نذر ختم قرآن
با شاهدان قرآنی (۱۲)


یک شب در پایگاه بسیج نشسته بودیم و جلسه‌ای برگزار شده بود. محور جلسه اعزام نیرو به جبهه بود که قرار بود فردا انجام شود.
همه در شور و نشاط اعزام بودند و " عبدالعظیم " بیشتر از همه شوق داشت، چون اولین بار بود که می‌خواست به جبهه برود.
بعد از جلسه به سمت فرمانده پایگاه رفت و از او خواست تا نامش را در فهرست بسیجی‌های اعزامی فردا بنویسد. فرمانده بسیج مخالفت کرد و به او گفت که، چون هنوز نوجوان است نمی‌تواند او را اعزام کند و بایست تا چند مدتی بگذرد و وقتی بزرگتر شد او را به جبهه بفرستد.
عبدالعظیم، غمگین و ناراحت شد و در یکی از اتاق‌های پایگاه رفت و تا صبح تلاوت قرآن و دعا و گریه هایش را می‌شنیدیم.
فردا صبح به نزدش رفتم و گفتم:عظیم، دیشب چه شده بود؟ خیلی گریه می‌کردی. فکرکنم تا صبح نخوابیدی. او در حالی که هنوز بغض داشت پاسخ داد: من دیشب ختم قرآنی نذر کردم تا خدا خودش کارم را درست کند و امروز عازم شوم.
او همان روز موافقت فرمانده بسیج را گرفت و با ما اعزام شد.
عظیم بیشتر وقت‌های فراغت خود در دوران آموزش و آمادگی برای عملیات را به تلاوت قرآن می‌گذرانید.
نوجوان شهید عبدالعظیم محمدیان فر در همان عملیات یعنی والفجر ۸ در بهمن ۱۳۶۴ و در سن ۱۶ سالگی به شهادت رسید.

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

نظرسنجیآرشیو
نظرسنجی
آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین