با شعار نمی توان فرهنگ سازی کرد
نمی‌خواهیم به شخص یا گروه خاصی خرده بگیریم اما آیا با چاپ چند برگ کاغذ، پارچه‌نویسی و دادن هدیه‌هایی که این روز ها مرسوم است، می‌توان به امر فرهنگ‌سازی بسنده کرد؟

 رقابت‌های لیگ برتر فوتبال ایران در شرایطی هفته نخست خود را پشت سر گذاشت که حوادث و آنچه در بازی تیم‌های پرسپولیس تهران و تراکتورسازی تبریز روی داد، یک بار دیگر ثابت کرد که مدیران ورزشی و غیرورزشی در فوتبال ایران با دادن شعارهای فرهنگی بدون پشتوانه، اقدام موثری در جهت بسترسازی مناسب در ورزش انجام نداده‌اند چرا که در غیر این صورت باید شاهد جریاناتی می بودیم که امروز برای همه ما به یک رویای دور دست می ماند و صد افسوس که این رویا به این زودی ها محقق نخواهد شد.

به گزارش ایلنا، هر زمان که یکی از مدیران ورزشی بخواهد در جایی مصاحبه و یا گزارشی از عملکرد خویش را ارائه کند، بدون‌شک خود را به بحث فرهنگ‌سازی می چسباند و چنان با آب و تاب از برنامه‌ها و اقدامات موثر خود سخن می‌گوید که آدمی تصور می‌کند فردوسی، سعدی، حافظ شیرازی و بسیاری از بزرگان شعر و ادب فارسی دست‌پرورده این آقایان هستند اما آنچه در عمل می‌بینیم با آنچه می‌شنویم بسیار متفاوت است و باید قبول کرد ورزش ایران و به ویژه فوتبال در بخش فرهنگ سازی رو به زوال است و اگر کاری برای آن انجام ندهیم باید برای همیشه فرهنگ و فرهنگ سازی را به فراموشی بسپاریم.

مدیران فوتبالی و غیرفوتبالی که به گفت‌وگوهای خبری علاقه خاصی نشان داده و رابطه بسیار گرمی با انواع لنزهای دوربین‌های عکاسی و فیلم‌برداری دارند همواره به خانواده‌ها، پدران و مادران وعده می‌دهند که هیچ جایی امن‌تر از محل ورزشگاه ها نیست و باید اجازه دهند نوجوانان و جوانان به این محل‌ها رفت‌‌وآمد داشته باشند. از سوی دیگر برخی از متولیان فرهنگ‌سازی در فوتبال و ورزش ایران در برنامه‌های خود از هزینه‌های سخن بر زبان می‌آورند که در امر فرهنگ‌سازی هزینه شده که بازتاب‌های آن بر همگان مشخص است اما جالب این که آنچه آقایان می‌گویند با آنچه ما می‌بینیم، باز هم مغایرت دارد.

نمی‌خواهیم به شخص یا گروه خاصی خرده بگیریم اما آیا با چاپ چند برگ کاغذ، پارچه‌نویسی و دادن هدیه‌هایی که این روز ها مرسوم است، می‌توان به امر فرهنگ‌سازی بسنده کرد؟
آنچه روز گذشته در ورزشگاه آزادی روی داد عملا ثابت کرد پیشرفت که نکرده‌ایم هیچ، شاید اندکی هم به عقب بازگشته‌ایم، پرتاب بطری‌های آب به داخل زمین، دادن شعارهای ناپسند و به کار بردن الفاظ رکیک، خطاب قرار دادن کادر فنی تیم ها، بازیکنان و مربیان با کلماتی زننده که در نهایت مسئولان مربوطه را وادار به قطع صدای گزارشگر ورزشگاه کرد، نشان داد این همه بودجه، هزینه و سمت‌هایی که به عنوان متولیان فرهنگی به برخی از آقایان هدیه شده، کارساز نبوده و اکنون باید پرسید آیا مدیران این بخش شایستگی‌های خود را به اثبات نرسانده‌اند و یا اوضاع از آنچه تصورمی‌کردیم، وخیم‌تر است.

نکته جالب این‌جاست که هواداران تراکتورسازی پا را فراتر گذاشته و به نمایندگان رسانه‌های گروهی نیز معترض بودند.آنها با پرتاب اشیاء مختلف به سمت عکاسان نیز مشکل‌ساز شدند. شکستن صندلی های ورزشگاه آزادی و آتش زدن آنها که پیش از این گفته می شد، از جنس نسور است، انسان را به یاد افرادی در دوران دور دست می‌اندازد که نمی‌خواهیم در این جا یادی از آنها بکنیم، اما اگر کمی درایت داشته باشیم به اوضاع نه چندان مساعد کنونی پی خواهیم برد.

این بود آن کار فرهنگی که آقایان قولش را می‌دادند.پول بدهیم که فرزندان این مرز و بوم در ورزشگاه ها انواع و اقسام الفاظ رکیک را با ریتم های گوناگون یاد بگیرند و کلماتی را به ذهن بسپارند که برای یافتن معنی آن ناچار به مراجه کتاب فرهنگ لغات شوند!
حالا باز مدت ها و زمان های طولانی را برای واژه منشوری ها و منشوری بودن تلف کنیم، به ریش فلان بازیکن و ظاهر آقای فلان ایراد بگیریم تا خودمان را به این طریق مطرح کنیم و مثلا بگوئیم ما هم دلمان برای فرهنگ ورزشی می سوزد اما این آقایان کجا بودند تا ببیند در بزرگترین ورزشگاه ایران چه گذشت و به چه راحتی همه اقوام و افراد فامیل به نوعی شرمنده دوستان شدند.
چرا تماشاگرنماها به قول این آقایان در ایران موج می زنند اما در جام جهانی با آن وسعت و نتایجی که به وقوع پیوست حکایت به شکل دیگری بود، البته باز باید از تلاش‌های ماموران آتش‌نشانی، اورژانس و انصافا نیروی انتظامی قدردانی کرد چرا که در صورت عدم دخالت به موقع آنها معلوم نبود سرانجام این جریان که برای خیلی‌ها سوال برانگیز هم بود، به کجا کشیده می‌شد.

در پایان باید امیدوار بود که هواداران فهیم فوتبال اندکی صبر پیشه کنند، محیط ورزشگاه‌ها آرام‌تر شود، آقایان کمتر شعار دهند و بیشتر عمل کنند و ... اما آیا چنین خواهد شد؟

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط
نظرات
کاربر مهمان -> 1389/05/06
پاسخ

پرتاب بطری و شعارهای ناپسند را اول کی شروع کرد؟ کی میخواست فرهنگ بالای خود را به نمایش بگذارد؟ ببینید پرتاب صندلی های شکسته و شکستن صندلی های ورزشگاهها و اتوبوسها در همین چند فصل پیش در بین تماشاگران پیروزی و استقلال رواج داشت و شده بود جزء فرهنگ بالای اینها. و شما می گویید که اینها شما را به یاد دوران دوردست میاندازد؟

کاربر مهمان -> 1389/05/06
پاسخ

همین خبرهای .. باعث شده به خبرنگاران حمله بشه. دیروز به خاطر فحش های هوادارن پرسپولیس صدا و سیما صدای ورزشگاه را قطع کرد و امروز همه خبرگزاری ها به صورت هماهنگ هواداران تراکتور را محکوم کردند !!!!!!!!!!!!!!! ...

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

نظرسنجیآرشیو
نظرسنجی
آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین