ایران: مرد جوان وقتی برای دریافت طلبش میرفت تصور نمیکرد قربانی جنایت هولناک میشود.
اواخر سال گذشته زن جوانی به کلانتری 206 بومهن رفت و به مأموران گفت: همسرم رضا – 35 ساله – از 20 روز قبل به طور مرموزی ناپدید شده و هیچ خبری هم از او نیست و...
پس از تشکیل پرونده، کارآگاهان اداره یازدهم پلیس آگاهی تهران به دستور قاضی صفرخاکی از شعبه سوم دادیاری دادسرای جنایی تهران مأمور تحقیق در اینباره شدند. با شروع تجسسهای تخصصی، کارآگاهان دریافتند رضا آخرین بار در مغازه فردی به نام محمد دیده شده است. بنابراین به سراغ او رفتند.
محمد گفت: رضا مدتی در مغازهام کار میکرد اما به علت اختلاف بر سر حقوق ماهیانهاش اینجا را ترک کرد. چندی قبل به مغازهام آمد و مقداری پول قرض کرد و رفت. از آن روز به بعد هم دیگر او را ندیدم!
این اظهارات در حالی مطرح شد که کارآگاهان در ادامه پیگیریها دریافتند صاحب مغازه دروغ گفته و رضا مقداری پول از وی طلب داشته و سر همین موضوع نیز با هم اختلاف داشتهاند. بنابراین بار دیگر محمد را برای بازجویی به اداره آگاهی فرا خواندند.
مرد 30 ساله در حالی که همچنان تلاش میکرد خود را از سرنوشت مرد گمشده بیاطلاع نشان دهد سرانجام پس از 10 روز بازداشت لب به اعتراف گشود و راز جنایت هولناکی را فاش کرد.
وی گفت: صبح 22 بهمن 88 رضا به محل کارم آمد و طلبش را خواست اما وقتی گفتم ندارم سوار خودرویم شد و گفت تا پولم را ندهی رهایت نمیکنم. بعد هم آنقدر با حرفهایش عصبیام کرد که ناگهان با کاردی که همراه داشتم ضربهای به گردنش زدم که در جا مرد.
در حالی که بشدت ترسیده بودم جسدش را به اطراف دماوند برده و آن را تکهتکه کرده و در پرتگاهی انداختم.
سرهنگ کارآگاه سعید لیراوی – معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ – با اعلام این خبر گفت: پس از اعترافات متهم کارآگاهان بقایای جسد مقتول را کشف کردند که در حال حاضر متهم در بازداشت است و تحقیقات تکمیلی در اینباره ادامه دارد.
اواخر سال گذشته زن جوانی به کلانتری 206 بومهن رفت و به مأموران گفت: همسرم رضا – 35 ساله – از 20 روز قبل به طور مرموزی ناپدید شده و هیچ خبری هم از او نیست و...
پس از تشکیل پرونده، کارآگاهان اداره یازدهم پلیس آگاهی تهران به دستور قاضی صفرخاکی از شعبه سوم دادیاری دادسرای جنایی تهران مأمور تحقیق در اینباره شدند. با شروع تجسسهای تخصصی، کارآگاهان دریافتند رضا آخرین بار در مغازه فردی به نام محمد دیده شده است. بنابراین به سراغ او رفتند.
محمد گفت: رضا مدتی در مغازهام کار میکرد اما به علت اختلاف بر سر حقوق ماهیانهاش اینجا را ترک کرد. چندی قبل به مغازهام آمد و مقداری پول قرض کرد و رفت. از آن روز به بعد هم دیگر او را ندیدم!
این اظهارات در حالی مطرح شد که کارآگاهان در ادامه پیگیریها دریافتند صاحب مغازه دروغ گفته و رضا مقداری پول از وی طلب داشته و سر همین موضوع نیز با هم اختلاف داشتهاند. بنابراین بار دیگر محمد را برای بازجویی به اداره آگاهی فرا خواندند.
مرد 30 ساله در حالی که همچنان تلاش میکرد خود را از سرنوشت مرد گمشده بیاطلاع نشان دهد سرانجام پس از 10 روز بازداشت لب به اعتراف گشود و راز جنایت هولناکی را فاش کرد.
وی گفت: صبح 22 بهمن 88 رضا به محل کارم آمد و طلبش را خواست اما وقتی گفتم ندارم سوار خودرویم شد و گفت تا پولم را ندهی رهایت نمیکنم. بعد هم آنقدر با حرفهایش عصبیام کرد که ناگهان با کاردی که همراه داشتم ضربهای به گردنش زدم که در جا مرد.
در حالی که بشدت ترسیده بودم جسدش را به اطراف دماوند برده و آن را تکهتکه کرده و در پرتگاهی انداختم.
سرهنگ کارآگاه سعید لیراوی – معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ – با اعلام این خبر گفت: پس از اعترافات متهم کارآگاهان بقایای جسد مقتول را کشف کردند که در حال حاضر متهم در بازداشت است و تحقیقات تکمیلی در اینباره ادامه دارد.