محمد طاهری: دامنه تغییرات در دولت نهم، هر روز گسترده و گستردهتر میشود. اگر محمد رضا اسکندری، وزیر جهاد کشاورزی را از این دایره بیرون ببینیم، مسعود میرکاظمی، آخرین وزیر اقتصادی بازمانده از تیم اصلی دولت است. میرکاظمی دوست سالهای دور محمود احمدینژاد است که در واپسین روزهای عمر مجلس هفتم، زیر تیغ استیضاح میرود. در پرونده ویژه شماره 46 «شهروند امروز»، گفتوگویی با مسعود میرکاظمی، وزیر بازرگانی دولت نهم انجام شده است.
به نظر میرسد، روزهای پرحاشیهای میگذراند. بحث استیضاح و زیر سؤال رفتن بخشی از برنامههایتان، مثل تنظیم بازار، تعامل با اصناف و گرانی؛ کمی خسته به نظر میرسید آقای وزیر.
کار مداوم در وزارتخانهای چون وزارت بازرگانی، خستگی هم دارد. بحث اصلی استیضاح نیست. استیضاح حق نمایندگان مردم است و من از این نکته خوشحال میشوم که عرصه استیضاح، محل بیان واقعیتهایی از اقتصاد کشور باشد، اما استیضاح یک وزیر از مجموعه وزرای اقتصادی یک کابینه به بهانه گرانی و تورم، برخاسته از اهدافی است که نمیدانم چیست. با خود فکر میکنم، یعنی مسبب همه گرانیها، وزیر بازرگانی به تنهایی بوده است؟ بحث تورم و گرانی، ریشه در ساختار اقتصادی کشور دارد و محاکمه یک وزیر، آن هم وزیری که باید مدافع حقوق مصرف کننده باشد و طرف عرضه و تولید هم نیست، کمی عجیب است!
• احتمال دارد، کابینه را ترک کنید؛ این موضوع ناراحت کننده نیست؟
میرکاظمی: چرا باید ناراحتکننده باشد؟ خانوادهام که خوشحال میشوند.
• پس از این که خبر استیضاح را شنیدید، چه واکنشی نشان دادید؟
میرکاظمی: لبخند زدم.
• آقای رئیسجمهور چه واکنشی داشتند؟
میرکاظمی: نمیدانم. لحظه اعلام خبر آنجا نبودم.
• رئیسجمهور از وزیر بازرگانیاش حمایت خواهد کرد؟
میرکاظمی: از خودایشان بپرسید، اما چرا نباید حمایت شود؟
• برخی سایتها این گونه تحلیل کردهاند که رئیسجمهور در راستای ادامه بازسازی کابینه، موافق با استیضاح وزیر بازرگانی است. حتی گفته میشود قرار است وزیر بازرگانی قربانی گرانیها شود؟
میرکاظمی: این روزها انتشار شایعه، خرج زیادی ندارد. برای تحلیل شایعه هم، نیاز نیست زحمت زیادی کشیده شود. روزی روزگاری، برای انتشار و تحلیل شایعه، نیاز به کاغذ یارانهای بود، اما هماکنون برای انتشار خبرهای دروغین و تحلیلهای آبکی و ستون شایعات، نیاز به کمکهای دولتی نیست. به لطف اینترنت، همه جا پر شده است از این گونه شایعات و تحلیلهای سطحی.
• فکر میکنید آقای رئیسجمهور از شما حمایت کند؟ از آقای احمدینژاد، آدمی صریحتر میشناسید؟ این که میگویند رئیسجمهور از وزیر بازرگانی راضی نیست و مجلس را تحریک میکند تا وزیر کابینهاش را استیضاح کند، چه مبنایی میتواند داشته باشد؟
میرکاظمی: من آدمی صریحتر از احمدینژاد نمیشناسم. ایشان اگر با کسی مشکل داشته باشد، به صراحت و بدون ملاحظه میگوید. احمدینژاد اهل بازیهای سیاسی نیست. ایشان از عملکرد وزارت بازرگانی راضی است و این نکته بارها عنوان شده و من نیازی به بازگویی آن نمیبینم.
• چند سال است آقای احمدینژاد را میشناسید؟
میرکاظمی: از دهه 60؛ مدتی با ایشان در دانشگاه علم و صنعت، فعالیتهای مشترک سیاسی و تشکیلاتی داشتم و خیلی وقت است ایشان را میشناسم.
• همین دوستی دیرینه باعث شد به کابینه دعوت شوید؟
میرکاظمی: نه. آنقدرها دوست نبودیم. همدیگر را میشناختیم، اما رفقای صمیمی و همیشگی نبودیم. من برای آقای احمدینژاد غریبه نبودم و از سوی کسی هم به کابینه تحمیل نشدم.
• پس چگونه به کابینه پیوستید؟
میرکاظمی: یک روز تماس گرفتند و قرار گفتوگو گذاشتند. من از طرف دوستان مشترکی که داشتیم، به آقای احمدینژاد معرفی شدم.
• چه دوستان مشترکی؟
میرکاظمی: دوستان قدیمی در دانشگاه علم وصنعت. همچنین دوستانی در سپاه پاسداران و برخی دوستان دیگر.
• در سپاه پاسداران سابقه حضور دارید؟
میرکاظمی: در 21 سالگی، فرمانده سپاه پاسداران در غرب تهران بودم. از بچههای جبهه و جنگ هستم و سالها در ردههای گوناگون فرماندهی در جنگ و دفاع مقدس حضور داشتهام.
• چگونه به کابینه پیوستید؟
میرکاظمی: با توجه به سابقهای که داشتم و دوستان مشترک من و آقای احمدینژاد، به کابینه دعوت شدم.
• اگر رشته کلام از دست شما خارج نمیشود، لطفا از پیشینه و سابقهتان بگویید؛ از درس و دانشگاه و سابقه مدیریت اجرایی.
میرکاظمی: آقای امیری، رئیس دفتر وزارتی، به من گفت: شما میخواهید درباره افزایش جهانی قیمت مواد غذایی و تورم گفتوگو کنید، اما شما ظاهرا علاقهای به این بحث ندارید؟ [با خنده].
• خیلی زیاد وارد پیشینه و سابقه شما نمیشویم. در حد این که بدانیم سابقه مدیریت شما در امور اجرایی چقدر است و چگونه وارد کابینه شدید؟
میرکاظمی:من 48 سال سن دارم و به قول تهرانیها، بچه خیابان نامجو در نظامآباد تهران هستم. پدرم در حوالی میدان گرگان قدیم که حالا به میدان نامجو معروف است، مغازه داشت و من کودکیام را در همین منطقه پشت سر گذاشتم. در سال 1365 موفق شدم از دانشگاه علم و صنعت، مدرک مهندسی صنایع بگیرم و سه سال بعد از همین دانشگاه، مدرک فوق لیسانس مهندسی صنایع نیز گرفتم.
به نظر میرسد، روزهای پرحاشیهای میگذراند. بحث استیضاح و زیر سؤال رفتن بخشی از برنامههایتان، مثل تنظیم بازار، تعامل با اصناف و گرانی؛ کمی خسته به نظر میرسید آقای وزیر.
کار مداوم در وزارتخانهای چون وزارت بازرگانی، خستگی هم دارد. بحث اصلی استیضاح نیست. استیضاح حق نمایندگان مردم است و من از این نکته خوشحال میشوم که عرصه استیضاح، محل بیان واقعیتهایی از اقتصاد کشور باشد، اما استیضاح یک وزیر از مجموعه وزرای اقتصادی یک کابینه به بهانه گرانی و تورم، برخاسته از اهدافی است که نمیدانم چیست. با خود فکر میکنم، یعنی مسبب همه گرانیها، وزیر بازرگانی به تنهایی بوده است؟ بحث تورم و گرانی، ریشه در ساختار اقتصادی کشور دارد و محاکمه یک وزیر، آن هم وزیری که باید مدافع حقوق مصرف کننده باشد و طرف عرضه و تولید هم نیست، کمی عجیب است!
• احتمال دارد، کابینه را ترک کنید؛ این موضوع ناراحت کننده نیست؟میرکاظمی: چرا باید ناراحتکننده باشد؟ خانوادهام که خوشحال میشوند.
• پس از این که خبر استیضاح را شنیدید، چه واکنشی نشان دادید؟
میرکاظمی: لبخند زدم.
• آقای رئیسجمهور چه واکنشی داشتند؟
میرکاظمی: نمیدانم. لحظه اعلام خبر آنجا نبودم.
• رئیسجمهور از وزیر بازرگانیاش حمایت خواهد کرد؟
میرکاظمی: از خودایشان بپرسید، اما چرا نباید حمایت شود؟
• برخی سایتها این گونه تحلیل کردهاند که رئیسجمهور در راستای ادامه بازسازی کابینه، موافق با استیضاح وزیر بازرگانی است. حتی گفته میشود قرار است وزیر بازرگانی قربانی گرانیها شود؟
میرکاظمی: این روزها انتشار شایعه، خرج زیادی ندارد. برای تحلیل شایعه هم، نیاز نیست زحمت زیادی کشیده شود. روزی روزگاری، برای انتشار و تحلیل شایعه، نیاز به کاغذ یارانهای بود، اما هماکنون برای انتشار خبرهای دروغین و تحلیلهای آبکی و ستون شایعات، نیاز به کمکهای دولتی نیست. به لطف اینترنت، همه جا پر شده است از این گونه شایعات و تحلیلهای سطحی.
• فکر میکنید آقای رئیسجمهور از شما حمایت کند؟ از آقای احمدینژاد، آدمی صریحتر میشناسید؟ این که میگویند رئیسجمهور از وزیر بازرگانی راضی نیست و مجلس را تحریک میکند تا وزیر کابینهاش را استیضاح کند، چه مبنایی میتواند داشته باشد؟
میرکاظمی: من آدمی صریحتر از احمدینژاد نمیشناسم. ایشان اگر با کسی مشکل داشته باشد، به صراحت و بدون ملاحظه میگوید. احمدینژاد اهل بازیهای سیاسی نیست. ایشان از عملکرد وزارت بازرگانی راضی است و این نکته بارها عنوان شده و من نیازی به بازگویی آن نمیبینم.
• چند سال است آقای احمدینژاد را میشناسید؟
میرکاظمی: از دهه 60؛ مدتی با ایشان در دانشگاه علم و صنعت، فعالیتهای مشترک سیاسی و تشکیلاتی داشتم و خیلی وقت است ایشان را میشناسم.
• همین دوستی دیرینه باعث شد به کابینه دعوت شوید؟
میرکاظمی: نه. آنقدرها دوست نبودیم. همدیگر را میشناختیم، اما رفقای صمیمی و همیشگی نبودیم. من برای آقای احمدینژاد غریبه نبودم و از سوی کسی هم به کابینه تحمیل نشدم.
• پس چگونه به کابینه پیوستید؟
میرکاظمی: یک روز تماس گرفتند و قرار گفتوگو گذاشتند. من از طرف دوستان مشترکی که داشتیم، به آقای احمدینژاد معرفی شدم.
• چه دوستان مشترکی؟
میرکاظمی: دوستان قدیمی در دانشگاه علم وصنعت. همچنین دوستانی در سپاه پاسداران و برخی دوستان دیگر.
• در سپاه پاسداران سابقه حضور دارید؟
میرکاظمی: در 21 سالگی، فرمانده سپاه پاسداران در غرب تهران بودم. از بچههای جبهه و جنگ هستم و سالها در ردههای گوناگون فرماندهی در جنگ و دفاع مقدس حضور داشتهام.
• چگونه به کابینه پیوستید؟
میرکاظمی: با توجه به سابقهای که داشتم و دوستان مشترک من و آقای احمدینژاد، به کابینه دعوت شدم.
• اگر رشته کلام از دست شما خارج نمیشود، لطفا از پیشینه و سابقهتان بگویید؛ از درس و دانشگاه و سابقه مدیریت اجرایی.
میرکاظمی: آقای امیری، رئیس دفتر وزارتی، به من گفت: شما میخواهید درباره افزایش جهانی قیمت مواد غذایی و تورم گفتوگو کنید، اما شما ظاهرا علاقهای به این بحث ندارید؟ [با خنده].
• خیلی زیاد وارد پیشینه و سابقه شما نمیشویم. در حد این که بدانیم سابقه مدیریت شما در امور اجرایی چقدر است و چگونه وارد کابینه شدید؟
میرکاظمی:من 48 سال سن دارم و به قول تهرانیها، بچه خیابان نامجو در نظامآباد تهران هستم. پدرم در حوالی میدان گرگان قدیم که حالا به میدان نامجو معروف است، مغازه داشت و من کودکیام را در همین منطقه پشت سر گذاشتم. در سال 1365 موفق شدم از دانشگاه علم و صنعت، مدرک مهندسی صنایع بگیرم و سه سال بعد از همین دانشگاه، مدرک فوق لیسانس مهندسی صنایع نیز گرفتم.
مدتی بعد بورس تحصیلی برای اعزام به خارج گرفتم، اما به دلیل شرایط خانوادگی، ترجیح دادم در داخل ادامه تحصیل بدهم و به این ترتیب، در دانشگاه علم و صنعت پذیرفته شدم و در سال 1368مدرک دکترای مهندسی صنایع از این دانشگاه گرفتم. همان گونه که اشاره کردم، در جریان دفاع مقدس، در ردههای گوناگون فرماندهی جنگ، در جبهه حضور داشتم و پس از آن به عنوان معاون پژوهش و آموزش دانشکده فنی دانشگاه امام صادق(ع) فعالیت کردم. مدتی بعد در همین دانشکده به عنوان قائم مقام برگزیده شدم تا این که به وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح پیوستم.
همچنین از سال 1376 به عنوان رئیس هیأت مدیره و مدیرعامل سازمان اتکا انتخاب شدم و تا زمان پیوستن به این وزارتخانه، در این پست مشغول بودم.
در سالهای گذشته، عمده فعالیتهای من در دانشگاه متمرکز بود و در این سالها، همواره عضو هیأت علمی دانشگاه هم بودهام؛ در زمینه مسائل فنی و مهندسی و مدیریتی هم از سال 1362 سوابق من هست.
• چگونه به دولت نهم پیوستید؟
میرکاظمی: در جریان نبودم، اما از چند ناحیه به آقای احمدینژاد معرفی شدم. همان گونه که اشاره کردم، آقای احمدینژاد را از مدتها پیش میشناختم، ولی در چند سال متوالی همدیگر را ندیده بودیم. روزی که برای پست وزارت معرفی شدم، کنجکاو بودم ببینم از چه ناحیهای به آقای احمدینژاد پیشنهاد شدم و بعدها فهمیدم که از محافل دانشگاهی و انجمنها و دوستان مشترک سپاهی، حمایت شدهام. نکته جالب این که نام من در فهرست چند وزارتخانه بود که جدیترین آنها وزارت صنایع و معادن و وزارت بازرگانی بود که سرانجام به عنوان وزیر بازرگانی به مجلس معرفی شدم و رأی اعتماد گرفتم.
• مشهور است که وزرای دولت نهم پیش از ورود به کابینه، قول و قرارهای زیادی با رئیسجمهور برگزیده میگذاشتند؛ شما چه قولی به آقای احمدینژاد دادید و چه قولی از ایشان گرفتید؟
میرکاظمی: من هم مثل خیلی از وزرای دیگر با ایشان نشستهایی برگزار کردم و سخنان بسیاری بین ما رد و بدل شد. پس از قطعی شدن حضورم در کابینه، حتی تلاش کردم ساعتهای محدود حضورم در دانشگاه را به حداقل برسانم که پس از مدتی، این حضور هم به طور کامل قطع شد. در مورد فامیل بازی و این گونه مسائل با رئیسجمهور صحبت کردم. دغدغه ایشان این بود که چنین اتفاقی نیفتد و البته من هم به هیچ عنوان چنین اعتقادی ندارم. اما درباره برنامههایی که داشتم، بحث اصلی و محور برنامههای من توجه به صادرات بود و مشارکت بخش خصوصی در بازرگانی کشور. منطقی کردن تعرفهها هم مورد تأکید من بود و آقای احمدینژاد هم با تأیید این برنامهها، تأکید داشتند که مردم نباید با کمبود مواد غذایی در کشور روبهرو شوند. من قول دادم این برنامهها را عملی کنم و ایشان قول دادند حمایت کنند.
در سخنان مفصلی که با رئیسجمهور داشتم و حتی در برنامهای که به مجلس ارایه کردم، به این موضوع تأکید داشتم که نگاه من به وزارت بازرگانی، صرفا نگاه داخلی نیست و حضور اقتصاد ایران در بازارهای جهانی و پرداختن به مقوله صادرات، اهمیتی کمتر از دیگر سیاستهای داخلی ندارد.
من به این نکته اشاره کردم که پتانسیلهای بسیاری در اقتصاد ایران وجود دارد که در سالهای متمادی مغفول مانده است و اگر این سیاست مورد توجه قرار گیرد، میتواند آثار مثبتی برای اقتصاد ایران داشته باشد.
• گفتید از رئیسجمهور خواستید که از برنامههای شما حمایت کند. بیشتر نگران به چالش کشیده شدن چه برنامههایی بودید؟
میرکاظمی:به هر روی، وزارت بازرگانی نقطه حساسی در اقتصاد ایران است و اعمال هر سیاستی، میتواند برای وزیر بازرگانی حاشیه ایجاد کند. من احساس کردم وزارت بازرگانی میتواند برای برخیها حالت سهمیه و ارثیه باشد که از آقای احمدینژاد خواستم از سیاستهایم حمایت کنند تا اجازه ندهم وزارت بازرگانی به ارثیهای برای برخی جریانها تبدیل شود.
• در مجلس چه برنامهای اعلام کردید؟
میرکاظمی: در مجلس همان برنامههای اعلام شده به آقای احمدینژاد را مطرح کردم؛ برنامههایی چون تنظیم بازار، سامان دهی رابطه با اصناف و از این دست برنامهها.
• برنامههایی که در مجلس اعلام کردید و بعدها اجرایی شد، بیشتر از دیگر همتایان شما به برنامه چهارم نزدیک بود. با توجه به این که خیلی از همکاران شما اعتقادی به برنامه چهارم نداشتند، رویکرد شما مورد انتقاد قرار نگرفت؟
میرکاظمی: من اهداف برنامه چهارم را قبول داشتم، هرچند در برخی موارد دسترسی به آن را ممکن نمیدانستم، اما تلاش خودم را کردم. من هیچ گاه به چالش نخوردم. افزایش صادرات جزو برنامههای پیشبینی شده در برنامه چهارم بود و من تلاش زیادی کردم تا پیشبینیها محقق شود. برای پیشبرد اهداف صادراتی، دهها برنامه نوشتیم و تدوین کردیم و میبینید که این سیاستها جواب داده و با وجود اعمال فشارهای زیاد، صادرات کشور ما افزایش قابل توجهی پیدا کرده است. اهمیت این موفقیت، زمانی بیشتر میشود که به رقابتهای شدید کشورها برای بازار گشایی هم توجه کنیم.
• روزی که برای گرفتن رأی اعتماد در مجلس حضور داشتید، یکی از مهمترین برنامههای خود را تنظیم رابطه دولت و اصناف اعلام کردید؛ اکنون که سه سال از آن روزها میگذرد، گمان میکنید چه اندازه توفیق داشتهاید؟
میرکاظمی: در سه سال گذشته، بحث اصناف یکی از مهمترین برنامههای من دروزارت بازرگانی بوده است. در این زمینه تلاشهای زیادی کردیم و به نظر میرسد پس از سه سال، نتایج خوبی به دست آوردهایم.
از ابتدای آمدن به وزارت بازرگانی وقت زیادی صرف اصلاح امور اصناف و اتاقهای بازرگانی کردیم. در زمینه اصناف یک سال زمان صرف کردیم تا اعتمادسازی کنیم. اوایل روی کارآمدن دولت نهم، گاهی نگاه به وزارت بازرگانی و مجموعه دولت آن قدر منفی بود که ناامید میشدیم. به همین دلیل، یک سال زمان گذاشتیم تا تعامل خوبی با اصناف داشته باشیم. من در یک سال به همه استانها سفر کردم و تلاشم بر این موضوع متمرکز شده بود که تشکلهای بخش خصوصی باور کنند که میتوانند آزادی عمل بیشتری برای حضور در اقتصاد ایران داشته باشند.
من اعتقاد جدی دارم که دولت نباید کار بازرگانی انجام دهد. وزارت بازرگانی باید کار نظارت را دنبال کند و بخش خصوصی باید وارد میدان شود. در تمام مدت زمانی که در وزارت بازرگانی بودهام، به این نکته توجه داشتم. شما میتوانید با اصناف گفتوگو کنید و در این زمینه درستی و نادرستی این اظهارات را جویا شوید.
گاه به عنوان رئیس هیأت نظارت، به جای این که در مسند پرسش کننده بنشینم، پاسخگو بودم. فضا به گونهای بود که باید اعتمادسازی میکردیم. من واقعا به ایجاد فضای دمکراتیک برای بخش خصوصی اعتقاد جدی دارم و به آن عمل کردهام؛ برای مثال در دولت مصوبهای تدوین شد، مبنی بر این که کارگروهی تشکیل شود تا بحث بیمه اصناف، مالیات و خیلی مسائل دیگر را خود اصناف پیشنهاد کنند؛ یعنی مسائلی که سالها برای اصناف به معضل و مشکل تبدیل شده بود، با مشارکت خود آنها حل شد. در این زمینه، کارگروه همچنان مشغول بررسی مشکلات اصناف است. برخی مسائل حل شده و برخی در حال جمعبندی و نهایی شدن است.
• یکی از انتقادهایی که به شما میشود، این است که به بازرگانی داخلی بیشتر از بازرگانی خارجی توجه دارید؟!
میرکاظمی: نه اتفاقا، یکی از انتقادهای خودم این است که بهاندازه کافی به بازرگانی خارجی توجه ندارم. متأسفانه مسائل داخلی گاه آن قدر حاشیهساز میشود که ناخودآگاه از مسائل مهمی مثل صادرات و حضور در بازارهای جهانی غفلت میکنیم، اما کدام وزیر بازرگانی را در کشورهای خارجی سراغ دارید که وقتش را صرف پیگیری مسائلی چون قیمت نان و تخممرغ کند؟ پرداختن به امور کوچک، گاه ما را از اهدافی که داریم، دور میکند و متأسفانه، حاشیهها نمیگذارند حتی کارهای کوچک را پیگیری کنیم. باور کنید 80 درصد توان من، صرف مسائل داخی شده است، در حالی که آرزو دارم 50 درصد توانم را صرف حضور در بازارهای جهانی کنم.
• وزارت بازرگانی یا بهتر بگوییم حوزه تجارت و بازرگانی در سه سال گذشته، به دلیل سیاستهای خاص وزارت امور خارجه، بیشترین تأثیر را پذیرفته است. با توجه به این که به طور کامل از تأثیر فشارهای بینالمللی و اعمال تحریم علیه ایران آگاه هستید، در کابینه چه مواضعی میگیرید؟
میرکاظمی: بحث دستیابی به انرژی صلحآمیز هستهای موضوعی ملی و سیاستی مورد تأکید است که در دولت نهم به طور کامل درباره آن اجماع وجود دارد. دستیابی به انرژی هستهای برای اقتصاد ایران، منافع بلندمدت دارد و در آینده منجر به افزایش ثبات و امنیت اقتصاد ایران خواهد شد. من منکر هزینه تحریمها و اعمال فشارهای یک طرفه به اقتصاد ایران نیستم. با این حال، باید بگویم که یکی از موفقترین سیاستهای این دولت، سیاست خارجی است. دولت نهم در این زمینه، بسیار موفق عمل کرده و من معتقدم اعمال این سیاستها، نتایج خوبی از جمله افزایش اقتدار ایران به دنبال داشته است. پیش از این، ما در عرصه بینالملی این قدر فعال نبودیم و تا این اندازه حضور مؤثر نداشتیم، اما در حال حاضر با اقتدار در عرصه بینالملل حضور داریم.
پیش از این، اروپاییها برای ما شرط تعیین میکردند و حالا این ما هستیم که شرط میگذاریم. اروپاییها میگویند ما حاضریم شرط پارسال را بپذیریم و ما میگوییم نه آن شرط مال امسال نیست و تاریخ آن گذشته است، چرا پارسال نپذیرفتید؟ زمان که میگذرد، متوجه میشویم که سیاستها اصولی بوده و موفق عمل شده است. این دستاوردها را سیاسی نکنید. باور کنید میزان محبوبیت ایران در میان کشورهای مسلمان و غیر مسلمان افزایش یافته است. این مسائل را نمیشود پنهان کرد.
• با این توضیح که بخش خصوصی پذیرفته که هزینههای تحریم را به دلیل دستیابی به منافع ملی بلند مدت بپذیرد، شما به عنوان وزیر بازرگانی، برای کاهش هزینههای تحریم و فشارهای بینالمللی به اقتصاد ایران چه کاری انجام دادید؟
میرکاظمی:به هر حال، فشار تحریمها را قبول دارم و بخش خصوصی هم در این زمینه همراهی خوبی داشته است. افزایش واردات و صادرات نشان میدهد که تحریمها کم اثر بودهاند.
• چرا گمان میکنید تحریمها کم اثر بودهاند، در حالی که میدانید هزینه تجارت بسیار افزایش یافته است؟
میرکاظمی: به هر حال، در اثر اعمال فشارهای سیاسی برخی هزینههای مالی در کشور افزایش یافته، اما دستیابی به انرژی هستهای و اقتدار در عرصه بینالمللی، بازدهی بلند مدت و ماندگار برای کشور دارد. تأمین انرژی کشور در آینده بدون انرژی هستهای غیر ممکن است؛ بنابراین، باید بر دستیابی به آن پافشاری کرد. اما قبول دارم که در اثر این سیاستها، ریسک اقتصاد ایران افزایش یافته و هزینه واردات نیز بیشتر شده است.
ازسوی دیگر، دلایلی هم هست که نشان میدهد تحریمها کم اثر بوده است. نه در سه سال گذشته که در سی سال گذشته. مگر نمیگویید اقتصاد ما تحریم شده؟ آثار تحریم را باید در واردات و صادرات دید. مگر این گونه نیست؟ اما میبینید که هم واردات و هم صادرات افزایش پیدا کرده است. البته این نکته را هم یادآوری میکنم که دستیابی به انرژی هستهای برای ما صرفه اقتصادی بلندمدت دارد و ما نباید منافع کوتاه مدت را با منافع بلندمدت عوض کنیم.
فراوانی در کشور، نشان میدهد تحریمها خیلی اثرگذار نبوده است. به این موضوع توجه کنید که تورم جهانی در حال افزایش است. افزایش قیمت نفت، باعث شده است که هزینه حمل ونقل در همه جای دنیا افزایش پیدا کند. با این حال، شما چه کالایی میخواهید که نمیتوانید در ایران پیدا کنید؟ آیا فراوانی نشان دهنده این نیست که تحریمها بیاثر بوده و نه تنها اقتصاد ایران که هیچ اقتصاد دیگری، تحریمپذیر نیست؟ قبول دارم که هزینه بیشتری باید بپردازیم، اما هیچ گاه دچار کمبود نشدهایم. به همین دلیل، اعتقاد دارم سلطهگران به اهداف خود نرسیدهاند.
• آقای دکتر میرکاظمی، وقتی درباره عملکرد شما صحبت میکنیم، حتی اگر زیر تیغ استیضاح هم باشید، نمیتوانیم به سیاستهای ضد انحصاری شما در اتاقهای بازرگانی که منجر به خانه تکانی اساسی در این حوزه شد، اشاره نکنیم. شکستن انحصار در اتاقهای بازرگانی به عنوان یکی از برنامههای موفق شما به ثبت رسیده است. اکنون که پانزده ماه از خانه تکانی در اتاقهای بازرگانی میگذرد، چه احساسی دارید؟
میرکاظمی: همان گونه که اشاره کردید، ششمین دوره انتخابات اتاقهای بازرگانی، نقطه عطفی در اقتصاد ایران بود که پس از ابلاغ سیاستهای اصل 44 پیام خوبی به بخش خصوصی داد. واقعیت این بود که انتخابات اتاقهای بازرگانی میتوانست آن گونه که برگزار شد، برگزار نشود، اما در مجموعه وزارت بازرگانی این عزم و اراده بود که انتخابات، کاملا دمکراتیک برگزار شود. ما علاقه نداشتیم بخشی از ظرفیتهای بخش خصوصی از صحنه رقابتهای انتخاباتی حذف شود؛ بنابراین، بر رقابتی بودن انتخابات پافشاری کردیم که خوشبختانه به نحو احسن تأمین شد.
• اما کارهای شما، باعث شد بخشی از نیروهای اصلاحطلب به اتاق بازرگانی راه یابند و در عوض، چهرههای سنتی جناح اصولگرا، تعداد زیادی از کرسیهای اتاق بازرگانی را واگذار کردند. پافشاری شما بر انتخابات آزاد دلایل سیاسی داشت؟
میرکاظمی: خواهش میکنم بحث را سیاسی نکیند. من به برگزاری انتخابات آزاد اعتقاد داشتم. هیچ کس به من حکمی نکرد. چرا اختیار وزرا را در قانون اساسی دست کم میگیرید؟ چرا فکر میکنید رئیسجمهور مخالف تحول در مدیریت بخش خصوصی است؟ اینها که شما میگویید حاشیه بحث است، اما نکته مهم این است که انتخابات اتاق بازرگانی قانونی بود و در حضور همه خبرنگاران داخلی و خارجی برگزار شد. به قول یکی از روزنامهها، همه چیز در اتاق شیشهای برگزار شد.
• آنچه از صندوقها بیرون آمد، مورد تأیید شما بود؛ به این دلیل که برخی برندگان انتخابات، مخالف سیاسی دولت بودند؟
میرکاظمی: من انتخابات را کاملا تأیید میکنم، به این دلیل که انتخابات آزادانه برگزار شد، اما خواهش میکنم بحث سیاست را وارد اقتصاد نکنید. اجازه بدهید اتاقهای بازرگانی همین گونه که حضور فعالی در اقتصاد دارند، به این حضور فعال ادامه دهند. بخش خصوصی را وارد سیاست نکنید. بارها از همه اعضای اتاقهای ایران و تهران خواهش کردم اتاق را سیاسی نکنید. به اندازه کافی با پوست و استخوان، از سیاسی بازی و سیاسی کاری ضربه خوردهایم؛ لطفا به بخش خصوصی انگ نزنید. تاجر اصلاحطلب و اصولگرا نداریم. تاجر تاجر است. چکار به گرایش آدمها داریم؟
• تحلیل شما از رفتار گروهی که به انحصار مدیریت در اتاق بازرگانی اعتقاد داشتند، چه بود؟
میرکاظمی: من دیدگاهی دارم که از آغاز حضورم در وزارت بازرگانی، هیچ گاه اجازه ندادم خدشه ای به آن وارد شود. بسیار اصرار دارم که سفارشپذیر نباشم. وزارت بازرگانی همیشه در معرض فشارهای گوناگون است، اما من هیچ گاه مدیری سفارشپذیر نبودهام. در جریان انتخابات اتاق بازرگانی، بعضیها انتظار دوستی سیاسی داشتند. بعضیها انتظار ملایمت و مهربانی داشتند، اما ملایمت با چه؟ ملایمت با ایجاد انحصار؟ اصل 44 مگر چه میگوید؟ آیا اصل 44 گفته است فلان گروه نباید باشد؟ آیا انحصار ایجاد کرده است؟ در سیاست، گاهی بخش عمدهای از توانمندیها حذف میشود، اما این قاعده نباید درباره بخش خصوصی صدق کند. چرا باید بخشی از توانمندی اقتصاد کشور حذف شود؟
• هنوز هم فکر میکنید اتاقهای بازرگانی همچون قهوهخانه عمل میکنند؟
میرکاظمی: قهوهخانهها حالا کافی شاپ شدهاند [میخندد]. این تعبیر را پیش از انتخابات در محفلی خصوصی مطرح کردم و نمیدانم چگونه به مطبوعات کشیده شد. در یکی از سفرهای استانی، شنیدم یکی از فعالان اقتصادی گفت: اتاقهای بازرگانی به محلی برای نوشیدن چای تبدیل شده. عدهای میآیند چایی میخورند و میروند و بعد در سخنانم گفتم: نباید اتاقهای بازرگانی مثل قهوهخانه باشد. گفتم این جا را قهوهخانه نکنید. نمیدانم چگونه وارد مطبوعات شد.
انتخابات اخیر اتاقهای بازرگانی با استقبال زیادی روبهرو شد. تعداد شرکت کنندهها به شدت افزایش یافت. رسانهها و مطبوعات خیلی کمک کردند و انتخابات شفاف برگزار شد. نتیجه هم کاملا دمکراتیک بود و من خیلی به این انتخابات افتخار میکنم. در مجموع، من خیلی به اتاق بازرگانی اعتقاد دارم و بر این باورم میتواند نقش بسیار تعیین کنندهای در اقتصاد داشته باشد. اگر به ابلاغیه اصل 44 توجه کنید، متوجه میشوید که اولویت اصل 44 آزادسازی است. همه فعالان اقتصادی باید مشارکت داشته باشند. نقش واقعی اتاق بازرگانی همین است. ایجاد همافزایی در اقتصاد ملی؛ جمع همه توانها و مهارتها. هیچ کس حق ندارد کسی را حذف کند.
• با این حال، نتیجه انتخابات برای شما مطلوب بود؟
میرکاظمی: بله. در این انتخابات، نتیجه بسیار خوبی به دست آمد. بخشی از مدیران باسابقه بخش خصوصی و بخش دیگری از تحصیلکردههای اقتصاد ایران، به اتاق بازرگانی راه یافتند که به نظر من ترکیب خوبی بود.
• انتخابات هیأت رئیسهها چطور؟
اسکندری: هیأت رئیسه اتاقهای بازرگانی را من انتخاب نکردم. افراد زیادی کاندیدا شده بودند و در پایان، ترکیب خوبی به دست آمد. ما هیچ نقشی در انتخاب هیأت رئیسه اتاقها نداشتیم. هماکنون به نظر میرسد درک متقابلی میان جریانهای گوناگون اتاق بازرگانی هست. اتاقهای بازرگانی جان تازهای گرفتهاند. اتاقها پی بردهاند که مجموعه وزارت بازرگانی برای خدمت به بخش خصوصی آماده است. در این زمینه، برای نخستین بار منشور همکاری با اتاق بازرگانی را امضا کردیم، اما اگر چیز دیگری هم مطرح شود، امضا میکنم.
• در اتاقهای بازرگانی ایران و تهران، انتقادهای تندی به سیاستهای اقتصادی دولت میشود، این موضوع را تأیید میکنید؟
میرکاظمی: به قواعد دمکراتیک اعتقاد دارم و نسبت به انتقادها اعتراضی ندارم، اما لحن برخی انتقادها را نمیپذیرم. باید با ادبیات ملایمتری رفتار کرد. به صرف این که آنها بخش خصوصیاند و ما بخش دولتی، نباید توهین شود. نمایندگان اتاقهای بازرگانی باید به خطوط قرمز توجه داشته باشند. انتقاد به جای خود. من گمان میکنم اتاق در حفظ حرمتها کوشش داشته است.
• شما را به اعمال سیاستهای غلط بازرگانی که منجر به بیثباتی در بازارهای داخلی و افزایش سطح عمومی قیمتها شده است، متهم کردهاند. در پاسخ به این انتقاد، چه دفاعی از عملکرد خود دارید؟
میرکاظمی: درباره افزایش سطح عمومی قیمتها و افزایش نرخ تورم، هر روز اظهارنظرهای متفاوتی میشنویم. عدهای از افزایش سطح عمومی قیمتها به عنوان چماق سیاسی استفاده میکنند و احتمالا قصد برخی از این افراد، سیاهنمایی و القای این موضوع است که دولت در کنترل اقتصاد ناتوان عمل کرده است.
• نمایندگانی که برگه استیضاح را امضا کردهاند، در این دسته جای میگیرند؟
میرکاظمی: اجازه بدهید هنوز صحبت من تمام نشده است. استیضاح حق نمایندگان مردم است و آنها از این راه، میتوانند دغدغه خود را از مهمترین مسائل کشور دنبال کنند، اما در این زمینه، چند موضوع مشخص نشده است؛ نخست این که چرا وزیر بازرگانی؛ وزیری که در تنظیم سیاستهای مالی و سیاستهای بازار پول کمترین نقش را دارد؟! چرا وزیر بازرگانی؛ وزیری که نه در طرف عرضه قرار دارد و نه در طرف تقاضا، نه در طرف تولید و نه در طرف مصرفکننده؟ نکته مهم دیگر آن که چرا در واپسین روزهای عمر مجلس هفتم، موضوع استیضاح مطرح شده است؟ آیا این موضوع سال گذشته برای استیضاح کنندگان مهم نبود؟ من معتقدم برای حل مشکل افزایش قیمتها، نیاز به مچگیری و محکوم کردن همدیگر نیست. گمان میکنم چیزی حدود سی عامل در افزایش نرخ تورم تأثیر دارند.
یکی از این عوامل مشکلات ساختاری اقتصاد ایران است که از سالهای دور روی هم انباشه شده است. از همین عامل مهم، میشود عوامل تأثیرگذاری مثل بهرهوری را مطرح کرد که وضعیت آن در ایران نگرانکننده است.
• به نظر شما، سیاستهای دولت درباره افزایش نقدینگی تأثیر بیشتری بر افزایش نرخ تورم دارد یا بهرهوری پایین؟
میرکاظمی: در بخشی از سخنانم، گفتم که میتوانم به سی عامل تأثیرگذار برتورم اشاره کنم. رشد نقدینگی، یکی از این عوامل است که به تقاضا دامن میزند و باعث بالا رفتن قیمتها میشود. یا به بحث افزایش سالانه دستمزدها اشاره میکنم که هر ساله به میزان مشخصی افزایش پیدا میکند و تأثیر زیادی بر افزایش سطح عمومی قیمتها دارد. در همین زمینه، لازم است در مجموعه ساختار اقتصاد ایران مثل ساختار مکانیزم عرضه و تقاضا، نظام پولی و مالی کشور و نقدینگی، تورم وارداتی و افزایش قیمتهای جهانی از جمله عوامل تورم است که نیاز است به آنها بپردازیم.
• وزارت بازرگانی تا چه اندازه در افزایش سطح عمومی قیمتها مؤثر بوده است؟
میرکاظمی:افزایش سطح عمومی قیمتها، محدود به یک وزارتخانه یا حتی دولت نمیشود. به طور قطع، در این زمینه باید علل گوناگونی را جستوجو کرد. این منصفانه نیست که در پی بروز مشکلی در اقتصاد، دنبال مقصر باشیم و از حلقهای گسترده و مرتبط به هم، یکی از اعضا را جدا و به عنوان مقصر مطرح کنیم. من بارها در این زمینه توضیح دادهام که ریشه اصلی تورم در کشور ما، ساختار بیمار اقتصادی است. در این زمینه، تصویری فاندامنتال از اوضاع اقتصاد جهان باید تهیه و به صورت عمودی از بالا به پایین مرور کرد.
همان گونه که میدانید، قیمت نفت در چند ماه گذشته، سیر صعوی عجیبی داشت و بالاترین رکوردهای تاریخ را پشت سر گذاشت. قیمت بالای نفت تأثیر بسیاری بر اقتصاد کشورها گذاشت. برای مثال، کشورهایی که نفت را گران خریدند، بنزین را گران کردند یا بر قیمت محصولات پتروشیمی صادراتی خود افزودند. قیمت بالای نفت همچنین باعث شد قیمت حملونقل و مواد غذایی و خیلی اقلام دیگر افزایش پیدا کند. منتقدان دولت آیا این روند را کتمان میکنند؟
محاسبات ما نشان میدهد، 19 درصد افزایش میزان واردات به دلیل تورمی بوده است که در خارج از ایران رقم خورده و زمانی که وارد کشور شده، تأثیر خود را گذاشته است. همان گونه که تحلیلگران بازار انرژی معتقدند دوران نفت ارزان به سر آمده، من هم میگویم دوران غذای ارزان به سر آمده و امسال به وضوح میبینیم که افزایش قیمت مواد غذایی در خیلی از کشورهای جهان، بحران آفریده است.
این روزها در هم تنیدگی زیادی میان قیمتها در بازارهای جهانی وجود دارد. زمانی که تلویزیونها به طور مستمر قیمت جهانی غلات را زیرنویس میکنند و روزنامهها مدام به تحلیل قیمتهای جهانی میپردازند، طبیعی است که در ایران نیز قیمتها افزایش پیدا کند. این ویژگی و مشخصه اقتصاد جهانی در شرایط جدید است.
با این تحلیل باید بپذیریم اگر کالای وارداتی ما 19 درصد گران شده، به طور قطع در داخل هم تأثیر خودش را خواهد گذاشت. ما باید علتها را بیابیم و تأثیرش را در قیمت تمام شده بازار بررسی کنیم. همان گونه که اشاره کردم در حال حاضر، بحران غذایی جهان را تهدید میکند در همین زمینه در یک سال گذشته، قیمت انواع مواد غذایی در جهان افزایش یافته است.
شرایط این روزهای محصولاتی مثل برنج، دانههای روغنی، گندم، جو و ذرت را مرور کنید. میبینید که برخی محصولات استراتژیک حتی 200درصد افزایش قیمت داشته است. در خیلی از کشورها، ارتش، توزیع مواد غذایی را در دست گرفته و این نشان میدهد، دامنه بحران تا چه اندازه نگران کننده شده است، اما شما به بازار داخل نگاه کنید. چه زمانی احساس کمبود کردهاید؟ در کدام نقطه کشور کمبود احساس میکنید؟
همه چیز در چرخه اقتصاد به هم پیوسته و در هم تنیده است، مسلماً افزایش قیمت جو میتواند در افزایش لبنیات و دامپروری و طیور تأثیر بگذارد.
در بخش پولی هم باید ریشه تورم را جستوجو کرد؛ سیاستهایی که در گذشته منجر به رشد نقدینگی شده بود، امروز در افزایش تورم تأثیرگذار است.
در بخش تولید و عرضه هم باید به دنبال مسائل و مشکلات بود. در خیلی موارد اگر تولید به ظرفیت واقعیاش نمیرسید، وزارت بازرگانی وارد عمل میشد و تنظیم بازار میکرد. حتی رد پای تورم را میشود در برخی مصوبههای مجلس دنبال کرد. این گونه نیست که یک وزیر، مقصر اصلی تورم باشد. سال گذشته، شاهد ورود ریالهای حاصل از فروش نفت به اقتصاد کشور بودیم. زمانی که ریال ناشی از فروش نفت به اقتصاد تزریق شد، حجم فعالیتهای عمرانی افزایش یافت که نتیجهاش افزایش تقاضا برای برخی کالاها بود و این روند باعث افزایش قیمت این کالاها شد. زمانی که درباره تورم صحبت میکنیم، نمیتوانیم به سیاستهای پولی توجه نکنیم؛ برای مثال، سال گذشته، افزایش خالص داراییهای بانک مرکزی را شاهد بودیم که اثر مستقیم در افزایش تورم داشت. یا افزایش بدهی بانکها به بانک مرکزی و خیلی مسائل دیگر.
• یکی از موارد مطرح شده در نامه استیضاح شما، افزایش قابل توجه واردات است. آیا شما نگران واردات بیرویه نیستید؟
میرکاظمی: در سال گذشته، در مجموع 48 میلیارد دلار واردات داشتهایم که 5/3 میلیارد دلار آن سوخت است. دوستان، زمانی که بحث صادرات غیر نفتی میشود، میعانات را از آمار صادرات جدا میکنند، اما برای واردات و برای این که عدد نمودارشان بیشتر نشان دهد، واردات سوخت را تفکیک نمیکنند. این هم از ظلمهایی است که به ما میشود. از نظر وزنی واردات کاهش پیدا کرده، اما ارزش آن بیشتر شده. سال گذشته، 19 درصد تورم وارداتی داشتهایم که نشان میدهد بخشی از واردات صورت گرفته به دلیل افزایش بهای جهانی کالاها بوده است. در دو سال گذشته، کالاهای واسطهای و سرمایهای نقش عمده ای در ترکیب واردات داشته که به نظر من طبیعی به نظر میرسد به این دلیل که هر چه صادرات بیشتری داشته باشیم، به مواد اولیه بیشتری نیاز داریم؛ بنابراین، طبیعی است که شاهد رشد واردات باشیم.
چرا کسانی که واردات را چماق میکنند، به صادرات اشارهای نمیکنند؟ رشد صادراتی در دولت نهم بی نظیر بوده است. سال گذشته 21 میلیادر دلار صادرات داشتهایم که اگر میعانات را هم از این رقم کم کنید، حدود شانزده میلیارد دلار صادرات داشتهایم که به نظر من خیلی قابل توجه است.
این را هم در نظر داشته باشید که دیدگاهی در دولت وجود دارد که صادقانه معتقد است مردم باید از افزایش درآمدهای نفتی سهمی عایدشان شود. این دوستان میگویند چرا باید قیمت نفت از صد دلار بگذرد، اما از این درآمدها چیزی عاید کشور نشود. چگونه میشود افزایش درآمدهای نفتی را بر زندگی مردم انعکاس داد؟
• آقای توکلی در یکی از برنامههای تلویزیونی این گونه عنوان کرد که وزارت بازرگانی بدون اجازه مجلس، یک میلیارد و دویست میلیون دلار از حساب ذخیره ارزی برداشت کرده تا میوه وارد کند؛ این موضوع درست است؟
میرکاظمی: نه من این موضوع را تکذیب میکنم. هیچ برداشتی از حساب ذخیره ارزی نداشتهایم. نکته جالب توجه این است که وزارت بازرگانی به هیچ وجه میوه وارد نکرده و حتی صادر هم نکرده است. من بارها این جمله را تکرار کردهام، اما نمیدانم چرا برخی دوستان نمیخواهند قبول کنند. یکی از افتخارات ما این است که در سه سال گذشته به هیچ عنوان میوه وارد نکرده است. وزارت بازرگانی در سه سال گذشته، فقط واردات میوه توسط بخش خصوصی را مدیریت کرده است.
و نکته جالبتر این است که حجم صادرات میوه در سال گذشته، بیش از یک میلیارد و هفتصد میلیون دلار بوده و واردات آن 288 میلیون دلار بوده که بخش عمده آن موز بوده است. پس نگرانی ما از چیست؟ کشاورز در سه سال گذشته دغدغه نداشته، مصرف کننده زیان ندیده، پس این انتقادهای غیر واقعی چه دلیلی دارد؟
وزارت بازرگانی حتی یک کیلو میوه وارد نکرده است. چرا در گفتار برخی از دوستان صداقت وجود ندارد؟ ما حتی ارز نداریم که روغن وارد کنیم. نمیدانم منشأ این گونه اظهارنظرها چیست؟ خیلی لازم نیست تلاش کنید به وبسایت گمرک مراجعه کنید؛ همه این آمارها موجود است.
• گفته میشود سیاستهای شما در تنظیم تعرفه، باعث گرانی شده است؟
میرکاظمی: نگاه به تعرفه در کشور ما نگاه خوبی نیست. در حقیقت، تعرفه به مانع وارداتی تبدیل شده است. یکی از ویژگیهای تعرفه باید حمایت از تولید داخل باشد، اما حمایت نباید منجر به زیان مصرف کننده شود. استفاده کردن از تعرفه باید بر اساس سیاستهای خاص صورت گیرد.
به نظر من، نگاه به تعرفه باید اصلاح شود. این گونه نباید باشد که تعرفه به عنوان عاملی برای جبران کسری بودجه تلقی شود؛ یعنی هر جا بودجه کم آمد، برای جبران کسری آن تعرفه را افزایش دهیم. تجربه هم نشان داده که این ابزار در جهت ایجاد درآمد، زیاد کارآمد نیست که عملاً تحقق پیدا نمیکند، چون برمیگردد به شکل ترکیب کالاهای وارداتی و به موضوع قاچاق هم باید توجه شود. گفته میشود نرخ مؤثر تعرفهها در سال گذشته، اثر روانی زیادی در بازار داشته است. به عقیده من، افزایش نرخ مؤثر تعرفهها در دورهای باعث افزایش قیمت شد. دولت و مجلس این دیدگاه را داشتند که برای حمایت از کالاهای داخلی، نرخ مؤثر تعرفهها باید افزایش پیدا کند و من معتقدم در افزایش قیمت کالاهای وارداتی مؤثر بود.
• وزارت بازرگانی در افزایش تعرفهها چه چیز را میپذیرد؟
میرکاظمی: وزارت بازرگانی موافق تنظیم منطقی تعرفه است و هیچ گاه در راستای زیان تولید ملی و در عین حال زیان مصرف کننده گام برنداشته است. در بودجههای سال 85 و86 بندی هست که بنا بر آن، نرخ مؤثر تعرفه از 10 درصد به 15 درصد افزایش پیدا کرد. شاید تحلیل این بود که درآمدها و هزینهها در بودجه همخوانی ندارد؛ بنابراین، با تعرفهها بازی شد و نرخ مؤثر تعرفهها افزایش یافت. این نگاه تاجرمآبانه بود و به هیچ عنوان منطق اقتصادی نداشت.
من مخالف این دیدگاه بودم و عنوان میکردم که اگر قرار به حمایت از تولید داخلی است، باید در کوتاه مدت از ابزار تعرفه ای استفاده کرد، اما بنگاه باید در دراز مدت به سمت اصلاح ساختار و افزایش بهرهوری گام بردارد. در سایه همین سیاستگذاریهاست که در کشور بنگاههای ناکارآمد داریم و تا زمانی که این سیاستها دنبال شود، چیزی از ناکارآمدی این بنگاهها کم نخواهد شد.
این گونه شرکتها، مثل پهلوانهایی هستند که تنها در کوچه و محله خودشان پهلوانی میکنند. اگر راست میگویند وارد رقابتهای جهانی شوند.
در سال 1385 که نرخ مؤثر تعرفه افزایش پیدا کرد، چیزی حدود 1100 قلم کالا مشمول تعرفهای جدید شد و به نظر من این سیاست، یکی از عوامل مؤثر بر افزایش قیمت برخی کالاها بود. در سال 1386 همین سیاست تکرار شد و دوستان ما در مجلس در این زمینه نقش داشتند.
همه چیز در چرخه اقتصاد به هم پیوسته و در هم تنیده است، مسلماً افزایش قیمت جو میتواند در افزایش لبنیات و دامپروری و طیور تأثیر بگذارد.
در بخش پولی هم باید ریشه تورم را جستوجو کرد؛ سیاستهایی که در گذشته منجر به رشد نقدینگی شده بود، امروز در افزایش تورم تأثیرگذار است.
در بخش تولید و عرضه هم باید به دنبال مسائل و مشکلات بود. در خیلی موارد اگر تولید به ظرفیت واقعیاش نمیرسید، وزارت بازرگانی وارد عمل میشد و تنظیم بازار میکرد. حتی رد پای تورم را میشود در برخی مصوبههای مجلس دنبال کرد. این گونه نیست که یک وزیر، مقصر اصلی تورم باشد. سال گذشته، شاهد ورود ریالهای حاصل از فروش نفت به اقتصاد کشور بودیم. زمانی که ریال ناشی از فروش نفت به اقتصاد تزریق شد، حجم فعالیتهای عمرانی افزایش یافت که نتیجهاش افزایش تقاضا برای برخی کالاها بود و این روند باعث افزایش قیمت این کالاها شد. زمانی که درباره تورم صحبت میکنیم، نمیتوانیم به سیاستهای پولی توجه نکنیم؛ برای مثال، سال گذشته، افزایش خالص داراییهای بانک مرکزی را شاهد بودیم که اثر مستقیم در افزایش تورم داشت. یا افزایش بدهی بانکها به بانک مرکزی و خیلی مسائل دیگر.
• یکی از موارد مطرح شده در نامه استیضاح شما، افزایش قابل توجه واردات است. آیا شما نگران واردات بیرویه نیستید؟
میرکاظمی: در سال گذشته، در مجموع 48 میلیارد دلار واردات داشتهایم که 5/3 میلیارد دلار آن سوخت است. دوستان، زمانی که بحث صادرات غیر نفتی میشود، میعانات را از آمار صادرات جدا میکنند، اما برای واردات و برای این که عدد نمودارشان بیشتر نشان دهد، واردات سوخت را تفکیک نمیکنند. این هم از ظلمهایی است که به ما میشود. از نظر وزنی واردات کاهش پیدا کرده، اما ارزش آن بیشتر شده. سال گذشته، 19 درصد تورم وارداتی داشتهایم که نشان میدهد بخشی از واردات صورت گرفته به دلیل افزایش بهای جهانی کالاها بوده است. در دو سال گذشته، کالاهای واسطهای و سرمایهای نقش عمده ای در ترکیب واردات داشته که به نظر من طبیعی به نظر میرسد به این دلیل که هر چه صادرات بیشتری داشته باشیم، به مواد اولیه بیشتری نیاز داریم؛ بنابراین، طبیعی است که شاهد رشد واردات باشیم.
چرا کسانی که واردات را چماق میکنند، به صادرات اشارهای نمیکنند؟ رشد صادراتی در دولت نهم بی نظیر بوده است. سال گذشته 21 میلیادر دلار صادرات داشتهایم که اگر میعانات را هم از این رقم کم کنید، حدود شانزده میلیارد دلار صادرات داشتهایم که به نظر من خیلی قابل توجه است.
این را هم در نظر داشته باشید که دیدگاهی در دولت وجود دارد که صادقانه معتقد است مردم باید از افزایش درآمدهای نفتی سهمی عایدشان شود. این دوستان میگویند چرا باید قیمت نفت از صد دلار بگذرد، اما از این درآمدها چیزی عاید کشور نشود. چگونه میشود افزایش درآمدهای نفتی را بر زندگی مردم انعکاس داد؟
• آقای توکلی در یکی از برنامههای تلویزیونی این گونه عنوان کرد که وزارت بازرگانی بدون اجازه مجلس، یک میلیارد و دویست میلیون دلار از حساب ذخیره ارزی برداشت کرده تا میوه وارد کند؛ این موضوع درست است؟
میرکاظمی: نه من این موضوع را تکذیب میکنم. هیچ برداشتی از حساب ذخیره ارزی نداشتهایم. نکته جالب توجه این است که وزارت بازرگانی به هیچ وجه میوه وارد نکرده و حتی صادر هم نکرده است. من بارها این جمله را تکرار کردهام، اما نمیدانم چرا برخی دوستان نمیخواهند قبول کنند. یکی از افتخارات ما این است که در سه سال گذشته به هیچ عنوان میوه وارد نکرده است. وزارت بازرگانی در سه سال گذشته، فقط واردات میوه توسط بخش خصوصی را مدیریت کرده است.
و نکته جالبتر این است که حجم صادرات میوه در سال گذشته، بیش از یک میلیارد و هفتصد میلیون دلار بوده و واردات آن 288 میلیون دلار بوده که بخش عمده آن موز بوده است. پس نگرانی ما از چیست؟ کشاورز در سه سال گذشته دغدغه نداشته، مصرف کننده زیان ندیده، پس این انتقادهای غیر واقعی چه دلیلی دارد؟
وزارت بازرگانی حتی یک کیلو میوه وارد نکرده است. چرا در گفتار برخی از دوستان صداقت وجود ندارد؟ ما حتی ارز نداریم که روغن وارد کنیم. نمیدانم منشأ این گونه اظهارنظرها چیست؟ خیلی لازم نیست تلاش کنید به وبسایت گمرک مراجعه کنید؛ همه این آمارها موجود است.
• گفته میشود سیاستهای شما در تنظیم تعرفه، باعث گرانی شده است؟
میرکاظمی: نگاه به تعرفه در کشور ما نگاه خوبی نیست. در حقیقت، تعرفه به مانع وارداتی تبدیل شده است. یکی از ویژگیهای تعرفه باید حمایت از تولید داخل باشد، اما حمایت نباید منجر به زیان مصرف کننده شود. استفاده کردن از تعرفه باید بر اساس سیاستهای خاص صورت گیرد.
به نظر من، نگاه به تعرفه باید اصلاح شود. این گونه نباید باشد که تعرفه به عنوان عاملی برای جبران کسری بودجه تلقی شود؛ یعنی هر جا بودجه کم آمد، برای جبران کسری آن تعرفه را افزایش دهیم. تجربه هم نشان داده که این ابزار در جهت ایجاد درآمد، زیاد کارآمد نیست که عملاً تحقق پیدا نمیکند، چون برمیگردد به شکل ترکیب کالاهای وارداتی و به موضوع قاچاق هم باید توجه شود. گفته میشود نرخ مؤثر تعرفهها در سال گذشته، اثر روانی زیادی در بازار داشته است. به عقیده من، افزایش نرخ مؤثر تعرفهها در دورهای باعث افزایش قیمت شد. دولت و مجلس این دیدگاه را داشتند که برای حمایت از کالاهای داخلی، نرخ مؤثر تعرفهها باید افزایش پیدا کند و من معتقدم در افزایش قیمت کالاهای وارداتی مؤثر بود.
• وزارت بازرگانی در افزایش تعرفهها چه چیز را میپذیرد؟
میرکاظمی: وزارت بازرگانی موافق تنظیم منطقی تعرفه است و هیچ گاه در راستای زیان تولید ملی و در عین حال زیان مصرف کننده گام برنداشته است. در بودجههای سال 85 و86 بندی هست که بنا بر آن، نرخ مؤثر تعرفه از 10 درصد به 15 درصد افزایش پیدا کرد. شاید تحلیل این بود که درآمدها و هزینهها در بودجه همخوانی ندارد؛ بنابراین، با تعرفهها بازی شد و نرخ مؤثر تعرفهها افزایش یافت. این نگاه تاجرمآبانه بود و به هیچ عنوان منطق اقتصادی نداشت.
من مخالف این دیدگاه بودم و عنوان میکردم که اگر قرار به حمایت از تولید داخلی است، باید در کوتاه مدت از ابزار تعرفه ای استفاده کرد، اما بنگاه باید در دراز مدت به سمت اصلاح ساختار و افزایش بهرهوری گام بردارد. در سایه همین سیاستگذاریهاست که در کشور بنگاههای ناکارآمد داریم و تا زمانی که این سیاستها دنبال شود، چیزی از ناکارآمدی این بنگاهها کم نخواهد شد.
این گونه شرکتها، مثل پهلوانهایی هستند که تنها در کوچه و محله خودشان پهلوانی میکنند. اگر راست میگویند وارد رقابتهای جهانی شوند.
در سال 1385 که نرخ مؤثر تعرفه افزایش پیدا کرد، چیزی حدود 1100 قلم کالا مشمول تعرفهای جدید شد و به نظر من این سیاست، یکی از عوامل مؤثر بر افزایش قیمت برخی کالاها بود. در سال 1386 همین سیاست تکرار شد و دوستان ما در مجلس در این زمینه نقش داشتند.
نگاههای نادرستی هست که این نگاههای غلط، قصد تسلط بر کشور را دارد. من نه چپ هستم، نه راست و نه برایم اهمیت دارد که فرد مقابلم چه دیدگاهی دارد. من اصولی دارم که همیشه به آن پایبند بودهام. در زمینه حضورم در وزارت بازرگانی، همیشه این اصول را رعایت کردهام. من در وزارت بازرگانی به هیچ عنوان به سمت فامیل بازی و رفیق پروری نرفتم. شورای معاونان من یکی از کمحاشیهترین شوراهای معاونان در مجموعه دولت بود. من همه معاونانم را از قبل میشناختم و به همه آنها اعتقاد کامل دارم. من با تمام توان در راستای حذف انحصارها عمل کردم و زمانی که قصد داشتم تعرفهای را تغییر دهم، پیش از اعمال، اعلام میکردم. برخی حمایتهای سطحی و به قول معروف کشکی این گونه بود که داد میزدند ما حامی کشاورز هستیم، اما میوه کشاورز را هفتاد تومان میخریدند و همین میوه را در بازار میفروختند به دو هزار تومان. چه حمایتی؟ فضای انحصاری ایجاد کرده بودند، اما من اعلام کردم که برای مثال قرار است در بهمن ماه تعرفه میوه کاهش پیدا کند. چه کسی مخالف این رویه است؟ همان کسی که هر سال بیش از پانصد میلیارد تومان از انحصار میوه در شب عید سود میبرد.
