رضا محسنی
مقامات دولتی و فعالان اقتصادی، به تازگی بحث‌هایی درباره واردات بی‌رویه از یک‌طرف و ارایه آمارهایی افتخارآمیز درباره صادرات غیرنفتی از طرف دیگر، ارایه کرده‌اند. از سوی دیگر با بالارفتن قیمت ارز و کاهش ارزش ریال، یک جو روانی در جامعه ایجاد شده و مقامات بانکی و اقتصادی کشور اعلام کرده‌اند که به زودی نرخ ارز را تا سطح 1060 تومان کاهش خواهند داد.
نخستین پرسش این است که آیا این حرف‌ها عجولانه و احساسی است؟ یا منطق علمی در ورای آنها نهفته است؟ این اظهارنظرها موجب شگفتی مقامات برخی از کشورهای دنیا شده است؛ زیرا سال‌هاست که آمریکا چین را تحت فشار قرار داده تا مشابه همین اقدام ایران را انجام دهد، ولی چین تحت هیچ شرایطی حاضر به انجام این کار نشده است.
پیرامون این موضوع، مباحث بسیار مهم و گاه دردناکی هست؛ اقتصاد ایران در یکصد سال اخیر، هزینه‌های سنگینی بابت عدم درک سیاستمداران خود از علم و تجربه اقتصادی پرداخته است که نمونه آن نظام و سیاست‌های ارزی در ایران در همین مدت است.
جنگ اقتصادی چین علیه جهان
نابرابری دلار با یوآن چین نشان می‌دهد که مدت‌هاست دولت چین با کمک پول خود دست به جنگ اقتصادی زده است. بانک جهانی در گزارش سال 2005، برابری واقعی دلار امریکا با یوآن چین را 8/ 1 اعلام کرده است؛ یعنی هر دلار آمریکا نزدیک 2 یوآن است، ولی در بازار چین هر دلار آمریکا با 6/ 7 یوآن برابر شده بود. در ماه‌های اخیر هر دلار امریکا تا 7/ 6 یوآن خرید و فروش شده است. یعنی هر دلار آمریکا در بازار چین به حدود 7 یوآن خرید و فروش می‌شود. به عبارت دیگر، ارزش دلار در چین به پول ملی چین 5/ 3 برابر ارزش واقعی آن است.
منابع دیگر برابری واقعی را بیشتر برآورد کرده‌اند. لایحه‌ای به تازگی در کنگره مورد بحث قرار گرفته و در آن گفته شده است که «مازاد تجاری و ذخایر ارزی رو به رشد چین، نشانگر کاهش ارزش یوآن در برابر دلار است. اخیرا اقتصاددانان مقدار آن را 40 درصد برآورد کرده‌اند». «البته برخی هم معتقد هستند که این محاسبات قابل اعتماد نیست. ولی بیشتر اقتصاددانان بر این باورند که ارزش پول چین در مقابل دلار پایین است.
اگر چنین محاسباتی درست باشد، در هر دلاری که تجار چینی از صادرات کالاهای چینی درآمد کسب می‌کنند، حداقل 40 درصد سود اضافی به دست می‌آورند. مصرف‌کنندگان آمریکایی هم با همان یک دلار، 2 برابر بیشتر از کالای تولیدی خودشان از کالاهای چینی و با همان کیفیت بهره‌مند می‌شوند. یا به تعبیر دیگر، اگر یک آمریکایی یک جفت کفش آمریکایی بخرد، تجار چینی حاضر هستند با همان پولی که آمریکایی خرج کرده، حداقل 2 جفت کفش مشابه و با همان کیفیت به آنها بفروشند تا او کفش تولیدی کشور خود را نخرد و طبیعی است که در این حالت، صادرات از چین به آمریکا افزایش و صادرات آمریکا به چین کاهش می‌یابد. این موضوع بین چین و دیگر کشورهای دیگر نیز جاری است. ولی با ایران بسیار حادتر از دیگران است که به آن می‌پردازیم.
 
این مساله به معنای این است که چین برای سربازان اقتصادی خود یا همان تجار چینی، امکان حمله به بازارهای بین‌المللی را فراهم کرده است و آنها مثل مغول‌ها در حال حمله به کشورهای دیگر هستند. هر سرباز اقتصادی چینی، با دوپینگی به‌نام یوآن، 2 برابر بیشتر از سربازان اقتصادی غرب توان جنگی دارد. از سوی دیگر دیوار دومی به نام یوآن در اطراف اقتصاد چین به وجود آمده است: واردات سایر کالاها به چین گران می‌شود؛ به همین دلیل است که ذخایر ارزی چین به 5/ 2 تریلیون دلار رسیده است.
جالب است که سیل سرمایه‌داران و کارخانه‌داران و صاحبان بنگاه‌های غربی، برای استفاده از چنین محیط اقتصادی، به چین سرازیر شده‌اند. کشورهایی مانند کانادا در پی تحقیقاتی برای یافتن راهکارهایی برای جلوگیری از فرار سرمایه‌های مالی، علمی و فنی خود به چین برآمده‌اند.
هرچند عوامل دیگری ازجمله کارگر ارزان چینی ازجمله جاذبه‌های اقتصاد چین است، ولی سیاست پولی چین تاثیر بالایی در پیشرفت اقتصادی آن کشور داشته است.
 
برابری پولی، ابزاری برای رقابت
برابری پول‌های کشورها با یکدیگر یا نرخ ارز، با برابری قدرت خرید آن کشورها مرتبط است و با قدرت رقابتی آن کشورها نیز ارتباط دارد. دولت‌ها با کمک نرخ ارز و برابری پول ملی خود با سایر پول‌ها می‌توانند قدرت خرید خود را از کالاها و خدمات خارجی تغییر دهند. آنها همچنین می‌توانند قدرت فروش کالاهای خود را در بازارهای جهانی تغییر دهند. اگر دولت‌ها از طریق نرخ ارز، ارزش پول ملی خود را بالا نگه دارند، واردات به کشور زیادتر و صادرات کمتر می‌شود و اگر ارزش پول ملی را کاهش دهند، این فرآیند معکوس خواهد بود. البته شرایطی باید فراهم باشد که مهمترین آنها کشش عرضه و آمادگی تولید در آن کشورهاست.
خودتحریمی در ایران
چیزی که در کشور ما به عکس چین اجرا می‌شود؛ یعنی ما دیوارهای خود را در مقابل صادرات خود بالا برده‌ایم و در مقابل واردات کشور‌های دیگر پایین آورده‌ایم. ما با بالا نگه داشتن ارزش پول ملی خود در مقابل دلار، دیوار بلندی در مقابل صادرات خود به کشورهای دیگر درست کرده‌ایم، ولی دیوار‌های خود را در مقابل واردات کوتاه کرده‌ایم. برای صادرات خود مانع‌تراشی کرده‌ایم و برای واردات کشورهای دیگر تسهیلات فراهم کرده‌ایم.
اگر طی 15 سال گذشته سیاست ارزی مناسبی در جهت تقویت تولید ملی وجود داشت، باید صادرات غیرنفتی ایران طی این مدت به 500 میلیارد دلار و طی پنج سال گذشته به 200 میلیارد دلار می‌رسید.
خوشبختانه شرایط تولیدی و منحنی عرضه طی 15 سال اخیر در ایران روبه بهبود گذاشته بود، ولی سیاست ارزی به عنوان بزرگترین مانع اجازه پرش به تولید ملی را نداده است. البته کاهش ناگهانی تعرفه‌ها در 5 سال اخیر به ویژه در زمینه واردات کالاهای کشاورزی سیلی دومی بود که به گونه تولید ملی نواخته شد. این دو سیاست ارزی و تعرفه‌ای سیل واردات به کشور را رقم زد و تولید ملی را با آسیب جدی روبه‌رو کرد. اکنون که کشور با تحریم‌های یکجانبه آمریکا مواجه شده است، تولید ملی تضعیف شده را باید به سرعت تقویت کرد تا بتواند فشار تحریم‌ها را کاهش دهد.
 
یارانه به کالاهای چینی
کالاهای چینی از دو شانس برای ورود به ایران تاکنون برخوردار بوده‌اند؛ یکی پایین نگه داشتن قیمت یوآن پول رسمی چین از ارزش واقعی آن و دیگری بالا نگه داشتن ریال پول رسمی ایران از قیمت واقعی خود است، گویی دولت‌های چین و ایران هر دو به کالاهای چینی یارانه می‌دهند و از تولید‌کنندگان ایرانی مالیات می‌گیرند. تجار چینی در اقتصاد ایران تشویق و تولیدکنندگان ایرانی و تولید ملی در داخل کشور خود تنبیه می‌شوند. پس هر کالای چینی در ورود به ایران حداقل 50 درصد از همان کالای مشابه ایرانی ارزان‌تر است و این مساله به معنای سیل عظیمی است که اقتصاد ایران را بیش از 20 سال است که درنوردیده است.
نرخ ارز و تحریم‌ها
البته هنگامی بود که تضعیف ریال در ایران موجب تورم می‌شد؛ به این دلیل که اقتصاد ایران از کشش عرضه کمی برخوردار بود. ولی طی 15 سال گذشته با وجود آنکه کشش عرضه (تولیدی) در ایران تغییر کرد، سیاست‌های ارزی همچون گذشته ادامه یافت. در حالی‌که هیچ کشوری در دنیا از یک نظام و سیاست با ثبات و طولانی‌مدت ارزی برخوردار نیست و در هر دوره‌ای بین 10 تا 20 سال نظام ارزی می‌تواند مورد بازنگری قرار گیرد، کاری که متاسفانه در ایران صورت نگرفت.
روشن نیست چرا مسئولان ایران در 15 سال گذشته بر سر سیاست غلط برابری ارزی ایستادند و این همه تولید ملی را تضعیف کردند. البته در شرایط تحریم‌های جدید، شرایط اقتصادی ایران تغییر کرده است و نباید به اقدامات شتابزده دست زد. یک تیم ورزیده زیر نظر بانک مرکزی ایران و بخش‌های اقتصادی باید در نشست‌هایی، به محاسبه واقعی نرخ ارز و انتخاب سیاست ارزی متناسب بپردازد. التهاب اخیر را نیز باید کنترل کرد، ولی نباید به سیاست گذشته ارزی ادامه داد.

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط
نظرات
مصطفی -> 1389/07/14
پاسخ

خدمت شما عزض کنم که کاهش ارزش پول ملی زمانی در اقتصاد و صادرات مفید است که اصول متعدد در ان رعایت شده باشد این در زمانی موفقیت امیز خواهد بود که درامدهای صادراتی از محصولات تولیدی صنعتی باشد نه از نفت در صورتی که در ایران درامدها از نفت بوده و واردات از کالاهای سرمایه ای و با دوام به سمت کالاهای مصرفی و با کیفیت بسیار پایین میباشد در صورتیکه کالاهای وارداتی از چین از کیفیتی در حد کالاهای صادراتی به امریکا و یا اروپا باشد در مقایسه با کالای مشابه ایرانی از نظر کیفی در یک سطح وختی پایین تر بوده و از نظر قیمتی هم بالاتر میباشد متاسفانه متولیان امور کمتر توجهی به این نکته داشته و دارند و نکته دیگر اینکه هیچیک از کشورها کالاهایی که ورود انها باعث از بین رفتن صنایع داخلی ان کشور شود واردات ان کالا را با سیاستهای مختلف متوقف و یا پایین می اورند که متاسفانه این نکته هم در نظر گرفته نمیشود

سینا -> 1389/07/14
پاسخ

با سلام - مقالعه خوبی است اما نویسنده از یک موضوضوع مهم یا غفلت کرده و یا تعمدا از آن رد شده است و آن اینکه در ایران مرکز سیاست گذاری واحدی در اقتصاد کلان وجود ندارد و با آمد و شد مسئولان و برای ناکارآمد نشان دادن مسئولان قبلی تمام سیاست ها عوض میشود چرخش های اساسی در کشور تمامی برنامه ریزی ها را تحت الشعاع قرار داده و از سوی دیگر سازمانها و نهاد های اقتصادی در رقابت و حتی گاها بر ضد هم هستند و در هیچ مقطعی هدف مشترکی را دنبال نمی کنند لذا قضاوت در مورد سیاست ها اصولا علمی نیست نباید از این نکته غافل شد که اساس اقتصاد چین بر پایه تولید و صادرات مصنوعات است و اقتصاد ایران مبتنی بر فروش نفت - لذا مقایسه ایران و چین نمی تواند استراتزی اقتصادی ایران را خوب یا بد جلوه دهد عوامل نوثر در یک اقتصاد موفق زیاد هستند ولی موفق یا ناموفق بودن آن بدون برنامه زمانبندی و پایبند بودن به برنامه تنها ملاک ارزشیابی هر برنامه است که در ایران بعد از انقلاب هیچگاه محقق نشده است

امین -> 1389/07/14
پاسخ

از منطق حرف میزنی؟ اونم اینجا؟

کاربر مهمان -> 1389/07/14
پاسخ

چه مقایسه جالبی : چین و ایران!!!!! توی چین اینقدر تولید میشود که نمیدونن چطوری صادرش کنند اونوقت شما اون را با تولید توی ایران مقایسه میکنین؟

کاربر مهمان -> 1389/07/14
پاسخ

تغیر نرخ ارز احتیاج به دوراندیشی و پیش زمینه دارد ما باید این کار را قبل از تحریم ها میکردیم و حالا با این وضعیت تولید داخلی و وابستگی کارخانجات مابه مواد اولیه وارداتی فکر میکنم این کار همم اشتباه باشد و باعث تورم گردد . بنظر من باید جو کشور را رو به آرامش هدایت کرد و برای اینده برنامه ریزی کرد .

کاربر مهمان -> 1389/07/14
پاسخ

آخر مرد حسابی یکی باید باشه تو مسوولین که معنی این نوشته را بفهمه چرا زور میگی.

حمید -> 1389/07/15
پاسخ

تابناک جان تو را به خدا ، تو را به حضرت عباس اینها را ننویس ، بگذار دلمان از پاتکی که رئیس جمهور در مقابل قضیه سکینه محمدی به آمریکا زد و دمار از روزگار آنها در آورد و پایه های استکبار را به لرزه در آورد خوش باشد. امیدمان را نا امید نکن بگذار امیدوار باشیم

کاربر مهمان -> 1389/07/17
پاسخ

فکر نکنم ارزش پول ما خیلی بالا باشد. نسبت یوان به دلار یک رقمی است اما نسبت ریال به دلار 4 رقمی! باز فکر می کنید ارزش پول ما بالاست. بهتره منطقی حرف بزنید و این طوری الگوبرداری نکنید. همین الگو برداری ها رو کردید که بنزین و برق و -- داره گرون میشه. پس چرا از حقوق ها چیزی نمی گید که اینکه تو اروپا و آمریکا حقوق ها چندبرابر ما است.

کاربر مهمان -> 1389/07/18
پاسخ

ای کاش انهایی که ریس جمهور را دلسوز کشور می دانند این مقاله را بخوانند و بدانند که برای خدمت کردن صداقت کافی نیست. صداقت بدون علم و سیاست از نوع دوستی خاله خرسه خواهد بود.

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

نظرسنجیآرشیو
نظرسنجی
آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین