
- بگشای لب که قند فراوانم آرزوست.

ـ نه، اینجوری نمیشه؛ باید یه فکری بکنم

ـ آخ قربونت برم، بیا روی ماهت رو ببوسم! پسرخاله، همشهری!

لاریجانی: حیف که کمرم درد میکنه، وگرنه مثل تالار کشور از همینجا میپریدم روی سن!

این هم سندش، کفشها را وربکش و حرکت!

ـ ای بیا اون دهنت رو با پودر گرانبهای رختشویی پر کنم.

ـ در یکی از روستاهای سنندج یکی به من گفت: اگه قرار بود بعد از رحیم، مشاییای بیاید، آن رحیمی بود.

البته با حضور پر شور و خالی مسئولان وزارت اقتصاد و دارایی.

من که هرچی فکر کردم، نفهمیدم ایشان چه جوری توان دختران ایران و زنان فرانسه رو درک کردن؟
