اشاره: شهرام گیلآبادی اکنون مدیرکل اداره نمایش رادیوست. خاستگاه او در رسانه ملی، حدود چهارده سال پیش در رادیو قرآن بود. آنجا مدیر نبود، سردبیر برنامههایی بود که برای رئیس کل رادیو، دکتر حسن خجسته، جالب بود.چون روز اولی که او را به عنوان مدیر رادیو تهران معرفی کرد، حدود پنج ـ شش سال پیش، در معارفه به همکارانش گفت: دیدم یکی آن گوشههای رادیو قرآن دارد کارهایی میکند. کارهایی که در رادیو بدیع بود، این بود که او را به عنوان مدیر رادیو تهران برگزید. اما گیلآبادی دوره خبرسازیاش را در زمان مدیریت رادیو جوان تجربه کرد.
او پس از جار و جنجال رسانهای ماههای اخیر نسبت به رادیو جوان و البته حمایت رئیس رسانه ملی از او، این بار وارد فضایی متفاوت شده که این اداره، «شبکه» نیست، اداره کل نمایش رادیوست. او گفت: میخواهم در اینجا «تحول» ایجاد کنم و نیامده انگار مجوز تأسیس رادیو نمایش را هم گرفته است.
اتفاقا مدرک تحصیلیاش متناسب با همین اداره کل است: «دکترای پژوهش هنر، گرایش فلسفه هنر».
گیلآبادی البته از پاسخ به برخی پرسشهای اساسی «تابناک» طفره میرود و نشان میدهد فردی که از نگاه بسیاری، مدیری متهور و بیپروا به شمار میرود نیز تا اندازهای محافظهکار است. پرسشهایی چون:
• نقش آقای دکتر خجسته در آزادی نسبی رادیو (صدا) در زمان بسته بودن کامل سیما در برابر دولت چه بود؟
• ماجرای دنبالهدار استعفا و برکناری شما که در رسانهها مطرح میشد، چه بود و چه شد که این بار محقق شد؟
• اساسا تصمیمگیری در صداوسیما با کیست؟ به ویژه در جهتگیریهای سیاسی، نقش رئیس سازمان، معاون صدا، رئیس رادیو، خود برنامهسازان و نیز فشارهای عمومی؟ معاون سیاسی؟ در سیما چطور؟
• آیا فکر نمیکنید رادیو جوان در زمینه موسیقی به نوعی زیادهروی روی آورده بود؟
الان یک هفتهای است که از فرنگ (هلند و فرانسه) برگشته است. این پرسش که آیا سفرش ارتباطی با اداره متبوعش داشت یا صرفا سفری تفریحی به معنای «خسته نباشید» رسانه ملی به او بود، بهانهای است برای ورود و گفتوگوی ما با او در دفتر کارش در میدان ارک.
گیلآبادی: سفرم یک سفر علمی و کاری بود که ارتباطی هم با صداوسیما پیدا نمیکرد و بیشتر به محافل دانشگاهی مرتبط بود. پارسال دعوت شده بودم؛ امسال هم دعوت شدم و نظرگاه خودم را درباره هنر اسلامی مطرح کردم. این سفر از پیش مشخص بود. معاونت صدا هم از چهار ـ پنج ماه پیش میدانستند.
• چه شد مسئولیت اداره نمایش رادیو را پذیرفتند؟
گیلآبادی: کارم را از چهارده ـ پانزده سال پیش در رادیو شروع کردم. خودم را یک سرباز به شمار میآورم. تلقی من از کار کردن این نیست که یک جایی را بپذیرم یا یک جایی را نپذیرم این بحث که فلانی استعفا داد یا استعفا نداد، بیشتر بازارگرمی است برای روزنامهها و سایتها و... نه چنین چیزی نیست. ما سربازیم، بدون شک هر جا لازم به خدمت باشد، در رأس و صف اولش حاضریم و حالا تشخیص سازمان بر این است که مأموریت جدیدمان را اینجا داشته باشیم.
من یک برنامهسازم. برنامهساز بدی هم نیستم در نوع خودم و بین همکاران هم تا حدودی این مشخص است و در فعالیتهای رسانهای هر جا که نیاز باشد و احساس کنم توانش ممکن است وجود داشته باشد، وارد خواهم شد.
پس از رادیو جوان که دوره اول کارم بوده است، در طرح و برنامهاش، تشخیص بر این بود که بیایم رادیو تهران و آمدم. بعد تشخیص دادند بروم رادیو جوان که سه سال دوباره برگشتم به رادیو جوان و الان تشخیص بر این است که بیایم در اداره کل نمایش و من هم میآیم و با تمام انرژی و توانم کار میکنم.
سازمان برای اداره کل نمایش هم اهداف بلندی را تعریف کرده. هنرمندان فهیم و فرهیختهای اینجا کار میکنند. فضا، فضای کاملا هنری است. انشاءالله بتوانیم رادیو نمایش را هرچه سریعتر راه بیندازیم. چون یکی از مأموریتهای ما این است که رادیویی تحت عنوان نمایش راه بیندازیم.
• رادیو درام؟
گیلآبادی: نه، آن رادیو تئاتر که راه افتاده، خود زیرمجموعه اداره کل نمایش است و اجراهای درواقع نمایشی خودمان را در صحنه داریم اجرا میکنیم که دو ـ سه تجربه موفق داشتیم و با ازدحام عجیب مخاطبان و علاقهمندان رادیو روبهرو شدیم. اما رادیو نمایش در نوع خود به هر حال در ایران تجربه جدید و تازهای است و با شش ساعت در روز کارش را آغاز میکند.
• آیا مدل خارجی هم دارد؟
گیلآبادی: بله. رادیو درام درواقع در دنیا هست و به پخش برنامههای نمایشی میپردازد. ما در رادیو نمایش طرحهایش را شروع کردهایم و استراتژیهایش را داریم مینویسیم.
با استراتژی «نمایش برای مردم» انشاءالله آغاز میکنیم و به لطف خدا، با کمک رسانه و همکاران، نمایش را دوباره به دامن مردم برمیگردانیم و جریان ادبیات نمایشی کشور را حتما در «رادیو نمایش» نقد خواهیم کرد و سعی میکنیم به جریان ادبیات نمایشی کشور کمک جدی کنیم.
سینماها، فیلمهای سینمایی، تئاترهای صحنه و تئاتر نمایشی که مابهازای فرهنگ در دنیاست با فعال کردنش در اداره کل نمایش رادیو به عنوان فراگیرترین و مردمیترین سازمان نمایشی کشور، انشاءالله نمایش را به زندگی مردم نزدیک میکنیم و تلاش میکنیم نگاههای نقادانه جدی مردم را در ساختار نمایشی عرضه کنیم و به نیاز مردم نزدیک شویم. هر کس در زندگی در فضای روزمرهاش، یک نمایش دارد که سعی میکنیم نمایشهای پنهان را تولید و به اجرا در آوریم. درواقع رادیو را در زندگی خصوصی مردم با خاطره و نوستالژی که از نمایش و قصهگویی و فرهنگی که از قصهگویی و نمایش در کشور ما وجود دارد، در هم آمیزیم و انشاءالله ورود رادیو را بیشتر خواهیم کرد.
• آقای گیلآبادی، در سالهای اخیر، در هر جا و در هر شبکهای که حضور داشت، به خصوص رادیو جوان، اتفاقاتی رخ داد. این رخدادها، منجر به واکنشهای رسانهای بود. برخی معتقدند که شهرام گیلآبادی، نسبت به این سر و صدا کممیل نیست. آیا تاکنون به این ذهنیتها پاسخ دادهاید؟
گیلآبادی: اگر توجهی به اینها داشتم، مطمئنا کارم مختل میشد. بدون شک شما وقتی دارید کاری میکنید که هم درصد تأثیرش، هم نتیجهاش تأثیر خاصی در جامعه و فضای رسانهای دارد که من این تأثیر و نتیجه را مرهون زحمات همکارانم در دورههای مختلف میدانم، مطمئنا تعارضهایی را در بر خواهد داشت. مطمئنا موافقانی را در بر خواهد داشت و مطمئنا یک فضای خاکستری میانه را هم میتوانید درونش ببینید. فضای خاکستری، فضای مساعدی است که رسانهها روی آن برنامهریزی کنند. به عنوان مخاطب خودشان بتوانند در آن یارگیری بکنند. فضای مخالف یا فضای نقد عالمانه و آگاهانه در جهت بهتر شدن و پیشبرد اهداف عالیه یک مجموعه است یا مخالفت با یک فضای جدید و خلاق که همیشه فضاهای خلاق با چنین سدهایی روبهرو هستند، یا اینکه از سر این است که منافع بعضیها در خطر افتاده. ما در رادیو جوان سرلوحه حرکتمان را چند چیز قرار داده بودیم: یکی توجه جدی به نیاز مخاطب. دوم، نقد عالمانه مسائل روز برای پیش بردن اهداف کشور؛ چون نقد بهترین مقوم برای یک کشور است. نکته سوم، نزدیک شدن به جوان در جغرافیای بزرگ ایران اسلامی بود. شما وقتی نقد میکنید، بدون شک آدمهایی هستند که مخاطب نقد شما قرار میگیرند. یعنی کسی یا کسانی هستند که مورد خطاب در یک موقعیت اجتماعی یا اداری اجرایی یا کشوریاند، آنجاست که آن آدم تصورش بر این است که یا شما را باید خاموش کند، یا آنکه اگر آدم عالمی باشد، آن نقد را میشنود، به کار میگیرد یا اینکه بررسیاش میکند. هیچوقت فراموش نمیکنم خدمت یک عالم دینی عرض شد یکی از اقلیتهای مذهبی درواقع یک نظری داشته در مورد موضوعی. ایشان فرمودند: مواظب باشید که اگر نظرش حتی یک جو حرف حساب در آن هست، پایمال نشود. این عالم دینیای است که مرجع حرکتی ماست در کشور. بدون شک در نظر داشته باشید رسانه به عنوان حایل بین مردم و سیاستگذاران و سیستم اجرایی کشور، حتما باید نقش خود را درست بازی کند تا بتواند به کشور کمک کند و آن هم «چشم سومی» است که باید در مأموریت خود تعریف کند. یعنی چشم ناظر بر تمام حرکات اجرایی کشور باشد.
• یکی، دو سال پیش، وقتی از جوانان شهرستانی (حالا از هر سوی ایران) میپرسیدم که دادههای رادیو جوان، حالا چه موسیقی و چه کلام و متن به نظر شما چطور است، میگفتند عالی است. رادیو جوان دارد همه چیز را میگوید. نوعی احساس قرابت با موسیقیها و کلام گویندگان داشت، در حالی که در همان موقع وقتی از جوانان ساکن پایتخت میپرسیدیم میگفتند، بله دارد میگوید.
گیلآبادی: درست است. بیشترین مخاطب ما از شهرستانها و استانها بود. اما جالب است بدانید آخرین نظرسنجی که از نوجوانان تهرانی درباره رسانه ملی صورت گرفت، این بود که بین رادیوها، رادیو جوان اول بود، با فاصله زیادی با دیگر رادیوها. یعنی اینکه نوجوان تهرانی هم نیازش را در رادیو جوان جستجو میکند. چون که سیاست ما در رادیو جوان، سیاست گروه همسالان بود. یعنی اینکه ما داخل گروه همسالان شویم. ممکن است پدر و مادر حرف اساسی و درستی داشته باشند، اما به کودک یا نوجوان یا جوانشان بگویند و آنها گوش نکنند؛ اما همان حرف یا سختتر از آن در گروه همسالان مطرح شود و جوان به دل به آن عمل کند.
• این رفتار یکی، دو سال اخیر رادیو جوان است. آیا این شهرام گیلآبادی بود که به این هدایت و رفتار رسید یا آنکه برآمده از نظام سیاستگذاری رسانه ملی بود؟
گیلآبادی: بیشک، یک کار جمعی است. ولی چیزی که هست، این که ما دایم خودمان را با سازمان چک میکردیم و سازمان و رؤسا و معاون صدا دایم نکاتی که لازم بود به ما تذکر میدادند و ما هم اعمال میکردیم و اساسا هم شما در نظر داشته باشید که اگر ما بخواهیم پانزده شبکه رادیویی داشته باشیم، باید پانزده تا حرف متفاوت و زاویه متفاوت داشته باشیم. ما نمیتوانیم رادیو جوان را با رادیو ایران یا رادیو فرهنگ قیاس کنیم.
• از مشاوران خودتان بگویید. آیا حجتالاسلام پناهیان هم از جمله هدایتگران رادیو جوان بودند؟
گیلآبادی: ما در نشستهای کارشناسی و مشاوره از طیف زیادی از آدمها با گرایشهای متفاوت بهره میگرفتیم. ما در رادیو جوان یک چشمانداز ده ساله داریم که در 28 جلسه چند ساعته و تفصیلی، تدوین و تنظیم شد و همین برنامههای چشمانداز دهساله سرلوحه کار برنامهسازان است. آقای پناهیان هم از رفقای بنده است. هر موقع خدمتشان میرسیدیم، از نظراتشان بهرهمند شدیم. اما بیشترین ارتباط، استفاده از بیانات ایشان، سخنرانی و مطالب هر شب ایشان در رادیو جوان بود و صحبتهایی که برای جوانها داشتند و به نظرم فوقالعاده است.
• از تغییر و تحول در اداره کل نمایش رادیو بگویید که روزهای گذشته به نقل از شما در روزنامهها آمده بود.
گیلآبادی: این ایجاد تحول، خواست سازمان از ماست. اداره کل نمایش که من با اسمش مخالفم، با اداره بودنش هم مخالفم و انشاءالله این اسم را بلایی سرش میآوریم تا به لطف خدا تبدیلش بکنیم به یک مرکز فرهنگی ـ هنری جدی در سازمان و در رادیو و دنبال این هستیم که مرکز هنرهای نمایشی رادیو شکل بگیرد. زیرمجموعهاش رادیو نمایش و رادیو تئاتر را داشته باشیم. مردم در آینده نزدیک، این سازمان فراگیر مردمی نمایشی را به عنوان یک مرکز فرهنگی جدی خواهند دید که ساختارهای جدیدی از نمایش ارایه میدهد. این ساختاری که هست، ما فقط یکی میدانیم، اما ما پنج ساختار دیگر هم داریم.
در اینجا میرویم به سمت جمع کردن هنرمندان مؤلف. در دورخیز و دورنگاهمان میرویم به سمت تحول در ساختار ادبیات نمایشی کشور با کمک رسانه. جالب است بدانید در جشنواره فیلم فجر که امسال برگزار میشود، نه یک فیلم انقلابی حضور دارد و نه یک فیلم دفاع مقدسی. این نشان میدهد که بزرگترین مرکز فرهنگی ـ هنری کشور که وزارت ارشاد است، شاید به طور جدی فکری برای تولید کار این شکلی با زاویه انقلابی و دفاع مقدسی که از مهمترین مؤلفههای صحبتهای سیاستگذاران کشور است، ندارد. چون در جدیترین محفل سینمایی کشور، شاهد این دو گونه سینمایی نیستیم.
مأموریت دیگری که در صحبت با رئیس سازمان شده، این است که برویم سراغ تلهتئاترها.
نخستین دوره مسابقه نمایشنویسی قرآنی را به مناسبت ماه مبارک رمضان طراحی کردهایم. تا انتهای ماه مبارک و روز عید فطر فرصت هست و انشاءالله روز ولادت امام رضا(ع) اختتامیهاش را برگزار میکنیم. هشت جایزه یک میلیون تومانی را طراحی کردیم و یک جایزه برگزیده دو میلیون تومانی و نشان عالی مرکز نمایشی رادیو به یک نفر اهدا خواهد شد که این نخستین دوره مسابقه نمایشنامه نویسی قرآنی در کشور است.
• فکر میکنید موفق میشوید؟
گیلآبادی: حتما این اتفاق خواهد افتاد. در حوزه رسانه، هیچ حرکت عالمانهای مطرود نیست و هر حرکت عالمانهای در حوزه رسانه اگر ورود پیدا کند، مخالفی نخواهد داشت؛ مگر آنکه به منافع گروه و دستهای ضرر وارد کند و آنان خود را در محاق ببینند. میگویند وقتی عالمی در جایی حضور دارد، دامنه خط قرمزها بسیار فراتر است. عالم دینی وقتی جایی حضور دارد، میتوانی هر چیزی از او بپرسی و دامنه خط قرمز مثل یک معلم دینی نیست که محدوده تفکریاش در حد یک کتاب یا دو کتاب یا مطالعه سه کتاب باشد. اما یک مفسر قرآن، زوایای مختلفی از قرآن دیده. از تئاتر به عنوان مهمترین عنصر کنترل التهابهای اجتماعی، سیاسی در دنیا استفاده میشود. ما نباید هراسی از آن داشته باشیم. نظام جمهوری اسلامی ایران، اینقدر پایههای قوی اندیشهای دارد که با چند نقد ساده دچار خلل نشود. مثل فوتبالی که در استادیوم اتفاق میافتد، حالا با شکستن چهار ـ پنج تا اتوبوس و... به خطر نمیافتد. در تمام دنیا این التهابات کنترل میشود. در ایران هم کنترل میشود. مردم باید بروند تئاتر ببینند، گوجه پرت کنند روی صحنه و بازیگر را با تخممرغ بزنند. بازیگر را باید با تخممرغ زد و آن التهاب اجتماعی باید با تئاتر کنترل شود. آن دملی که بزرگ شده همینطوری که ما میگوییم، مفاسد اقتصادی، مفاسد اقتصادی، مفاسد اقتصادی...
این مفاسد اقتصادی، بهترین نوع نقدش در فضای دراماتیک ما میتواند صورت بگیرد. این را به مردم نشان دهید. قصهاش را دیدند و نوع ضربهاش را دیدند، حالا باید بتوانید در فضای معقول نشان بدهید و مردم بفهمند با چه زالویی مواجهند و این میشود یک نقد اجتماعی.
• شما که با این رویکرد متفاوت میخواهید وارد اداره کل نمایش شوید، دوباره با همان جریانهای مخالف و موافق و ... روبهرو خواهید شد.
گیلآبادی: هیچ کار درست و حسابی نیست که مخالف و موافقی نداشته باشد. یک زمانی به بچهها میگفتم برنامهها را یک روز قطع کنید، ببینید بود یا نبود این برنامه برای مخاطب مهم است یا نه. اگر یکی بود، خب قطعش کنید؛ آن برنامه به درد نمیخورد. ولی یک روزی میرسیم به امید خدا به اینجا که نمایش برای مردم مهم است و هیچ کس این کار را نمیتواند انجام دهد، به جز یک مجموعه فرهیخته اینجوری؛ سازمان نمایش جدید که این سازمان خودش را به مردم نزدیک کند. ببینید که سالن اصلی تئاتر 30 شب اجرا داشته باشد، نهایتا هجده هزار نفر میبینند. ولی اگر نمایش ما فقط یک درصد شنونده داشته باشد، هفتصد هزار نفر شنونده داریم. ما اصلا با وزارت ارشاد قابل مقایسه نیستیم. ما مؤثرترین سازمان نمایشی و در عین حال فراگیرترین سازمان نمایشی کشور هستیم.
• وضعیت کنونی منابع انسانی اداره کل نمایش رادیو چگونه است؟
گیلآبادی: ما 133 بازیگر داریم. حدود پانزده کارگردان بزرگ و معروف در اختیار ماست، یازده تهیهکننده و چیزی حدود 150 نویسنده. در این مجموعه به روی همه باز است. هر کس توانمندی دارد، میتواند بیاید اینجا ثابت کند.
• فکر میکنید مخاطبان نمایش رادیو کی میتوانند دگرگونی و تحول را در متن کارها ببینید، اول پاییز یا آخر پاییز؟
گیلآبادی: تا سه هفته دیگر!
