آیت الله صافی گلپایگانی قطعه شعری به مناسب میلاد حضرت صاحب الزمان(عج) سروده است که ابیات آن به ترتیب با حروف «یا ابا صالح المهدی ادرکنی» آغاز میشود.
به گزارش خبرنگار مهر در قم، شعر ایت الله لطف الله صافی به نام « من ترا تا جستهام حق جستهام» به شرح ذیل است:
« یا ابا صالح المهدی ادرکنی»
ی
یا امام العَصر یا کهفَ الاَمان / یا جمال الکَون یا قطبَ الزَّمان
ا
ای ز فیضت ما سِوالله برقرار / وی طفیل هستیات کون و مکان
ا
ای سپهر عدل و مصباحِ یقین / وی جنابت قبلهی کرّوبیان
ب
بندهی درگاه تو افلاکیان / ریزهخوار خوانِ تو پیر و جوان
ا
ای نگهدارندهی دین خدا / وی پناه و مُنجی مستضعفان
ص
صبر ما زین شام هجران شد تمام / رفت از کف طاقت و تاب و توان
ا
الفراقُ الفراقُ الفراق / الامانُ الامانُ الامان
ل
لا تدعنا فی النوائب الغیاث / ادرک العبد الضعیف المستهان
ح
حجّتاللّهی و مصباحِ هدی / ز امر یزدانی به عالم حکمران
ا
آنکه سر بگذاشت بر خاکِ درت / خاک درگاهش بود رشک جنان
ل
لاینال الجنة الّا من یکون / شیعة المهدی امام انس و جان
م
من تو را تا جُستهام حق جُستهام / ای سلیل خاتم پیغمبران
ه
هر که سر برتافت از درگاه تو / گشت محکوم عذاب جاودان
د
در جلال و قدر تو حیران عقول / در بیان مدح تو الکن زبان
ی
یا امینَ الله عَجِّل فی الظّهور / وانْصُرِ الاِسلام بِالنّصرِ العیان
ا
اوفِتاده دین و احکام خدا / شرح و تفسیرش به رأی جاهلان
د
در نظامات و هدایتهای شرع / باب تحریف آمده اندر میان
ر
ریشهی بیداد و نامردی بزن / پُر ز انصاف و عدالت کن جهان
ک
کاخ استکباریان کن منهدم / سرنگون کن رایت وهّابیان
ن
نام آمریکا و روس بلشویک / محو کن با سایر بیگانگان
ی
یا ولیَّ الله «لطفی» را مخواه / بیش از این اندر فراقت خسته جان
به گزارش خبرنگار مهر در قم، شعر ایت الله لطف الله صافی به نام « من ترا تا جستهام حق جستهام» به شرح ذیل است:
« یا ابا صالح المهدی ادرکنی»
ی
یا امام العَصر یا کهفَ الاَمان / یا جمال الکَون یا قطبَ الزَّمان
ا
ای ز فیضت ما سِوالله برقرار / وی طفیل هستیات کون و مکان
ا
ای سپهر عدل و مصباحِ یقین / وی جنابت قبلهی کرّوبیان
ب
بندهی درگاه تو افلاکیان / ریزهخوار خوانِ تو پیر و جوان
ا
ای نگهدارندهی دین خدا / وی پناه و مُنجی مستضعفان
ص
صبر ما زین شام هجران شد تمام / رفت از کف طاقت و تاب و توان
ا
الفراقُ الفراقُ الفراق / الامانُ الامانُ الامان
ل
لا تدعنا فی النوائب الغیاث / ادرک العبد الضعیف المستهان
ح
حجّتاللّهی و مصباحِ هدی / ز امر یزدانی به عالم حکمران
ا
آنکه سر بگذاشت بر خاکِ درت / خاک درگاهش بود رشک جنان
ل
لاینال الجنة الّا من یکون / شیعة المهدی امام انس و جان
م
من تو را تا جُستهام حق جُستهام / ای سلیل خاتم پیغمبران
ه
هر که سر برتافت از درگاه تو / گشت محکوم عذاب جاودان
د
در جلال و قدر تو حیران عقول / در بیان مدح تو الکن زبان
ی
یا امینَ الله عَجِّل فی الظّهور / وانْصُرِ الاِسلام بِالنّصرِ العیان
ا
اوفِتاده دین و احکام خدا / شرح و تفسیرش به رأی جاهلان
د
در نظامات و هدایتهای شرع / باب تحریف آمده اندر میان
ر
ریشهی بیداد و نامردی بزن / پُر ز انصاف و عدالت کن جهان
ک
کاخ استکباریان کن منهدم / سرنگون کن رایت وهّابیان
ن
نام آمریکا و روس بلشویک / محو کن با سایر بیگانگان
ی
یا ولیَّ الله «لطفی» را مخواه / بیش از این اندر فراقت خسته جان