قاتل، پیش از مقتول مرده بود!
مهدی محمدی*

«مرگ یزدگرد» را به خاطر دارید؟ فیلمی از بهرام بیضایی؛ آنجا که آسیابان در پاسخ به پرسشها و بازجویی ها درباره چرایی کشتن شاه، میگوید: شاه پیش از آنکه پا به این خانه بگذارد، مرده بود! اینجا هم احتمالا قاتل، پیش از مقتول مرده بوده؛ توضیح می دهم.
قتل دانشجوی دانشگاه تهران، یک حادثه تلخ و در عین حال، یکی از زنجیرهای از حوادث ناگوار است که در گوشه و کنار کشور به وقوع میپیوندد که نشانه های خوبی نیستند. این نوشته هم صرفا از جنبه اجتماعی و فارغ از همه حرف ها و یافته هایی است که احتمالا در آینده درباره آن مطرح خواهد شد.
قتل یک دانشجو به دست افرادی که خود جزء همین جامعهاند و شاید تا دیروز در کنار ما زندگی میکردند، واقعیتی تلخ را به تصویر میکشد؛ مرگ دانشجو، اقدام جنایتکارانه سارقان و واکنشهای اجتماعی، همه و همه معلول عواملی هستند که برخی شناختهشده و برخی دیگر ناشناختهاند. هم مرگ دانشجو و هم اقدام جنایتکارانه سارقان، و هم اعتراضات و واکنشها، همه و همه معلول هستند و ریشه در علتهایی دارند که عمدتاً شناختهشده و گاه ناشناختهاند.
کشتن یک نفر، فقط کشتن همان یگ یک نفر نیست. بلکه همواره معتقد بودهام، در هر طنابی، نه یک فرد، که جوخهای بر دار میمیرد. گذشته از دلمردگی عزیزان و نزدیکان آن فرد، هر واقعهای ناگوار، مخصوصاً در این سطح، مرگ آرزوها، مرگ امیدها، و سیطره امپراطوری ناامیدی بر جامعه است.

بعضیها از رسانهها انتقاد میکنند که درصدد القای ناامیدیاند. شما باورش نکنید. رسانهها را موجودات دیگری نمینویسند که متعلق به جایی دیگر باشند. رسانهها را همین جامعه مینویسد. رسانهها، بازتابدهنده هر آنچه که هست و هر آنچه که مینماید، هستند. آنگاه که خبرهای اندوهبار از انبوهها میگذرد، آن وقت هنگامه بیم دادنشان است. اصلاً دوام رسانهها با وجود انواع تغییرات تکنولوژیک در روشها و شیوهها، نشانه اقبال نهایی به آنهاست و نشانه برآمدن حرف های آنها از دل جامعه است. آن هم تنها به دلیل همان کارکردی که عنوان شد. یعنی انعکاس واقعیات جامعه و دادن آلارمهای هشدار یا امیدبخش برای آینده.
معاون دانشگاه تهران در اظهاراتی گفته است که دانشجویان از فقدان امنیت در اطراف کوی دانشگاه گلایه داشتهاند و نامهنگاریهایی که درباره تأمین امنیت این منطقه انجام گرفته، بینتیجه بوده است. حرفی که در لابلای چنین اظهاراتی گم میماند این است که تأمین امنیت با یک کیوسک پلیس، صرفاً محدودهای را در کنترل خواهد داشت، برای پنجاه متر آن طرفتر، چاره چیست؟ برای دو محله پایینتر چه باید کرد؟ برای حاشیه شهر چه تدبیری لازم است؟
این حرفها هرچند به حق، اما چارهای اساسی برای حل معضلی ویرانگر نیست. امنیت باید جاری باشد؛ آنچنان که کسی حواسش به سمت ناامنی و ناامن کردن زندگی دیگران نباشد.

حال و روز اجتماعی و زندگیهای مردم را در جای دیگری غیر از اظهارنظر سیاسیون باید جستجو کرد. در خیابانهای شهر، در پیادهروها، در لیست قیمتها، در تعطیلیهای ناگهانی روزانه، در میزان امیدواری مردم.
دانشجوی مظلوم دانشگاه تهران، حتی اگر آن شب سالم به خانه میرسید، شهروند دیگری در کمی آنسوتر مورد هجمه قرار میگرفت. قتل آن دانشجو، قتل من و شماست. فرقی نمیکند. فقط قرعه نام به او خورده است. به قتل رساندن آن دانشجو هم کار یکی مثل من و یا جسارتاً یکی مثل شماست. ما معلولهایی شدهایم که چه بسا بیعلت به جان یکدیگر میافتیم. از بس حالمان خوب نیست.
این، توجیه قتل یا قاتل نیست. اما قتلها و جرمها در شرایط اجتماعی نامناسب، عمدتاً توسط آنها رخ میدهد که پیش از مقتول، مردهاند و چیزی برای از دست دادن ندارند. برای همین است که میگویم این قتل، کشتن یک نفر نیست. هر یک از ما ممکن است گرفتار همین حادثه باشیم. و در سویی دیگر، چه بسا با تنگتر شدن حلقه زیستنمان، متأسفانه هر یک از ما میتوانیم جای قاتل را بگیریم.
متأسفانه در این شبها و در روزگار ناترازیها، در معیشتهای دستکوتاه، در طبقه متوسط ویرانشده، در حقوقهای چند روزه، در دوران انرژیهای کمرمق، آسیبهای اجتماعی بهترین فرصت را برای شوریدن و جلوهنمایی دارند. فعلاً تا میتوانیم مراقب خودمان باشیم. وگرنه در هر فاجعهای تازهتر، همه باید بارها بمیریم و در عزای خود و همنوع خود بنشینیم.
![]()
*دبیر اجتماعی تابناک
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
زنده باد ... نوشته ای زیبا،تحلیلی جامع نگر. لذت بردم و البته ناراحت هم شدم
بلایی که کاسبان تحریم بر سر کشور آوردند و قشر ضعیف و حقوق بگیر مظلوم کارگر و بازنشسته و معلم و کارمند را به نابودی کشانده اند ، این چال بسیار خیلی خطرناکی است ولی ،کو گوش شنوا در مسئولان ؟؟؟
با توجه به جسارت سارقان تا این حد ، لازم است قوه قضائیه از امروز تهیه لایحه شدت مجازات سارقان را در دستور کار قرار داه و به مجلس ارائه دهد.
مجلس مدعی اصولگرائی وظیفه دارد پیش از لایحه شدت مجازات سارقان قوه قضائیه ، طرح خود را مبنی بر شدت مجازات سارقان را تهیه و تصویب کند. امیدوارم مجلس مدعی حداقل خواسته مردم را اجابت کند
اون قاتل حتی اگر در خانواده متمول هم متولد میشد احتمالا کلاه بردار و یا اختلاص گر میشد.
سفید شویی بیش از حد چنین رفتارهایی توهینه به این همه گارگر زحمتکش که دارند شبانه روز جون میکنند و در این کشور فاسد نون شرافتمندانه در میارن.
مسائل اجتماعی دلایل ترکیبی دارند.
برای مثال روزی که به جای اخلاق، کتابای درسی رو پر متون دینی تهی از معنی کردین باید فکر این سطح از بی اخلاقی در جامعه رو میداشتین.
فقر و گرانی همه چیز رو نابود میکنه.
در این سرزمین تا فاجعه ای رخ ندهد، کاری انجام نمی دهند.
نيازي نبود كه متن به صورت احساسي و شاعرانه نوشته بشه. مشكل اصلي در اقتصاد خراب كشور هست. سرقت، اونهم اين نوع سرقت حشونت آميز، از تبعات اقتصاد خراب و بيكاري و فقر هست و ريشه اينها به سو مديريت داخلي و تحريم ها بر مي گرده. خدا به بازماندگان اين جوان صبر بده.
بلایی که کاسبان تحریم بر سر کشور آوردند و جامعه را به فقر و تورم کشانده اند. این فقط یکی از تبعات تحریم است...
نظرى كه مخالف نظر نگارنده باشه تأييد نميشه. هم مودبانه نوشتم، هم با منطق، هم خوش خط ؛) ٣٠ دقيقه وقت شبم را هم براى نوشتنش گذاشتم.
براى من محرز شده كه نظرات مخالف نگارنده تاييد نميشن، فرقى هم نميكنه از كدام سمت و سو باشه. از اين به بعد سراغ اين خبرگزارى كه به قوانين خود پايبند نيست نخواهم آمد. از كامنتم اسكرين شات گرفتم و تو صفحم ميگذارم تا ديگران قضاوت كنند.
اونوقت براى ما از حل ريشه اى مشكلات بنويسيد!!
باید شاخ قلدر خفت گیر را باقانونهای محکم شکوند گرفتن وزندان کردن چاره نیست یک دونفر رومثل عربستان دست قطع کنند نشون بدن مشکل حله
بنظرم رییس جمهور اگه آدم درستی باشه راه میافته تمام خوابگاههای دانشگاهها رو میره بازرسی و پای درد دل جوانهای مملکت میشینه
وقتی با اراذل و اوباش وخفت گیرهای با قاطعیت ومحکم برخورد نشود و بعد از چند ماه آزاد شوند همینه
درود بر شرف نگارنده این متن
دمت گرم
پلیس باید موتور سوارهای دو نفره جوان را متوقف کرده بازرسی بدنی کند۰ اگر دارای سلاح بودند آنها را تحویل مراجع قضایی دهد۰ این اولین قدم است۰
کاملا درسته. باید ریشه ای حل بشه.
باید قوانین دفاع از خود بازنگری بشه. اگر کسی در حین دفاع از خود باعث صدمه و یادحتی کشته شدن طرف مقابل بشه نباید بازخواست بشه، اگر دیگران ترس از گرفتار شدن نداشتند شاید یک ماشین رهگذر با ضربه به موتورسیکلت سارقان مانع از این رویداد تلخ میشد.
راه برقراری امنیت، ایجاد ناامنی برای سارقان و زورگیران هست
مشکوکه
کجای کشور را نگاه کنیم که بوی امید بدهد ؟
تحریم 46 ساله ؟
تورم روز افزون ؟
ارزش پول ملی ؟
رتبه پاسپورت ؟
شاخص آلودگی ؟
قیمت دلار ؟
کدام یک ما را به آینده امیدوار می کند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مشکل در قوه قضائیه جستجو کنید،
مثلا اگر دزدی را در حال دزدی از مال و ناموس خود دیدید، حق تعرض به آن را ندارید
بلکه باید برایش شیرینی و چایی بیاورید و خواهش کنید که جایی نرود تا شما بتوانید با 110 تماس بگیرید
صد و ده عمرا نمباد.
متاسفانه امنیت و رفاه فقط یرای مسئولین و قشر خاصی شده و باقی مردم خودشان باید گلیمشان را از اب بکشند!!!
بسیار عالی نوشتید! فقر نابود کننده ی همه چیز از جمله اخلاقیات و دین است ! رشد ارز خارجی و گرانی و بیکاری عواقب بیشماری دارد... از جمله بیماری جسمی-روحی-از دست رفتن امنیت و در آخر شورش و آنارشیسم !
سلام در حدود 2 ماه پیش گوشی همراه پسر بنده را نیز 6 نفر قمه به دست در تهران در روز روشن و در انظار عمومی سرقت کردند، خوشبختانه پسر بنده مقاومت نکرده و گوشی خود را دو دستی تقدیم کرده، چون من همیشه به فرزندانم گوشزد کرده ام که هر کس در هر زمان و مکانی برای سرقت به شما حمله کرد، هر چه خواست تقدیم کنید؛ چرا که او چیزی برای از دست دادن ندارد و برایش جان دیگران نیز مهم نیست، پس با جان خود بازی نکنید. متاسفانه نیروی محترم انتظامی در جایی که باید حضور پررنگ داشته باشد، نیست؛ شاید به دلیل کمبود نیرو و یا...و اینگونه جوانان این مرز و بوم در خطر هر روزه هستند. برای خانواده این جوان عزیز از دست رفته صبر و سلامتی آرزو دارم.
بایستی به دزدها راحت وسیله تان را ندهی .در غیر اینصورت دزدها جسورتر شده و زیادتر میشوند و بعد با چاقوی پلاستیکی هم اقدام به دزدی میکنند. بایستی در هنگان دزدی مردم اون منطقه متعهد شده و به دزد درس خوبی بدهند
قتل و جنایت توی هر جامعه و هر کشوری وجود داره از آمریکا و ژاپن که مثلا مهد تمدن و خوشبختی هستند گرفته تا کشورهای دیگه حتی شاید بدتر از این هم وجود داشته باشه، مشکلات معیشتی و اقتصاد و ... به تنهایی عامل جرم و جنایت نیست، بسیاری از افراد هستند که از فقر و نداری رنج میبرند اما یک ریال پول حروم نمیبرن سر سفرشون چه برسه به اینکه بخوان کسی رو به قتل برسونند
مهمترین راه جلوگیری از این اقدامات مجرمانه ابتدا فرهنگسازی و سپس پیشگیری و برخورد سخت با عوامل این اقدامات هست تا حساب کار دست بقیه بیاد
البته همین الان هم تا حد زیادی پیشگیری شده وگرنه اتفاقات فاجعهبارتری رخ میداد
موقعیتها با هم متفاوته من خودم یه بار موتورم رو گذاشته بودم دم در خونمون یادم رفت ببندمش رفتم مسافرت بعد از چند روز برگشتم دیدم سرجاشه
این که گفتم تا الان پیشگیری شده با توجه به میزان جرم و جنایت تو کشورهای دیگه گفتم، یه سرچ کنید تو کشورهای مثل آمریکا یا بعضی کشورهای اروپایی چطور خفت گیری و زورگیری و آدمکشی میکنن بعد مقایسه کنید با ایران همه چیز دستتون میاد، البته منم قبول دارم یه جاهایی هم کوتاهی شده که باید اصلاح بشه
اینکه تا الانم خیلی پیشگیری شده بابا برو تو جامعه ببین چه خیره تو تبریز ماشین بدبخت رو از جلوی خونه اش با یه ماشین سرقتی دیگه به صورت یدک کش دزدیدن
جناب ناشناس دقیقا کدوم حرفم غیر منطقی و اشتباه بود که فکر میکنی اگر یه خفت گیر بیاد به من بزنه متوجهش میشم؟
شما بخواب شب بخیر نمیدونم چرا خفت گیرا به امثال شما نمیزنه تا بفهمی چه خبره
قوانین دفاع از خود ناقص است .اگر یک نفر با اسلحه دروغین به خانواده شما حمله کند و از شما بخواهد که دست خاوادهخود را ببندید و شما دفاع کنید و او کشته شود قاضی به شما می گوید درد اسلحه اش دروغی بود و خطری نداشت و شما بیش از مجاز از خود دفاع کردی .
تحلیل بسیار عالی هست متاسفانه تورم کنونی خیلی از مردم را به اخر خط رسانده و چیزی برای از دست دادن ندارند
حرف شما اشتباهه
اینکه می گویید «چیزی برای از دست دادن ندارند» مخالفم.
تجربه خودم را بگویم به دو جوان موتوری خفت گیر مشکوک شدم قصد داشتند به من حمله کنند وانمود کردم چاقو دارم منصرف شدند سوار موتور شدند رفتند اما مهمتر، با ۱۱۰ تماس گرفتم و موضوع را اطلاع دادم و تاکید کردم در حال پرسه زنی در محله اند اما هیچ نیرویی به محل اعزام نکردند. حدوداً یک ماه پیش. تماس ثبت شده و احتمالا هنوز مکالمه من از پایگاه داده حذف نشده باشد.
پلیس صدو ده اهمیت نمیده. من گزارش یک دعوای خیابانی خیلی شدید رو دادم پلیس وقتی مید که درگیری تمام شده. بارها این اتفاق افتاده
بی توجهی به درخواستهای مکرر دانشجویان در خصوص ناامنی و تاریک بودن خیابان چی؟
متاسفانه و دقیقا مینطوره
باید از عوارضی کرج با اینها برخورد بشه و اجازه ورود به تهران به اینها داده نشه
مقاله به شدت سطح پایینه
امنبت صد درصد نداریم و همیشه و هرجا افراد مریضی هستن که خطر آفرین میشن
دقیقا نقطه مقابل نظر نویسنده باید نقاط پرخطر کنترل و برطرف بشن
خفت گیرها میدونن بچه های کوی لب تاب دارن که اونجارو پاتوق خودشون کردن، باید حراست دانشگاه و نیروی انتظامی به وظیفه شون عمل میکردن که نکردن، وقتی مسوول دانشگاه بچه هارو مثله بچه های خودش ندونه همین میشه
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.