غرض اصلی از نوشتن این سطور شاید اتمام حجتی باشد؛ با شما جناب اقای اسفندیار با تمام اعتمادی که به تفکرات و دیدگاه های شما در خصوص مسائل عقیدتی داشتم و بارها با شنیدن اقوال مختلف در خصوص افکار و اندیشه های شما، با کسانی که آنها را نقل می کردند به مباحثه و دفاع می پرداختم، و از هیج کوششی در این راه دریغ نکردم و امید که عند الله ماجور هستم.
اما با مشاهده مشروح سخنان شما در جمع گروهی از طلاب و روحانیون که در یکی از سایتهای خبری درج شده بود و متعاقب آن دیدن فایل تصویری، سخنرانی جنابعالی قلم را دیگر یارای سکوت نبود. فکر می کردم شاید این سخنان خط بطلانی باشد بر تمام اقوالی که از شما بیان می شد و دل متدینین و دلسوزان انقلاب را به در می آورد، اما نه تنها از ابهامات نکاست، بلکه خیلی از آن اقوال را تائید و ابهمات بسیار دیگری نیز افزود.
بنا بر آنچه در کتب تاریخی و کتب روایی و فقهی آمده : اگر عالمانه به عنوان مثال به اصول کافی مراجعه کنید، در خصوص ائمه، تاریخ ولادت و وفات و شهادتشان را ذکر می کند، و به همین شیوه «شهید قدس سره» در دروس و همین نحو صاحب حدائق در حدائق، در هنگام دفن امام جعفر صادق (علیه السلام) حضرت موسی بن جعفر 5 قطعه برای کفن ایشان تدارک دیده بودند یکی از قطعات عمامه ای است که«کان لعلی بن الحسین» این یادگاری از علی بن الحسین امام سجاد(علیه السلام) است.
آیا می دانید پیام این حرکت چه چیزی است، پیام موسی بن جعفر (علیه السلام)چه بوده، دلالت التزامیه حضرت چیست، یکی از تفاسیر این است که امام هفتم عمامه علی بن الحسین را قطعه کفن او قرار داد برای این که بفهماند حرکت ابی عبدالله(علیه السلام) را اگر امام صادق هم شرایطش فراهم می شد انجام می داد.
شما فکر می کنید که امام صادق که برای بیان احکام عمرش را مصرف می کند، برای این بوده که کار آسانی است ، اگر شرایط فراهم بود امام صادق همان ابی عبدالله علیه الصلوه و السلام بود. چون«کلهم نور واحد طاب و طهر بعضکم من بعض خلقکم الله انواراً» اینها انوارند نورند روشنایی اند حقیقت اند. نور و حقیقت، باطل درش راه ندارد.«فجعلکم فی بیوت اذن الله ان ترفع و یذکر فیها اسمه» چون نورند، خیّر محض هستند.
جناب مشایی در سخنان خود مطالبی گفته اید که به عنوان یک شاگرد مکتب امام صادق (ع) شرم از تکرار آنها دارم، واقعا شما فکر می کنید مقام نبی مکرم اسلام که درود تمام عرشیان و فرشیان بر او باد و حضرت صدیقه اطهر سلام الله علیها در مقابل حضرت حجت روحی فداه در مرتبه فرق میان طلا؛ نقره و برنز است.
جناب اسفندیار بجای آن ادعا که دعای عهد را همیشه بعد از نماز صبح خود می خوانید که بسیار هم بجا و قابل تقدبر است البته اگر ریا نشود، یک بار زیارت جامعه را بخوانید شاید این فراز متنبهتان کند: «ان ذکر الخیر کنتم اوّله و اصله و فرعه و معدنه و ماواه و منتهاه» (ریشه خوبی ها شما هستید. شاخ و برگ خوبی ها شما هستید. همه خوبی ها از شما سرچشمه می گیرد همه خوبی ها از خانه محقّر زهرا سلام الله علیها سرچشمه می گیرد. یازده امام از نسل او هستند امیرالمومنین همسر او هست) «بکم فتح الله و بکم یختم و بکم ینزل الغیث و بکم یمسک السماء ان تقع علی الأرض الا باذنه و بکم ینفس الهم و بکم یکشف الضر» همه عالم خلق شده برای انسان کامل. بکم فتح الله یعنی همه عالم برای شما آفریده شده همه عالم برای رسول الله آفریده شده،عالم آفریده شده برای انسان کامل، 23 سال حضرت را رنجاندند، امّا در جواب آنها فرمود:«اللهم اهد قومی فانهم لایعلمون» همه عالم اگر آفریده شده این چنین انسانی بیاید ارزش دارد. معنای لولا لما خلقت الافلاک این است. معنای بکم فتح الله و بکم ینزل الغیث این است. یعنی همه عالم. تمام علل و عوامل نظام خلقت و طبیعت با اراده خداوند بهم دست داده، تا انسانهایی همانند علی همانند حسن همانند زهرا و همانند حسین بیایند. البته توصیه می کنم همیشه قبل از خواندن زیارت جامعه الله اکبری بگوئید برای اینکه یک وقت در اثر ناآگاهی به اشتباه نیفتید. و خیال نکنید که اینجا زیاده روی شده، در حالتی که حقیر معتقدم زیارت جامعه مقام ائمه را کمتر از حقیقت ائمه بیان کرده است.
شاید شعر حافظ که اشاره به قران خواندن از حفظ با چهارده روایت را خیلی شنیده اید، ولی لطفا برای دفعات بعد اگر خواستید ایه ای را بخوانید سعی کنید یاداشت کنید و حداقل معنی ان را از روی همین ترجمه های فارسی نگاهی بکنید، تا دچار اعوجاج در فهم و درک آیات نشوید، و استناد باطل نکنید عین مطلب شما را ذکر میکنم (( در حجةالوداع مؤمنین همراهش بودند، باز میترسید جانشینش را معرفی کند. از خودم که نمیگویم از شما (خطاب به حضار) شنیدم. اگر نیست بگویید نیست. این ایه قرآن است: و الله یعصمک من الناس و ان لم تفعل فما بلغت رسالتک)).
در مرحله اول اصل آیه این گونه است : یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرِینَ (سوره المائدة 67) حال اینکه آیه را جا به جا می خوانید بماند.
در مرحله بعد برای روشن شدن فکر شما و خوانندگان عزیز معنی آن را از چندین قران ترجمه فارسی شده ذکر می کنم :
[ای پیامبر] آنچه از پیام الهی از جانب آفریدگار پروردگارت بر تو نازل فرموده شده [به امّت] ابلاغ کن! و اگر چنین نکنی به وظیفهی رسالت خود عمل نکردهای. [بدان] خداوند تو را از فتنه و آسیب مردم، مصون میدارد. همانا خداوند کافران را هدایت نمیفرماید ../ترجمه قران به فارسی صفارزاده.
ای رسول من، برسان همه آنچه فرستادم به تو بی شکوهی از دشمن. وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ و اگر بعضی نرسانی، بدانک از کافران ترسانی چنان بود چون دیگرها نارسانیده به ایشان، وَ اللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ و خدای تعالی نگاه داردت از همه مردمان، إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرِینَ خدای تعالی ندهد مر اختیار کنندگان کفر را ایمان./ ترجمه قران به فارسی نسفی
یا أَیُّهَا الرَّسُولُ ای پیغامبر فرستاده! بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ میرسان آنچه فرو فرستاده آمد بتو از خداوند تو، وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ و اگر نرسانی [و چیزی باز گذاری] فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ همچنانست که هیچ چیز (5) از پیغامهای وی نرسانده باشی، وَ اللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ و اللَّه نگه دارد ترا از مردمان، إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرِینَ (67) که اللَّه راهنمای ایشان نیست که در علم وی کفر را اند./ ترجمه قران به فارسی کشف الاسرار
ای پیغامبر برسان آنچه فرود آورده شده است بسوی تو از جانب پروردگار تو و اگر نکردی نرساننده باشی پیغام خدا را و خدا نگاهدارد ترا از مردمان هر آئینه خدا راه نمینماید گروه کافران را/ ترجمه قران به فارسی دهلوی
یا پیغامبر برسان آنچه فرستاده آمد سوی تو از خداوند تو، و اگر نه کنی نه رسانیده باشی پیغام او و خدای نگاه دارد ترا از مردمان، که خدای نه راه نماید گروه کافران را/ (ترجمه قران به فارسی ترجمه طبری)
ای تو که رسولی! برسان آنچه فرو فرستیده اند به تو از خدای تو، و اگر نکنی، نرسانیده باشی رسالت وی بجملگی، و خدای تعالی نگاه میدارد ترا از مردمان، که خدای راه ننماید گروهانی را که ایشان کافر باشند/ ترجمه قران به فارسی تاج التراجم
ای رسول، برسان آنچه را که از [جانب] پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده است و اگر [این کار را] نکنی، رسالتش را نرساندهای. و خداوند تو را از [شرّ] مردم حفظ میکند. خداوند گروه کافران را هدایت نمیکند (67)/ ترجمه قران به فارسی انصاری
ای پیامبر! آنچه را از سوی پروردگارت به تو نازل شده است (در مورد ولایت و جانشینی حضرت علی) اعلام کن و اگر چنین نکنی، رسالت الهی را نرساندهای و (بدان که) خداوند تو را از (شرّ) مردم (و کسانی که تحمّل شنیدن این پیام مهم را ندارند) حفظ میکند. همانا خداوند گروه کافران را هدایت نمیکند./ ترجمه قران به فارسی نور
ای پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، کاملًا (به مردم) برسان! و اگر نکنی، رسالت او را انجام ندادهای! خداوند تو را از (خطرات احتمالی) مردم، نگاه میدارد و خداوند، جمعیّت کافران (لجوج) را هدایت نمیکند. (67)/ ترجمه قران به فارسی آیت الله مکارم شیرازی
ای پیمبر ابلاغ کن آنچه را فرود آمد بر تو از پروردگارت و اگر نکنی نرسانده باشی پیام او را و خدا نگه میداردت از مردم همانا خدا هدایت نکند گروه کافران را (67)/ ترجمه قران به فارسی معزی
ای پیغمبر برسان آنچه فرو فرستاده شد بتو از پروردگارت و اگر نکردی پس نرسانیده خواهی بود پیغامهای او را و خدا نگاه میدارد ترا از مردمان بدرستی که خدا هدایت نمیکند گروه کافران را (67)/ ترجمه قران به فارسی مصباح زاده
ای فرستاده ما، آنچه را از جانب پروردگارت به سوی تو نازل شده ابلاغ کن، و اگر نکنی (گویی هیچ) پیام او را ابلاغ نکردهای و خداوند تو را از (فتنه و شر) مردم نگه میدارد، بیتردید خداوند گروه کافران را هدایت نمیکند./ ترجمه قران به فارسی حضرت ایت الله مشکینی (ره)
ای رسول آنچه از پروردگارت بر تو فرود آمده بمردم برسان و اگر نرسانی رسالت خود را نرسانیدهئی و خدا تو را از شر مردم نگاه میدارد، همانا خدا جماعت کافرین را هدایت نمیگرداند [67]/ ترجمه قران به فارسی مخزن العرفان
ای پیامبر! آنچه را از پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده است برسان و اگر نکنی پیام او را نرساندهای و خداوند تو را از (گزند) مردم در پناه میگیرد، خداوند گروه کافران را راهنمایی نمیکند./ ترجمه قران به فارسی _گرمارودی
ای پیامبر، آنچه از جانب پروردگارت به سوی تو نازل شده، ابلاغ کن و اگر نکنی پیامش را نرساندهای. و خدا تو را از [گزندِ] مردم نگاه میدارد. آری، خدا گروه کافران را هدایت نمیکند. (67)/ ترجمه قران به فارسی فولادوند
ای پیغمبر برسان آنچه فرو فرستاده شد بتو از پروردگارت و اگر نکردی پس نرساینده خواهی بود پیغامهای او را و خدا نگاه میدارد ترا از مردمان بدرستی که خدا هدایت نمیکند گروه کافران را (67)/ ترجمه قران به فارسی علامه شعرانی
ای فرستاده ما آنچه را از ناحیه پروردگار بتو نازل شده برسان و اگر نکنی (نرسانی) اصلا پیغام پروردگار را نرساندی و خدا تو را از (شر) مردم نگه میدارد زیرا خدا کافران را هدایت نمیفرماید (به مقاصدشان نمیرساند) (67)/ ترجمه قران به فارسی المیزان علامه طباطبائی
ای پیغمبر، آنچه از خدا بر تو نازل شد (به خلق) برسان که اگر نرسانی تبلیغ رسالت و اداء وظیفه نکردهای، و خدا تو را از (شر) مردمان محفوظ خواهد داشت، (و دل قوی دار که) خدا کافران را (به هیچ راه موفقیتی) راهنمایی نخواهد کرد. (67)/ ترجمه قران به فارسی حکیم الهی قمشه ای
جناب آقای مشایی کجای این همه ترجمه که ماحصل تلاش مراجع، علما، حکما و ادبیان این مرز و بوم از قدیم و جدید است اشاره ای به ترس حضرت رسول (ص) دارد، که می گوئید حضرت از ابلاغ رسالتش در حجه الوداع می ترسیده، بردار عزیز اگر کلمه یعصمک را به ظن خود به معنای ترس گرفتید که معنی آن را برایتان ذکر کنم.
یَعْصِمُکَ ای یحمیک و یحفظک یعنی ترا حمایت میکند و ترا نگه می دارد از عصام القربة گرفته شده است و آن نخ یا چرمی است که با آن سر مشک را می بندند تا محتوی آن نریزد.
جا دارد به ادب و حیای علمای حاضر در جمع درود بفرستم، با اینکه متوجه خطای شما بودند ادب کرده و پاسخ نگفته اند که به آنها اشاره می کنید این را از شما شنیده ام، لطفا توضیح دهید چه چیزی را و از که شنیده اید از کدام عالم دینی نقل می کنید در همین جا باید به ان منبرهایی که از آن تعریف می کنید و بزرگ شدن خود را پای انها بیان می نمائید تاسف بخورم، آیا همین گونه معلومات را اموزش دیده اید یا از آن منبرها چیز هایی یک در میان به یاد دارید و محفوظات خود را وحی منزل می دانید، بردار من پای منبر بودن یک چیزی است و پای مکتب بودن چیز دیگر.
جناب اقای مشایی قشنگ صحبت کردن و زیاد صحبت کردن ملاک حقیقت نیست بلکه درست صحبت کردن ملاک حق است. البته نگارنده برای اینکه شبهه ای پیش نیاید به تفاسیر زیر نیز مراجعه کردم و هرچه بیشتر گشتم معنای متبادر به ذهن شما را غریب تر یافتم.
جوامع الجامع ج2، ص: 101 - برگزیده تفسیر نمونه، ج1، ص: 537- معالم التنزیل فی تفسیر القرآن، ج2، ص: 70- لطایف الاشارات- المحرر الوجیز فی تفسیر الکتاب العزیز، ج2، ص: 219- لباب التاویل فی معانی التنزیل - کشف الأسرار و عدة الأبرار، ج3، ص: 181 - الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل - فی ظلال القرآن، ج2، ص: 937- شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، ج1، ص: 255 - زاد المسیر فی علم التفسیر، ج1، ص: 569 - روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم، ج3، ص: 365 - الدر المنثور فی تفسیر المأثور، ج2، ص: 299 - جواهر الحسان فی تفسیر القرآن، ج2، ص: 404 - الجامع لأحکام القرآن، ج6، ص: 244 - جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج6، ص: 200 - غرائب القرآن و رغائب الفرقان، ج2، ص: 616 - تفسیر سور آبادی، ج1، ص: 588 - تفسیر روح البیان، ج2، ص: 418 - تفسیر الوسیط (الزحیلی)، ج1، ص: 481 - التفسیر الوسیط للقرآن الکریم، ج4، ص: 225 - التفسیر المنیر فی العقیدة و الشریعة و المنهج، ج6، ص: 263 - التفسیر المظهری، ج3، ص: 145 - التفسیر القرآنی للقرآن، ج3، ص: 1137 -
تفسیر القرآن العظیم (ابن أبی حاتم)، ج4، ص: 1174 - التبیان فی تفسیر غریب القرآن، ص: 153 - تاج التراجم فی تفسیر القرآن للأعاجم، ج2، ص: 604 - أحکام القرآن (الجصاص)، ج4، ص: 107 - مواهب علیة، ص: 253 - کوثر، ج3، ص: 208 - تفسیر نور، ج3، ص: 128 - تفسیر نمونه، ج5، ص: 3 - تفسیر شریف لاهیجی، ج1، ص: 683 - تفسیر خسروی، ج2، ص: 423 - ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج7، ص: 115 - ترجمه المیزان، ج6، ص: 63
جناب اسفندیار اگر وقت کردید و البته می توانید به تعدادی از اینها که فارسی هستند مراجعه کنید، البته اگر آنها را هم قد و اندازه ابن سینا می دانید، متون عربی پیش کش ترسم از آن است که دوباره مطلب تازه ای کشف کنید و زحمت ما را زیاد.
در این خصوص که در بیاناتتان از اختلاف نظر ریاست محترم جمهور با رهبری سخن راندید از اینکه دوران اسلام حاکمیت علی (ع) تمام شده، خود را در جرگه سالکین شمردید، دوباره بر دوستی مردم ا . س . ر . ا . ئ .ی .ل صحه گذاشتید، از شاهکارهایتان در سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران سخن راندید، مدیریت نوح را زیر سوال بردید و مانند مد روز سیاسی کشور تعریضی هم به آیت الله هاشمی رفسنجانی نمودید بگذریم، اما این سوال باقی است اصرار شما بر ورود به مسائل دینی چیست؟ برادر عزیز به خدای واحد قسم هیچ کس از اینکه شما در مسائل دینی ورود نکنید ناراحت نمی شود، لطف کنید به مسائل حوزه کاری خود برسید و این عرصه را برای اهل فن خود بگذارید و این قدر شایعه سازی و حاشیه برای رئیس جمهور محترم و خدوم نیافرینید.
در خاتمه سوالهای بی پایانی است که پاسخ گویی شفاف و بدون سفسطه شما را می طلبد :
منظور شما از اینکه می گوئید که انبیاء – اولیا – اوصیا را هم متهم به سحر می کردند و قس علی هذا، بنده را نیز متهم به سحر می کنند چیست ؟ خودتان را در کدام واحد تعریفی می بینید کمی فکر نکرده اید که اقسام دیگری هم وجود دارد؟
جناب مشایی شما چه اصراری به استفاده از کلمه ا . س . ر . ا.ئ. ی .ل دارید در حالی که مقام معظم رهبری همیشه آن را رژیم غاصب صهیونیستی اعلام می کنند.
جناب اسفندیار از 27 فص فصوص الحکم ابن عربی که بگذریم پیشنهاد می کنم، اگر در توان خود می بینید نگاهی به «فص حکمه عصمتیه فی کلمه فاطمیه» بیاندازید و بعد شاید معنی نقره و برنز و طلا را بهتر درک کنید.
دست ساقی چون سر خم را گشود جز محمد هیچکس آنجا نبود
فاش میگوید به ما لوح و قلم از وجود چهارده بی بیش و کم
چهارده منصور منصور آمده کلهم نور علی نور آمده
اللهم وفّقنا لما یحبّ و ترضی