دکتر یحیی آل اسحاق
حسابرسی نسل‌ها
حسابرسی سالانه، یکی از مهمترین سنجه‌ها و ابزارهایی است که در زمینه ارزیابی فعالیت شرکت ها دردوره ای خاص مورد استفاده قرار می‌گیرد.
هر شرکتی در پایان یک سال مالی باید در مجمعی عمومی، گزارش حسابرسی مالی ارایه دهد و اساسا قوام و پایداری شرکت‌ها به خاطر حسابرسی است که در آنها انجام می‌شود. بدون شک اگر حسابرسی نبود و علم حسابرسی پیشرفت نمی‌کرد، نمی‌توانستیم سنجه و شاخصی از فعالیت شرکت‌ها داشته باشیم و به خصوص بدانیم که شرکتی در یک دوره خاص، مدیر یا مدیرانی موفق یا سود و زیان داشته است؟
با تکیه بر همین الگو، در مجامع علمی مدیریتی، بحثی به نام حسابرسی نسل‌ها مطرح شده است. اگر بخواهیم به تشریح این حسابرسی بپردازیم، چیزی شبیه به حسابرسی بنگاه‌های اقتصادی است، با این تفاوت که شاخص‌های موجود در این حسابرسی، به جای ارزیابی عملکرد سالانه، عملکرد یک نسل با همه آنچه در چنته داشته، مورد ارزیابی قرار گرفته و برای یک نسل تعریف می‌شود.
هر نسلی در مقطعی از تاریخ به مدیریت نظام‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و... هر کشور مشغول می‌شود و یک سری معاهدات و قراردادها را وضع می‌کند و نه تنها برای خود، بلکه برای نسل‌های آینده نیز یک سری تعهداتی را پیش می‌آورد. علاوه بر آن، در نظام مدیریتی کنونی همواره هزینه‌های تصمیم‌های گرفته‌شده توسط مدیران، حسابرسی می‌شود.
بدون شک با تعریف چنین سنجه‌هایی، می‌توانیم بفهمیم مدیران یک نسل تا چه اندازه موفق بوده‌اند، یا مدیران یک نسل تا چه اندازه موفق نشان داده‌اند.
خیلی از ما، هیچ‌گاه مورد ارزیابی حسابرس یا افرادی نظیر حسابرسان قرار نگرفته‌ایم و حتی خودمان نمی‌دانیم تصمیم‌هایی که در عرصه مدیریت، زندگی و فعالیت گرفته‌ایم، اول برای خودمان و بعد برای مردم و جامعه، تا چه اندازه هزینه و فایده داشته است. با این توصیف به نظر می‌رسد هر نسلی باید حسابرسی شود تا مشخص شود که چه فرصت‌ها و تهدیدهایی را برای نسل‌های آینده خود به ارث گذاشته است.
مشخصا در این روش نوین، مدیران محافظه‌کار که دارای شجاعت لازم تصمیم‌گیری در لحظات مختلف نیستند، نه تنها در دادگاه تاریخ متهم خواهند شد، بلکه در حسابرسی نسل‌ها مشخص می‌شود که چه هزینه و خسارت‌هایی را بر اثر ناتوانی خویش به کشور و ملت وارد کرده‌اند.
به عنوان نمونه، تصور کنید روند فعال سدسازی که از حدود هجده سال پیش آغاز شد و تاکنون نیز ادامه دارد، انجام نمی‌شد. در این صورت چه میزان امکان تولید انرژی برق (با روش برق آبی) که اکنون هست، ناممکن می‌شد و در این‌باره آیا از کسی بازخواست می‌شد؟
مثال دیگر، اگر حجم عظیم بزرگراه‌هایی که اکنون در تهران بنا شده، طی سال‌های گذشته بنا نمی‌شد. آیا تصوری از انفجار ترافیکی در پایتخت دارید؟
متأسفانه گاه تصور می‌شود مدیران در کشور، صرفا برای کارهای انجام داده خود بازخواست می‌شوند، اما برای کارهایی که باید انجام می‌دادند و انجام نداده‌اند، هیچ‌گاه از آنها پرسیده نمی‌شود.
در صورتی که این مدل، اجرایی شود، بسیاری از هزینه‌های تجربه‌ای صرفه‌جویی خواهد شد. هنگامی که بررسی شود تصمیم‌های گرفته شده، چه سود و زیانی داشته و از سوی دیگر، تصمیم‌هایی که نگرفته شده، چه فرصت‌ها و تهدیدهایی را پیش روی نسل‌های حاضر و آینده قرار داده، مدیران جدید می‌توانند با بهره‌گیری از این تجارب ارزنده، از پیمودن راه‌های اشتباه گذشته پرهیز کرده تا از خسارت‌ها و تهدیدهای احتمالی جلوگیری کنند.
وقتی مدیری بداند که برای «نه» گفتن خویش نیز باید پاسخگو باشد، آنگاه مدیریت معنا پیدا می‌کند. اگر نظامی برقرار کنیم که درست ارزیابی کند «تصمیم‌گیری چه عوارضی دارد» و اگر یک مدیر اشتباهات فراوان انجام دهد و هیچ تصمیم مهمی نگیرد، دست‌کم در پایان کار، به عنوان یک مدیر موفق از او تجلیل نشود.
«نظام حسابرسی نسل‌ها» هزینه بایدها و نبایدهایی را که مدیران نسل‌ها در جامعه وضع می‌کنند را محاسبه می‌کند.
به طور مثال بر پایه این حسابرسی، به دلیل تعهدات و تصمیمات دولت کنونی آمریکا در سال 2030 میلادی هر شهروند آمریکایی حدود 65 درصد از درآمد خویش را مالیات می‌پردازد تا هزینه تعهداتی را که نسل‌های قبل برای وی ایجاد کرده‌اند، تأمین کند.
بومی کردن و تأثیربخش بودن نتایج این حسابرسی، سازوکار حکومتی و جایگاه سازمانی تشکیلات حسابرسی نسل‌ها، مباحثی است که باید به بحث صاحب‌نظران گذاشته شود تا با یک جمع‌بندی کلی و بررسی موشکافانه همگام با دیگر کشورهای پیشرفته و حتی پیشاپیش آنها، به صیانت از سرمایه‌های کشور متعهد شویم.
* رئیس اتاق بازرگانی صنایع و معادن تهران

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط
نظرات
کاربر مهمان -> 1387/04/06
پاسخ

فرمود : حاسبوا قبل ان تحاسبوا بگذارید به مطلبی حساس تر توجه کنیم. قضاوت در اسلام خیلی مورد تاکید قرار گرفته است. در روایات آمده که اگر قاضی رای به خطا صادر کند«با دلیل و یا بدون دلیل» جایگاهش در جهنم است. حتی اگر حکم به صواب دهد اما نداند که دلیل حکم صوابش چیست باز هم جایگاهش جهنم است. تنها در یک صورت بهشتی است و آن اینکه حکم به صواب دهد و دلیل آنرا هم بداند. سؤال اینست که واقعا دستور یک مدیر به انجارم کاری و یا امتناع او در اقدامی چه تفاوتی با حکم یک قاضی دارد. غیر از اینست که گاه حکم قاضی تنها بر یک نفر موثر و گاه دستور مدیری، جامعه ای را تحث تاثیر قرار می دهد؟ عزیزان ، در مطلب فوق جناب آل اسحاق به مطلبی بس مهم اشاره کرده و آن اینکه باید مدیر در برابر «آری» و «خیر» خود مسؤلیت پذیر باشد. اگر اینچنین بود و این حسابرسی وجود داشت، مدیر غیر شایسته در جائی دوام نمی آورد و حق به نخبگان شایسته و دلسوز می رسید و دست فرصت طلبات از دامان جامعه کوتاه می شد. اگر اینگونه نیست پس از نبود مکانیزمهای حسابرسی است. واین نهایت ساده اندیشی است که فکر کنیم اگر در این دنیا حسابرسی نمی شویم در آن جهان نیز در امان خواهیم بود. البته جای بسی شگفتی است که ما خودمان هم به درستی از خودمان حساب نمی کشیم. که اگر این یکی هم بود باز جای امیدواری بود. و وای از آن روزی که خدای متعال می فرماید: اقرأ کتابک کفی بنفسک الیوم علیک حسیبا : (در آن روز به انسان گفته می‏شود) نامه اعمالت را بخوان، کافی است که امروز خود حسابگر خود باشی!» (سوره اسراء، آیه‏14).

کاربر مهمان -> 1387/04/08
پاسخ

شاید بهتر بتوان گفت که ما در این دیدگاه در حستجوی شناسایی هزینه فرصت از دست رفته هستیم و جلوگیری از افزایش این هزینه ها؛ به قول ایرانی ها هر جا جلوی ضرر را بگیری نفع است. مسوولیت ما فقط نسبت به وجوه نیست بلکه آدم ها هم به عنوان یک سرمایه اجتماعی جامعه ، عین بیت المال هستند. همچنین زمان هم سرمایه نامحسوس دیگری است و مدیران نسبت به عمر از دست رفته ای این سرمایه های انسانی که می توانست در راه مناسب تری بکار گرفته شود مسوولند. هدایت برخی از استعداد ها و توان بالقوه جامعه چه در رسانه ها چه در حوزه اساتید و پژوهشگران کشور می تواند در این بازبینی مفید باشد. البته با تشکیل یک سازمان در این زمینه مخالفم زیرا هم اکنون با تورم سازمانهای کنترل کننده در هر سه قوه مواجهیم به حدی که برای امور اجرایی هم گاه دست و پاگیر شده و ضمانت راهبرد های اصلاحی آنها زیر سوال است ولی می توان تعریف مجددی در شرح وظایف این سازمان ها در این زمینه صورت پذیرد.

کاربر مهمان -> 1387/04/08
پاسخ

با سلام بحث حسابرسی سالیانه از شرکتها صرفاً در هزینه و تاییدیه آن و در انتها تراز کل مجموعه ها محدود می شود و هیچ گونه نظارتی را بر مسائل فنی و کارشناسی هزینه های صورت گرفته شامل نمی شود.

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

نظرسنجیآرشیو
نظرسنجی
آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین