مدتی است که عدهای به وارونه خوانی تاریخ پرداختهاند و تاریخ انقلاب و دفاع مقدس را آنطور میخوانند که خود میپسندند و در این کار به حدی افراط میکنند که حتی پایهای ترین و اصلیترین مبانی ارزشی و تاریخی را فقط به خاطر اینکه برخی افراد بتوانند مشکلات امروز خود را در لوای تاریخ حل کنند، مطرح مینمایند.
به گزارش جهان در تازهترین وارونه خوانیها و افراطگرایی، تحلیلی است که برخی از تاریخ دفاع مقدس و مسئله پذیرش قطعنامه 598 ارائه دادهاند. در این تصویرسازی افراطی، فضا به گونهای ساخته شده که انگار تمام مسئولان و مقامات کشوری و لشکری در آن زمان به انقلاب و امام «خیانت» کردند و حال باید پاسخگوی اینان باشند.
این تصویرسازی اشتباه و قرائت غلط از شرایط پذیرش قطعنامه اتفاقا یکی از مهمترین دغدغههای آن پیر فرزانه جماران نیز بود که با دیدی تیزبین تاریخ کنونی ما را دید و به همین دلیل زنهار داد که: «گفتم جلسهای تشکیل گردد آتش بس را به مردم تفهیم نمایند. مواظب باشید ممکن است افراد داغ و تند با شعارهای انقلابی شما را از آنچه صلاح اسلام است دور کنند، صریحا میگویم باید تمام همتتان در توجیه این کار باشد قدمی انحرافی حرام است.» (امام خمینی – شنبه 25 تیرماه 67)
عجیب آنکه آنچه امام در آن زمان «حرام» کرد عدهای اکنون حلال کردهاند و برای اینکه مخالفان سیاسی را در محاق قرار دهند به عملکرد دیروزشان با نظری غیرواقعی و نادرست تعریض میزنند.
اینکه ایران چگونه قطعنامه 598 را پذیرفت نباید بهانهای باشد برای عدهای که کل مسئولان آن زمان اعم از روسای قوا، فرماندهان، سرداران و حتی رزمندگان را متهم میکنند که «خیانت» پیشه کردهاند.
این همان نگرانی امام(ره) بود و در نامه اش و در سخنان به جای مانده از آن بزرگوار نیز بارها تاکید شده که مبادا عدهای حتی به نیت خیر، عامل تفرقه و دو دستگی در صفوف انقلابیون شوند.
واقعا متهم کردن مسئولان نظام در دوران دفاع مقدس به اینکه امام خمینی رهبر کبیر انقلاب را– نستجیر بالله- «مجبور» به پذیرش قطعنامه کردند و «گزارشات غلط» و «خائنانه» به امام میدادند، فارغ از صحت یا نادرستی آن، به سود چه کسی است؟
چه کسی از تفرقه و دو دستگی و جدل و اختلاف بیپایه در میان مسئولان نظام سود میبرد جز دشمن.
به واقع عوارض چنین تفکر غلطی چه بلایی بر سر دفاع مقدس و خونها و خانوادههای هزاران شهید و ایثارگر و آزاده می آورد؟
آیا می خواهیم به صدها هزار خانواده معظم شهدا بگوییم که فرماندهان دفاع مقدس مشتی «خائن» و «آدمهای ضعیف» بودند که فرزندان شما را مدیریت میکردند؟ آیا این است نتیجه بازخوانی پرونده قطعنامه 598؟
البته همه این موارد به معنای آن نیست که در آن دوره کسی بدون خطا نبوده است.چه بسا اگر نبود برخی عافیت اندیشی ها و مصلحت نگری ها و کارشکنی ها، امکان داشت سرنوشت به گونه های دیگری نیز رقم بخورد. اما بدون تردید امروز، روز متهم کردن سرداران و مسئولین جنگ نیست.
به گزارش جهان در تازهترین وارونه خوانیها و افراطگرایی، تحلیلی است که برخی از تاریخ دفاع مقدس و مسئله پذیرش قطعنامه 598 ارائه دادهاند. در این تصویرسازی افراطی، فضا به گونهای ساخته شده که انگار تمام مسئولان و مقامات کشوری و لشکری در آن زمان به انقلاب و امام «خیانت» کردند و حال باید پاسخگوی اینان باشند.
این تصویرسازی اشتباه و قرائت غلط از شرایط پذیرش قطعنامه اتفاقا یکی از مهمترین دغدغههای آن پیر فرزانه جماران نیز بود که با دیدی تیزبین تاریخ کنونی ما را دید و به همین دلیل زنهار داد که: «گفتم جلسهای تشکیل گردد آتش بس را به مردم تفهیم نمایند. مواظب باشید ممکن است افراد داغ و تند با شعارهای انقلابی شما را از آنچه صلاح اسلام است دور کنند، صریحا میگویم باید تمام همتتان در توجیه این کار باشد قدمی انحرافی حرام است.» (امام خمینی – شنبه 25 تیرماه 67)
عجیب آنکه آنچه امام در آن زمان «حرام» کرد عدهای اکنون حلال کردهاند و برای اینکه مخالفان سیاسی را در محاق قرار دهند به عملکرد دیروزشان با نظری غیرواقعی و نادرست تعریض میزنند.
اینکه ایران چگونه قطعنامه 598 را پذیرفت نباید بهانهای باشد برای عدهای که کل مسئولان آن زمان اعم از روسای قوا، فرماندهان، سرداران و حتی رزمندگان را متهم میکنند که «خیانت» پیشه کردهاند.
این همان نگرانی امام(ره) بود و در نامه اش و در سخنان به جای مانده از آن بزرگوار نیز بارها تاکید شده که مبادا عدهای حتی به نیت خیر، عامل تفرقه و دو دستگی در صفوف انقلابیون شوند.
واقعا متهم کردن مسئولان نظام در دوران دفاع مقدس به اینکه امام خمینی رهبر کبیر انقلاب را– نستجیر بالله- «مجبور» به پذیرش قطعنامه کردند و «گزارشات غلط» و «خائنانه» به امام میدادند، فارغ از صحت یا نادرستی آن، به سود چه کسی است؟
چه کسی از تفرقه و دو دستگی و جدل و اختلاف بیپایه در میان مسئولان نظام سود میبرد جز دشمن.
به واقع عوارض چنین تفکر غلطی چه بلایی بر سر دفاع مقدس و خونها و خانوادههای هزاران شهید و ایثارگر و آزاده می آورد؟
آیا می خواهیم به صدها هزار خانواده معظم شهدا بگوییم که فرماندهان دفاع مقدس مشتی «خائن» و «آدمهای ضعیف» بودند که فرزندان شما را مدیریت میکردند؟ آیا این است نتیجه بازخوانی پرونده قطعنامه 598؟
البته همه این موارد به معنای آن نیست که در آن دوره کسی بدون خطا نبوده است.چه بسا اگر نبود برخی عافیت اندیشی ها و مصلحت نگری ها و کارشکنی ها، امکان داشت سرنوشت به گونه های دیگری نیز رقم بخورد. اما بدون تردید امروز، روز متهم کردن سرداران و مسئولین جنگ نیست.