سیداحمد مظلومی
پس از یکی، دو ماه بحث و گمانه‌زنی در محافل سیاسی و مطبوعاتی، سرانجام روز گذشته نمایندگان اکثریت مجلس هشتم، علی لاریجانی را به عنوان رئیس پیشنهادی خود برگزیدند. با توجه به حضور بیش از 220 تن از 290 نماینده مجلس و از جمله حدود 10 نفر از نمایندگان اصلاح‌طلب ارزشی، عملا این انتخاب در صحن مجلس هشتم نیز تکرار خواهد شد، اما مهمترین پیام انتخاب لاریجانی به ریاست مجلس هشتم در داخل کشور چیست؟ به نظر می‌رسد، این انتخاب در درجه نخست، نشانگر گرایش به فضای تازه‌ای در ایران است. تکرار صحنه‌های قبلی به ویژه برخی فراز و فرودهای نامانوس مجلس هفتم در ارتباط با شرایط خاصی که در ایران وجود دارد، حس خاصی را برای گشودن راهی جدید پدید آورد و این حس خود را در انتخاب لاریجانی نشان داد. یک پیروزی با حداکثر رأی یعنی 160 در برابر 50، پیام جدیدی برای وضعیت حاکم بر ایران دارد. به نظر می‌رسد نمایندگان که عصاره ملت هستند احساس کردند باید تغییری در اوضاع پدید آید و با انتخاب یک شخص به این خواست مردم جامه عمل پوشاندند.
این امر، پیامی برای نمایندگان مجلس هفتم و حتی خود نمایندگان مجلس هشتم به همراه دارد و البته دولت نیز باید پیام این انتخابات را درک کند، به ویژه که برخی دولتمردان به رغم تسامح و سهل‌گیری مجلس هفتم بر عملکردشان، در بسیاری مواقع مشکلات و دشواری‌ها را به گردن این مجلس می‌انداختند تا عماد افروغ، چهره‌ای که از امروز دیگر نماینده نیست، فریاد برآورد که «ما هم چوب را خوردیم، هم پیاز را».
البته نوع نگاه لاریجانی و اکثریت نمایندگان مجلس کنونی، نگاه معارضه‌جویانه با دولت نیست. لاریجانی اگر با دولت مشکل داشت، از ابتدا وارد مسئولیت شورای امنیت ملی نمی‌شد. به علاوه رهبری نظام، موافق با فضای معارضه‌جویانه نیست و طبیعی است که لاریجانی هم که به رهبری نزدیک است با این خواست مخالفتی نخواهد کرد.
هرچند نمی‌توان تردید کرد که وی با دولت کنونی اختلاف سلیقه آشکاری دارد و این امر در مجلس نیز خود را نشان خواهد داد. با این حال، نوع نگاه لاریجانی همراهی و همدلی برای مشکلات کشور است و تعارض‌های بیهوده این کشور را به دام نزاع‌های لاینحل پیش خواهد برد و نه برای کشور مفید است، نه مجلس و نه دولت.
در عین حال به نظر می‌رسد، برخی از لوایح و اقدامات دولت در حد تغییر ساختار اقتصادی کشور خواهد بود. این چیزی است که دولت اعلام کرده است و با طرح‌هایی چون ادغام بانک‌ها و تبدیل آنها به قرض‌الحسنه بر آن پا می‌فشرد که ممکن است این موارد، روابط دولت و مجلس را دچار خدشه کند.
به هر روی، بنا بر قانون اساسی، لوایح و درخواست‌های دولت به طور معمول به عنوان لایحه به مجلس داده می‌شود. در ین زمینه مجلس ممکن است رأی موافق یا مخالف بدهد. اگر این امر روال قانونی داشته باشد، مشکلی پیش نخواهد آمد. اما به نظرم در صورتی که قرار باشد تخلف از قانون صورت گیرد، و طرفی بخواهد از حد خود خارج شود این احتمال وجود دارد که مشکلاتی پدید آید.
مسلما اگر مجلس بخواهد شأن خود را حفظ کند، لازم است بر اجرای قانون پافشاری کند و از هر نوع اقدام خلاف قانون جلوگیری کند. این هم خود پروسه‌ای دارد که می‌توان از همان طریق مسائل را حل و فصل کرد.
مجلس دو وظیفه مهم دارد: نظارت و تصویب قانون. به نظر می‌رسد نقش نظارتی مجلس در مقایسه با قانونگذاری طی سال‌های گذشته تضعیف شده است. اگر قرار باشد تغییری ایجاد شود لازم است در وظیفه نظارت مجلس جدی تر عمل کند. اگر این رویه توسعه یابد و به صورت یک سنت در حد آنچه که مثلا در کنگره آمریکا وجود دارد جا بیفتد، مشکلات حل خواهد شد. نکته دیگر این است که مجلس یک شأن بیرونی هم دارد که به ویژه در مقاطع اخیر، مورد توجه قرار نگرفته است.
مجلس در زمان‌ هاشمی رفسنجانی به خاطر موقعیت خود او و اقداماتش، جایگاه مهمتری داشت و به لحاظ بین‌المللی هم بیشتر مورد توجه بود و حتی مسائلی چون تعیین تکلیف گروگان‌های آمریکایی به آن واگذار شد. این احتمال وجود دارد که لاریجانی با توجه به موقعیت بین‌المللی که دارد بخواهد و بتواند مجلس را در این سطح افزایش دهد. تجربه وی در شورای عالی امنیت ملی هم نشان داده که در دوره دبیری وی، شأن شورای امنیت ملی در مجموع افزایش یافت و انتظار می‌رود در مجلس هم چنین مسئله‌ای محقق شود.
سابقه لاریجانی در شورای امنیت ملی، نه تنها در داخل بلکه در بیرون و به ویژه در سطح اروپا و آمریکا، سابقه‌ای شناخته شده و درخشان است. آنان زبان لاریجانی را می‌فهمند و به نظر می‌رسد از این حیث، موقعیت خوبی برای ایران فراهم خواهد شد. هرچه رئیس‌جمهور در میان ملت‌های مسلمان و توده‌های محروم دنیا چهره‌ای شناخته‌شده است، لاریجانی در سطح مباحثات بین‌الملل و گفت‌وگوهای سیاسی و به ویژه در میان اروپایی‌ها شخصیت جاافتاده‌ای از خود نشان داده است.
در واقع بخشی از کمبود بیرونی نظام جبران خواهد شد و این می‌تواند برای وجهه کشور مفید باشد. اکنون که ما در آستانه دریافت بسته پیشنهادی کشورهای اروپایی هستیم، حضور لاریجانی در سطح ریاست قوه مقننه می‌تواند در کنار رئیس‌جمهور و دیگر مسئولان نظام سودمند باشد و رئیس‌جمهور هم درک می‌کند که به هر حال در حد رئیس یک قوه مهم می‌تواند روی او حساب کند. همین که جناح دولت در مجلس از ریاست لاریجانی حمایت کردند، نشان می‌دهد آنها در صدد استفاده از این نیروی تازه در اداره امور هستند.
البته روشن است که اگر اروپایی‌ها به لاریجانی به چشم یک منتقد احمدی‌نژاد نگاه نکنند، دست‌کم تفاوت‌های این دو طرز فکر را درک می‌کنند، اما باید توجه داشته باشند که این دو متعلق به یک جبهه، یعنی جبهه اصولگرایی هستند و هر دوی آنان با جریان‌های افراطی چپ که گاهی گفته می‌شود چهره‌های مطلوب اروپایی هستند میانه‌ای ندارند. اما یک چیز مهم آن است که برای رسیدن به هدف مشترک یکی طرفدار بحث و گفت‌وگوی بیشتر است و دیگری معتقد به روش‌های ویژه خود. این برای اروپایی‌ها یک شانس را باقی می‌گذارد که فرم جدید گوش شنوا خواهند داشت و در صورتی که با او کنار نیایند، مجبور هستند با کسی روبه‌رو شوند که حتی حاضر به شنیدن صدای آنها هم جز در مواقع خیلی حساس نیست.
اما در حالی که مجلس هفتم به ویژه در دو سال اخیر متهم به ضعف شد، چه راهی برای تقویت موضع مجلس هشتم باقی می‌ماند؟
داستان مجلس هفتم دو دوره دارد: دوره اول که حمایت تقریبا کامل از مواضع دولت است و این تصور را به وجود می‌آورد که شأن خود را حفظ نمی‌کند. این مسئله آسیب جدی به مجلس هفتم زد. دوره دوم از دو سه ماه پیش از پایان مجلس هفتم آغاز شد که در مواردی بدون برنامه و به صورت جسته و گریخته به مخالفت‌هایی برابر دولت دست زد، با این تصور که با توجه به فزونی یافتن انتقادها به دولت به ویژه در مسئله گرانی، باید جلوی دولت بایستد. این مسئله نه تنها موقعیت مجلس هفتم را بهبود نبخشید، بلکه مشکل را دو چندان کرد.
در واقع مجلس هفتم در یکی، دو، سه ماه اخیر نمی‌دانست چگونه در مقابل دولت عمل کند. این تجربه برابر مجلس هشتم قرار دارد. این مجلس اگر بخواهد شأن خود را حفظ کند باید در درجه اول نسبت خود را با دولت روشن کند. این نسبت به معنای مخالفت یا موافقت بی برنامه نیست. اولا مجلس می‌تواند خود در ارائه مشکلات به دولت طرح و برنامه بدهد. ثانیا می‌تواند به دولت تفهمیم کند و به طور کلی اعلام کند که خلاف قانون و قاعده را به هیچ صورتی تحمل نخواهد کرد. ثالثا به همکاری جدی با طرح‌ها و لوایحی بپردازد که هدف آنها حل و فصل مشکلات مردم است. در این بخش که اصلی‌ترین بخش است، مجلس باید در کنار دولت عمل کند نه این‌که منتقد دولت شناخته شود. مردم دولت و مجلس را برای حل مشکلات خود می‌خواهند نه برای مچ‌گیری.
به هر حال مجلس به ویژه در یک سال اول باید با جدیت به حل برخی از اساسی ترین مشکلات به ویژه در زمینه تسهیل سرمایه‌گذاری نهایت تلاش خود را داشته باشد. گردش چرخ اداری مملکت را آسان کند و کارهایی از این قبیل. باز هم تأکید می‌کنیم آنچه می‌تواند شأن مجلس را حفظ کند، وظیفه نظارتی آن است.

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط
نظرات
کاربر مهمان -> 1387/03/06
پاسخ

منتظر پاییز میمانیم تا ببینمیم چند تا جوجه داریم

کاربر مهمان -> 1387/03/06
پاسخ

دولت نیاز به یک سرعت گیر دارد امیدوارم که لاریجانی این باشد

کاربر مهمان -> 1387/03/06
پاسخ

نکته ای که جالبه اینه که چرا همه فکر میکنند ریاست قوه مقننه مانند ریاست قوه مجریه است که یکنفر در راس تصمیم میگیردوهمه بایستی اجراکننده تصمیمات باشند ریاست قوه مقننه بصورت فردی آنچنان تاثیرگذار نبوده مگرآنکه بخواهد از فرایند غیردموکراتیک استفاده نماید.

کاربر مهمان -> 1387/03/06
پاسخ

نابغه ترین مدیران هم نباید بیش از 4 سال در یک سمت باشند . خود بخود فرسودگی پیش میاد. انتخاب اردشیر لاریجانی انتخاب خوبیه. خوب ایشون با سوادند و با توجه به رشته ی تحصیلی یی که دارند میتوانند در مقابل معمای سیاست تصمیمات درست بگیرند. آقای عادل هم خوب بودند ولی ایشون یک معلم بودند معلم نمیتونه سیاست باز باشه.

کاربر مهمان -> 1387/03/06
پاسخ

با سلام امیدوارم پس از شروع بکار مجلس اولین کار آقای لاریجانی جلوگیری از اجرای افزایش پلکانی حقوق کارمندان باشد کاری که آقای حداد عادل باید انجام میداد ولی نداد و دیوان عدالت اداریی نیز رای بر ابطال آن داده است ولی دولت ابرام بر انجام آن دارد.

کاربر مهمان -> 1387/03/06
پاسخ

lمشکل مجلس صرفا چگونگی رییس آن نیست خود نمایندگان و سطح فعالیت و سطح حقیقی علمی آنها بسیار تعیین کننده تر است

کاربر مهمان -> 1387/03/06
پاسخ

فرقی بین حداد و لاریجانی نیست هردو زیر دست جناب آحمدی نژاد هستند و باید فروتنانه فرمانبردار ایشان باشند چرا که جناب آحمدی نژاد 17 میلیون رای دارد لاریجانی خانه پر 1 میلیون رای و حداد هم 300هزار رای پس به امید خدا جناب لاریجانی هم باید فرمان جناب احمدی نژاد مرد اسطوره ای ایران را تمکین کند و گوش به فرمان بزرگ مرد عدالت طلب تاریخ ایران باشد . مردم همچنان تحت فرمان جناب احمدی نژاد هستند تا عدالت پیاده شودو آمریکا و اسرائیل و انگلیس و شوروی را نابود بکنند و مستضعفین عالم همه با هم متحد بشوند و ریشه کفر را در بیاورند . حالا مردم هرکس جلوی این حرکت احمدی نژاد بزرگ مرد تاریخ ایران را بگیرد را در زباله دان تاریخ میاندازند. زنده و جاوید باد احمدی نژاد

کاربر مهمان -> 1387/03/06
پاسخ

... گرفتاری های کشور ریشه های بنیادی تری از گزینش حداد یا لاریجانی دارد. همواره اینگونه میاندیشیم که با این جابجایی ها میتوانیم دیگران را فریب بدهیم و برای خود زمان بخریم ولی نمیدانیم که داریم خودمان را فریب میدهیم و همه دست ما را خوانده اند و یک دوست درست و حسابی در میان کشورهای جهان نداریم .

کاربر مهمان -> 1387/03/06
پاسخ

تخلف روشن دولت از قانون ، طی دو سال اخیر عدم افزایش حقوق کارکنان به اندازه تورم بوده است که آقای حداد علیرغم رای دادگاه به آن واکنش نشان نداد . اگر لاریجانی توانست مصوبه دولت را باطل و قانون را اجرا کند ، می توان برای امور دیگر هم امیدوار بود وگرنه با حداد فرقی نخواهد داشت .

کاربر مهمان -> 1387/03/06
پاسخ

لاریجانی مرد موفق سیاست

کاربر مهمان -> 1387/03/06
پاسخ

اگر مجلس در برابر لوایح دولت (مانند تغییر نظام بانکی) بلحاظ حفظ منافع مردم ایستادگی کرد شما اینرا مچ گیری مینامید؟...لطفآ از ضدونقیض گویی بپرهیزید.

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

نظرسنجیآرشیو
نظرسنجی
آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین