
لاری، مفتح مجلس هفتم بود، البته با گزارش جنجالیاش درباره انتخابات همین مجلس

دعوای اصولگرا و اصلاحطلب آغاز شد.

جوان آمدند و با عصا رفتند!

هیچ کس فکر نمی کرد یه زمان هاشمی بخواد هم جانشین خاتمی بشه و هم رئیس خبرگان!
در حاشیه افتتاحیه این جلسه، کروبی تذکراتی به حداد داد.

ـ ببین غلام جون، یه وقت رئیس نشی ها، من که لر بودم این همه شیرمرد، کم آوردم، تو که دیگه هیچی!

ـ از همون اول نمایندهها به کارها و مواضع بعضیها، یه جوری نگاه میکردند.

بانوان مجلس هم از همان موقع نسبت به عدم پذیرش جنسیتی اعتراض داشتند

این هم تصویری از همان ساختمان خوشگل و قشنگ جدید.

ـ ببینید اگه نتونستید توپ رو بگیرید، پای اون اقلیتها رو هم بزنید، اشکال نداره.

از جمله خستگیها و خوابها در مجلس.

دمپایی در آوردن

معرکه گرفتن و پاتوق کردن

آموزش زبان

عکس یادگاری

فیلمسازی

شوخی و کشتیگیری

بلوتوث بازی

تفریحات سالم: اتل متل توتوله!...

عکاسی و ...

ـ دیگه ببخشید دیگه، خداحافظ...


و دیگری فرشیدی که بازهم رای آورد

ـ دیگه چی میخوای از جونم، استیضاح رو که منتفی کردی؟!

نادران: بچهها تو رو خدا منو قایم کنید، الان افروغ میاد سراغم!

ـ شیطونه میگه ...

ـ افروغ جون، بیا، بیا بریم با باهنر آشتی کن، زشته. به خاطر من...!

باهنر: بابا شیخ قدرت، یقه رو ول کن. من که فیلم ندارم، به خدا سعید فیلم گرفته!
علیخانی: نه همین الان باید جیبهاتو خالی کنی!

ـ باهنر اذیت نکن، امروز بذار یه کم بیشتر بمونم.
ـ نه بدو برو، تو الان مصاحبه داری، من هستم.


البته بندهخداها جفتشون هم رد صلاحیت شدن

ـ نگاه کن، ببین؛ اینجا نوشته زیر نصف نمایندگان امضا باشه نباید بخونی!

ـ خب اینم شماره منزلت، باشه یه کار مناسب برات پیدا کردم، میزنگم.

اصلا منظورم جناب کاتوزیان نیست!

ـ بابا چیه؟ مگه من چی کار کردم؟

عکس یادگاری حداد با بانوان مجلس

گرفتن عکس یادگاری دستهجمعی

ـ اِ آقا هل نده!
ـ حاج بابایی برو اون ور، این جا جای تو نیست، جر نزن برو سر جات!

خدایا شکر، خدایا توبَه!
