محرومیت مادام‌العمرم به‌خاطر خلافی بود که خیلی ها بدترش را انجام می‌دادند
علی پروین گفت نرو سپاهان. علی‌آقا قرار بود بعد از 5سال به فوتبال برگردد، به من گفت صبر کن با هم می‌رویم پرسپولیس. اما بعد که برگشتند پرسپولیس، مرا نخواستند. اشتباه کردم به حرفش گوش کردم.

 درآمدهای میلیادری فوتبالیست ها این روزها به نقل محافل ورزشی ، رسانه ای و حتی جامعه ایران بدل شده است.
هفته نامه ورزشی «تماشاگر» گروه مجلات همشهری  در شماره 25 خود، پرونده ای مفصل در این باره دارد. در این پرونده که با کاریکاتوری زیبا از علی پروین بر روی جلد «تماشاگر» همراه شده است با خداداد عزیزی، محمد برزگر ، علی پروین و ... گفتگو شده است و گزارش هایی جالب هم از خبرنگاران «تماشاگر» درباره درآمدهای حاصل از فوتبال از گذشته تا حال دیده می شود.        
                                                                                                         
یکی از این گفتگوها را مجتبی هاشمی خبرنگار با مجتبی محرمی انجام داده است. ستاره سابق پرسپولیس که در سال های اخیر هم با حاشیه هایی دست به گریبان بوده است  در این گفتگو گوشه هایی از شرایط فعلی خود اشاره کرده است.
هاشمی در لید ابتدای این گفتگو آورده است: «هرچی دلت می‌خواد بپرس، جواب می‌دم. من دیگه آب از سرم گذشته.» وقتی با این جمله شروع می‌کند مطمئنی مصاحبه متفاوت و جذابی در پیش خواهی داشت اما نباید غافل شوی از این‌که طرف، مجتبی محرمی است. کسی که با او از هر دری وارد خاطرات شوی به کوچه بن‌بست می‌رسی، کسی که ناگفته‌هایش را به تو می‌گوید اما این گفتنی‌ها نوشتنی نمی‌شوند. عادت داریم که هنگام مصاحبه با ستاره‌ها گاهی ضبط‌صوت‌مان را خاموش کنیم اما انگار سراغ این یکی اصلا بدون ضبط‌صوت باید برویم... حالا بعد از 3ساعت کلنجار بی‌پرده با آقای یاغی مانده‌ایم که این همه حرف نگفتنی را کجای دل‌مان نگه داریم. اصلا خودت بگو ما چکار کنیم آقای محرمی؟
وقتی نوجوان بودیم توی مجله کنار عکس تو نوشته بود: «این مجتبی محرمی است، غوغاگر در خط دفاع و حمله. هرجای زمین که باشد، همان می‌کند که دی‌استفانو می‌کرد.» حالا 20سال بعد ما کنار عکس تو چه باید بنویسیم؟ ای نفرین به این روزگار که اگر روی دنده چپ بیفتد، بهترین چپ‌پای 3دهه اخیر هم که باشی بالاخره پاشنه آشیل‌ات را پیدا می‌کند و... اصلا می‌خواهی همین را بنویسیم، هان؟ ای نفرین به این روزگار....
بخش هایی از این گفتگو در ادامه می آید. متن کامل این گفتگو و سایر بخش های این پرونده قابل تامل را از روزنامه فروشی ها بخواهید.              
                         
• همین گوشه و کنارها هستیم. بالاخره دنیا همین است دیگر. گاهی آدم را می‌خواهند و گاهی نمی‌خواهند. یک‌سری از دوستان دوست نداشتند ما باشیم. گفتند چرا از افشین پیروانی تعریف کرده‌ای! خب افشین رفیق من است و خیلی به من کمک کرده.
• اگر فوتبالیست‌ها این روزها پول خوبی می‌گیرند نوش‌جانشان، چرا نگیرند؟ هر کس در حرفه خود بهترین باشد باید هم پول خوب بگیرد.زمانی که ما به فوتبال آمدیم هیچکس از باشگاه پول نمی‌گرفت، ما هم نمی‌گرفتیم. الان همه می‌گیرند، نوش‌جانشان. این هم شانس ماست دیگر.
• ستاره‌های پرسپولیس و استقلال از هواداران متمول باشگاه پول‌های غیرمستقیم به‌عنوان پاداش می‌گرفتند. خیلی‌ها می‌رفتند می‌گرفتند ولی من نمی‌رفتم. دوست دارم همین حالا بروید بازار طلافروش‌ها بپرسید. در طول هفته بارها به من زنگ می‌زدند که: «خوب بازی کن و فردای بازی بیا پیش ما»، ولی من نمی‌رفتم. اگر فقط می‌رفتم خاک بازار زرگرها را جمع می‌کردم الان چندکیلو طلا داشتم! فقط یک‌بار یکی از دوست‌های پروین بود -توی بازار- زنگ زد گفت برو اکباتان پیش آقای... وقتی رفتم اون‌جا 300هزار تومان تراول‌چک به من داد. اون موقع تازه تراول‌چک اومده بود. گفتند این پاداش برای همه تیم ‌بوده، بقیه بچه‌ها هم گرفتند. من هم گرفتم و اومدم، فقط همون بود.
• کشاورز اولین باشگاهی بود که بعد از انقلاب با پول کلان وارد فوتبال شد و من جزو اولین خریدهایش بودم. سیروس قایقران را هم من به کشاورز بردم. رفتم هتل هویزه او را برداشتم و رفتیم قرارداد بستیم اما قبل از این‌که فصل جدید شروع شود فسخ کردم و برگشتم پرسپولیس.
• مبلغ قراردادم سه میلیون تومان به‌اضافه یک زمین 300متری در کاشانک بود. علاوه بر این‌ها یخچال، فرش، موتورسیکلت و 50هزار تومان پول نقد هم گرفته بودم که پس دادم و برگشتم. خدابیامرز سیروس تا مدت‌ها به من می‌گفت: «‌این چه کاری بود کردی مجتبی؟ ما را بردی به این تیم و خودت گذاشتی رفتی؟» بعد از آن هم پیشنهاد بانک‌تجارت را رد کردم که 6میلیون نقد و 6میلیون وام می‌دادند. با نصف آن پول می‌توانستم در اقدسیه یک آپارتمان 200متری بخرم اما باز هم در پرسپولیس ماندم و بدون پول بازی کردم.
• آقای عابدینی که مدیرعامل پرسپولیس شدند، پول و قرارداد و این‌طور چیزها در باشگاه ما هم باب شد. مبلغ اولین قرارداد من با پرسپولیس 5/1میلیون تومان بود که 5/1میلیون هم به‌خاطر ازدواج به من وام دادند. دست‌شان درد نکند توی جشن هم 2تا سکه به ما دادند، یکی برای من و یکی برای همسرم. البته آن موقع سکه 300تومان نشده بود(با خنده). 5هزار تومان حقوق ماهانه می داد. البته بعد از هر بازی هم در رختکن با قرعه‌کشی بین خود بچه‌ها بهترین بازیکن تیم را انتخاب می‌کردند و جایزه نقدی می‌دادند.
• سال76 پرسپولیس مرا نخواست و رفتم باشگاه نادی‌القطر. مبلغ قراردادم 20هزار دلار بود که آن موقع می‌شد 8میلیون تومان. 2ماه‌وخرده‌ای آن‌جا بودم، برای سالگرد پدرم می‌خواستم بیایم ایران که به مشکل خوردیم. موقع عقد قرارداد یک ایرانی به‌عنوان مترجم همراه من بود که بعدا فهمیدم کلاهبرداری کرده. بدون اطلاع من در قراردادم یک بند اضافه کرده بودند که هر وقت مرا نخواستند باید پول را پس بدهم و بروم. به استناد همین بند محکوم شدم که 20هزار دلار را برگردانم و چون برنگرداندم محروم شدم.
• هیچکس هم از من حمایت نمی‌کرد تا این مشکل حل شود. درحالی‌که همان سال‌ها با مساعدت رئیس‌جمهور وقت، مشکل 500هزار دلاری علی دایی با السد قطر حل شد. خب مشکل مرا هم حل می‌کردند، فوقش می‌شد 520هزار دلار!
• سال بعد مهدی مناجاتی که مربی سپاهان بود مرا می‌خواست. گفت بیا این‌جا هم بازی کن هم کمک من باش، پول قطری‌ها را هم می‌دهیم. می‌خواستم بروم که علی پروین گفت نرو. علی‌آقا قرار بود بعد از 5سال به فوتبال برگردد، به من گفت صبر کن با هم می‌رویم پرسپولیس. اما بعد که برگشتند پرسپولیس مرا نخواستند. اشتباه کردم به حرفش گوش کردم.
• پیشنهاد می شد که پول بگیر و بد بازی کن . حتی می‌گفتند بیا پول بگیر، توی بازی با ما کرنر نگیر! آخر من خیلی نفوذ می‌کردم و کرنر زیاد می‌گرفتم.
• امروز یک آپارتمان اجاره‌ای که اون هم رفقا محبت کردند و یک 206 لگن دارم!
• من هر کاری می‌کردم یک گیری می‌دادند. موهایم را بلند می‌کردم یک حرف می‌زدند وقتی هم کچل می‌کردم می‌گفتند فلانی زندان بوده.
•  سال96 با تیم‌ملی رفته بودیم دوبی. من و 4نفر دیگر از بازیکنان جت‌اسکی سوار شدیم اما فقط من را مواخذه کردند. آمدیم فرودگاه همه بدون بازرسی از گیت رد شدند اما ساک من را باز کردند. مثلا به خیالشان من می‌خواستم با خودم چی بیاورم؟
• در کل فوتبالم فقط 2بار کارت قرمز گرفتم. یکی همان داربی معروف و دعوایم با قلعه‌نویی بود و دیگری هم بازی با ژاندارمری. جلوی ژاندارمری ابراهیم میرزابیگی داور بود. به من کارت زرد داد من فقط گفتم «چرا؟» او هم اخراجم کرد. می‌گفت چرا بلند گفتی؟!
•  یک‌بار 3سال محروم شدم، یک‌بار یک‌سال و یک‌بار هم مادام‌العمر. محرومیت مادام‌العمرم به‌خاطر خلافی بود که آن روزها خیلی از بازیکنان بدتر از آن را انجام می‌دادند.
• از این که به خاطر تعریف کردن از افشین پیروانی اخراج شدم ناراحت نیستم. پیروانی، مرتضی دانیال‌زاده و حمید افراسیابی  خیلی به من لطف دارند. شرمنده محبت‌شان هستم.
• ابت مربیگری در تیم امید پرسپولیس 3میلیون گرفتم با 300هزار تومان بن که 150تومان مالیات ازش کم شده. گفتند این پول را هم به‌خاطر زن و بچه‌ات دادیم. می‌خواهم بروم پول‌شان را پس بدهم که منتی سرم نباشد.
• از دفاع‌ چپ‌های فعلی حسن اشجاری را قبول دارم و این پسره که در سپاهان بازی می‌کند، اسمش را یادم نیست. (منظور مجتبی، احسان حاج‌صفی است.)
«تماشاگر» شنبه هر هفته با پرونده های مختلف از موضوعات روز ورزش به وی‍ه فوتبال یا معضلات ورزش منتشر می شود. این هفته نامه گروه مجلات همشهری در شماره 26 که امروز منتشر شد، گزارش اختصاصی از بازی ایران و برزیل دارد. همه روزنامه فروشی ها «تماشاگر» را جلوی پیشخوان خود قرار می دهند.
 

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

نظرسنجیآرشیو
نظرسنجی
آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین