
ـ ببخشید دیگه اینجا از چراغ به جای کارت استفاده شده.

ـ حتی آقازاده کوچولوی ایشان هم حضور داشت (که فکر کنم ریشههای کودکی این آقازاده یه کم کلفت شه)

ـ حتی کیک قجری به میهمانان تعارف کرد

در این مدت که پورمحمدی وزیر بود، حسابی اشک این بنده خدا رو درآوردن.

سرانجام ایشان هم جبران کرد و اشک برخی را درآورد.

کاظم جلالی: آخ، مصطفی، مصطفای من، کجایی؟!

ـ من چیکاره بیدم؟

ـ این هم یه لیوان آب خوش که به راحتی از گلو پایین بره.

مصطفی: مهدی جون، به خدا این کادو مال منه، کجا میخوای ببریش؟

ـ بابا چرا فکر بد میکنید، نه خیر، جناب پورمحمدی امشب رو تو مسجد نخواهند خوابید؛ این خانم، دختر ایشونه!

هاشمی: ببین پورمحمدی، اگر بخوای بری روی سن و انتقاد کنی و از این حرفا، زنگ میزنم داودی بیاد ها!

و اینجا بود که جناب داودی وارد شد؛ برای پاسخ به انتقادات پورمحمدی، دقیقا مثل تودیع دانش جعفری!

از جمله گام بسیار بلند لاریجانی برای سکو که مورد تشویق و تعجب حضار قرار گرفت.

و در گوشهای اجرای حرکات نمایشی توسط عوامل وزارت کشور.
