دهان کجی صدا و سیما به خواست مخاطبان ورزشی همچنان ادامه دارد و ورزش دوستان همچنان باید خودشان را به خواست دوستان رسانه ملی هماهنگ کنند. چیزی که با اصل شعار مخاطب محوری جناب ضرغامی در پارادوکس کامل قرار دارد.
پس از پخش نشدن مستقیم رقابتهای بین المللی فوتسال که صدای همه را درآورد و پس از اینکه به تیم ملی بسکتبال و علاقه مندانش با پخش ناجور رقابتهای جهانی کم توجهی شد، روی آنتن بردن با تأخیر قهرمانی سوریان و علی اکبری کاسه صبر همه دوستداران ورزش ایران را لبریز کرد.
صدا و سیما در ماه مبارک رمضان سریالهای این ماه را بهانه ای برای شانه خالی کردن از انتقادات به حق مردم از کم توجهی به سایر رشته های ورزشی جز فوتبال قرار داد و البته توضیح نداد که در سایر ماه های سال چرا مسابقات غیر فوتبالی را به صورت مستقیم پخش نمی کند؟
نیازی به یادآوری نیست که توده مردم ایران از مرد و زن و کوچک و بزرگ وقتی پای افتخارات ملی وسط می آید، ذکر گویان، گوش و چشم می سپارند به اخبار و بی تابند تا لحظه به لحظه در جریان تلاش سربازانشان برای بالا بردن پرچم میهن قرار بگیرند. این بارها ثابت شده است و باز نمی دانیم که چرا بچه های صدا و سیما به این حس ملی بی تفاوتند.
آمارها نشان خواهند داد، دوشنبه شب هنگام پخش سریالها چند درصد مردم با خواندن زیرنویس برای پخش با تأخیر فینالهای کشتی اعصاب شان به هم ریخت و هوش و حواسشان معطوف آن کشتی ها شد. (خدا را شکر دست به آمار صدا و سیما هم که بد نیست! و طرفة العینی می توان مثلاً برای مخاطبان سریالهای کشدار آمار جور کرد.)
طعنه آمیز است که آقایان برای کهن ترین ورزش این خاک و بوم که ریشه در اعتقادات مذهبی و باورهای دینی مردم دارد حتی به اندازه دیدارهای چند جانبه و بی ارزش فوتبال هم ارزش قائل نیستند و حاضرند به قول محمد بنا بازی تدارکاتی و درون اردویی تیم ملی فوتبال مقابل لاتزیو را به هر بدبختی هست به صورت مستقیم روی آنتن ببرند، اما 6 دقیقه از فینال جهانی کشتی فرنگی را به صورت مستقیم به علاقه مندان نشان ندهند.
گلایه محمد بنا به حق است. اجحاف تلویزیون نه به کشتی که به سایر رشته های ورزشی بی سابقه است. همین چندی پیش هم شمس سرمربی تیم ملی فوتسال از این کم توجهی آزاردهنده از کوره در رفت و مسؤولان صدا و سیما را به باد انتقاد گرفت. درست مثل انتقادی که بسکتبالی ها انجام دادند و درست مثل انتقادی که بسیاری از رشته های ورزشی دیگر دارند و البته لب دوخته اند.
خون آدمی وقتی به جوش می آید که صدا و سیما مدام کنداکتور پر شده برنامه هایش را برای این کم توجهی ها به رخ می کشد و آن وقت مثلاً بلافاصله با درخواست دایی برای در اختیار داشتن 30 دقیقه ای آنتن موافقت می کند. جالب اینکه بعد هم بیش از دو ساعت از کنداکتور شلوغش را به چگونگی حیف و میل شدن بیت المال توسط فدراسیون و دایی اختصاص می دهد و دل مردمی را که به قوت لایموتشان محتاجند، با دعوای طرفین بر سر میلیونها تومان پول بی زبان آتش می زند.
اگر قرار باشد باز ساده دلانه بهانه های صدا و سیما را مبنی بر اینکه مسابقات برخی رشته های ورزشی در زمانهایی برگزار می شود که کنداکتور سیما پر است، قبول کنیم؛ باز این پرسش در ذهنمان بی پاسخ می ماند که چطور برای پخش مسابقات فوتبال ترتیب برنامه ها و حتی سریالها تغییر می کند، اما برای دیگر رشته ها نه؟
ظاهراً اصطکاک صدا و سیما با رشته های غیر فوتبالی سر دراز دارد و به کنداکتور پر و یا خالی برنامه ها ربطی ندارد. تنها پاسخ صریح مسؤولان بلند پایه رسانه ملی برای این نوع برخوردهای دوگانه می تواند این همه ابهام را برطرف کند و گرنه بدگمانی به رسانه ای که قرار است ملی باشد بین علاقه مندان به سایر رشته های ورزشی افزایش خواهد یافت.
با تمام این اوصاف باورمان این است که تنها راه حل برون رفت از این دوگانگی برای صدا و سیما همانا راه اندازی شبکه ورزش است. شبکه ای که مدتهاست بر راه اندازی اش پافشاری و تأکید می شود، اما تا به امروز کوچکترین قدمی برای راه اندازی این شبکه که بدون هیچ شکی پرمخاطب ترین شبکه هم خواهد بود، برداشته نشده است.
شبکه ورزش امروز با توجه به جامعه جوان و علاقه مند ایران جزو واجبات است که علاوه بر راضی نگه داشتن قشر ورزش دوست از حیث درآمدزایی نیز برای صدا و سیما می تواند پول سرشاری را از منابع جذب آگهی نصیب متولیانش کند. آنچه که قند را در دل متولیان جعبه جادویی آب می کند.