غلامحسین شعبانی
از عصر روز جمعه هیاهو و غوغای جام‌جهانی آغاز شد تا همه علاقمندان به این رشته در سرتاسر جهان چشم به آفریقای جنوبی بدوزند. در واقع جام‌جهانی المپیک اهالی فوتبال است که همه ورزشکاران آن می‌آیند تا هنر خود را به دنیا نشان دهند. این مسابقات می‌تواند مانند یک کلاس آموزشی سطح بالا برای همه دست‌اندرکاران فوتبال باشد. نحوه برگزاری مسابقات، نحوه اسکان، شیوه‌های بازی هر کدام از تیم‌ها و... آموزشی است برای کلیه کسانی که با این پدیده بزرگ قرن سروکار دارند. بطور طبیعی تمام علاقمندان ورزش در کشور ما نیز فکر و ذهن خود را معطوف این رویداد مهم کرده‌اند و صداوسیمای جمهوری اسلامی هم اقدام به پخش مستقیم این مسابقات نموده است.
اما نکته‌ای که می‌خواهم در این مجال ذکر کنم این است که مبادا این هیجان و توجه باعث آن شود که از مسائل اصلی ورزش خود غافل شویم. درست است که جام‌جهانی مهم است اما مهمتر از آن برای ورزش ما این نکته است که چرا ما در این مسابقات حضور نداریم؟ درست است که جام جهانی مهم است اما مهمتر از آن برای ورزش ما جدی گرفتن مسئله تیم المپیک کشورمان است. و از همه اینها بالاتر، درست است که جام‌جهانی مهم است، اما مهمتر از آن سخنی است که ریاست کمیته ملی المپیک کشورمان گفتند و اعلام کردند که فاجعه گوانگجو در راه است؛ مسئله‌ای که متأسفانه به دلیل همان هیاهویی که ذکر شد کاملاً مغفول ماند.
راستی ورزش ما را چه شده است که مهندس علی‌آبادی در کمال امید روزی وعده چهارم شدن در این مسابقات را می‌دادند و امروز ایشان هم‌ ناامید سخن از فاجعه گوانگجو می‌گویند؟ قبول کنیم که اگر این مطلب را یکی از رسانه‌ها به عنوان زنگ خطر و هوشیار عنوان می‌کرد بلافاصله از جانب مسئولان به سیاه‌نمایی متهم می‌شد اما امروز این کلام مسئولی است که در بطن ورزش کشور حضور دارد. آقای مهندس علی‌آبادی چند سال پیش چنان سخن گفتند و همه را نسبت به آینده امیدوار کردند اما امروز می‌گویند اگر کار به همین سیاق باشد باید منتظر فاجعه در گوانگجو باشیم؛ آیا نمی‌توانیم این سخنان را به معنی پس‌رفت و یا حداقل عدم پیشرفت ورزش کشور در این چند سال بدانیم؟ آیا نمی‌توانیم قضاوت کنیم که احوال ورزش ما روزبه‌روز بدتر می‌شود؟ آیا به استناد این کلام نمی‌توانیم بگوییم سیاست‌های ورزشی ما شکست خورده است؟
راستی از آن روز تا به امروز در ورزش ما چه اتفاقی افتاده که اظهار امیدواری تبدیل به اعلام فاجعه و یأس شده است اگر بخواهیم به نکات مهم این تغییرات و اتفاقات اشاره کنیم باید بگوییم که اینها عبارتند از:
1ـ تغییر رئیس سازمان تربیت‌بدنی، روزی که مهندس علی‌آبادی وارد عرصه ورزش شدند آشنایی چندانی با مدیریت این مقوله نداشتند اما گذشت زمان باعث شد تا ایشان حقایق بسیاری را کشف کنند. رفتن به جام‌جهانی، حضور در المپیک و مسابقات آسیایی تجربه خوبی برای یک مدیر است اما طبق معمول درست به هنگام بازدهی این تجربیات ایشان از کار کنار رفتند و فردی سکان ورزش کشور را به عهده گرفتند که بالاترین تجربه ورزشی ایشان بودن در سمت رئیس هیئت مدیره باشگاه پیروزی بود. حالا باید جناب سعیدلو مجدداً همان موارد را تجربه کنند تا بعد ببینیم ایشان چه وعده‌ای می‌دهند.
2ـ تغییرات رؤسای فدراسیون‌ها. آن روز که آقای علی‌آبادی وعده مقام چهارم را می‌داد (فعلاً به درستی یا نادرستی این وعده کاری نداریم) افرادی در رأس فدراسیون‌های ورزشی بودند که امروز تغییر پیدا کرده‌اند و افراد جدیدی جایگزین آنها شده‌اند. بنابراین اگر چنانچه نتیجه چهارمی برای ما حاصل نشد آقای علی‌آبادی می‌توانند اعلام کنند که این وعده را در آن شرایط و با آن مدیران داده‌اند.
3ـ عدم وقت‌گذاری برخی مدیران. ورزش ما درحال حاضر شرایط خاصی دارد و همه باید برای حضور هرچه قوی‌تر و بهتر در مسابقات گوانگجو تلاش کنند و وقت بگذارند. آن هم وقتی بیش از حد. اما وقتی خبر می‌رسد که پاره‌ای از معاونین سازمان به دلیل داشتن سمت استادی دانشگاه کمتر برای ورزش وقت می‌گذارند حق داریم که نگران باشیم. در این که استادی دانشگاه شغل بسیار شریفی است حرفی نیست اما کار اجرا چیز دیگری است و خصوصاً در شرایط حاضر حساسیت ویژه‌ای دارد. راستی در ورزش ما چنان قحط‌الرجال شده که باید معاونت‌هایی که بر امور حدود 40 فدراسیون ورزشی نظارت داشته باشند از کسانی باشند که وقت خود را برای تدریس در دانشگاه می‌گذارند؟
4ـ مسئله بودجه حالا تبدیل به یکی از معضلات اصلی فدراسیون‌ها شده است. روزی که آقای دکتر سعیدلو به سمت ریاست سازمان منصوب شدند وعده‌هایی برای افزایش بودجه دادند که همه در فکر شکوفایی ورزش و گلستان شدن آن بودند اما امروز می‌بینیم که فدراسیون‌های بسیاری از وضعیت بودجه نالان هستند. آنها نه تنها در این شرایط بودجه‌ای دریافت نکرده‌اند بلکه کلی هم بدهی دارند. و در این شرایط است که برخی از آنها اعلام می‌کنند با این وضعیت به هیچ وجه وعده مدال نمی‌دهند.
به اینها می‌توان نکات ریز و درشت دیگری هم اضافه کرد تا موضوع کاملاً عیان شود. حالا جای این سئوال باقی می‌ماند که آیا به مجموعه خود اشراف کامل دارند و آیا می‌دانند که در راهروهای سازمان و محیط‌های ورزشی راجع به نوع مدیریت ایشان در مقایسه با مدیران قبلی سازمان تربیت‌بدنی چه می‌گویند؟ اگر چنین بود و ایشان نسبت به این امر واقف بودند بدون تردید حتماً تجدیدنظری در انتصاب مدیران و شیوه مدیریتی خود می‌کردند. امید آنکه در مسابقات آسیایی گوانگجو قهرمانان ما خوش بدرخشند تا مسئولان ورزش زحمت پیدا کردن توجیه را پیدا نکنند.
مدیرمسئول و سردبیر مجله دنیای ورزش

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط
نظرات
کاربر مهمان -> 1389/03/25
پاسخ

سلام فکر می کنم این یک مطلب ملی و جای ان در صفحه اصلی است

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

نظرسنجیآرشیو
نظرسنجی
آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین