آخرین خبرترامپ: اسم من روی برگه رای نبود
5بازدید

سخت نگیر آقای وزیر کار؛ ما منتظر فاجعه بعدی هستیم!

آقای وزیر! آقایِ وزیرِ محترمِ کار! آن وعده‌های آبان‌ماهتان کو؟ آن «بررسی حقوق کارگران معادن» که دم از آن زدید، ته‌اش چه شد؟ بله بله، می‌دانم؛ «در دست بررسی است»! همان جوابِ همیشگی که از بس شنیده‌ام، حالا هر وقت کسی می‌گوید «در دست بررسی»، دلم می‌خواهد قابلمهٔ داغ را بکوبم توی سرم و سرش!

سخت نگیر آقای وزیر کار؛ ما منتظر فاجعه بعدی هستیم!

سخت نگیر آقای وزیر؛ ما منتظر فاجعه بعدی هستیم

گاهی دلم می خواهد دیگر ننویسم؛ من که می‌دانم این واژه‌ها نیز سرنوشتی جز خوابیدن در گورِ دسته‌جمعیِ اوراقِ بایگانی‌شده ندارند. چند روزی واژه‌ها جان دارند و جولان می‌دهند و سپس زنده به گور می‌شوند. درست مانند کارگران معدن طبس که فراموش شدند، یا مثل همین هفت تنی که ناگهان از چشمِ حرف‌ها و وعده‌ها و از لابلای یافته‌ها و نیافته‌های کمیته‌های حقیقت‌یاب و ناظر خواهند افتاد و تمام.
 
اما اگر ننویسم... اگر ننویسم، سکوت را به رسمیت شناخته‌ام. سکوت هم که خیمهٔ بزرگی است، دلخواهِ فساد و بی‌عدالتی و اندوه. می‌نویسم، چون نباید سکوت را به رسمیت شناخت.
 
راستی، اینجا چه چیزی از اعتبار افتاده است که هیچ حرفی در هیچ عملی تأثیر نمی‌کند؟ چه‌بسا عملی هم در کار نیست. تنها عمل، فراموش کردن است و سپردن زخم‌ها به گذر زمان؛ بی‌هیچ مداوایی.
 
در برابر دردهای برآمده از آوارهای معدن طبس یا دامغان، فاجعهٔ بیمارستان نگاه یا ولی‌عصر تبریز، یا واژگونی اتوبوس دانش‌آموزان و آدم‌کشیِ جاده‌ها و خودروهای ناایمن، کدام طبیب، چه مداوایی تجویز کرده است؟ به جایش، با دردها ساخته‌ایم. ناطبیب هم تا توانسته، روی زخم‌هایمان را به زخمی تازه آراسته است.
 
باز هم شدیم دسته‌ای عزادار! پنجاه‌وسه جسدِ سیاه‌شده از دلِ معدنِ طبس بیرون کشیدند، و ما هم — همان عادتِ همیشگی — دور هم جمع شدیم و هیاهو به پا کردیم. وزیرِ کار آمد با آن صورتِ سوگوارِ همیشگیِ وزیرانِ ادوار، همانی که موقعِ وعده دادن انگار برای مجلسِ ترحیم سخنرانی می‌کند. قول داد، سوگند خورد، «رسیدگی می‌کنیم» گفت... و بعد؟ بعدش را که می‌دانید؛ بوی تعفنِ لاشهٔ وعده‌ها را هراسی نیست. بالاخره بادها با خود خواهند برد. حالا هفت جسد دیگر هم رویش! ده‌ها پیکر دختران استعداد درخشان نیز رویش، مسافران هرگز نرسیده به مقصد هم رویش... چشم‌های نابینا شده را هم نصف دیهٔ کامل حساب کن، بگذار به همان حسابِ ناحساب!
سخت نگیر آقای وزیر؛ ما منتظر فاجعه بعدی هستیم
 
اینجا کجاست که آدم باید هر بار با خونِ تازه، یادش بیاورد که کارگرانِ کدام معدن هنوز زنده‌اند؟ کدام‌ها مدفون در آوار معدنند؟ فرزندان و زنان و مادرانشان چه می‌کنند؟ که این جماعتِ عرق‌ریخته، با همان دستمزدِ ناچیز، هر روز به کامِ مرگ می‌روند و کسی هم نیست که یک «چرا»ی ساده بپرسد. و اگر هم یکی بپرسد، پاسخی مگر خواهد شنید؟! و تو از دستمزد چه می دانی...ده،  یازده، هفده؟ هجده؟ بیست میلیون؟ پولِ چه چیزی است این؟ پولِ یک شبِ مهمانیِ آن آقازاده‌های پشتِ میز‌نشین؟
 
خودم هم همینم، تیتر زدم، مصاحبه کردم، فریاد کشیدم... بعدش هم که دیدم هیچ غُلغُلی نیست، رفتم چایی دوم را دم‌کشیده و نکشیده سر کشیدم و خبر بعدم را نوشتم. کاری که همیشه می‌کنیم. مثلِ آن دکترِ مریضی که نسخه می‌نویسد و می‌داند بیمارش تا هفتهٔ دیگر مُرده است.
 
آقای وزیر! آقایِ وزیرِ محترمِ کار! آن وعده‌های آبان‌ماهتان کو؟ آن «بررسی حقوق کارگران معادن» که دم از آن زدید، ته‌اش چه شد؟ بله بله، می‌دانم؛ «در دست بررسی است»! همان جوابِ همیشگی که از بس شنیده‌ام، حالا هر وقت کسی می‌گوید «در دست بررسی»، دلم می‌خواهد قابلمهٔ داغ را بکوبم توی سرم و سرش!
 
این وعده‌ها به بارانی می‌ماند که کوتاه و زودگذر می‌زند و فقط خیابان را گل‌آلود می‌کند.
 
آقایان! شما که واقفید تنها چیزی که از پس هر فاجعه‌ای در این کشور قابل پیش‌بینی است، فاجعهٔ بعدی است؛ فرونشست است، خشک‌شدن و خشکسالی است، واژگونی است، کشتار زلزله است، آلودگی هواست، ریزگرد است. غیر از این نیست. اگر غیر از این بود، امروز خانواده‌ها و فرزندانشان می‌دانستند که آزمون کنکور در یازدهم اردیبهشت با چه شرایطی برگزار خواهد شد. ۲۳ روز مانده و هنوز نمی‌دانند و شما هم نمی‌دانید. اما انتظار برای سوگواری‌ها و فروریختن‌ها چیز عجیبی نیست. افسوس، انتظاری از بابت پیش‌گیری و درمانش هم نیست. دل داده‌ایم بر باد... بر هر چه بادا باد.
 

یک بار امتحان کنید

از این که باید هر بار مثلِ گورکنی باشم که اجساد را می‌شمرد و آمار را جمع می‌کند و بعد باید به انتظار شورش احساسیِ زودگذرِ بعدی بنشیند، حالم بد می‌شود. راستی شما حالتان بد نمی‌شود؟ آقایان تصمیم گیر درباره حقوق معدن کاران، آقایان وزیر، آقای وزیر کار! باور کنید حکمرانی بر مردمان خوشبخت، لذتی بس وافر دارد تا این که بر ویرانگی‌ها حکم برانید. یک بار امتحان کنید. اصلاً حکمران خوشبخت، حاکمی است که بر مردمانی خوشبخت حکم براند، وگرنه حکمرانی بر خستگان و دل‌شکستگان و ناامیدان، به فلاکت شبیه‌تر است.
 
این بار فراموش نمی‌کنم. به حافظه‌ام می‌سپارم. آن‌گاه که گذر زمان به نفع فراموشی عمل کرد، فتیلهٔ خاموشی را بکشم و هر روز تلنگر بزنم تا یادتان بماند که جایی دیگر، در خانه‌ای کوچک، صدای مادری، پدری، فرزندی یا همسری دارد فراق را نجوا می‌کند و لب‌تشنهٔ دیداری است که دیگر میسر نخواهد شد. سفرهٔ خالی‌شان به کنار.
 
 باید وقتی همه چیز تمام شد، وقتی دیگران رفتند، وقتی دوربین‌ها خاموش شد، آن‌وقت تویِ گوشِ این آقایان فریاد بزنم: «پس وعده‌هایتان چه شد؟!»
 
شده‌ایم شاهدان همیشگیِ مرگ‌های قابل‌پیش‌بینی و بدون پیشگیری، و نیز ناظرانِ بی‌اختیارِ فاجعه‌های تکراری. و شما همچنان به فکر بودجهٔ کمیتهٔ حقیقت‌یابتان خواهید بود و حق ماموریت و بدی آب وهوای ناظران و بازرسانتان. این فجایع برای ما هر چه آب دیده آوردند، برای شما نان تازه تر دادند!
 
*مهدی محمدی کلاسر - دبیر اجتماعی تابناک
 

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

ناشناس۱۴۰۴/۰۱/۲۰ ۱۱:۰۷

ممنون از آقای مهدی محمدی - دبیر اجتماعی تابناک
من با وجود اینکه از نظر سیاسی و فکری با ایشان هم نظر نیستم ولی این مقاله را خارج از همه چارچوبهای فکری و ناشی از دغدغه مندی ایشان دیدم !
متاسفانه در این کشور آنچیزی که رخت بربسته است مسئولیت پذیری مدیران و وزیرا و تصمیم گیران و پاسخگویی است!
اگر ذره ای مسئولیت پذیری و پاسخگویی وجود داشت با وجود این همه مشکل در مدت کوتاه باید شاهد تغییری در روندهای اجرایی بودیم ولی در به همان پاشنه می چرخد و بروکراسی ناکارمد اداری در کنار عدم انگیزه و خواست توسط مدیران جان انسان ها را می گیرد!

ناشناس۱۴۰۴/۰۱/۲۲ ۱۲:۵۳

البته ایشون مهدی محمدی روزنامه کیهان و پاداریچی نیستند. اشتباه نگیرید. ایشون که مطلبو نوشتت شاعر هم . .هستند‌.من در مجلس همکار بودم با ایشون

طاها۱۴۰۴/۰۱/۲۰ ۰۳:۰۳

کارگر معدن عزیز، اگه قرار بود این پول رو به شما بدن خودشون چی بخورن. مگه می شه با صدها میلیون تومن این عزیزان مسئول زندگی کنند. مسئولین عزیز اومدن تا ما کارگرا رو امید بدن و خودشون بزنن به جیب

ناشناس۱۴۰۴/۰۱/۲۰ ۰۱:۴۷

فعلا همین که بعد از مدت‌ها نوشته ای قابل قبول با قلمی شیوا در رسانه ای خوندیم اتفاق خوبی بود

ناشناس۱۴۰۴/۰۱/۱۹ ۱۷:۲۴

حالا سخت نگیر وزیر کار قبلی دوره مرحوم رییسی را هم دیدیم!!!

ناشناس۱۴۰۴/۰۱/۱۹ ۱۷:۰۱

همه چیز خرابه.
تو هم یه دو خط مینویسی هفته دیگه یادت میره تا فاجعه بعدی

ناشناس۱۴۰۴/۰۱/۱۹ ۱۶:۰۲

اووووف. عجب چیزی نوشتی

ناشناس۱۴۰۴/۰۱/۱۹ ۱۴:۰۹

مجلس انقلابی الان وزیر کارو هم برکنار میکنه !!

ناشناس۱۴۰۴/۰۱/۱۹ ۱۳:۵۶

آقای دبیر تابناک قرار نیست اتفاقی بیوفتد.شما با مسئولانی سروکار داری ک با خیال راحت از این اتفاقات ک بواسطه سو مدیریتشان بوجود آمده ب راحتی گذر میکنن دریغ از کمی وجدان درد.صدها انسان در قطار جزغاله شدن اما وزیر با خیال راحت گفت بیمه دیه را پرداخت میکند.دها تن بینایی خود را از دست دادن آقای وکیل مجلس ک خود از درامد ان بیمارستان منتفع است با لبخند از کنارش گذشت،سالانه ۲۰ هزار نفر در جاده کشته میشوند وزیر سمت با خیال راحت از کنارش میگذرد و......

ناشناس۱۴۰۴/۰۱/۱۹ ۱۳:۴۴

حالا خودتون قضاوت کنید با این وضعیت و این حجم از نارضایتی ورود به جنگ عاقلانه است؟

یک کارگر معدن۱۴۰۴/۰۱/۱۹ ۱۳:۴۴

این وزیر کار را باید تغییر بدن
رویکرداش در حمایت از طبقه مرفه و ثروتمنده

استیضاح میدری را کلید بزنید

ناشناس۱۴۰۴/۰۱/۱۹ ۱۴:۲۶

وزیر اقتصاد هم برکنار شد چیزی درست شد ؟

شهروند درجه 2۱۴۰۴/۰۱/۱۹ ۱۳:۰۸

باور کنید حکمرانی بر مردمان خوشبخت، لذتی بسی وافر دارد تا این که بر ویرانگی‌ها حکم برانید. یک بار امتحان کنید. اصلاً حکمران خوشبخت، حاکمی است که بر مردمانی خوشبخت حکم براند، وگرنه حکمرانی بر خستگان و دل‌شکستگان و ناامیدان، به فلاکت شبیه‌تر است.

بی نهایت عالی بود سپاس

ناشناس۱۴۰۴/۰۱/۱۹ ۱۲:۴۶

عالی. زنده باد

ناشناس۱۴۰۴/۰۱/۱۹ ۱۲:۳۹

عالی . حتما بنویسید و یادآوری کنید در غیر اینصورت باب میل فاسدان و مجرمان است

ناشناس۱۴۰۴/۰۱/۱۹ ۱۲:۳۴

خیلی ممنون
عالی بود
متاسفانه هرچندوقت یکبار در شهربازی ها هم حادثه داریم
شاید باید کمیته های مردمی برای مطالبه و نظارت تشکیل بشه

خانواده ها در مدارس سخت گیری کنند بر حمل و نقل بچه ها
دلسوزان از بین معدنکاران برای امنیت معادن با هم همکاری کنند و از این قبیل کارهای مردمی

ناشناس۱۴۰۴/۰۱/۱۹ ۱۳:۰۹

حقوق معدن کاران رو ولش کن
حق ماموریت و حق الجلسه آقایانی که قرار است برای اونا تصمیم بگیرن رو زودتر بدید!!!!!!

ناشناس۱۴۰۴/۰۱/۱۹ ۱۲:۲۷

چرا در زمان حضرت آیت الله دکتر رئیسی این مقاله ها رو نمی نوشتید شما هم در این فاجعه ها شریک هستید
#گزارش مهمل

ناشناس۱۴۰۴/۰۱/۲۰ ۱۱:۲۵

در زمان دولت 13 ام همه چیز گل و بلبل بود
یکی نیست بگه این اتفاق امروز نتیجه تصمیمات دیروز است
سومدیریت گریبان گیر شده

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.