بدیهی است که تمام منشورهای حضرت امام (ره) و همچنین ارزشهایی مثل برادری، سرلوحه روابط و مناسبات اجتماعی نیروهای وفادار به نظام جمهوری اسلامی است. اما مساله این است که هر منشوری متناسب با شرایط خاص خود صادر میشود.
در اینجا پرسشی مهم از دوستان دارم. آیا فکر نمیکنند برای این کار خیلی دیر شده باشد؟ آیا نباید یکی دیگر از منشورهای امام را بازخوانی کنیم؟ گفتوگوی نیروهای دلسوز انقلاب با یکدیگر بسیار پسندیده است، ولی سوال امروز ما این است که بر سر چه موضوعی باید گفتوگو کرد؟
چرا گفتوگوهای سال گذشته بینتیجه ماند و نتوانست مانع بروز آن همه خسارت به مردم و نظام شود؟ و اکنون باید برسر چه چیزی وحدت داشت و درباره چه چیزی گفتوگو کرد؟
منشور برادری باید همان سال گذشته سرلوحه کار قرار میگرفت که متاسفانه بسیاری آن را زیرپا گذاشتند و برادریها را فراموش کردند.
وحدت که جوهر انسجام سیاسی است، بیش از 7 ماه به بازی گرفته شد و کسی فریادهای دلسوزان انقلاب را درباره آن نشنید؛ کار به جایی رسید که دریای خروشان ملت ایران در نهم دیماه با غیرت حسینی خود وحدتی دیگر را رقم زدند و بیعتی دوباره با نظام و رهبری کردند.
هرچه از دیگران خواسته شد که به این دریای وحدت بپیوندند، جز شمار اندکی نپذیرفتند و افراطگرایی عدهیی را بهانه کردند و از وحدت و برادری کنار کشیدند، در حالی که خود نوع دیگری به افراطگرایی روی آوردند.
بنابراین با توجه به آنچه گفته شد، بهتر است موضوع گفتوگو و وحدت روشن شود. به نظر اینجانب، گفتوگو را باید حول محور «ایستادگی ملی» آغاز کرد و از اینرو ما امروز به بازخوانی منشور ایستادگی ملی حضرت امام (ره) نیازمندیم.
امروز کشور ما تحریم اقتصادی را با تمام وجود لمس میکند. به نظر میرسد دولت امریکا راهی بیبازگشت را برگزیده است؛ حتی جانشینان پس از اوباما تندتر از او حرکت خواهند کرد؛ بنابراین، نه دولت ایران و نه شخص آقای احمدینژاد که باید گفت کل ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی وارد رویارویی جدیدی در عرصه جهانی شده است و شرایط در ماههای آینده سختتر و دشوارتر هم خواهد شد.
بدینترتیب، دولتهای آینده نیز از هر جناحی که باشند (حتی از اصلاحطلبان) باید تا سالها با این سنگاندازی جدید امریکا مقابله کنند.
پس باید پذیرفت که ما از حوادث سال گذشته بیرون آمدهایم و اکنون اوضاع به گونهیی دیگر رقم میخورد.
امروز باید از ایستادگی ملی و دیپلماسی فعال و تولید ملی سخن گفت. ایستادگی ملی مستلزم در پیشگرفتن دیپلماسی فعال است و باید بپذیریم، بدون تولید ملی نمیتوانیم از تحریمها و فشارهای ناشی از آن رها شویم.
پس ملت ایران با جنگ تحمیلی دیگری درگیر است؛ جنگ تحمیلی اقتصادی و ظالمانهیی که نیازمند توجهی همهجانبه است که باید آن را به صورتی دقیق تبیین کنیم.
لازمه موفقیت در این مصاف نه تنها برادری و وحدت، بلکه روی آوردن به حرکت جمعی بزرگ و ملی است.
شرط لازم برای این حرکت جمعی، همراهی نخبگان و فعالان سیاسی با مردم، نظام و رهبری است که صدالبته باید با دلسوزی و آزادمنشی صورت گیرد.
امروز جز با ایستادگی ملی نمیتوانیم به برادری و وحدت برسیم. اگر برادری میخواهیم یا در پی وحدت هستیم، باید جبههیی گسترده در برابر فشارهای جاری (و فشارهای آینده) تشکیل دهیم. فراموش نکنیم که راه وحدت از ایستادگی ملی میگذرد.
دو سال پیش در همین روزها نامهیی سرگشاده خطاب به جناب آقای عسگراولادی نوشتم و در آن یادآور شدم که تشکیل عرصه ملی که هم میتواند یک نهاد و هم یک فضای سیاسی ـ اجتماعی باشد، در کشور امری لازم و ضروری است تا تفرقه و تعارض را در برابر منافع ملی از بین ببرد. آن اتفاق نیفتاد و حوادث تلخ سال بعد (1388) هزینههای زیادی بر مردم و نظام تحمیل کرد.
امروز هشدار میدهم که اگر برای تشکیل «جبهه ایستادگی ملی» اقدام عاجل صورت نگیرد، فردا دیر خواهد بود و نخبگان و فعالان سیاسی باید در برابر وجدان تاریخ پاسخگو باشند.