آموزشهای دوره درمانی اعتیاد به الکل وجود داشته باشد شاید سیاستگذاری کلان مطرح نباشد. مثل اینکه وقتی یک بیماری جدید یا یک عفونت جدید شایع میشود پزشکان میگویند کاش ما این هم بلد بودیم و مراکز درمان اینها هم بود یا این دارو را هم برای درمان این بیماری در کشور داشتیم این دیگر به سیاستگذاری کلان بر نمیگردد.
ما باید تا جایی که میتوانیم سیستم درمان اعتیادمان را آکادمیک کنیم و قدرت علمی و اجرایی خود را بالا ببریم که خیلی هزینه ندارد. یعنی ما با دو تا دستگاه و چند نفر که دورههای خاص آن را ببینند میتوانیم به این هدف برسیم. اما شما صاحب تکنولوژی میشوید که میتوانید آن را آموزش دهید.»
منع مصرف الکل در جامعه کمرنگ شده است
دکتر حسن رفیعی، استاد دانشگاه درباره وجود اسناد و آمارهایی دال بر افزایش شیوع مصرف الکل به کارگزاران میگوید: «نگرانی از افزایش شیوع مصرف الکل وجود دارد. البته این مستند به تحقیقی نیست و تحقیقی سراغ ندارم که نشان دهد شیوع مصرف زیاد است یا در حال افزایش است. اینها را بر اساس تحقیق نمیگویم. به نظر میرسد منع مصرف الکل در ذهنیت جامعه دارد کمرنگ میشود و بنابراین به تناسب آن هم مصرفش در حال افزایش است و معنیاش این است که حتما باید کاری کرد. نکته نگرانکننده این است که متولی برای این کار وجود ندارد و انگار ما اساسا فرض را بر این گذاشتیم که مگر میشود در جامعه اسلامی کسی مشروب بخورد در حالی که واقعیت این است که میشود و شده است.
بنابراین باید برایش فکری کرد و باید برایش متولی هم وجود داشته باشد. به نظر من از آنجایی که مصرف الکل و مواد مخدر یک پدیده هستند باید به جای اینکه متولی جدیدی در نظر بگیریم همان ستاد مبارزه با مواد مخدر و دستگاههای عضو ستاد در کنار وظایف مربوط به مواد مخدر وظایف مربوط به الکل را هم عهدهدار شوند.»
دکتر رفیعی معتقد است عملکرد ما در مقابله با مواد مخدر ضعیف نبوده و در مجموع با همه فراز و نشیبها شواهدی وجود دارد که ما در مبارزه با مصرف مواد مخدر به توفیقهای قابل توجهی دست پیدا کردیم. به طور مثال شیوع مصرف الکل کم شده است: «بر اساس تحقیقی که خودم در هر دو مورد آن شرکت داشتم، تحقیق سال 83 و 86 به این نتیجه رسیدیم که با اینکه شدت مصرف مواد مخدر افزایش یافته اما شیوع آن نسبت به گذشته کاهش پیدا کرده.
در هنگام اجرای این تحقیق ستاد مبارزه با مواد مخدر شاید خبر هم نداشت اگرچه اعتبار آن را ستاد تامین کرد اما آنها نمیدانستند تحقیق ما در چه زمینهای است و هیچ دخالتی هم نکردند و نتایج به دست آمده حتی برخلاف انتظار خودشان هم بود. از طرف دیگر ورود مواد نسبتا کنترل شده. سالها پیش وقتی افغانستان 4 هزار تن مواد مخدر تولید میکرد 2 هزار و 500 تن وارد کشور ما میشد و الان هم که تولید افغانستان به 8 هزار تن رسیده باز هم 2 هزار و 500 تن وارد کشور ما میشود. رقم ثابتش تغییر نکرده اما نسبت کاهش پیدا کرده و این خوب است.
بنابراین این فرض که چون عملکرد ستاد مبارزه با مواد مخدر ضعیف بوده ورود ستاد به موضوع الکل به مبارزه با مواد مخدر آسیب میزند را رد میکنم.»
وظیفه مبارزه با الکل باید همچنان به ستاد مبارزه با مواد مخدر سپرده شود. این نکتهای است که دکتر رفیعی بر آن تاکید میکند و میگوید: «اینکه میگوییم ستاد مبارزه با مواد مخدر مبارزه با الکل را هم عهدهدار شود معنیاش این نیست که بودجهاش نصف شود.
بلکه باید حتما بودجه خاص مبارزه با الکل به بودجه ستاد افزوده شود، همین الان هم بودجه ستاد بسیار کم است و قبلا هم من این را گفتم که بودجه ستاد مبارزه با مواد مخدر به اندازه اجاره 5 پارکینگ فرودگاه مهرآباد است. پارکینگ فرودگاه مهرآباد گویا ماهانه یک میلیارد اجارهاش است که سالانه به 12 میلیارد و در طی 5 سال به 60 میلیارد تومان میرسد و کل بودجه ستاد 60 میلیارد تومان است. بنابراین اگر هم توفیق ستاد کم است یک مسئله مهمش این است که اعتبار کافی ندارد.
اگر قرار است که اقداماتی برای مبارزه با شیوع مصرف الکل انجام شود این نیست که یک دستگاه جدیدی درست کنیم و اینها دائم با هم دعوا کنند که کدام یک متولی است، بلکه باید قدرت و بودجه همین دستگاه را زیاد کرد. اینها یک پدیده هستند و در همه جای دنیا اینها با هم در یک دستگاه مدیریت میشوند و من اعتقاد دارم باید حتما به این موضوع پرداخته شود و جایش هم ستاد مبارزه با مواد مخدر و دستگاههای عضو ستاد است.»
به گفته دکتر رفیعی مراکز درمان اعتیاد به مواد مخدر هم یک مشکل عمده دارند و آن این است: «وقتی فرد معتاد تصمیم به درمان میگیرد اولین اتفاقی که میافتد این است که انگ اعتیاد به سینهاش میخورد. درحالی که درست در همین لحظه باید انگ اعتیاد از او برداشته شود چون یک قدم به سمت درمان رفته است.
به نظرم مراکز درمان اعتیاد نباید از مراکز درمان جدا شوند. حالا که جدا شدهاند حداقل کار ما برای برداشتن انگ از فرد معتاد این است که حداقل روی تابلوهای مراکز ترک اعتیاد 5 بار کلمه اعتیاد و مواد و معتاد و مصرف را ننویسند. این در حالی است که بخشی از بخشنامههای دولتی همکاران را به غلط ملزم میکند که حتما روی تابلوی مراکز خود این عبارات دارای انگ را بنویسید.
بنابراین در حال حاضر ما با همین مراکز درمان اعتیاد مشکل داریم و معتقدم درمان اعتیاد باید در کنار دیگر درمانهای پزشکی و درمانهای مربوط به سلامت روان انجام شود. وحدت ماهوی پدیده اعتیاد به الکل با اعتیادهای دیگر اقتضا میکند که همان کسانی که درگیر درمان اعتیاد به مواد مخدر هستند از همان دانش استفاده کنند و تقویت کنند دانش و مهارت خود را برای درمان اعتیاد به الکل. بنابراین اگرچه این فکر که به الکل بپردازیم فکر خوبی است اما این راه حلی که از آن نتیجه گرفته شده که مراکز جداگانهای تاسیس شود درست نیست باید همان مراکز گذشته این مهارت را پیدا کنند و داروهایش را در اختیار بگیرند.»
مطابق با قانون مبارزه با مواد مخدر فرد معتاد مجرم است اما میتواند تحت درمان قرار بگیرد تا از او سلب مجرمیت شود. به عبارتی دیگر با وجودی که اعتیاد جرم است اما به شرط درمان از فرد معتاد سلب مجرمیت میشود. اینکه این قانون درباره مصرف الکل هم صادق است آن چیزی است که پس از ورود برنامهریزیشده ستاد مبارزه با مواد مخدر به موضوع الکلیسم مشخص خواهد شد.
اما درباره تفاوت بین الکل و مواد مخدر از دیدگاه سیاستهای اجرایی مملکت دکتر رفیعی معتقد است: «من اعتقاد ندارم بین نگاه ما به مبارزه با مواد مخدر و الکل تفاوتی ماهوی باید وجود داشته باشد. اگر امروز این وضعیت را درباره پیشگیری و درمان اعتیاد میبینیم که مطلوب هم هست و معتقدیم اعتیاد را در مقوله پزشکی وارد کردهایم به این دلیل است که یک مبارزه طولانی اتفاق افتاده است. آنچه امروز داریم نتیجه زحمتهای افراد زیادی بوده است.
اوایل مبارزه با مواد مخدر میگفتند معتادان 6 ماه فرصت ترک دارند وگرنه اعدام میشوند و اعدام میکردند و اعدام کردند. مبارزههای زیادی صورت گرفت. پیشکسوتهای ما آمدند و فهم جامعه را رساندند به اینجا که این بیماری است و اگر هم جرم اعلام میشود برای این است که به بیمار کمک شود وگرنه بالذات بیماری است و ما برای کمک به او جرم تلقیاش کردیم. همین اتفاق هم باید برای الکل بیفتد اما این زمان میبرد و شرایط فعلی اجازه نمیدهد.»
مبارزه با مصرف الکل، بخشی از علم پزشکی
همیشه اینگونه نیست که بگوییم اگر قیمت مواد مخدر بالا باشد شیوع مصرف کمتر و اگر دسترسی به مواد مخدر راحتتر باشد شیوع مصرف بالا میرود. درباره این دو فرضیه که در نبود آمار دقیق از شیوع مصرف الکل شاید بتوان به آنها متوسل شد، دکتر مکری میگوید: «به عنوان یک اصل طبی قیمت خیلی عامل تعیینکنندهای در مصرف مواد مخدر نیست.
اگر قیمت کالای لوکس بالا برود مردم نمیخرند اما در مورد مواد مخدر به نظر میآید چون فشار و زور برای مصرف وجود دارد و افراد به دلیل اعتیاد ناگزیر از مصرف مواد هستند خیلی قیمت مواد مطرح نیست. در دنیا این تجربه شده در سالهایی که هروئین دو، سه برابر الان قیمت داشت میزان مصرف آن بالاتر بود. بنابراین این یک شاخص ساده نیست که بگوییم مواد مخدر ارزان شود مردم مصرف میکنند گران شود مردم مصرف نمیکنند.
یک موضوع دیگر هست که این را پیچیدهتر میکند، به نظر میآید وقتی قیمت مواد مخدر ارزان میشود مصرفش کمتر میشود چون مافیای مواد مخدر وقتی سود کمتری در آن کالا میبینند دیگر به تولید و توزیع آن اقدام نمیکنند. شبکهای که مصرف مواد مخدر را رشد میدهد تا از آن درآمد داشته باشد وقتی قیمتش بالاتر باشد آن را بیشتر رشد میدهد. بنابراین لزوما پایین آمدن قیمت مواد نشانه بدی نیست و بعضی جاها دیده شده است که وقتی شما مداخلات خوب انجام میدهید قیمت مواد پایین میآید چون تقاضا برایش پایین میآید و افرادی که قبلا تقاضا داشتند میروند درمان میشوند، بعد که قیمت پایین میآید لزوما مصرف آن بالا نمیرود چون خیلی از مردم انگیزهشان از مصرف مواد مخدر قیمتش نیست کلی پارامترهای دیگر است و وقتی ارزان میشود در واقع انگیزه قاچاقچی برای عرضه آن کم میشود، در نتیجه ممکن است فراوانیاش کمتر شود.
لزوما این طور نیست که اگر مواد مخدر خیلی قابل دسترس باشد حتما بیشتر استفاده شود. شاید اینها هرم علیتشان به طرف دیگری است یعنی وقتی سودآوریاش بالاست قابلیت دسترسیاش بیشتر است و چهبسا سودآوری کم شود دسترسیاش دشوارتر شود، چون آنها که میخواهند آن را عرضه کنند دیگر آن شبکه موفق و خیلی رونقدهنده را دنبال نمیکنند.»
به گفته دکتر مکری جرمزدایی از فرد معتاد از چیزهایی است که دچار بدفهمی شده است: «معنی جرمزدایی از معتاد این است که آنها میتوانند بدون پیگرد قانونی درمان شوند. معنی قانونیسازی با جرمزدایی فرق میکند. اگر کسی که هروئین مصرف کرده خودش برود در مراکز درمانی و بخواهد آن را ترک کند دیگر او را دستگیر نمیکنند.» دکتر مکری در اینباره که در حال حاضر افراد خیلی راحت نمیتوانند اعلام کنند که الکل مصرف میکنند، میگوید: «در کشور ما جایی عنوان نشده که مصرف مواد مخدر جرم ندارد، این هم هست، اما چون شبکه درمانی رشد کرده و این گزینه را برایش گذاشتهاند که اگر آمدی درمان بگیری میتوانی به زندان نروی و مجازات نشوی روش برخوردها عوض شده است.»
دکتر مکری در خصوص تعامل با ستاد مبارزه با مواد مخدر برای ورود به موضوع الکل میگوید: «این را باید به صورت یک پدیده طب داخلی و پزشکی ببینید. شبکههای قاچاق و توزیع و آن جمعیتی که استفاده میکنند دو گروه متفاوتند و من احساسم این است که ستاد احتمالا به خاطر مسائل اجرایی الان تمرکز زیادی روی هروئین و مواد افیونی گذاشته که کاملا هم درست است. اما این یک مسئله دیگر است کسانی که در طب گوارش و به ویژه بیمارهای کبدی و بیمارهای جنرال پزشکی هستند تاکید دارند بر پیشرفت تکنولوژی پیشگیری از مصرف الکل و اعتیاد به آن.»
منبع: روزنامه کارگزاران
وی گفت: مصرف الکل نسبتبه سایر مواد مخدر در جامعه شایعتر بوده و بر خلاف مواد مخدر که 95 درصد جوانان مصرف آن را قبیح میدانستند، متاسفانه از قبح کمتری برخوردار بوده و مصرف آن میان برخی دانشجویان توام با شانیت تلقی شده است.
مبارزه منسجم با مصرف الکل و اعتیاد با آنکه در جلسه ستاد مبارزه با مواد مخدر و با حضور رئیس جمهور آبانماه سال گذشته مطرح شد به طرح مجدد آن طی سال 87 در اتاق فکر موکول شد. با این حساب همچنان این انتظار که مبارزه پیشگیرانه، برنامهریزی هدفمند و تعیین نقشه راه برای مبارزه با شیوع الکل وجود داشته باشد در حد یک آرزو میماند.
چندی پیش جانشین دبیر کل ستاد مبارزه با مواد مخدر اعلام کرد: «به دلیل عملکرد مثبت ستاد مبارزه با مواد مخدر این ستاد مکلف شده است نسبت به ورود سیگار و الکل به حوزه کاری این ستاد کار کارشناسی و تحقیقی انجام دهد.» هرچند که هنوز چگونگی اجرای این تکلیف مشخص نیست.
به گفته محمدرضا جهانی پس از برگزاری سه جلسه کارشناسی با 20 عضو ثابت ستاد که شامل وزارت بهداشت، سازمان بهزیستی، مرکز ملی اعتیاد، مرکز تحقیقات شرکت دخانیات، مرکز تحقیقات بیمارستان مسیح دانشوری، جمعیت مبارزه با دخانیات و نیروی انتظامی است این نتیجه گرفته شد که در مورد سیگار ستاد تنها نقش کمککننده داشته باشد و در مورد قرار گرفتن مبارزه با الکل در حوزه کاری ستاد مبارزه با مواد مخدر به ایسنا گفت: «متاسفانه هنوز در مورد الکل اطلاعات دقیقی اعم از نوع ماده مصرفی در دست نیست و هنوز پروتکل کنترل درمانی یا چگونگی آموزشهای پیشگیرانه از مصرف آن نیز هنوز تبیین نشده است بنابراین به علت وجود پرسشهای زیادی در مورد چگونگی مبارزه با الکل مقرر شد تحقیقات بیشتری در مورد ورود مبارزه با این ماده به حوزه کاری ستاد مبارزه با مواد مخدر صورت گیرد و سال آینده این موضوع مجددا به اتاق فکر این ستاد بازگردد.»
هنوز کسی به موضوع الکل نزدیک نشده است. در این 30 سال موضوع مواد مخدر آنقدر در صدر موضوعات درمانی، برنامهریزی و مبارزه بوده است که هرگز به مصرف الکل به طور ویژه نگاه نشده است. در واقع از آنجا که مصرف الکل در جامعه اسلامی بعید به نظر میرسد چون ممنوعیت و جرم شمردن آن ریشه در تاریخ اسلام دارد به راحتی نمیتوان مصرفکننده آن را که به طور قانونی و شرعی مجرم است بیمار تلقی کرد.
این موضوع در شرایطی وجود دارند که مصرف الکل در جامعه اتفاق میافتد و شاهد آن افرادی هستیم که روزانه و به خصوص در روزهای آخر هفته به علت مسمومیت و عوارض ناشی از مصرف الکل ناخالص و نامرغوب به اورژانس بیمارستانها آورده میشوند. موضوع الکل با موضوع مواد مخدر به طور قطع متفاوت است، هرچند که کارشناسان علم پزشکی هر دوی آنها را یک پدیده میدانند و برنامهریزی برای مبارزه و کنترل شیوع آن را توسط یک نهاد پیشنهاد میکنند.
دکتر آذرخشمکری، عضو هیات علمی مرکز ملی مطالعات اعتیاد چندی پیش از ضرورت وجود مراکز ترک اعتیاد به الکل گفته بود. دکتر مکری درباره وجود آمار کارشناسی که بر ضرورت وجود مراکز ترک اعتیاد به الکل تاکید دارد به کارگزاران میگوید: «ما هیچ نشانی از اینکه شیوع الکلیسم در حال افزایش است نداریم.
از طرف دیگر در کشور ما مداخلات درمانی اعتیاد دارد پیشرفت میکند و ما داریم به سطح تکنولوژی قابل توجهی میرسیم یعنی قبلا درمان اعتیاد اینطور بوده که هر پزشکی با ذوق و سلیقه خودش دارویی را تجویز میکرده و حالا آن دارو اثر میکرده یا نه معلوم نیست. در واقع هر کسی به نوعی در اعتیاد مداخله میکرده. اما الان 10 سال است درمان اعتیاد در ایران در حال رشد است.
حدود 1200 کلینیک اعتیاد داریم و نزدیک به 2 هزار پزشک به طور مستقیم یا غیرمستقیم در درمان اعتیاد دخیلند. یعنی جنبه درمان اعتیاد از حالت سنتی دارد به جنبه آکادمیک و حرفهای تبدیل میشود حتی ما دورههای دکترای اعتیاد طراحی کردهایم. وقتی چنین پیشرفتهایی حاصل شده یکی از قسمتهایی که لازم است آن هم پا به پای این قضیه رشد کند الکلیسم است، چون الکلیسم شیوه درمان و مداخلهاش تفاوت بسیار زیادی با مداخله در بقیه حوزههای اعتیاد دارد.»
درباره این احتمال که اختصاص بخشی از توجه و بودجه ستاد مبارزه با مواد مخدر به بحث الکل باعث غفلت از مبارزه با مواد مخدر میشود، دکتر مکری میگوید: «صحبت سر این نیست که باید چقدر به این کارها بودجه بدهیم. صحبت ما باید بر سر تکنولوژیاش باشد. اگر ما کاری را بلد نیستیم یاد گرفتن آنها ضرری ندارد.
در ایران تکنولوژی یا تخصص درمان الکلیسم رشد نکرده اما اگر رشد کند به بقیه حوزهها هم کمک میکند در نتیجه مهم است که آدمهایی باشند که درمانش را بلد باشند. این یک کار فوقتخصصی است. این اساس صحبت بنده است. اگر تکنولوژی اعتیاد رشد کند بقیه حوزههای درمان اعتیاد هم رشد میکند و افراد تخصص خود را در آن حوزه هم به کار میبرند و در واقع در کشور یک تکنولوژی رواندرمانی وابسته به مواد رشد میکند.»
دکتر مکری در مورد سیاستگذاری در کاهش مصرف الکل میگوید: «این کار سیاستگذاری لازم ندارد. وقتی تکنولوژیدرمانی اعتیاد وجود داشته باشد خوب مردم هم یاد میگیرند. پزشکان و روانشناسانی از من میپرسند که درمان افسردگی این است، درمان اسکیزوفرنی این است، درمان الکلیسم کدام است؟ ما میگوییم که درمان خاص خود را دارد. پزشکان میگویند ما در دوره آموزش خود این را یاد نگرفتیم.
در واقع برای اینکه آموزشهای دوره درمانی اعتیاد به الکل وجود داشته باشد شاید سیاستگذاری کلان مطرح نباشد. مثل اینکه وقتی یک بیماری جدید یا یک عفونت جدید شایع میشود پزشکان میگویند کاش ما این هم بلد بودیم و مراکز درمان اینها هم بود یا این دارو را هم برای درمان این بیماری در کشور داشتیم این دیگر به سیاستگذاری کلان بر نمیگردد.
ما باید تا جایی که میتوانیم سیستم درمان اعتیادمان را آکادمیک کنیم و قدرت علمی و اجرایی خود را بالا ببریم که خیلی هزینه ندارد. یعنی ما با دو تا دستگاه و چند نفر که دورههای خاص آن را ببینند میتوانیم به این هدف برسیم. اما شما صاحب تکنولوژی میشوید که میتوانید آن را آموزش دهید.»
منع مصرف الکل در جامعه کمرنگ شده است
دکتر حسن رفیعی، استاد دانشگاه درباره وجود اسناد و آمارهایی دال بر افزایش شیوع مصرف الکل به کارگزاران میگوید: «نگرانی از افزایش شیوع مصرف الکل وجود دارد. البته این مستند به تحقیقی نیست و تحقیقی سراغ ندارم که نشان دهد شیوع مصرف زیاد است یا در حال افزایش است. اینها را بر اساس تحقیق نمیگویم. به نظر میرسد منع مصرف الکل در ذهنیت جامعه دارد کمرنگ میشود و بنابراین به تناسب آن هم مصرفش در حال افزایش است و معنیاش این است که حتما باید کاری کرد. نکته نگرانکننده این است که متولی برای این کار وجود ندارد و انگار ما اساسا فرض را بر این گذاشتیم که مگر میشود در جامعه اسلامی کسی مشروب بخورد در حالی که واقعیت این است که میشود و شده است.
بنابراین باید برایش فکری کرد و باید برایش متولی هم وجود داشته باشد. به نظر من از آنجایی که مصرف الکل و مواد مخدر یک پدیده هستند باید به جای اینکه متولی جدیدی در نظر بگیریم همان ستاد مبارزه با مواد مخدر و دستگاههای عضو ستاد در کنار وظایف مربوط به مواد مخدر وظایف مربوط به الکل را هم عهدهدار شوند.»
دکتر رفیعی معتقد است عملکرد ما در مقابله با مواد مخدر ضعیف نبوده و در مجموع با همه فراز و نشیبها شواهدی وجود دارد که ما در مبارزه با مصرف مواد مخدر به توفیقهای قابل توجهی دست پیدا کردیم. به طور مثال شیوع مصرف الکل کم شده است: «بر اساس تحقیقی که خودم در هر دو مورد آن شرکت داشتم، تحقیق سال 83 و 86 به این نتیجه رسیدیم که با اینکه شدت مصرف مواد مخدر افزایش یافته اما شیوع آن نسبت به گذشته کاهش پیدا کرده.
در هنگام اجرای این تحقیق ستاد مبارزه با مواد مخدر شاید خبر هم نداشت اگرچه اعتبار آن را ستاد تامین کرد اما آنها نمیدانستند تحقیق ما در چه زمینهای است و هیچ دخالتی هم نکردند و نتایج به دست آمده حتی برخلاف انتظار خودشان هم بود. از طرف دیگر ورود مواد نسبتا کنترل شده. سالها پیش وقتی افغانستان 4 هزار تن مواد مخدر تولید میکرد 2 هزار و 500 تن وارد کشور ما میشد و الان هم که تولید افغانستان به 8 هزار تن رسیده باز هم 2 هزار و 500 تن وارد کشور ما میشود. رقم ثابتش تغییر نکرده اما نسبت کاهش پیدا کرده و این خوب است.
بنابراین این فرض که چون عملکرد ستاد مبارزه با مواد مخدر ضعیف بوده ورود ستاد به موضوع الکل به مبارزه با مواد مخدر آسیب میزند را رد میکنم.»
وظیفه مبارزه با الکل باید همچنان به ستاد مبارزه با مواد مخدر سپرده شود. این نکتهای است که دکتر رفیعی بر آن تاکید میکند و میگوید: «اینکه میگوییم ستاد مبارزه با مواد مخدر مبارزه با الکل را هم عهدهدار شود معنیاش این نیست که بودجهاش نصف شود.
بلکه باید حتما بودجه خاص مبارزه با الکل به بودجه ستاد افزوده شود، همین الان هم بودجه ستاد بسیار کم است و قبلا هم من این را گفتم که بودجه ستاد مبارزه با مواد مخدر به اندازه اجاره 5 پارکینگ فرودگاه مهرآباد است. پارکینگ فرودگاه مهرآباد گویا ماهانه یک میلیارد اجارهاش است که سالانه به 12 میلیارد و در طی 5 سال به 60 میلیارد تومان میرسد و کل بودجه ستاد 60 میلیارد تومان است. بنابراین اگر هم توفیق ستاد کم است یک مسئله مهمش این است که اعتبار کافی ندارد.
اگر قرار است که اقداماتی برای مبارزه با شیوع مصرف الکل انجام شود این نیست که یک دستگاه جدیدی درست کنیم و اینها دائم با هم دعوا کنند که کدام یک متولی است، بلکه باید قدرت و بودجه همین دستگاه را زیاد کرد. اینها یک پدیده هستند و در همه جای دنیا اینها با هم در یک دستگاه مدیریت میشوند و من اعتقاد دارم باید حتما به این موضوع پرداخته شود و جایش هم ستاد مبارزه با مواد مخدر و دستگاههای عضو ستاد است.»
به گفته دکتر رفیعی مراکز درمان اعتیاد به مواد مخدر هم یک مشکل عمده دارند و آن این است: «وقتی فرد معتاد تصمیم به درمان میگیرد اولین اتفاقی که میافتد این است که انگ اعتیاد به سینهاش میخورد. درحالی که درست در همین لحظه باید انگ اعتیاد از او برداشته شود چون یک قدم به سمت درمان رفته است.
به نظرم مراکز درمان اعتیاد نباید از مراکز درمان جدا شوند. حالا که جدا شدهاند حداقل کار ما برای برداشتن انگ از فرد معتاد این است که حداقل روی تابلوهای مراکز ترک اعتیاد 5 بار کلمه اعتیاد و مواد و معتاد و مصرف را ننویسند. این در حالی است که بخشی از بخشنامههای دولتی همکاران را به غلط ملزم میکند که حتما روی تابلوی مراکز خود این عبارات دارای انگ را بنویسید.
بنابراین در حال حاضر ما با همین مراکز درمان اعتیاد مشکل داریم و معتقدم درمان اعتیاد باید در کنار دیگر درمانهای پزشکی و درمانهای مربوط به سلامت روان انجام شود. وحدت ماهوی پدیده اعتیاد به الکل با اعتیادهای دیگر اقتضا میکند که همان کسانی که درگیر درمان اعتیاد به مواد مخدر هستند از همان دانش استفاده کنند و تقویت کنند دانش و مهارت خود را برای درمان اعتیاد به الکل. بنابراین اگرچه این فکر که به الکل بپردازیم فکر خوبی است اما این راه حلی که از آن نتیجه گرفته شده که مراکز جداگانهای تاسیس شود درست نیست باید همان مراکز گذشته این مهارت را پیدا کنند و داروهایش را در اختیار بگیرند.»
مطابق با قانون مبارزه با مواد مخدر فرد معتاد مجرم است اما میتواند تحت درمان قرار بگیرد تا از او سلب مجرمیت شود. به عبارتی دیگر با وجودی که اعتیاد جرم است اما به شرط درمان از فرد معتاد سلب مجرمیت میشود. اینکه این قانون درباره مصرف الکل هم صادق است آن چیزی است که پس از ورود برنامهریزیشده ستاد مبارزه با مواد مخدر به موضوع الکلیسم مشخص خواهد شد.
اما درباره تفاوت بین الکل و مواد مخدر از دیدگاه سیاستهای اجرایی مملکت دکتر رفیعی معتقد است: «من اعتقاد ندارم بین نگاه ما به مبارزه با مواد مخدر و الکل تفاوتی ماهوی باید وجود داشته باشد. اگر امروز این وضعیت را درباره پیشگیری و درمان اعتیاد میبینیم که مطلوب هم هست و معتقدیم اعتیاد را در مقوله پزشکی وارد کردهایم به این دلیل است که یک مبارزه طولانی اتفاق افتاده است. آنچه امروز داریم نتیجه زحمتهای افراد زیادی بوده است.
اوایل مبارزه با مواد مخدر میگفتند معتادان 6 ماه فرصت ترک دارند وگرنه اعدام میشوند و اعدام میکردند و اعدام کردند. مبارزههای زیادی صورت گرفت. پیشکسوتهای ما آمدند و فهم جامعه را رساندند به اینجا که این بیماری است و اگر هم جرم اعلام میشود برای این است که به بیمار کمک شود وگرنه بالذات بیماری است و ما برای کمک به او جرم تلقیاش کردیم. همین اتفاق هم باید برای الکل بیفتد اما این زمان میبرد و شرایط فعلی اجازه نمیدهد.»
مبارزه با مصرف الکل، بخشی از علم پزشکی
همیشه اینگونه نیست که بگوییم اگر قیمت مواد مخدر بالا باشد شیوع مصرف کمتر و اگر دسترسی به مواد مخدر راحتتر باشد شیوع مصرف بالا میرود. درباره این دو فرضیه که در نبود آمار دقیق از شیوع مصرف الکل شاید بتوان به آنها متوسل شد، دکتر مکری میگوید: «به عنوان یک اصل طبی قیمت خیلی عامل تعیینکنندهای در مصرف مواد مخدر نیست.
اگر قیمت کالای لوکس بالا برود مردم نمیخرند اما در مورد مواد مخدر به نظر میآید چون فشار و زور برای مصرف وجود دارد و افراد به دلیل اعتیاد ناگزیر از مصرف مواد هستند خیلی قیمت مواد مطرح نیست. در دنیا این تجربه شده در سالهایی که هروئین دو، سه برابر الان قیمت داشت میزان مصرف آن بالاتر بود. بنابراین این یک شاخص ساده نیست که بگوییم مواد مخدر ارزان شود مردم مصرف میکنند گران شود مردم مصرف نمیکنند.
یک موضوع دیگر هست که این را پیچیدهتر میکند، به نظر میآید وقتی قیمت مواد مخدر ارزان میشود مصرفش کمتر میشود چون مافیای مواد مخدر وقتی سود کمتری در آن کالا میبینند دیگر به تولید و توزیع آن اقدام نمیکنند. شبکهای که مصرف مواد مخدر را رشد میدهد تا از آن درآمد داشته باشد وقتی قیمتش بالاتر باشد آن را بیشتر رشد میدهد. بنابراین لزوما پایین آمدن قیمت مواد نشانه بدی نیست و بعضی جاها دیده شده است که وقتی شما مداخلات خوب انجام میدهید قیمت مواد پایین میآید چون تقاضا برایش پایین میآید و افرادی که قبلا تقاضا داشتند میروند درمان میشوند، بعد که قیمت پایین میآید لزوما مصرف آن بالا نمیرود چون خیلی از مردم انگیزهشان از مصرف مواد مخدر قیمتش نیست کلی پارامترهای دیگر است و وقتی ارزان میشود در واقع انگیزه قاچاقچی برای عرضه آن کم میشود، در نتیجه ممکن است فراوانیاش کمتر شود.
لزوما این طور نیست که اگر مواد مخدر خیلی قابل دسترس باشد حتما بیشتر استفاده شود. شاید اینها هرم علیتشان به طرف دیگری است یعنی وقتی سودآوریاش بالاست قابلیت دسترسیاش بیشتر است و چهبسا سودآوری کم شود دسترسیاش دشوارتر شود، چون آنها که میخواهند آن را عرضه کنند دیگر آن شبکه موفق و خیلی رونقدهنده را دنبال نمیکنند.»
به گفته دکتر مکری جرمزدایی از فرد معتاد از چیزهایی است که دچار بدفهمی شده است: «معنی جرمزدایی از معتاد این است که آنها میتوانند بدون پیگرد قانونی درمان شوند. معنی قانونیسازی با جرمزدایی فرق میکند. اگر کسی که هروئین مصرف کرده خودش برود در مراکز درمانی و بخواهد آن را ترک کند دیگر او را دستگیر نمیکنند.» دکتر مکری در اینباره که در حال حاضر افراد خیلی راحت نمیتوانند اعلام کنند که الکل مصرف میکنند، میگوید: «در کشور ما جایی عنوان نشده که مصرف مواد مخدر جرم ندارد، این هم هست، اما چون شبکه درمانی رشد کرده و این گزینه را برایش گذاشتهاند که اگر آمدی درمان بگیری میتوانی به زندان نروی و مجازات نشوی روش برخوردها عوض شده است.»
دکتر مکری در خصوص تعامل با ستاد مبارزه با مواد مخدر برای ورود به موضوع الکل میگوید: «این را باید به صورت یک پدیده طب داخلی و پزشکی ببینید. شبکههای قاچاق و توزیع و آن جمعیتی که استفاده میکنند دو گروه متفاوتند و من احساسم این است که ستاد احتمالا به خاطر مسائل اجرایی الان تمرکز زیادی روی هروئین و مواد افیونی گذاشته که کاملا هم درست است. اما این یک مسئله دیگر است کسانی که در طب گوارش و به ویژه بیمارهای کبدی و بیمارهای جنرال پزشکی هستند تاکید دارند بر پیشرفت تکنولوژی پیشگیری از مصرف الکل و اعتیاد به آن.»
منبع: روزنامه کارگزاران