مدیر بازنشسته و شکستخورده، بازی جدید را چیده است
پرده آخر «تئاتر ایرانی داورزنی» در والیبال؛ بازگشت به نقش «بنجل خارجی»/ عطایی چگونه در دام باند رییس افتاد؟/ سلام بر دهه سوم ریاست!
داورزنی بار دیگر صحنه نمایش ملالآور و ۲۰ سالهاش را تغییر میدهد تا چند سال دیگر روی صحنه والیبال و ورزش بماند. برای او نامهای ایرانی و خارجی عطایی یا آلکنو، تنها بازیگرانی هستند که تماشاگر را سرگرم میکنند تا او در پس پرده، به کار خودش برسد...

این بدترین سناریویی بود که میتوانست برای فدراسیون والیبال ایران و مدیر باز نشستهاش رقم بخورد؛ باختهای سنگین ایران و بردهای شگفتانگیز تیمهای پایینتر در انتخابی المپیک پاریس. آش آنقدر شور بود که سرمربی ایرانی در همان برزیل استعفا داد، ولی نه تنها زودتر از تیم به تهران نیامد که شام و ناهار را هم با بازیکنان خورد و در سالن مسابقه هم حضور داشت و آخر هم با پرواز بیزینس کلاس از برزیل به تهران بازگشت!
به گزارش تابناک ورزشی؛ تیم ملی والیبال چند میدان مختلف را با بهروز عطایی و کادر فنی ایرانی اش پشت سر گذشت؛ شروع نسبتا خوب و قهرمانی آسیا، روند نزول در لیگ ملتها و قهرمانی جهان ۲۰۲۲ و سقوط آزاد در لیگ ملتها ۲۰۲۳ و انتخابی المپیک پاریس. عطایی بعد از ۱۱ سال و حضور ۵ مربی خارجی، سرمربی تیم ملی شد و تحت تاثیر مدیران فدراسیون والیبال چندین بار تغییر استراتژی داد.
او بهترین گزینه فنی ایرانی برای هدایت تیم ملی والیبال ایران در روزها و ماههایی بود که رییس فدراسیون برای ماندن در والیبال، سناریوی «استفاده از مربی ایرانی» را با قدرت پیش میبرد. در مقابل اما عطایی سال اول مشغول تسویه نیروهای به جا مانده از قبل یعنی امیر خوش خبر و توتولو شد. در فضای بیاعتمادی محض ابتدا آنها را کنار گذاشت و در سال دوم در مدیریت بازیکنان که حالا خودشان را بالاتر از مربی ایران میدیدند ضعیف و پر اشتباه ظاهر شد.
عطایی در آخرین مصاحبهاش از نقش ویرانگر روابط عمومی فدراسیون والیبال در خط دهی برای تخریب سرمربی تیم ملی والیبال حرف میزند؛ میلاد عبادیپور ـ که در مقطعی کاپیتان تیم ملی بود ـ را متوهم مینامد و کنار گذاشتن افشاردوست و خوریانی از کادر تیم ملی را تصمیم فدراسیون و پروژه تضعیف خودش میداند.
سرمربی مستعفی تیم ملی والیبال اما خیلی دیر به بازخوانی راهی که برایش ساختند، نشسته است. او در کنار عبادیپور لبخند میزد و از آشی که روابط عمومی و اعضا برایش پخته بودند، تعریف میکرد.
عطایی نه تنها مدیریت مناسبی در تیم ملی نداشت که اکنون باید پاسخ دهد، چطور با تصمیمات اشتباه باعث تغییرات مدام در کادر فنی تیم ملی شد. پنج بار سرپرست تیم ملی را عوض کرد. بارها کمکهایش را تغییر داد و در آخر با فشار فدراسیون والیبال به مسعود آرمات که همه بر ضعفهایش واقفاند اجازه داد در انتخابی المپیک روی نیمکت پرارزش تیم ملی بنشیند و جای کمک به تیم، از خودش فیلم و استوری بگیرد.
حداقل نیمی از حضور دو ساله عطایی در تیم ملی والیبال دور باطل بود؛ دور باطل در مدیریت و کنترل بازیکنان، دور باطل در مقابله با مافیای خفته در فدراسیون و همچنین انتخابهای نادرست دستیارانش در تورنمنت های مختلف.
مسئول حاشیه های تیم ملی که بود؟
آخر هفته گذشته بعد از اشاره سرمربی تیم ملی والیبال به حاشیهسازیهای روابط عمومی فدراسیون والیبال، احمدینیا مدیر روابط عمومی فدراسیون والیبال و پای ثابت سفرهای تیم ملی به اروپا و امریکا، در یادداشتی بلند که اتفاقا خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی (ایرنا) آن را منتشر کرد هرچه خواست به سرمربی مستعفی تیم ملی گفت.
احمدینیا در یادداشتش به نیامدن بازیکنان به اردوی تیم ملی به دلیل حضور عطایی اشاره میکند، به اینکه او معتقد بوده بازیکنان تیم ملی باید چمدانهایش را حمل کنند، به اینکه بهترین اتاق و بهترین صندلی پرواز باید در اختیار عطایی قرار میگرفته یا اینکه عطایی را متهم میکند که بعد از استعفا، بازیکنان تیم ملی را تهدید به افشای موضوعات مختلف داخل تیم کرده است.
فضای عمومی نوشتههای احمدینیا، همان فضای صحبتهای حاشیه ای و جاری در شبکههای اجتماعی است. احمدینیا در ادعاهایش، نوشته پیج های مختلف اینستاگرامی را با صراحت از زبان خودش و فدراسیون والیبال تایید میکند و فارغ از اینکه این موضوعات تا چه اندازه قابل استناد است، گواه دو موضوع مهم است.

نخست اینکه اشاره عطایی به حاشیهسازی روابط عمومی فدراسیون در جهت تخریب سرمربی تیم ملی، خیلی هم بیراه هم نیست، چون احمدینیا امروز در پاسخ به عطایی همان موضوعات حاشیهای جاری در شبکههای اجتماعی را که عطایی معتقد است با هدایت روابط عمومی بیان شده، بازگو میکند. موضوع دوم آنکه این صحبتها با چراغ سبز داورزنی برای زیر فشار قرار دادن عطایی و به نوعی ساکت کردن او مطرح شده که خود گواه وضعیت وحشتناک والیبال و سهم خواهی عناصری مختلف از اجزای تیم ملی است.
مربی خارجی و منجی ساختگی برای والیبال
فارغ از سطرهای بالا، واقعیت این است که «سناریوی مربی ایران برای بقای داورزنی» حضور در المپیک بعدی را از والیبال ایران گرفت. سقوط در رنکینگ فدراسیون جهانی شانس صعود به المپیک از طریق رنکینگ را به نزدیک صفر رسانده و دیگر امید ناچیزی برای حضور والیبال در پاریس مانده است. در مقابل مثل تمام این سالها، چشمها به همان منجی ساختگی روابط عمومی فدراسیون والیبال یعنی محمدرضا داورزنی دوخته شده تا هفتمین مربی تیم ملی را در دوازده سال اخیر معرفی کند.
شش مربی با میانگین حضور زیر دو سال در راس تیم ملی والیبال ایران خود گواه این است که روند تیم ملی یا رو به نزول بوده و یا اگر فرض محال پیشرفتی بوده، بسیار کند بوده است. در مقابل این تغییرات گسترده، مدیران والیبال بی هیچ خللی در پست خود ادامه مسیر دادند.
پایان تلخ عطایی در تیم ملی والیبال، لزوما منجر به حضور مربیان تراز اولی مثل آناستازی یا استویچف در ایران نمیشود. اصولا نه ایران شرایط پذیرایی از آنها را دارد و نه آنها اشتیاقی برای حضور در فضای نسبتا بستهی کشور ما را. پروژه فدراسیون والیبال که امروز در کمیته فنی فدراسیون والیبال پیگیری میشود، پروژه بازگشت به مربیان درجه دو و سه احتمالا روس یا صرب است. در حالی که والیبال امروز در اروپای غربی سطح بالا و پر کار دنبال میشود.
بازگشت به مربیان صرب و روس، بازگشت به مافیای گذشته است. بازگشت به سرپرستی که بازیکنان تیم برایش ماشین آخرین مدل خریدند؛ بازگشت به پزشکی که هر وقت لازم بود، حکم مصدومیت بازیکنان را صادر کرد و هر وقت لازم بود رد خطاها را پاک کرد. به جز قدیمیها حالا مربیان تازهواردی مثل عادل غلامی هم ادعای حضور در تیم ملی دارند و با آمدن مربی خارجی، او و امثال او هم بدون هیچ تجربه از مربیگری بر نیمکت خواهند نشست.
فرق عطایی با بنجلهای خارجی این بود که قاعده بازی را نمیدانست؛ قاعده بیرون نیامدن حاشیهها از تیم. کاری که خوشخبر بهخوبی سالها آن را برای مربیان خارجی مدیریت کرد و عطایی ناشیانه به آنها میتازد و تصور میکند اکنون با بازگویی گذشته بر اعتبار خودش در مبارزه با فساد و بازیکنسالاری افزوده، حال آنکه در تاریخ، ورزش ایران فقط یک پرویز دهداری به خود دید که از خیر ۱۴ بازیکن مطرح از جمله پنجعلی، فنونیزاده، شاهین و شاهرخ بیانی، پیوس، چنگیز، محمدخانی و ابطحی و عربشاهی، یک شبه گذشت و در تاریخ ورزش ماندگار شد.
آلکنو، سیچلو و دیگران
نه حملههای بی حاصل میلاد عبادی پور به عطایی و کادر فنی ایران مشکل والیبال را حل میکند و نه تاختن عطایی بر محمد موسوی و عبادیپور و وحید مرادی. فرمان بیش از بیست سال است در اختیار محمدرضا داورزنی است که به راحتی از رکورد ۱۷ سال حضور مرحوم یزدانیخرم عبور کرد و قصد ادامه مسیر را دارد.
رسانه های نزدیک به فدراسیون والیبال هر روز نام مربیانی را برای نشستن بر نیمکت تیم ملی درز میدهند. روزی میگویند آناستازی، روزی از هینن نام می برند و روزی مینویسند بلنجینی. اما یادآوری نمیکنند که تیم ملی با آلکنو در قهرمانی جهان نتایج ضعیفی گرفت و المپیک توکیو با تمام ستارهها از جمله سعید معروف به ژاپن باخت و در میان ۶ تیم گروه پنجم شد.
تنها نگاه به گذشته است که راه آینده را روشن میکند. ولادیمیر آلکنو اگر مربی خوبی بود، امروز خانهنشین نمیشد و نیز مشکل تیم ملی والیبال با بازگشت ستارههای کم نور کنار گذاشته، حل نخواهد شد.
در میان مدت احتمال بازگشت مربیانی مثل سیچلو یا توتولو به ایران زیاد است. در ساختار آتی تیم ملی والیبال این نامها چه به عنوان سرمربی و چه مربی حضور خواهند داشت و مربیان جوان مثل غلامی و تندروان هم روی نیمکت خواهند بود اما اینها لزوما به بهبود عملکرد تیم ملی ایران منتهی نخواهد شد.
همه برای یک نفر
محمدرضا داورزنی همین هفته سه حکم جدید برای کمیتههای ساحلی، پیشکسوتان و همگانی فدراسیون صادر کرد. مثل همیشه که نزدیک انتخابات یاد پیشکسوتان میافتد. اما آیا او از ماندنش در فدراسیون والیبال اطمینان دارد؟ قطعا اگر اطمینان داشت میلاد تقوی دبیر فدراسیون و مرادی نایب رییساش را کاندید ریاست نمیکرد.
دوره کنونی ریاست داورزنی بر والیبال چند روز دیگر به پایان میرسد و او برای تمام سناریوها مهیا شده؛ یک روز برای بازنشستگیاش از مجلس مصوبه میآورد و روز دیگر با معاون رییس جمهور لابی میکند. یک روز برای ۶۰ نفر از خارج والیبال درخواست ویزای امریکا میدهد و روز دیگر کسری غفوری بدون هیچ سمتی در فدراسیون همراه تیم ملی به آمریکا میرود. بازخوانی این روابط در بینش ما از آنچه در فدراسیون والیبال میگذرد، کمک حال است.
حالا که محاسبات دو سال اخیر داورزنی برای ماندن در اریکه قدرت غلط از آب د آمده، او زخمخورده از هر سو، تنها به فکر تمدید ریاست است. او بازی ورزش و سیاست در ایران را بهتر از هرکسی میشناسد و روابط عمومیاش با کمک رسانههای همسو با داغ کردن بحث مربی خارجی به دنبال بیرون کشیدن پای مقصر اصلی نتایج اخیر یعنی داورزنی از مهلکه کنونی است و سعی کرده تا ترکش های شکست به مجمع انتخابات ماه آتی نرسد. او عدم راهیابی به المپیک را در مصاحبه تازهاش، با این جمله توجیه میکند: دنیا که به آخر نرسیده! حرفهایی میزنند که به آدم برمیخورد!
فراموش نکنیم بهروز عطایی، سرمربی مستعفی تیم ملی والیبال و داورزنی رییس فدراسیون والیبال همین ماه قبل برای قهرمانی تیم ملی در بازیهای آسیای هانگژو ـ که در نبود ژاپن تیم چهارم جهان به دست آمد ـ صدها میلیون تومان ـ به روایتی هر کدام ۸۰۰ میلیون تومان ـ پاداش دریافت کردهاند.
نویسنده: فراز الوند

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
هر وقت فهمیدید که چه کسانی تاج رو با اون همه فضاحت و خرابکاری و تخریب منافع و منابع ملی دوباره بر مسند فدراسیون فوتبال نشاندند تا دوباره با اخراج اسکوچیچ و آوردن مربی گران و تاریخ مصرف گذشته ای چون کی روش ، لطماتش به فوتبال را ادامه دهد و امروز کار به جایی برسد که صدای صغیر و کبیر از اوضاع اسفناک فوتبال بلند شود.
بعد به فدراسیونهای کم هزینه تری مثل والیبال بپردازید که حداقل چند افتخار ملی برای کشور رقم زدند حتی اگر بگوییم در نبود ژاپن بوده یا سایر تیمها با تمام قوا نیامدند
در حالیکه تیم فوتبال المپیکمان از پس بردن همان تیمها و حتی هنگ گنگ هم برنیامد
و همچنان حناب تاج و رفقا بر مسند قدرت تکیه زده اند و به ریش همگان می خندند
نمیدانم چرا آقای عطایی کمک مربی توانمندی مثل عظیم جزیره کهدر تمام رده ها عضو تیم ملی بوده واز مربی های توانمند بود رو کنار گذاشت
چقدر آخه نمک نشناس هستین چرا میاد حرف میزنه عطایی تو رو به فلاکت کشیده داورزنی باید اخراج بشه این چه استدلالی هست همین مونده که برگردیم به ۵۰ سال قبل کورید ندیدین تیم نوجوان و جوانان ما در دنیا درخشیدن و به فینال رسیدن حتما این موفقیت به کسی دیگه ای ربط داره متاسفم برای آدم بی سواد
مگر عزرائیل اقایون را از روی صندلی هایی که به ناحق رویش نشسته اند بر دارد .....
سلام. اسلوبودان کواچ را بیارید
در اینکه آقای داورزنی به والیبال خدمت کرده اند شکی نیست. ولی دلیل بر این نمی شود که این کرسی ریاست را مادام العمر برای خود بدانند. با تشکر از زحمات جناب داورزنی و همچنین یزدانی خرم، موقع تغییرات اساسی دیگری در والیبال رسیده است.
بی انصافی خیلی بده
نتایج اخیر تیمهای جوانان و نوجوانان رو اگه ببینید که اول و دوم جهان شدند اینطور صحبت نمی کنید
مصطفی کارخانه سهم او را در نزول تیم ملی و نتایح ضعیف اخیر فراموش نکنید. ایشون فردی کم سواد بدون بازی ملی و دوران روشنی در بازیگری بوده است. فقط برای کار رسانه ای جهت ابقای داورزنی به خدمت گمارده شده است. جالب است که اختلاف پیشین خود را با یکدیگر کنار گذاشته و باهم وارد معامله شده اند.
چرا از داورزنی سوال میکنید ؟ زندگی خوب و مرفه ! حقوق نجومی ! کار و سرگرمی برای خودش و خانواده ! سفرهای هر ساله به اقصی نقاط عالم ، حتی بیش از وزیر امورخارجه ! چه آدم بی وجدانی هست که خواهان این همه خوبی و نعمت مفت نباشد ؟ شما از سیستم و کارگزاران معیوبی باید سوال کنید که بیست سال است این بنده خدا را هندل میکند !
سید محمد پولادگر بعد از ویرانی فدراسیون تکواندو،ارتقا پیدا کردند شدند معاون وزیر ورزش ایشون هم بعید نیست ارتقا پیدا کنه
هر زمان پولادگر ها مدیریت را ول کردند داورزنی هم ول می کنه البته سفرهای خارجی نظیر اروپا برزیل و... خیلی جذابه یکی از دلایل علاقه به رئیس فدراسیون همینه
هر وقت خیلی ها بازنشسته شدن از ایشون هم بخواهید برود.نفر داریم داره سنش داره وارد یک قرن میشه هنوز سمت میگیره.باز خوبه ایشون توانست خدمتی به جامعه ورزش کنه و بی مصرف نبود.
کمی بی انصافی کردید ، کدام ورزش ما کار ریشه ای کرده و کارهایش پایدار بوده که حالا والیبال را مقصر بدانیم ضمن اینکه رشد والیبال در این چند ساله عالی بوده . در هر حال والیبال هم جدا از مدیریت سایر بخشهای کشور نیست به خصوص در ورزش نیست .
شما سری به هزینهایی وحشتناکی که برای فوتبال شده و نتیجه ای گرفته بیاندازید بیاد به والیبال جایزه داد
مدیر همیشه مدیر است حتی اگر کلمه اش را برعکس بخوانید
شما هم دیگه دارید شورش رو در میارید دارید از نارضایتی اخیر هوادارن سو استفاده می کنید. اگر والیبال اینجاست بخاطر وجود امثال یزدانی خرم و داورزنی هست وگرنه در گذشته که گرفتن یه ست از ژاپن و کره رویا بود. با همین وضعیت با عطایی قهرمان و نایب قهرمان آسیا شدیم. قهرمان بازی های آسیایی شدیم. آدم باید نمک نشناس نباشه.
مگه او باید خودش برود؟!!!! برید این سوال رو از اونایی بپرسید که در حفظ این آدمهای کوتوله و بی عرضه پافشاری میکنن!! چه بسا نیروهای ارزشمندی که به دلیل سواد بالاتر و دانش فراتر برکنار شدن و به جاشون آدمهای بی کفایتی منصوب شدن و در واقع به واسطه روابط نسبی منسوب شدن!!!
والیبال پیشرفتش را مدیون امثال داور زنی است و دلیل این دشمنی شما حتمام منافع شخصی شماست. بزرگترین مشکل کشور ما آن است که منافع شخصی و گروهی بر منافع ملی ارجحیت دارد. شما در حال خیانت به ورزش هستید. اگر والیبال این جایگاه را دارد و این سطح توقع از آن در جامعه شکل گرفته است نشان دهنده کارهای بزرگی است که انجام گرفته است.
به آرشیو خود مراجعه کنید. شما همین تحلیل ها را برای وزنه برداری در زمانی که کوروش باقری سرمربی بود و تیم نتیجه می گرفت داشتید. اکنون وضعیت وزنه برداری را ببینید. شما از جمله مقصران و مسولات آن هستید. حتما روزی بابت این موضوع بایستی پاسخگو باشید.
متاسفانه مافياهاي بي لياقت گرايي در همه اركان اداري، آموزشي، سياسي، اقتصادي، ورزشي و ... مملكت نفوذ كرده و به دليل ضعف شناخت رئيس جمهور از پيچيدگي هاي اجرايي شاهد نفوذ اين جيانات و سرخوردگي بيشتر نيروهاي كارآمد هستيم.
پوپوليسم و شعر محوري و دروغگويي شالوده و تارپودهاي كشور را در همه عرصه ها به نفع خودشان در حال تخريب هست و آقايون به جاي تمركز بر اوضاع نابسامان داخلي به زور و ارعاب به دنبال مديريت هستند.
شوربختانه دارن كاري مي كنن كه همه چيز به هم بياد تا منافع خودشون رو بدست بيارن
هر گروه و باندي ناحيه اي را گير آوردن و دارن به تاراج ميبرن.
من بوي خوش نمي شنوم از اين اوضاع
اقای داورزنی والیبال ایران را به خاک سیاه نشاندی بهتر است صحنه والیبال را برای همیشه ترک کنی
مگه در ایران مدیری از سمت خود می رود؟
جناب فراز الوند
زیباترین تفسیری که در ده سال گذشته درباره حقایق والیبال خواندم ، همین متن است .
ممنون از اينكه حقايق تلخ را شفاف و بي پرده گفتي
از اينجا به بعد اميدواريم مسئولين به طور صحيح ورود و اصلاح كنند.
البته خيلي خيلي خيلي بعيد مي دونم
منافع باندي و جناحي در خوشبينانه ترين حالت شخصي خودي و صد البته نالايق تر را وارد عرصه خواهد كرد.
درد برشرفت که پرده از خیانت مدیران غیروالیبالی چون داورزنی وزدن مربی ایرانی برداشتی
داورزنی نا کارآمد بهتر است از رفت و آمد مدیران ، ثبات در مدیریت گمگشته مدیریت در کشور است .
والیبال وجود دارد چون داورزنی هست. داورزنی برود والیبال را جمع می کنند.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.