اختصاصی تابناک
آخرین نوشته ها و کلیپ های یک قربانی معدن طبس؛ ما با همه فرق داریم + فیلم
آنچه می خوانید و می بینید، محصول گشت و گذار خبرنگار سرویس فرهنگی تابناک در صفحات مجازی برای یافتن اثری، نوشته ای یا فیلمی از قربانیان حادثه طبس است.

حورا نژادصداقت؛ تابناک- چند روزی است که از فکر درگذشتگان معدن طبس بیرون نمیآیم. به آن لحظههایی فکر میکنم که با روشنی آسمان خداحافظی میکنند و خود را به دل تاریکی زمین میسپارند و به امید روشنایی دیگری پا بیرون میگذارند. نه.... شاید هم مثل تلاشگران معدن طبس دیگر با پای خود بیرون نیایند و دوباره روشنی را نبینند.
و حالا مدام به یاد آن رمان از امیل زولا میافتم با نام «ژرمینال». رمانی که وصف حالی است از کارگرهای معدن. آنجا همه چیز با توصیف شخصیتی شروع میشود که از کار اخراج شده و خودش را به امید یافتن کار جدید رسانده به یک معدن. صبح زود رسیده و از شدت سرما دستهایش یخ کرده اما مردانی را میبیند که دارند داخل واگنها بار جابجا میکنند. مردانی که سیاه شدهاند اما هنوز کورسوی امید در دلشان هست. اسم شخصیت اصلی این است: اتیین.
«اتیین همینطور که در برابر معدن ایستاده بود، به خودش اندیشید و به زندگی گرانبار از سرگردانی هفته پیش، که در به در به دنبال کار میگشت. خودش را در حال کتک زدن سرکارگر در کارگاه راهآهن به یاد آورد، اردنگی خوردن و بیرون انداختنش از شهر لیل. از همه جا با اردنگی بیرونش کرده بودند.... دیگر آه در بساط نداشت، نه یک پول سیاه، نه حتی یک تکه نان خشکه. خوب، حالا باید چه خاکی به سرش بکند؟ ویلان و سیلان جاده، نه جایی که برود و نه حتی تصور این که توی باد به کجا پناه ببر. حالا دیگر معدن را به چشم خودش میدید، چون که چراغبادیهای اینجا و آنجا، محوطه را روشن میکرد، و در که ناگهان باز شد، توانست چشمانداز کورهای را در پرتو رخشان آتش ببیند...»
شاید بعضی از آنهایی که در معدن کار میکنند، همین مسیر را طی کرده باشند. کارهای بینتیجه پشت سر هم و بعد رضایت دادن به کار سخت در معدن. نه این که کار کردن در معدن بد باشد. کار همیشه خوب است. مشکل فقط آنجاست که کار سخت بکنی، اما امنیت هم نداشته باشی. کار سخت بکنی اما تجهیزات کافی نداشته باشی. کار سخت بکنی اما اصول اولیه ایمنی هم حفظ نشود.
بعد امیل زولا به توصیفاتش ادامه میدهد. در سکوتی که در اطراف معدن حاکم میشود و صدای منظم چکشها به گوش میرسد، پیرمردی آهسته خاطرات گذشتهاش را مرور که نه، نشخوار میکند. تعریف میکند که از اولین روز تاسیس معدن مونسو یعنی 106 پیش خانوادهاش در معدن کار میکردند. پدرش در معدن مُرد. وقتی که فقط چهل سال از عمرش گذشته بود؛ هنگام کندن چاه، سقف معدن میریزد و او زیر آوار مدفون میشود و سنگها خونش را مینوشند و استخوانهایش را میبلعند. دو تا از عموها و سه تا از برادرانش هم به همان سرنوشت دچار شده بودند و حالا فقط او مانده که انگار کمی جانسختتر است... و بعد همان پیرمرد میگوید: «خب، چه کار میشد کرد؟ باید کار کرد و نان خورد.»
امیل زولا به درستی وضعیت را درک کرده که باید کار کرد و نان خورد. فقط یک تفاوتی هست. احتمالا او نمیدانسته که این طرف دنیا، سالهای بعد از نوشته شدن رمان او، در طبس هنوز هستند مردانی که کار میکنند تا نان بخورند. و اما جانشان؟ جانشان که...
حوصله ای نیست
ادامه رمان را اگر خواستید خودتان بخوانید. اصلا حوصله توصیف مابقیاش نیست. چون این روزها ماجرای یک قصه واقعی باز است. قصه تلخی که تازه دردهایش دارد سرریز میشود. مثلا همین امروز دوشنبه صبح، پیکر یکی از همان چندین نفر خفته زیر آوار معدن طبس در حال تشییع بود. جوانی به نام محمدجواد قاسمی. که همین چند هفته پیش این فیلم را از محیط کارش در اینستا منتشر کرده بود و با دوستهایش در کامنتها شوخی میکردند:
جوانی که برادرش در وصفش نوشته: «ساعتهای زیادی جلوی در تونل چشمانتظارت بودیم ولی هر بار که واگنها بالا میومد اسمی ازت نبود. ولی هیچ چیزی ما رو ناامید نمیکرد. ما متحد شده بودیم که بالاخره سالم و سلامت بالا میای. اما سرنوشت بد نوشت. بعد 12 ساعت آمدی اما جان در بدن نداشتی...»
این کلمه «امید» را نگه دارید. محمدجواد بیست و شش ساله یک هایلایت در پیجش داشته با عنوان «امید به زندگی من». عکسهای دخترش است. دختری که هنوز یکسالش نشده. اما انگار محمدجوان قاسمی برای آن که زحمتش به یادگار بماند این ویدئو را ساخته تا بعدها دخترش او را ببیند.
بله آقای رنگو. ما با هم فرق داریم. خون بعضیهایمان رنگینتر است. محمدجواد قاسمی از زبان همه تلاشگران معدن درست گفته که: «شما روزها به عشقوحالید ولی ما سر کاریم. ما با هم فرق داریم...»
حالا بگذریم از این که او کارت اهدای عضو داشته، فوتبال بازی میکرده، سرحال بوده، اهل ورزش بوده،... اینها همهاش داغ را بزرگتر و سنگینتر میکند. ما را به سختجانی خود این گمان نبود....
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
خدا رحمتش کنه
هم وطن مهربانم آرام بخواب دنیا مظلومیتت را فراموش نخواهد کرد. بهشت سهم دلای مهربونتون بشه ان شالله. روحت شاد
درامداین معادن راکجا خرج میکنید
خدا بیامرزه تو این مملکت از بس زندگی نکردیم ترس از مردن نداریم
آدم این عکسها را که می بیند یاد غواصهای مظلوم می افتد .درود بر روانشان
فرمود(الکادلعیاله کالمجاهدفی سبیل الله)،حق اینست،که افرادیکه حین خدمت،جان به جان آفرین تسلیم می کنند،نامشان جزوشهدادرج شود،واجسادویادشان گرامی داشته وخانواده هاشان مانندسایرخانواده های محترم شهدای عزیزموردتکریم وعنایت خاصه قرارگیرند،اینان پاداش بیحسابشان نزدخداوندمحفوظ است،إن شاءالله.
دلم گرفته از این دنیا
اللهم عجل لولیک الفرج
واقعاغم انگیز وقتی میفهمی یک عده بااین دست مزد ناچیزجون باارزشتان به خطرمیانداز ای کاش مسولیت به خودشون بیان ویک فکر اساسی کنن که این اتفاق تکرارنشه
سلام شما توقع از کی دارید (رئیس جمهور)
بله که فرق داریم تنها قربانیان انقلاب ۵۷,ماکارگران شرکتها و پیمانکاری هاهستیم متاسفم
مسعول معدن باید جواب گو باشد که چرا امنیت کارگران آنقدر ضعیف بود.همان طور که از معدن پول در میآورند باید ایمنی ههمداشته باشند..
خدابه فریادخانواده هاشون برسه .حداقل سه روز عزای عمومی اعلام می کردن .
درعوض پسریکی ازمقامات که همه میشناسن به اندازه کل جوانهای ایران که خوشبخت بشن پول داره.به لطف اسم پدر.شاید تک تک این بچه ها ازاون بهترباشن ولی حیف که درکشورمن رابطه حرف اول رامیزنه.غیرقابل پخش!!
چرا کارگر معدن شهید حساب نمیشه فرقش با مامور یا یه نظامی چیه اونم واسه خانوادش تلاش میکنه مگه مامور بزور میبرن حقوق میدن اگه به شهادته اتشنشانم تو حادثه شهیده یا این داستان مردن مامور بشه شهادت مردن معدن کار بشه هیچی شهید کسی هست که فی سبل الله بدون دریافت حقوق داوطلبانه ووارد معرکه ای بشه تا جون کسی رو نجات بده یا از کشورش دفاع کنه فرق یه دانش اموز که هیچ تکلیفی غیر از درس خوندن نداشت ولی رفت منطقه با یه سرهنگ که ۲۰سال حقوق گرفته زندگیشو درست کرده الانم وظیفشو انجام میده اگه انجام وظیفه مرگش شهادته .اسم نوجوان۱۵ ساله که رفت واسه خاکش اسمش چیه اگه یه نظامی معلول بشه جانبازیش چون وچرا نداره ولی هستند کسانی که ایندشونو گذاشتن رفتن الان اسمشون شده معسر حالا داستان داستان فرق بین شغلهاست.وتبعیض که هربچه ای میفهمه
متاسفم لقمه حلال در آوردن تاوان زیادی داره پول کم
داغون شدم ، این همه زحمت نه امنیت شغلی نه حقوق خوب و درست و حسابی ، خدایا کجایی
شمعها یکی یکی خاموش میشوند وما را در دنیای تاریکی فرو بردن خدایا به فریاد ما برس
خواستم نام رو بنویسم هموطن دیدم لیاقتتون رو نداشتم
بابابرای.نان.جان.داد.روحشان.شادمردان.گمنام
خدا صبربده به خانوادهاشون مارادرغم خودشریک بدانید
سلام به همه ، خدا رحمتشون کنه ، خدا به همه مردم ایران بخصوص به خونواده های این عزیزان صبر بده
خیلی دردناکه
خدا رحمتشون کنه
صبر به خانواده هاشون بده
خیلی سخته واقعا فقط ،خدا به خانوادشون صبر بده
روحشان شاد. منم به خانواده این عزیزان تسلیت میگم وانشاالله خدابهشون صبر بده.. ولی خداییش خیلی کارشون سخته وحقوقشون ناچیز کاش یکم مسئولین بیشتربه فکر این عزیزان باشند......
روح همه ی این عزیزان انشاالله شاد باشد وخداوند همه را بیامرزد
عزیزان کار وزحمت کشیدن اعبادت است روزه و نماز اطاعت است
سلام انشالله خدا صبر به خانواده این عزیزان بدهد،
شهیدان راه آبادانی وطن، هر که در راه معاش حلال خانواده اش کشته شود ،نزد خدا شهید وعزیز است،
خدایی قلبان ناراحت شدم، خداوند رحمت کنه همشون
واقعا الان مسئولین و هیات دولت الان باید کنار خانواده های داغدار این عزیزان باشن یا با خانواده هاشون نیویورک و سفرهای خارجی ؟؟؟
خدا به خانواده هاشون صبر بده
بهتره درمورد افراد غیبت نکنیم مطمئن باشین رئیسجمهور عزیز در اولین فرصت بعد باز گشتشون پیش خانواده های داغدار خواهد رفت. روحشان شاد??
لعنت ب بی پولی ..خدا رحمتتون کنه .سخته واقعا .بدون پدر بزرگ شدن .و سخته واقعا برا یه لقمه نون جون دادن?
کار سخت بکنی ،حقوق حداقلی هم بگیری ،این قسمت جا افتاده
خیلی سخته خدا رحمتشون کنه و به بازماندگانشون صبر بده
منهم در درفولاد خوزستان مکانیک تاسیسات بودم در واحد اسکله بندر امام خمینی ولی متاسفانه مسئولین بخاطر پشتکارم همه فن حریف بودن تعمیرات تسمه نقاله گیربکس سیم بکسل ها جوشکار اسکلت در پنجره لوله ورق وبرشکار لوله کشی آب ریختگر مشتی های چرثقیلهای برداشت کنند از کشتی وتعمیرات ورشاب وتعمیر گراپ روغن وگریسکار خدا کاروپیشنهاد کارهای کیوسی ازمن وسکه ها مسئولین میبرند ملت شریف شما بگید این اسلام است هنوز دنبال کارت جانبازی وایثارگری هستم
چقد تحمل این درد برایه ما هموطنان سخت هست
خدا به خانوادشون صبر بده
کجای این شر کت ها . کار خانجات . بانک ها . ...... بازرسی . سازمان صنایع و معادن داره سیستم درست پیش میره و کار میکنه و ضعف نداره . اول ایمنی بعد کار فقط یک شعار هست . باید بنویسن ایمنی برای عزاراییل و مرگ برای کارگر
روح پاک شهیدان معدن طبس شادبخداماهم دررنج عذابیم بابچه های بیکار بیمار بی سرسامان این همه رنج خداوند به خانواده شهدای معدن طبس صبروارامش عطابفرماید
سلام و عرض تسلیت به خانوادههای داغدار
ماکارگرها زنده هستیم تابعضیا زندگی کنند
کارشون خیلی سخته خدا رحمتشون کنه با امام حسین محشورن
تورا خدا پیگیر بشید کارزار بزارید.. شهید حساب بشن.. تورا خدا چه جوری میشه کارزار زد
من امید دارم خدا جای قشنگی برای این کارگران زحمت کش در نظر داره اون دنیا چون از جان ودل مایه گذاشتن بودن برای یه لقمه حلال
کاش دکتر رئیسی بود حتما تا به حال به خانواده تک تک کارگران سر زده بود
روحشان شاد???
فقط فیش های حقوقی نجومی
کارگران معدن بغض گلویم را ترکاند
وچقدر دردناک هست که از ۷ ملیون
کرایه خانه بدهی پول قبص اب وبرق وگاز تلفن بدهی
بجها مدرسه بفرستی..خدا نکند بینار بشوی وبرای این حقوق نجومی جان بدهی
بیاید دعا کنیم اگ رفتیم خدا کنه اونور خدا باشه یا یکی باشه
امان از دل داغدار مادراشون?
روحشان شاد واقعا داغ سنگینی است خدابع خانواده هاشون صبربده
خانواده هاشونو دریابید ...لطفاً..
خداوند رحمتشان کند روحشان شاد و یادشان گرامی باد
چرا از مقصر اصلی چیزی نمیگویید. سیستم امنیتی سهل انگاری کرده. پیداشون کنید و تنبیه
واقعا سخته
در هر صورت به قضیه نگاه کنی سخته تسلیت واژه ی کمی است زبانم قاصر است
روحشان شاد شهادتشون مبارک
الهی بگردم چه مرگ سختی داشتن خدا به خانواده هاشون صبر بده
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.