قضیه قتل مردی که ظاهرا بر سر مسئله ناموسی به قتل رسیده است با انکار ارتکاب قتل از سوی متهمین این پرونده پیچیده تر شد.
به گزارش تهرانامروز آذرماه سال گذشته جسد مردی جوان در حوالی فیروز آباد فارس کشف شد، جسد، غرق در خون در حالی که ضربات عمیقی با شیئی تیز به بدن وی وارد شده بود.
جسد به دستور بازرس ویژه قتل به پزشکی قانونی منتقل شد و متخصصان این مرکز با بررسی جراحات گفتند مقتول بر اثر اصابت 12 ضربه چاقو به قتل رسیده است.
شدت و تعداد ضربات وارده حاکی از آن بود که قاتل یا قاتلین خصومت شدیدی با مقتول داشتهاند و با نقشه قبلی وی را به قتل رسانده اند.به همین خاطر تحقیق از اطرافیان و دوستان مقتول که رضا نام داشت آغاز شد. اما در جریان این پرسوجو نشانی از فرد یا کسانی که با وی دشمنی و کینه داشتهاند پیدا نشد.
تحقیق بینتیجه مانده بود تا اینکه فردی به ماموران گفت روز حادثه رضا را دیده است که سوار موتور یکی از دوستان خود به نام اسد شده بوده است. در پی این اظهارنظر، اسد بلافاصله به پلیس آگاهی فراخوانده و بازجویی از وی شروع شد اما او گفت که روز حادثه برای ساعتی رضا را سوار بر ترک موتور خود کرده است اما بعد از پیاده شدن رضا دیگر خبری از او ندارد.
اما تحقیقات ادامه یافت تا اینکه اسد لب به اعتراف باز کرد: من با دو نفر دیگر رضا را کشتم.اما قاتل اصلی من نبودم بلکه پسری به اسم محسن است. محسن بود که رضا را با ضربات کارد از پا درآورد. من و شخصی دیگر به نام سهراب فقط همراه او رفته بودیم.
پلیس آگاهی بلافاصله بهآدرس محسن رفته و وی را دستگیر کرد.محسن مورد بازجویی قرار گرفته و به جنایت اقرار کرد: بله من او را کشتم. چند وقتی بود از این وآن میشنیدم که رضا ( مقتول) با مادرم ارتباط نامشروع دارد.اوایل اعتنا نمیکردم و میگفتم این حرف بیپایه و اساس است اما هر روز که میگذشت افراد بیشتری این حرف را به من میزدند.تا اینکه کمکم صبرم لبریز شد و یک روز این ماجرا را به مادرم گفتم واز او توضیح خواستم اما مادرم گفت که اصلا چنین فردی را نمیشناسد و این موضوع صحت ندارد.
اما من پی قضیه را گرفتم و فهیمدم که خود رضا این حرف را سر زبانها انداخته است تا آبروی مرا ببرد، به همین خاطر تصمیم گرفتم حال او را بگیرم. من و رضا یک دوست مشترک داشتیم که اسد نام داشت. موضوع را به او گفتم و وی قول همکاری داد. ولی بیم این را داشتیم که از پس این کار برنیاییم بههمین خاطر قرار شد اسد یکی از دوستان خود به نام سهراب را هم با خود بیاورد.
روز حادثه اسد با موتور دنبال رضا رفت و به بهانه رفتن به اطراف شهر برای گشت وگذار او را با خود به محل مورد نظر برد. بعد هم سراغ من و سهراب آمد و ما را با خود به آنجاآورد.سهراب با خود چاقو آورده بود. من هدفم این نبود که او را بکشم فقط میخواستم او رابترسانم و از او زهر چشم بگیرم به همین خاطر از او پرسیدم چرا این حرفها را پشت سر مادر من زده است؟اما رضا شروع به پرخاش کرد و با بیاعتنایی گفت زده ام که زده ام، خوب کاری کرده ام!با شنیدن این حرف کنترل خود را از دست داده و یکمرتبه چاقو را گرفته و به جان رضا افتادم. نفهمیدم چه شد فقط دیدم رضا خونین و مالین در دستان من جان داده است.
بعد از این اعترافات هر سه متهم روانه دادگاه کیفری استان فارس شدند و جلسه محاکمه این افراد روز گذشته در شعبه پنجم دادگاه کیفری این استان برگزار شد. در ابتدای جلسه نماینده داستان با خواندن کیفرخواست گفت: طبق نظر دادستانی محسن متهم ردیف اول این پرونده دست به قتل رضا زده است به همین خاطر دادستانی تقاضای صدور مجازات قانونی برای متهم را دارد.
سپس نوبت به اولیای دم رسید که به دفاع از خود بپردازند که آنها نیز با حضور در جایگاه تقاضای قصاص متهم ردیف اول را کردند.
اما وقتی محسن متهم اصلی قتل در جایگاه ایستاد ارتکاب هرگونه قتل را انکار کرد و گفت تمامی اعترافات را تحت فشار انجام داده است:من به هیچ عنوان نقشی در قتل رضا نداشتم و نمیدانم چه کسی او را کشته است اما شاید سهراب و اسد او را به قتل رسانده باشند.
سپس نوبت به اسد و سهراب رسید که به دفاع از خود بپردازند اما آنها نیز هرگونه دخالت در این جنایت را منکر شده و مدعی شدند نه جنایتی مرتکب شدهاند نه به کسی در کشتن رضا کمک کرده اند: ما بیگناهیم.
بعد از شنیدن ادعاهای متهمین و گوش دادن اعضای دادگاه به حرفهای وکیل مدافع آنها هیات قضات اطلاعات موجود در پرونده را برای صدور رای نهایی ناکافی دانسته و اعلام کردند پرونده باید جهت تکمیل تحقیقات به دادستانی ارسال شود. به همین خاطر قرار شد بعد از به انجام رسیدن تحقیقات دادگاه دیگری برگزار شود.
به گزارش تهرانامروز آذرماه سال گذشته جسد مردی جوان در حوالی فیروز آباد فارس کشف شد، جسد، غرق در خون در حالی که ضربات عمیقی با شیئی تیز به بدن وی وارد شده بود.
جسد به دستور بازرس ویژه قتل به پزشکی قانونی منتقل شد و متخصصان این مرکز با بررسی جراحات گفتند مقتول بر اثر اصابت 12 ضربه چاقو به قتل رسیده است.
شدت و تعداد ضربات وارده حاکی از آن بود که قاتل یا قاتلین خصومت شدیدی با مقتول داشتهاند و با نقشه قبلی وی را به قتل رسانده اند.به همین خاطر تحقیق از اطرافیان و دوستان مقتول که رضا نام داشت آغاز شد. اما در جریان این پرسوجو نشانی از فرد یا کسانی که با وی دشمنی و کینه داشتهاند پیدا نشد.
تحقیق بینتیجه مانده بود تا اینکه فردی به ماموران گفت روز حادثه رضا را دیده است که سوار موتور یکی از دوستان خود به نام اسد شده بوده است. در پی این اظهارنظر، اسد بلافاصله به پلیس آگاهی فراخوانده و بازجویی از وی شروع شد اما او گفت که روز حادثه برای ساعتی رضا را سوار بر ترک موتور خود کرده است اما بعد از پیاده شدن رضا دیگر خبری از او ندارد.
اما تحقیقات ادامه یافت تا اینکه اسد لب به اعتراف باز کرد: من با دو نفر دیگر رضا را کشتم.اما قاتل اصلی من نبودم بلکه پسری به اسم محسن است. محسن بود که رضا را با ضربات کارد از پا درآورد. من و شخصی دیگر به نام سهراب فقط همراه او رفته بودیم.
پلیس آگاهی بلافاصله بهآدرس محسن رفته و وی را دستگیر کرد.محسن مورد بازجویی قرار گرفته و به جنایت اقرار کرد: بله من او را کشتم. چند وقتی بود از این وآن میشنیدم که رضا ( مقتول) با مادرم ارتباط نامشروع دارد.اوایل اعتنا نمیکردم و میگفتم این حرف بیپایه و اساس است اما هر روز که میگذشت افراد بیشتری این حرف را به من میزدند.تا اینکه کمکم صبرم لبریز شد و یک روز این ماجرا را به مادرم گفتم واز او توضیح خواستم اما مادرم گفت که اصلا چنین فردی را نمیشناسد و این موضوع صحت ندارد.
اما من پی قضیه را گرفتم و فهیمدم که خود رضا این حرف را سر زبانها انداخته است تا آبروی مرا ببرد، به همین خاطر تصمیم گرفتم حال او را بگیرم. من و رضا یک دوست مشترک داشتیم که اسد نام داشت. موضوع را به او گفتم و وی قول همکاری داد. ولی بیم این را داشتیم که از پس این کار برنیاییم بههمین خاطر قرار شد اسد یکی از دوستان خود به نام سهراب را هم با خود بیاورد.
روز حادثه اسد با موتور دنبال رضا رفت و به بهانه رفتن به اطراف شهر برای گشت وگذار او را با خود به محل مورد نظر برد. بعد هم سراغ من و سهراب آمد و ما را با خود به آنجاآورد.سهراب با خود چاقو آورده بود. من هدفم این نبود که او را بکشم فقط میخواستم او رابترسانم و از او زهر چشم بگیرم به همین خاطر از او پرسیدم چرا این حرفها را پشت سر مادر من زده است؟اما رضا شروع به پرخاش کرد و با بیاعتنایی گفت زده ام که زده ام، خوب کاری کرده ام!با شنیدن این حرف کنترل خود را از دست داده و یکمرتبه چاقو را گرفته و به جان رضا افتادم. نفهمیدم چه شد فقط دیدم رضا خونین و مالین در دستان من جان داده است.
بعد از این اعترافات هر سه متهم روانه دادگاه کیفری استان فارس شدند و جلسه محاکمه این افراد روز گذشته در شعبه پنجم دادگاه کیفری این استان برگزار شد. در ابتدای جلسه نماینده داستان با خواندن کیفرخواست گفت: طبق نظر دادستانی محسن متهم ردیف اول این پرونده دست به قتل رضا زده است به همین خاطر دادستانی تقاضای صدور مجازات قانونی برای متهم را دارد.
سپس نوبت به اولیای دم رسید که به دفاع از خود بپردازند که آنها نیز با حضور در جایگاه تقاضای قصاص متهم ردیف اول را کردند.
اما وقتی محسن متهم اصلی قتل در جایگاه ایستاد ارتکاب هرگونه قتل را انکار کرد و گفت تمامی اعترافات را تحت فشار انجام داده است:من به هیچ عنوان نقشی در قتل رضا نداشتم و نمیدانم چه کسی او را کشته است اما شاید سهراب و اسد او را به قتل رسانده باشند.
سپس نوبت به اسد و سهراب رسید که به دفاع از خود بپردازند اما آنها نیز هرگونه دخالت در این جنایت را منکر شده و مدعی شدند نه جنایتی مرتکب شدهاند نه به کسی در کشتن رضا کمک کرده اند: ما بیگناهیم.
بعد از شنیدن ادعاهای متهمین و گوش دادن اعضای دادگاه به حرفهای وکیل مدافع آنها هیات قضات اطلاعات موجود در پرونده را برای صدور رای نهایی ناکافی دانسته و اعلام کردند پرونده باید جهت تکمیل تحقیقات به دادستانی ارسال شود. به همین خاطر قرار شد بعد از به انجام رسیدن تحقیقات دادگاه دیگری برگزار شود.