وزارت نفت اعلام کرده است که قصد دارد در سال جاری توسعه میدان گازی پارس جنوبی را در اولویت کارهای خود قرار دهد و برای تحقق این امر قرارداد همه فازهای باقیمانده پارس جنوبی را منعقد نماید. به عنوان کسی که پیش از این هم در شرکت پتروپارس و هم در شرکت نفت و گاز پارس حضور داشتهاید بفرمایید آیا این برنامه قابل اجراست ؟ خصوصا آنکه اعلام شده است تا 35 ماه نیز عملیات توسعه فازهای جدید تمام خواهد شد .
من اصلا خوشحالی خودم را از این تصمیم پنهان نمی کنم. خوشحالم از این که پارس جنوبی در اولویت برنامه های وزیر نفت قرار دارد و تصمیمات عملی برای توسعه آن اندیشیده شده است. نه تنها من که همه کارشناسان این تصمیمات را تحسین می کنند. اما سئوالی که شما می پرسید یعنی تحقق برنامهها و اجرایی شدن تصمیمات را باید به نوعی دیگر پاسخ داد. ضمن ابراز خوشحالی از اولویت پارس جنوبی در برنامهها برای رسیدن به این جواب به وضعیت پارس جنوبی در 5 سال گذشته اشاره میکنم. در 5 سال گذشته فازهای 6، 7، 8، 9و 10 به بهره برداری رسیدند. بخشی از عملیات توسعه این فازها در دوران مدیریت آقای زنگنه بر وزارت نفت انجام گرفته بود. دولت فعلی توانست این کار را به پایان برساند و همین موفقیت قابل توجهی است. وقتی آقای زنگنه داشت از وزارت نفت می رفت ، فازهای 6،7و 8 حدود 65 درصد پیشرفت فیزیکی داشت و فازهای 9و 10 حدود 26 درصد.
در همین دوره زمانی، یعنی در پایان دولت هشتم، قرارداد فازهای 15، 16، 17، 18 و 12 که خودش به اندازه سه فاز است منعقد شد. این فازها به طور کلی نزدیک به 7 فاز ظرفیت کاری دارند. این طور که گزارش شده است پیشرفت فیزیکی فازهای 15 و 16 حدود 40 درصد، فازهای 17 و 18 حدود 34 درصد و فاز 12 حدود 15 درصد است. این اعداد و ارقام نشان می دهد دولت فعلی در پیشبرد و توسعه قراردادهایی که در دولت قبلی بسته شده و به دولت جدید منتقل شده است چندان موفق نبوده اند. به هر حال 5 سال از اجرای این قراردادهای می گذرد اما رقم پیشرفت حاصله اندک است. پس با توجه به این وضعیت باید بگویم تصمیم جدید آقای وزیر که اعلام کرده است پروژه ها را در کمتر از سه سال اجرا می کنیم چقدر تصمیم حساس و سختی است. هر چند از نظر من این کار نشدنی است اما بهتر است امیدوار باشیم و بگوییم شدنی است و همه کوشش کنیم حرف آقای وزیر عملی شود اما در این مسیر خودمان گول نخوریم که این کار شدنی است. در ضمن اگر قطعا بگوییم که این کار تصمیم اجرا نمی شود همه دست روی دست می گذارند و خود را کنار می کشند پس بهتر است که هر کسی در هر نقطه ای به آقای وزیر کمک کند که این تصمیم را اجرایی کنند .
به هر حال مقامات وزارت نفت اعلام کرده اند که با توجه به حل مشکل مالی و اتخاذ تدابیری این کار را انجام می دهند. به نظر شما مگر می شود چیزی که از همان ابتدا غیر ممکن است مبنای کار قرار گیرد؟
خوب من با یک حساب سرانگشتی نشان می دهم که چرا این کار نشدنی است. باید بر روی هر سکو 12 حلقه چاه حفاری شود. اگر زمان مورد نیاز برای حفر هر حلقه چاه را 75 روز در نظر بگیریم 900 روز برای حفاری زمان لازم داریم. به هر حال زمانی هم برای نصب سکوی دریایی مورد نیاز است. 6 ماه زمان برای نصب سکو و 6 ماه زمان برای نصب عرشه و راه اندازی و ... تعداد روزها را می رساند به 1200 روز. به این ترتیب فقط برای حفاری دریایی و نصب سکو و ... 4 سال زمان نیاز داریم. حالا اشکال ندارند. فرمایش وزیر ضمن مفید بود اما قابل اجرا نیست. اما اگر این عملیات توسعه ای در 5 سال هم به ثمر برسد باز هم اتفاق بزرگی در کشور رخ داده است. اصلا این را فراموش نکنید.
با نگاهی به وضعیت اجرای قراردادهای گذشته نیز می توان در این مورد قضاوت کرد . کوتاهترین زمان برای اجرای 2 فاز استاندارد پارس جنوبی تا به حال چقدر بوده است ؟
شرکت انی ایتالیا فاز 4 و 5 را در 54 ماه اجرا کرده است .
به هر حال در شرایط فعلی آغاز توسعه همه فازهای باقیمانده را کار درستی می دانید؟
همان طور که گفتم اگر عملیات همه فازها شروع بشود هم تا پایان دوره وزارت آقای وزیر در دولت دهم تمام نخواهد شد. حتی من تردید دارم در پایان برنامه پنجم هم توسعه کامل شده باشد. من فکر می کنم بهتر است پول و امکانات و ظرفیت های کشور برای اتمام عملیات توسعه فازهای نیمه کاره ای مثل 15، 16، 17، 18 و 12 متمرکز شود. اگر آقای وزیر بتواند در همین دوره وزارتش عملیات توسعه این فازها را تمام کند و آنها را به بهره برداری برساند کار بزرگی انجام داده است. اگر ما پول و امکانات را بدهیم برای توسعه این فازها و مازاد را صرف توسعه فازهای باقیمانده کنیم بهتر است والا اگر در پایان دولت دهم معلوممان شود که حتی عملیات توسعه یک فاز هم به پایان نرسیده و با شرمندگی این موضوع را اعلام کنیم خجالت بزرگی برایمان خواهد بود .
آقای ترکان! ایران همواره در سی سال گذشته با مساله تحریم مواجه بوده است. اما به هر حال این روزها بیش از گذشته مساله تحریم در عدم سرمایه گذاریها مورد اشاره قرار می گیرد و از شرکت های بزرگ خارجی نیز که قبلا علیرغم وجود همین تحریمها در ایران کار می کردند خبری نیست. تحلیل شما درباره این وضعیت چیست؟
واقعیتش این است که تحریم این روزها با تحریم گذشته تفاوت های فراوانی دارد. ما قبلا هم رد تحریم ایلات متحده آمریکا بوده ایم . همان موقع من در صنایع نظامی کار می کردم. در دوران دفاع مقدس با وجود تحریم های آمریکا ما می توانستیم تجهیزات مورد نیازمان را خریداری کنیم اما امروز وضعیت متفاوت است. با شرایطی که پیش آمده تمام دنیا پشت سر آمریکا قرار گرفته است و در تحریم علیه ما مشارکت دارد. آن روزها ما در تحریم آمریکا بودیم اما با بقیه دنیا کار می کردیم. ولی قرار گرفتن دنیا پشت سر آمریکا ما را با مشکلاتی مواجه کرده است. دلیل بعدی این وضعیت نیز پیشرفت تکنولوژیکی در جهان است. در دوران جنگ تکنولوژی و فناوری IT در جهان این قدر پیشرفته نبود. آمریکا با فناوری آن روز قادر نبود همه اطلاعات جهانی را در اختیار داشته باشد اما امروز با فناوری های جدید می تواند از بارگیری هر کانتینری در هر کشتی و در هر نقطه ای از جهان مطلع شود و محتوای آن را نیز دریابد. خوب همینها کار را برای ما سخت کرده است. در این مسیر جابجایی پول نیز جز از طریق شبکه های بینالمللی که در کنترل ایالات متحده آمریکاست امکان پذیر نیست و همه این ها عرصه را بر ایران تنگ تر کرده است .
به این ترتیب سخت تر شدن تحریم ها تا حد زیادی به موضع ایران در قبال مسائل بر نمی گردد و شما معتقدید این وضعیت گریز ناپذیر بود ؟
به هر حال شرایط جدید در بروز این اتفاق بی تاثیر نبوده اما فراموش نکنیم که ما هم سیاست هایمان را در مسیری قرار داده ایم که مشمول تحریم های سازمان ملل شویم. این اشکال از جانب ماست که کاری کردیم تا همه جهان با آمریکا هم راستا شوند. ما باید تدابیر اتخاذ می کردیم تا مشمول تحریم های UN نشویم. به هر حال هم فناوریهای جدید و هم سیاست های ما سبب شده دشمنان قادر باشند حلقه های تحریم را بر ما تنگ تر از قبل کنند. پس طبیعی است که ما دیگر با شرکت های تراز اول خارجی برای حضور در میادین نفتی و گازی خصوصا پارس جنوبی مواجه نیستیم.
اصل موضوع این است که شرکت های چند ملیتی نفتی که در ایران کار می کردند و الان دیگر کار نمی کنند از مقررات آمریکا تخطی نمی کنند. شاید آنها با زبان ما را بازی دهند اما هیچ وقت به خاطر ما خودشان را در خط نمی اندازند. نه فقط اروپاییها و چند ملیتی ها بلکه حتی چینیها نیز فقط ما را بازی می دهند و امتیاز می گیرند کار عملی انجام نمی دهند. حاصل سیاست چینیها این شده که از ما امتیاز بگیرند بعد بازار ما را تبدیل به محل جولان کالاهای بنجل خود کنند. مثلا در پارس شمالی چین 4 سال پیش باید قرارداد را تمام می کرد. وقتی همه چیز تمام شد و مذاکرات به نتیجه رسید آنها قرارداد را امضا نکردند تا باعث اوقات تلخی آمریکا نشوند . قراردادهای بزرگی که ما با آنها بسته ایم هیچ کدام فعال نیست. در حقیقت چینی ها رفتار واقعی شان مثل غربی هاست اما با زبان ما را بازی می دهند.
با توجه به این که در شرایط تحریم یکی از مهمترین مشکلات صنعت نفت ایران کمبود اعتبار است ، فکر می کنید تصمیماتی که برای حل مشکل تامین اعتبار از منابع داخلی اندیشیده شده کافی است و می تواند نبود سرمایه گذاری خارجی در این عرصه را جبران کند ؟
امسال با حمایت مجلس محترم مشکل شرکت نفت و گاز پارس حداقل دیگر پول نیست. صنعت نفت امسال 25 میلیارد دلار پول دارد. صنعت نفت این رقم را در خواب هم نمی دید. امسال ما پول داریم و باید برای استفاده بهتر از این پول اصلاحات مدیریتی انجام دهمی و تصمیمات صحیح اتخاذ کنیم. به هر حال دولت می تواند برای صنعت نفت 12 میلیارد دلار انواع اوراق مشارکت بفروشد و 13 میلیارد دلار نیز در بودجه پیش بینی کرده است.
آیا شما سیاست های دولت های قبل از انقلاب در بخش سرمایه گذاری در صنعت نفت و گاز را در راستای یکدیگر می دانید یا سرمایه گذاری در این حوزهها را بنا بر سیاست های متفاوت دولتها به چند قسمت تقسیم می کنید؟
نفت موتور محرک همه دولتها از صد سال پیش است. نفت هزینه دولتها را تامین می کند پس نفت مساله حساسی است و همه دولتها ناگزیر به سرمایه گذاری در این صنعت هستند. کشورهای دیگر با مالیات اداره می شوند به همین خاطر پاسخگوی مالیات دهندگان هستند اما در ایران دولتها با نفت اداره می شوند و نه با مالیات. از سوی دیگر این فقط دولت نیست که با نفت اداره می شود بلکه بخشی از معیشت مردم نیز با نفت حاصل می شود. در حقیقت مردم از دسترنج خودشان نیست که روزگار می گذرانند بلکه نفت به معیشت مردم کمک می کند. در این وضعیت دولتی که نه تنها مالیات نمی گیرد بلکه برای تامین معیشت مردم از پول نفت کرامت می کند دلیل برای پاسخگویی ندارد. بدیهی است که کسی هم نمی تواند مدعی آنها بشود. این گونه است که پاسخگویی دولتها حداقلی است و پاسخگویی دولت به مردم جای خودش را به پاسخگویی دولت به مجلس می دهد ، نهادی که اجازه هزینه کردن را در قالب قوانین بودجه به دولت می دهد و حق دارد سئوال کند و بر عملکرد آن نظارت داشته باشد. با این وصف هیچ دولتی نیست که به سرمایه گذاری در بخش نفت و گاز فکر نکند. رگ حیاتی آنها آنجاست وزارت نفت ، مثل وزارت مسکن و تعاون و راه نیست، وزارت نفت شاهرگ اقتصاد کشور را در دست دارد .
پس به این ترتیب بعد از انقلاب هیچ دولتی به این امر بی توجه نبوده است ؟
به نظر من همه دولتها به فکر جلو رفتن سرمایه گذاری در بخش نفت بوده اند. اما ما در حوزه سرمایه گذاری با فراز و فرود مواجه هستیم. گاهی سیاستهایمان طوری بوده که حجم سرمایه گذاریها را به شدت کاهش داده.
با توجه به گفته شما مبنی بر این که هیچ دولتی خواستار کاهش سرمایه گذاری در این حوزه نیست و اولویتها همه در این بخش تعریف می شوند این فراز و فرود را چطور باید ارزیابی کرد؟
ببینید کارنامه این دولت هنوز بسته نشده تا ما بخواهیم مقایسه ای داشته باشیم. وقتی 8 سال این دولت تمام شد می شود کار پژوهشی دقیق انجام داد که در آن روند سرمایه گذاری در 8 سال دولت آقای موسوی، 8 سال دولت آقای هاشمی، 8 سال دولت خاتمی و 8 سال دولت احمدی نژاد در آن بررسی شود. این پژوهش بسیار مفصل است. نمی شود خیلی سطحی درباره آن اظهار نظر کرد. بالاخره شرایط دولت آقای موسوی عادی نیست. این دولت در دوران جنگ کار می کرده و دولت هاشمی نیز در دوره سازندگی فعالیت می کرد. دوران خانمی دوران اصلاحات بود و هر زمان ویژگی های خود را داشته است. به هر حال در دوران آقای خاتمی ما روابط بینالمللی بهتری داشتهایم. در دوران آقای احمدی نژاد تحریمها جدی تر شد و همه چیز تحت تاثیر جریان تحریم هسته ای ایران است. قضاوت در مورد این که در هر دوره ای چقدر نفت فروختیم و چقدر آن را صرف امور جاری و سرمایه گذاری کردیم، چه درآمدی را صرف واردات کالای مصرفی کردیم و تاثیر آن بر اقتصاد ملی چه بود همه باید تحت همین شرایط مورد بررسی قرار گیرد. اگر خداوند توفیقی بدهد من در پایان دولت دهم این بررسی را انجام خواهد داد.
با توجه به همین شرایط و علیرغم تحریم های سنگین و وضعیت کنونی فکر می کنید راهی برای استفاده بهینه و مدیریت فضا برای بیرون رفتن از این بحران هست ؟ آیا می توان تدبیری اندیشید که داخلی ها از این فرصت بهره ببرند و هم پارس جنوبی توسعه یابد و هم تجربه ای اندوخته شود ؟
قطعا می شود کاری کرد. اولین چیزی که باید بدان توجه داشت این است که آیا در شرایط تحریم می توان به صورت عادی مناقصه برگزاری کرد یا خیر؟ طبیعتا پاسخ من به این سئوال منفی است. شیوه های ما در این فضا باید عوض شود. ما نمی توانیم برای شرکت های نوپای داخلی مانند شرکت های درجه یک خارجی مناقصه برگزار کنیم. از این رو باید متناسب با ظرفیت داخلی ها بسته هایی را تعیین کنیم. به این ترتیب که مناقصه ها را به بسته هایی با ظرفیت های محدود تر و قابل اجرا تر تبدیل کنیم. در این حالت تعداد زیادی شرکت می توانند در مناقصه حضور یابند اما وقتی ما بسته های یک تا دو میلیارد دلاری تهیه می کنیم قطعا چند شرکت بیشتر توان حضور ندارند و حیت من با توجه به ترکیب حاضران می توانم برنده را از قبل پیش بینی کنم. این هم اصلا منصفانه نیست. در حالی که ما با طراحی بسته های کوچک و تبدیل یک قرارداد 2 میلیارد دلاری به 20 قراداد 100 میلیون دلاری می توانیم فضای کسب و کار در کشور را متفاوت از قبل کنیم و سبب شویم رقابتی جدی میان شرکت های ایرانی شکل بگیرد و سهمی در جریان توسعه ایفا کنند.
در ضمن چیزی که من می گویم اجرایش ساده نیست. قطعا طراحی بسته های کوچک کار کارفرما را سخت تر می کند. به هر حال یکپارچه سازی قراردادها و ایجاد فصل مشترک و ... بین بخش های مختلف کار ساده ای نیست. اما مشکل ما این است که فعلا اصلا شرایط تحریم را در نظر نمی گیریم. باید شیوه مناقصه ها را تغییر دهمی . در حالت فعلی شرکت ها مناقصه های فعلی را ملک پدری خود می دانند و مطمئن هستند که برنده می شوند از این رو تلاشی نمی کنند. قضیه خیلی ساده است. حکایت روباه و لک لک را یادتان هست. وقتی روباه لک لک را دعوت می کند غذا را در بشقاب تخت می ریزد و لک لک نمی تواند بخورد . وقتی لک لک روباره را دعوت می کند او غذا را در تنگ می ریزد و روباه نمی تواند بخورد . حکایت مناقصه های ما هم همین است. باید رو راست باشیم، غذا را در ظرفی بریزیم که همه بتوانند بخورند نه این که دائم بگوییم مهمانی بزرگ ترتیب داده ایم و بعد غذا را در ظرف هایی بیزیم که فقط عده ای بتوانند بخورند. این طور معلوم می شود که برنده کیست و همین امر در فضای کسب و کار تاثیر منفی می گذارد. کوچک سازی بسته های مناقصه می تواند شرکت های ایرانی را رشد دهد و امکان اجرای طرح های توسعه ای را تضمین کند .
منبع: ماهنامه آوای عسلویه (تخصصی حوزه انرژی)
