تابناک ورزشی:
دوبنده را بر تن کرد؛ دو سال دوری از میدان، بازگشت را برایش دشوار کرده بود، اما کشتی تنها عشق علیرضا بود. آسیب دیده بود، اما هر کس از این مسأله برداشتی داشت؛ تمارض و پهلوانی؟! هرگز. انگیزههایش که کنار پختگیاش قرار گرفت، همه را مجاب کرد تنها حیدری میتواند در المپیک برای ایران صاحب نشان شود، اما حرفها بود که بر روزنامهها با مرکب دشمنی درج میشد.
همه کوس شایستهسالاری میزدند و خواستار اثبات شایستگیاش برای بر تن کردن دوبنده تیم ملی در المپیک پکن بودند و او نمیخواست حق کسی را در هنگامه گذر از دروازههای المپیک ضایع شده ببیند. حیدری قصد نداشت حتی قهرمانی المپیک را با زیر پای گذاشتن منش قهرمانی از آن خود کند و به همین خاطر، به آنهایی که به پهلوان اطمینان داده بودند در هر شرایطی، روی تشک کشتی المپیک پکن خواهد رفت، پاسخ منفی داد.
دارنده شش نشان المپیک و جهان، راهی کرمانشاه شد تا در جایگاهی که نام پهلوانی چون او بر آن نقش بسته است، حقانیت خود را اثبات کند و با غلبه بر حریف جوانش، ثابت کند همچنان در اوج است، اما حریفش مغلوب کشتیگیر دیگری شد تا او با تک مدعی میدان گلاویز شود و پس از چشاندن طعم آمادگی به حریفش، چهار گوشه تشک را ببوسد و با قهرمانی وداع کند.
آنهایی که قهرمان بودهاند، میدانند خداحافظی در اوج قهرمانی چه معنا و مفهومی دارد و چنین تصمیمی چه عزمی میخواهد، اما حیدری فرصت را برای افتخارآفرینی در اختیار جوانان گذاشت تا ایشان یاد او را زنده نگه دارند.
امید است رسم و مرام پهلوانی میان قهرمانان بزرگ کشورمان فراگیر باشد و همان گونه که حیدری در اوج میدان را ترک کرد، دیگر قهرمانان که فصل وداعشان با این دنیای شیرین فرا رسیده، فارغ از هر گونه فرافکنی، در اوج خداحافظی کنند.
چندی پیش، محمود میران، چنین کرد و چهرههایی چون هادی ساعی، آرش میراسماعیلی، مسعود حاجی آخوندزاده در صفی قرار دارند که گریزی از آن نیست. قهرمانان نباید از یاد ببرند که به عنوان نماینده یک ملت در میادین ورزشی ظاهر میشوند و به همین خاطر، ضرورت دارد مصالح ملی را بر خواست و دلبستگیهای شخصی ارجحیت دهند و هموراه فرصت را به بهترینها واگذارند؛ کاری که به آن علیرضا حیدری جامه عمل پوشاند تا در دل برای او زمزمه کنیم؛
جهان پهلوانا صفای تو باد دل مهروزان سرای تو باد
