یکی از سرشناسترین خواهران ناتنی سپاهان اما، باشگاه اینترمیلان ایتالیاست که از قضا محمدرضا ساکت در آخرین گفتوگوهایش بشدت نسبت به وجود رابطه با آنها «مباهات» کرده است. دست بر قضا به تازگی نیز مکاتبهای بین قهرمان لیگ گذشته ایران و قهرمان ایتالیا و اروپا برقرار شد که طی آن، مدیرعامل سپاهان بابت موفقیتهای اخیر، پیام تبریکی برای آبی و مشکیهای سرزمین چکمه فرستاده و البته در اقدامیمتقابل، باشگاه اینترمیلان هم نامه قدردانی خودش را با امضای موراتی روانه اصفهان کرد. این اتفاق آخر، اتفاقا همان چیزی است که سردمداران باشگاه فولاد مبارکه را حسابی مشعوف کرده است.
- گفتوگو ندارد که برقراری ارتباط بین باشگاههای ایرانی و همتایان بینالمللیشان، حادثهای دلنشین است که میتواند ثمربخش هم باشد. در این میان اگر باشگاهی در کشورمان بتواند به سمت تیمی همچون اینتر ایتالیا که ظرف چهار ماه گذشته چهار جام بسیار مهم را فتح کرده پل بزند و با چنین مجموعهای از در همکاری درآید، شکی نیست که این افتخار بزرگتر هم میشود. با وجود این اما، بعید میدانیم صیغههای محرمیتی که تازگیها چپ و راست بین سپاهان و باشگاههای خارجی خوانده میشود و در پی آن اصفهانیها پیاپی خواهران جدید پیدا میکنند، چندان سودی برای آنها داشته باشد؛ چه اینکه انتظار از یک معاهده جدی همکاری این است که طرفین در زمینه مسائل گوناگون به هم نزدیکتر شوند، از تجربیات یکدیگر سود ببرند، بازیکن بده بستان کنند،
به تشریک مساعی در حوزه تیمهای پایه بپردازند، آکادمیهای مشترک بسازند یا دست کم اگر هیچ کدام این اتفاقها رخ نداد، هر از گاهی بازی دوستانه سودمند در برابر هم انجام بدهند. اینها دقیقا فهرست بلند بالایی از آن چیزهایی است که بین سپاهان و خواهرانش رخ نداده است! با این اوصاف، به نظر میرسد معاهدات تازه مدیران تیم اصفهانی با شرکای خارجی، تنها نوعی سندسازی بروکراتیک برای جلوه دادن اوج روابط رو به توسعه این باشگاه است که در نهایت میتواند پوشههای بایگانی طلاییپوشان زاینده رود را چاقتر کند و باعث رضایت شود که روی یک برگه کاغذ ، نام خودشان را مثلاً همجوار نام رییس سرشناس اینترمیلان میبیند و از زندگیاش لذت میبرد! این همه خانواده سازی برای سپاهان آیا تابه حال سودی بیشتر از این داشته است؟!
- حکایت همشیره شدن سپاهان با تیمیمثل اینترمیلان، البته بیشتر از هر چیز دیگری روایت «خواهران غریب» است! نمیدانیم فاتحان جوزپه مهآتزا از اوضاع خواهر خوانده ایرانی شان اطلاع دقیق دارند یا نه، اما اگر از احوالات سپاهان خواسته باشند، باید بگوییم ملالی نیست، غیر از اینکه این تیم با نیم قرن پیشینه و انبوهی از ثروت، هنوز یک ورزشگاه استیجاری هم در شهر خودش ندارد و معدود هوادارانش مجبورند برای تماشای بازیهایش تا یک شهر اقماری در اطراف نصف جهان «سفر» کنند و متاسفانه گاهی کشته هم بدهند! ای کاش سپاهانیها برای خواهران خودشان، بخصوص این ضعیفه ایتالیایی(! ) نوشته باشند که هنوز همه حیات و ممات آنها در گرو بودجه کلان دولتی است و اگر یک روز شیر نفت قفل شود، همه امور «قهرمان ایران» در هم میپیچد، یا نوشته باشند که «درآمدزایی» برای باشگاههای این مملکت چیزی شبیه یک جوک بیمزه و تکراری است، یا نوشته باشند که مدیران این خواهر ایرانی آن قدر حرفه ای اند که با سقف قرارداد 350 میلیونی، دروازهبان گران قمت تر گرفته اند، یا نوشته باشند که این باشگاه رویایی طی پنج سال گذشته به اندازه انگشتان دو دست و یک پا مربی عوض کرده. به نظر شما محمدرضا ساکت در مکاتباتش با خواهر موراتی(! ) به این مسایل هم اشاره کرده است؟!
- باور کنید برای حرکت به سمت حداقل استانداردهای فوتبال مدرن دنیا، نیازی به خواهر خواندگی و عقد پسر عمو و دختر عمو نیست. از راه دور و بی واسطه خویشاوندی هم میشود درس گرفت و مثلا این نکته را فهمید که به جای نامهنگاری با ایتالیا، بهتر است به خاطر حفظ جان ملت هم که شده، اول پی تکمیل شدن ورزشگاه نقش جهان را گرفت!