دکتر غلامعلی رجایی
gholamalirajaee@yahoo.com
gholamalirajaee@yahoo.com
زبان فارسی در چین
یکی از جلسات خیلی خوب و قابل استفاده برای من در چین، دیدار با اساتید و دانشجویان زبان و ادبیات فارسی بود. در این جلسه، دانشجویانی که در رشته زبان فارسی تحصیل کرده و بعضا به ایران آمده و اینک در چین در این رشته مشغول به کار شدهاند، حضور داشتند. در این جلسه، حرفهای خیلی خوب و شنیدنی زده شد. یکی از اساتید به نام آقای «سون پی فانگ» که مترجم دیوان حضرت امام و یکی از مترجمان شاهنامه فردوسی به زبان چینی است، میگفت: من ابتدا به زبان روسی علاقهمند و مشغول فراگیری آن بودم و عاشق اشعار پوشکین، ولی وقتی به زبان فارسی که رسیدم، آن را رها کردم. نکته جالبی که وی در پایان سخن خود گفت، این بود که «تا زنده هستم، تلاش میکنم هرچه بیشتر اشعار فارسی را به چینی ترجمه کنم». او میگفت: مترجم دیوان اشعار حضرت امام و یکی از کتابهای آقای سیدمحمد خاتمی «آیین و اندیشه در دام خودکامگی» نیز هست.
فرد دیگری که از کارکنان بازنشسته رادیو بینالمللی پکن بود، میگفت: با اینکه سنی از من گذشته و در خانه نشستهام، مشغول ترجمه کتاب «ظهور و سقوط سلطنت پهلوی» حاوی بازگفتههای ارتشبد حسین فردوست، از دوستان نزدیک محمدرضا شاه و از رؤسای اولیه ساواک در دهه سی است، هستم.
یکی دیگر از این اساتید میگفت، با این که ده سال است بازنشسته شده، ولی باز دست از ترجمه آثار فارسی به چینی برنداشته است. استاد دیگری به نام پروفسور جان هونین به نکته مهمی اشاره کرد و گفت: الان ترجمهها بیشتر از فارسی به چینی است و با کنایه به ما گفت در فرهنگ و تاریخ و تمدن ما چینیها هم شاهکارهای برجستهای وجود دارد که شایسته ترجمه به فارسی هستند. انگشت روی نقطه حساس گذاشت. و حقیقت این است که ما در این زمینه به مراتب کمکارتر از چینیها هستیم.
مترجم دیگری به نکته حساسی که یکی از مشکلات ما در بقیه کشورهاست اشاره ظریفی کرد و آن اینکه متون ادبیات فارسی که در دسترس ما چینیهاست غالبا شاهنامه و مثنوی و دیوانهای حافظ و سعدی است که مربوط به قرنها پیش است ولی اطلاعات ما از سبک و روند ادبیات فارسی و خلاقیتهای ادبی پس از انقلاب شما ناچیز و در حد صفر است. شنیدم یکی از محققان حاضر درجلسه به نام خانم «موهون یانگ»، دو جلد کتاب در مورد ادبیات معاصر فارسی نوشته که یکی از آنها تحقیق و بررسی درباره شعر سپید و نیمایی است و جلد دیگر ترجمه 139 شعر از 35 شاعر معاصر ایران است که آشناییهای اولیه با ادبیات معاصر ایران را در اختیار علاقمندان چینی قرار میدهد.

خیلی بد است که ما در این زمینه در گذشته بمانیم و ادبای معاصر ما شناخته نشوند. چرا نباید اشعار مرحوم دکتر حسن حسینی، پروین اعتصامی، شهریار و قیصر امینپور و... در کنار اشعار حافظ و سعدی ترجمه شوند؟
پس از اساتید نوبت صحبت به یازده نفر از دانشجویان و دانشآموختگان زبان فارسی رسید که سه نفر آنها در مقطع فوق لیسانس و هشت نفر دیگر در مقطع کارشناسی درس میخوانند. همه آنها به زبان فارسی حرف میزدند و برخی، خیلی روان و راحت و البته با سر تکان دادنهای خاص چینیها که دیدن آن جالب بود.
تقریبا بیشتر آنها برای خود نامی فارسی را برگزیده بودند و جالب اینکه به هنگام معرفی خود پس از ذکر نام چینی به نام ایرانی خود اشاره داشتند. نامهایی که من از این دانشجویان دختر و پسر شنیدم و نوشتم، از این قرار بود: فیروزه، داریوش، کیوان، نادر، رستم، آرزو، رقیه، سیمین و زرین.
داریوش درباره سینمای ایران مطالعه میکرد و میگفت، با چند فیلمساز معروف ایرانی از جمله کیارستمی مصاحبه داشته است.
در پایان جلسه خوبی که با اینها داشتیم و به شام ختم شد، سر صحبت را با مترجم دیوان امام به زبان چینی باز کردم و به او گفتم، میتواند از خاطراتی که من در مجموعه پنج جلدی سیره امام خمینی نوشتهام و به زبانهای انگلیسی و عربی هم ترجمه شده، استفاده کند. در پایان جلسه از یکی از دانشجویان پرسیدم: حالا چرا برای خود نامی ایرانی انتخاب کردهای؟ پاسخ قشنگ و قانعکنندهای داد و گفت: چون فارسی میخوانم، میخواهم با تعیین نامی ایرانی برای خود، ارتباط کاملی با فرهنگ و زبان فارسی برقرار کنم.
تشریفاتی نبودن مقامات چینی
در این هشت، نه روزی که در چین بودیم و بیش از پانزده ملاقات و بازدید رسمی داشتیم، شاهد سادگی چینیها در تشریفاتشان بودم. در جلساتی که با وزیر فرهنگ، رئیس آکادمی علوم اجتماعی و رئیس سازمان مرکز ادیان چین داشتیم، فقط و فقط از ما با یک لیوان چای سبز که پیدا بود، مورد علاقه چینیهاست، پذیرایی شد، آن هم بدون قند یا شکر یا شکلات. روی میزها هیچ چیز نبود. حتی یک دسته گل کوچک و میزهای جلسات کاملا ساده و بیتشریفات بود.
چینیها آدمهای محتاط و دقیقی هستند. با اینکه ما در بعضی جلسات یک خانم مسلمان شیعه چینی به نام حلیمه خانم که نسلاندر نسلش مسلمان بودهاند، به عنوان مترجم همراه داشتیم که از کارکنان محلی رایزنی فرهنگی ما در چین بود و زحمت چند روز ترجمه ما را در همه جا بر عهده داشت، اما در کمال تعجب دیدیم چینیها مترجمی از خودشان میآورند تا لابد اطمینانشان به ترجمه مطابق با واقع و صد درصد و کامل باشد! در پایان هر ملاقات، به رئیس و اعضای هیأت کادوهایی داده میشد که روی همه آنها علامت المپیک چینی بود. در مقابل ما هم صنایع دستی زیبایی از ایران به آنان تحویل میدادیم. در یک اتفاق جالب به هریک از ما یک کروات شیک هدیه دادند که بعد معلوم شد به دلیل کمبود وقت در تهیه هدیهای مناسب با فرهنگ ما از فروشگاه هتل تعدادی کروات بسته بندی شده خریداری و در جلسه به ما تقدیم کردند. در چین، مبادله هدیه موضوع قابل توجهی است که در ملاقاتها هرگز فراموش نمیشود.
مردی در هیبت یک مائوئیست!
از دیدارهای جالب ما در سفارت، ملاقات با اعضای انجمن دوستی چین در ایران بود که البته هنوز راه نیفتاده است و خوشبختانه در این یک مورد، ما از چینیها جلوتریم و انجمن دوستی ایران و چین سالهاست در تهران فعال است.
سه نفر به این دیدار آمده بودند: رئیس انجمن، فرد بلند قدی بود به نام «چن خاوسو» که با لباس قدیمی مائوئیستها، نشان میداد هنوز خود را به آن فرهنگ، وابسته میداند. میگفتند، وی شاعر و فرزند یکی از اعضای برجسته حزب کمونیست چین در زمان مائوست. دوام این نسل اینقدر در جامعه کنونی چین ضعیف شده است که باید با ذرهبین به دنبال آنها گشت!
وقتی چن خاوسوگفت، یک بار به ایران آمده و از شهرهای تهران و اصفهان بازدید کرده و بسیار مایل است بار دیگر ایران را ببیند، آقای مصطفوی از او دعوت کرد که هر وقت مایل است، میتواند به ایران سفر کند.
پس از اساتید نوبت صحبت به یازده نفر از دانشجویان و دانشآموختگان زبان فارسی رسید که سه نفر آنها در مقطع فوق لیسانس و هشت نفر دیگر در مقطع کارشناسی درس میخوانند. همه آنها به زبان فارسی حرف میزدند و برخی، خیلی روان و راحت و البته با سر تکان دادنهای خاص چینیها که دیدن آن جالب بود.
تقریبا بیشتر آنها برای خود نامی فارسی را برگزیده بودند و جالب اینکه به هنگام معرفی خود پس از ذکر نام چینی به نام ایرانی خود اشاره داشتند. نامهایی که من از این دانشجویان دختر و پسر شنیدم و نوشتم، از این قرار بود: فیروزه، داریوش، کیوان، نادر، رستم، آرزو، رقیه، سیمین و زرین.
داریوش درباره سینمای ایران مطالعه میکرد و میگفت، با چند فیلمساز معروف ایرانی از جمله کیارستمی مصاحبه داشته است.
در پایان جلسه خوبی که با اینها داشتیم و به شام ختم شد، سر صحبت را با مترجم دیوان امام به زبان چینی باز کردم و به او گفتم، میتواند از خاطراتی که من در مجموعه پنج جلدی سیره امام خمینی نوشتهام و به زبانهای انگلیسی و عربی هم ترجمه شده، استفاده کند. در پایان جلسه از یکی از دانشجویان پرسیدم: حالا چرا برای خود نامی ایرانی انتخاب کردهای؟ پاسخ قشنگ و قانعکنندهای داد و گفت: چون فارسی میخوانم، میخواهم با تعیین نامی ایرانی برای خود، ارتباط کاملی با فرهنگ و زبان فارسی برقرار کنم.
تشریفاتی نبودن مقامات چینی
در این هشت، نه روزی که در چین بودیم و بیش از پانزده ملاقات و بازدید رسمی داشتیم، شاهد سادگی چینیها در تشریفاتشان بودم. در جلساتی که با وزیر فرهنگ، رئیس آکادمی علوم اجتماعی و رئیس سازمان مرکز ادیان چین داشتیم، فقط و فقط از ما با یک لیوان چای سبز که پیدا بود، مورد علاقه چینیهاست، پذیرایی شد، آن هم بدون قند یا شکر یا شکلات. روی میزها هیچ چیز نبود. حتی یک دسته گل کوچک و میزهای جلسات کاملا ساده و بیتشریفات بود.
چینیها آدمهای محتاط و دقیقی هستند. با اینکه ما در بعضی جلسات یک خانم مسلمان شیعه چینی به نام حلیمه خانم که نسلاندر نسلش مسلمان بودهاند، به عنوان مترجم همراه داشتیم که از کارکنان محلی رایزنی فرهنگی ما در چین بود و زحمت چند روز ترجمه ما را در همه جا بر عهده داشت، اما در کمال تعجب دیدیم چینیها مترجمی از خودشان میآورند تا لابد اطمینانشان به ترجمه مطابق با واقع و صد درصد و کامل باشد! در پایان هر ملاقات، به رئیس و اعضای هیأت کادوهایی داده میشد که روی همه آنها علامت المپیک چینی بود. در مقابل ما هم صنایع دستی زیبایی از ایران به آنان تحویل میدادیم. در یک اتفاق جالب به هریک از ما یک کروات شیک هدیه دادند که بعد معلوم شد به دلیل کمبود وقت در تهیه هدیهای مناسب با فرهنگ ما از فروشگاه هتل تعدادی کروات بسته بندی شده خریداری و در جلسه به ما تقدیم کردند. در چین، مبادله هدیه موضوع قابل توجهی است که در ملاقاتها هرگز فراموش نمیشود.
مردی در هیبت یک مائوئیست!
از دیدارهای جالب ما در سفارت، ملاقات با اعضای انجمن دوستی چین در ایران بود که البته هنوز راه نیفتاده است و خوشبختانه در این یک مورد، ما از چینیها جلوتریم و انجمن دوستی ایران و چین سالهاست در تهران فعال است.
سه نفر به این دیدار آمده بودند: رئیس انجمن، فرد بلند قدی بود به نام «چن خاوسو» که با لباس قدیمی مائوئیستها، نشان میداد هنوز خود را به آن فرهنگ، وابسته میداند. میگفتند، وی شاعر و فرزند یکی از اعضای برجسته حزب کمونیست چین در زمان مائوست. دوام این نسل اینقدر در جامعه کنونی چین ضعیف شده است که باید با ذرهبین به دنبال آنها گشت!
وقتی چن خاوسوگفت، یک بار به ایران آمده و از شهرهای تهران و اصفهان بازدید کرده و بسیار مایل است بار دیگر ایران را ببیند، آقای مصطفوی از او دعوت کرد که هر وقت مایل است، میتواند به ایران سفر کند.

از دو نفر دیگر، یکی آقای «خوالی مینگ» بود که پیش از انقلاب و پس از آن، سفیر چین در ایران بوده و در ضیافت شام، کنار دست من نشسته بود، خیلی راحت و روان و درست مثل خود ما صحبت میکرد. «خوالی مینگ» خاطرات بکر و جالبی از مشاهدات و دیدارهای خود با شاه در ماههای آخر سلطنتش داشت که به او گفتم خیلی خوب است اینها را بنویسد تا ما در ایران به نام خود او چاپ کنیم.
او به من میگفت، در یکی از ملاقاتهای سفرا با شاه که من در کنار سولیوان سفیر آمریکا ایستاده بودم، پیش از اینکه شاه به ما برسد، سفیر آمریکا آهسته در گوش من گفت: تمام مشکلات این مملکت، از ناتوانی این آدم است. من که گمان نمیکردم منظور او شاه باشد، گفتم: کدام آدم؟ اشارهای به شاه کرد و گفت: این.
«خوالی مینگ» میگفت، وبلاگی دارد که مطالبش را در آن مینویسد. لابد منظورش این بود که میتوانید خاطرات من را از آنجا بردارید!
از سخنان جالب چن خاوسو این بود که افکار آقای خاتمی در چین طرفدار زیادی دارد و اگر به چین سفر کند، افکارش در اینجا مورد پسند است. لابد منظورش ایده گفتوگوی فرهنگها و تمدنها بود که خاتمی مطرح کرد و در سازمان ملل پذیرفته شد. او میگفت انجمن تأسیس نشده آنها، در نظر دارد یک نویسنده قوی چین را به ایران بفرستد تا پس از بازگشت مشاهدات و خاطراتش را منتشر کند.
وی گفت: در نظر داریم به مناسبت ورود نخستین دریانورد مسلمان چینی به نام جنگ خه (در دوران سلسله مینگ) که اتفاقا ایرانیالاصل هم بوده، به جزیره هرمز یک کتیبه تهیه کنیم و شهر سوجو را با یک شهر ایرانی خواهرخوانده اعلام نماییم. جمله جالبی که در پاسخ سخنان آقای مصطفوی که بر ضرورت توسعه هر چه بیشتر روابط فرهنگی همپای روابط اقتصادی تأکید میکرد، از چن خاوسو شنیدم، این بود که عمر اتوبان سازی در چین بیست سال بیشتر نیست و به نظر من، شما باید در چین اتوبان فرهنگی بسازید. حرف قشنگی زد ولی اگر دولت چین راه بیاید. ما هنوز در چین یک نشریه نداریم که تاریخ و تمدن و فرهنگ و دینمان را به چینیهای علاقهمند معرفی کنیم.
دیدار با جمعی از مسلمانان چین
با جمعی از مسلمانان چین که در میان آنان، استاید دانشگاه، نویسنده، شاعر، مترجم دیده میشد، در سفارت دیدار خوب و مفیدی داشتیم که دو، سه نکته آن خیلی جالب بود. دو تن از شعرای مسلمان چین که بر مذهب اهل سنت (حنفی) هستند، به نامهای خدیجه و یحیی صنوبرلین سونگ که مترجم قرآن و استاد دانشگاه است و چند سال پیش در نمایشگاه بینالمللی قرآن در تهران به عنوان خادم قرآن برگزیده شد، اشعاری بسیار زیبا به زبان چینی در مدح و منقبت و مصیبت حضرت زهرا ـ سلام الله علیها ـ خواندند. چقدر جالب بود نام مبارک فاطمه را از زبان این چینیها شنیدن.
راست میگفت، عارف واصل و سالک گرانقدر مرحوم حاج میرزا اسماعیل دولابی که محبت را فراتر از مذهب میدانست و بر این باور بود محبت مرزشکن است! حتی مرز مذهب و دین را هم میشکند و جلو میرود و صاحب محبت را با خود به جلو میبرد. در همین تهران خودمان تکیههای ارامنه مسیحی در دهه عاشورا از صحنههای دیدنی این ایام در تهران است. در ارادت، عشق و محبت دوستان اهل سنت در عشق به خاندان پیامبر با ما شیعیان هیچ تفاوتی ندیدم. هر چقدر حالا حالاها مانده است که قدر فاطمه(س) بر آنها و حتی بر ماها آشکار شود!
کار خوبی است، اگر اشعار این شعرا در مدح و منقبت خاندان شریف رسول خدا ـ صلوات الله علیه و آله ـ توسط ما ایرانیهای اهل بیتی، چاپ و ترجمه شود. در این دیدار بود که ما از زبان آقای مصطفی معاون انجمن اسلامی چین شنیدیم که در زلزله اخیر چین، چهارصد نفر مسلمان کشته شدهاند و چندین مسجد نیز تخریب شده است و مسلمانان چین، کمکهای خوبی به مناطق زلزلهزده داشتهاند. وی با اشاره به اینکه امسال، سال خاصی ـ که منظورش سال موش بود ـ در چین است، گفت: ما تا کنون در دو فاجعه برف سنگین و زلرله اخیر، لطمات زیادی دیدهایم و در عین حال، این بلاها را امتحان الهی دانست.
از آقای «یوسف پیلون لی» هم که استاد دانشگاه اقلیتهای قومی پکن است، حرفهای قشنگی شنیدم. وی که از اساتید مسلمان اویغوری است، گفت: در تاریخ بیشتر حکومتها با ستم راهاندازی شدهاند و تنها این انقلاب حکومت و دولت اسلامی ایران به رهبری امام خمینی بود که با صلح و بدون شلیک حتی یک گلوله راهاندازی شد. انقلاب اسلامی بدون خشونت ایران منبعث از اخلاق خوب و کامل مردم ایران و امام خمینی بود؛ امامی که به آنچه میگفت، عمل میکرد و ما با انقلاب امام بود که اخلاق کامل را شناختیم. آقای حبیبالله، معاون دانشگاه اقلیتهای پکن هم میگفت در چین برای مسلمانان عیدهای فطر و قربان تعطیل رسمی است و در دانشگاه پکن مؤسسه مطالعات اسلامی با حضور جمعی از اساتید مسلمان تأسیس شده است
نماز درون کعبه
از دوستانی که با او در این سفر آشنا شدم، آقای خوشلهجه، خبرنگار ایرنا در چین است که در مراسم شهادت حضرت زهرا (س) مداحی هم میکرد، میگفت خاطرات خوبی از سفرهایی که با آقای خاتمی داشته، دارد. از او خواستم تعریف کند. به دو خاطره اشاره کرد و گفت: در سفر به عربستان نیمه شبی که آقای خاتمی در کنار کعبه زیارت میکردند، به دستور مقامات سعودی متولیان مسجدالحرام در کعبه را باز کردند و ایشان و همراهانشان به داخل کعبه رفتند. جالب این بود که در درون کعبه هر کس به هر طرف که دلش میخواست نماز میخواند و بعضیها درست روبهروی هم نماز میخواندند.
خاطره جالب دیگر او تشرف در مدینه با آقای خاتمی به زیارت قبور غریب ائمه بقیع است. خدا کند آن گونه که آیتالله هاشمی رفسنجانی در این روزها گفته به زودی شاهد احیا و بازسازی قبور امامانمان باشیم. میگفت، آقای خاتمی در اوج تعجب مقامات و همراهان سعودی به در قبرستان بقیع که رسید، بیاعتنا به عرف دیپلماتیک و اینکه رئیسجمهور ایران است، کفشهای خود را از پای درآورد و با پای برهنه به زیارت ائمه بقیع شتافت. او همچنین میگفت، با آقای خاتمی در سفر سوریه هم همراه و شاهد روضه خوانی او در حرم حضرت رقیه(س) بوده است! خاتمی و روضه خوانی؟! باید جالب باشد.
امان از انصاف بعضیها که در دوران هشت ساله ریاست جمهوری این نجیبزاده او را نشناختند و به صرف اشتباهاتی که خود او هم منکر آنها نبوده و نیست هنوز که هنوز است به دنبال گیر دادن به او بوده و هستند. اگر خاتمی بهتر عمل میکرد، شاید حال و وضع مدیریت کشور به رغم زحمات زیاد دولتمردان کنونی این گونه نبود. نه آن تندرویهای اطرافیان وی او را این گونه به حاشیه میبرد و نه عرصه را برای مخالفان غیرمنصفش بازتر میکرد. با این همه، خوشبختانه این سید هنوز و انشاءالله تا همیشه در داخل و خارج، محبوب مردم ما و ملتها مانده و خواهد ماند.
عشق مسلمانان چین به اهل بیت پیامبر(ص)
با یکی از دوستان چینشناس سفارت گفتوگویی خصوصی داشتم تا بر اطلاعات محدود این هشت روز من در مورد چین بیفزاید. میگفت: مسلمانان چین بیشترشان حنفی هستند و بسیار نزدیک به اهل بیت. نقل میکرد در یک دیدار که در استان مسلماننشین سین کیانگ ـ شین جیانگ به زبان چینی ـ داشته، وقتی از حضرت زهرا ـ سلام الله علیها ـ صحبت کرده، مخاطب او از فرط شوق و محبت به خانم نزدیک بود غش کند. او میگفت: اطلاعات مسلمانان چین درباره اهل بیت پیامبر بسیار کم و ابتدایی است و همان هم که غش کرد، اطلاعات کلی و عمومی از همسر امیرالمؤمنین را از من شنیده بود.
این امر در شهر شیعهنشین یارکند و روستاهای اطراف آن جلوههای زیبای دیگری پیدا کرده است. در بیشتر خانههای اهالی شهر، چه شیعه وچه سنی، نام مبارک «یاحسین» و «یا ابوالفضل» روی پردههای رنگارنگی نوشته و نصب شده است. میگفت: نام برخی از مسلمانان غیرشیعه، نام ائمه شیعه و اهل بیت پیامبر و پنج تن آل عباست که درود و سلام خداوند تا همیشه بر آنان و شیعیان و دوستانشان باد. گفته میشود در این منطقه مقابری به نام ائمه ـ علیهم السلام ـ همچون امام صادق، امام کاظم و... هست که محل زیارت شیعیان و اهل تسنن در این منطقه است.
درباره تعداد شیعیان چین مثل تعداد مسلمانان این کشور به لحاظ سیاستهای غیر اعلام شده حزب کمونیست چین، آمار دقیقی در دست نیست. برخی در یک آمار تعداد شیعیان چین را رقمی حدود دوازده تا پانزده هزار نفر میگویند که غالبا در شهر و روستاهای یارکند ساکنند و غالبا به لحاظ اقتصادی در وضع بسیار بدی قرار دارند.
او به من میگفت، در یکی از ملاقاتهای سفرا با شاه که من در کنار سولیوان سفیر آمریکا ایستاده بودم، پیش از اینکه شاه به ما برسد، سفیر آمریکا آهسته در گوش من گفت: تمام مشکلات این مملکت، از ناتوانی این آدم است. من که گمان نمیکردم منظور او شاه باشد، گفتم: کدام آدم؟ اشارهای به شاه کرد و گفت: این.
«خوالی مینگ» میگفت، وبلاگی دارد که مطالبش را در آن مینویسد. لابد منظورش این بود که میتوانید خاطرات من را از آنجا بردارید!
از سخنان جالب چن خاوسو این بود که افکار آقای خاتمی در چین طرفدار زیادی دارد و اگر به چین سفر کند، افکارش در اینجا مورد پسند است. لابد منظورش ایده گفتوگوی فرهنگها و تمدنها بود که خاتمی مطرح کرد و در سازمان ملل پذیرفته شد. او میگفت انجمن تأسیس نشده آنها، در نظر دارد یک نویسنده قوی چین را به ایران بفرستد تا پس از بازگشت مشاهدات و خاطراتش را منتشر کند.
وی گفت: در نظر داریم به مناسبت ورود نخستین دریانورد مسلمان چینی به نام جنگ خه (در دوران سلسله مینگ) که اتفاقا ایرانیالاصل هم بوده، به جزیره هرمز یک کتیبه تهیه کنیم و شهر سوجو را با یک شهر ایرانی خواهرخوانده اعلام نماییم. جمله جالبی که در پاسخ سخنان آقای مصطفوی که بر ضرورت توسعه هر چه بیشتر روابط فرهنگی همپای روابط اقتصادی تأکید میکرد، از چن خاوسو شنیدم، این بود که عمر اتوبان سازی در چین بیست سال بیشتر نیست و به نظر من، شما باید در چین اتوبان فرهنگی بسازید. حرف قشنگی زد ولی اگر دولت چین راه بیاید. ما هنوز در چین یک نشریه نداریم که تاریخ و تمدن و فرهنگ و دینمان را به چینیهای علاقهمند معرفی کنیم.
دیدار با جمعی از مسلمانان چین
با جمعی از مسلمانان چین که در میان آنان، استاید دانشگاه، نویسنده، شاعر، مترجم دیده میشد، در سفارت دیدار خوب و مفیدی داشتیم که دو، سه نکته آن خیلی جالب بود. دو تن از شعرای مسلمان چین که بر مذهب اهل سنت (حنفی) هستند، به نامهای خدیجه و یحیی صنوبرلین سونگ که مترجم قرآن و استاد دانشگاه است و چند سال پیش در نمایشگاه بینالمللی قرآن در تهران به عنوان خادم قرآن برگزیده شد، اشعاری بسیار زیبا به زبان چینی در مدح و منقبت و مصیبت حضرت زهرا ـ سلام الله علیها ـ خواندند. چقدر جالب بود نام مبارک فاطمه را از زبان این چینیها شنیدن.
راست میگفت، عارف واصل و سالک گرانقدر مرحوم حاج میرزا اسماعیل دولابی که محبت را فراتر از مذهب میدانست و بر این باور بود محبت مرزشکن است! حتی مرز مذهب و دین را هم میشکند و جلو میرود و صاحب محبت را با خود به جلو میبرد. در همین تهران خودمان تکیههای ارامنه مسیحی در دهه عاشورا از صحنههای دیدنی این ایام در تهران است. در ارادت، عشق و محبت دوستان اهل سنت در عشق به خاندان پیامبر با ما شیعیان هیچ تفاوتی ندیدم. هر چقدر حالا حالاها مانده است که قدر فاطمه(س) بر آنها و حتی بر ماها آشکار شود!
کار خوبی است، اگر اشعار این شعرا در مدح و منقبت خاندان شریف رسول خدا ـ صلوات الله علیه و آله ـ توسط ما ایرانیهای اهل بیتی، چاپ و ترجمه شود. در این دیدار بود که ما از زبان آقای مصطفی معاون انجمن اسلامی چین شنیدیم که در زلزله اخیر چین، چهارصد نفر مسلمان کشته شدهاند و چندین مسجد نیز تخریب شده است و مسلمانان چین، کمکهای خوبی به مناطق زلزلهزده داشتهاند. وی با اشاره به اینکه امسال، سال خاصی ـ که منظورش سال موش بود ـ در چین است، گفت: ما تا کنون در دو فاجعه برف سنگین و زلرله اخیر، لطمات زیادی دیدهایم و در عین حال، این بلاها را امتحان الهی دانست.
از آقای «یوسف پیلون لی» هم که استاد دانشگاه اقلیتهای قومی پکن است، حرفهای قشنگی شنیدم. وی که از اساتید مسلمان اویغوری است، گفت: در تاریخ بیشتر حکومتها با ستم راهاندازی شدهاند و تنها این انقلاب حکومت و دولت اسلامی ایران به رهبری امام خمینی بود که با صلح و بدون شلیک حتی یک گلوله راهاندازی شد. انقلاب اسلامی بدون خشونت ایران منبعث از اخلاق خوب و کامل مردم ایران و امام خمینی بود؛ امامی که به آنچه میگفت، عمل میکرد و ما با انقلاب امام بود که اخلاق کامل را شناختیم. آقای حبیبالله، معاون دانشگاه اقلیتهای پکن هم میگفت در چین برای مسلمانان عیدهای فطر و قربان تعطیل رسمی است و در دانشگاه پکن مؤسسه مطالعات اسلامی با حضور جمعی از اساتید مسلمان تأسیس شده است
نماز درون کعبه
از دوستانی که با او در این سفر آشنا شدم، آقای خوشلهجه، خبرنگار ایرنا در چین است که در مراسم شهادت حضرت زهرا (س) مداحی هم میکرد، میگفت خاطرات خوبی از سفرهایی که با آقای خاتمی داشته، دارد. از او خواستم تعریف کند. به دو خاطره اشاره کرد و گفت: در سفر به عربستان نیمه شبی که آقای خاتمی در کنار کعبه زیارت میکردند، به دستور مقامات سعودی متولیان مسجدالحرام در کعبه را باز کردند و ایشان و همراهانشان به داخل کعبه رفتند. جالب این بود که در درون کعبه هر کس به هر طرف که دلش میخواست نماز میخواند و بعضیها درست روبهروی هم نماز میخواندند.
خاطره جالب دیگر او تشرف در مدینه با آقای خاتمی به زیارت قبور غریب ائمه بقیع است. خدا کند آن گونه که آیتالله هاشمی رفسنجانی در این روزها گفته به زودی شاهد احیا و بازسازی قبور امامانمان باشیم. میگفت، آقای خاتمی در اوج تعجب مقامات و همراهان سعودی به در قبرستان بقیع که رسید، بیاعتنا به عرف دیپلماتیک و اینکه رئیسجمهور ایران است، کفشهای خود را از پای درآورد و با پای برهنه به زیارت ائمه بقیع شتافت. او همچنین میگفت، با آقای خاتمی در سفر سوریه هم همراه و شاهد روضه خوانی او در حرم حضرت رقیه(س) بوده است! خاتمی و روضه خوانی؟! باید جالب باشد.
امان از انصاف بعضیها که در دوران هشت ساله ریاست جمهوری این نجیبزاده او را نشناختند و به صرف اشتباهاتی که خود او هم منکر آنها نبوده و نیست هنوز که هنوز است به دنبال گیر دادن به او بوده و هستند. اگر خاتمی بهتر عمل میکرد، شاید حال و وضع مدیریت کشور به رغم زحمات زیاد دولتمردان کنونی این گونه نبود. نه آن تندرویهای اطرافیان وی او را این گونه به حاشیه میبرد و نه عرصه را برای مخالفان غیرمنصفش بازتر میکرد. با این همه، خوشبختانه این سید هنوز و انشاءالله تا همیشه در داخل و خارج، محبوب مردم ما و ملتها مانده و خواهد ماند.
عشق مسلمانان چین به اهل بیت پیامبر(ص)
با یکی از دوستان چینشناس سفارت گفتوگویی خصوصی داشتم تا بر اطلاعات محدود این هشت روز من در مورد چین بیفزاید. میگفت: مسلمانان چین بیشترشان حنفی هستند و بسیار نزدیک به اهل بیت. نقل میکرد در یک دیدار که در استان مسلماننشین سین کیانگ ـ شین جیانگ به زبان چینی ـ داشته، وقتی از حضرت زهرا ـ سلام الله علیها ـ صحبت کرده، مخاطب او از فرط شوق و محبت به خانم نزدیک بود غش کند. او میگفت: اطلاعات مسلمانان چین درباره اهل بیت پیامبر بسیار کم و ابتدایی است و همان هم که غش کرد، اطلاعات کلی و عمومی از همسر امیرالمؤمنین را از من شنیده بود.
این امر در شهر شیعهنشین یارکند و روستاهای اطراف آن جلوههای زیبای دیگری پیدا کرده است. در بیشتر خانههای اهالی شهر، چه شیعه وچه سنی، نام مبارک «یاحسین» و «یا ابوالفضل» روی پردههای رنگارنگی نوشته و نصب شده است. میگفت: نام برخی از مسلمانان غیرشیعه، نام ائمه شیعه و اهل بیت پیامبر و پنج تن آل عباست که درود و سلام خداوند تا همیشه بر آنان و شیعیان و دوستانشان باد. گفته میشود در این منطقه مقابری به نام ائمه ـ علیهم السلام ـ همچون امام صادق، امام کاظم و... هست که محل زیارت شیعیان و اهل تسنن در این منطقه است.
درباره تعداد شیعیان چین مثل تعداد مسلمانان این کشور به لحاظ سیاستهای غیر اعلام شده حزب کمونیست چین، آمار دقیقی در دست نیست. برخی در یک آمار تعداد شیعیان چین را رقمی حدود دوازده تا پانزده هزار نفر میگویند که غالبا در شهر و روستاهای یارکند ساکنند و غالبا به لحاظ اقتصادی در وضع بسیار بدی قرار دارند.

ظاهرا دولت چین بنا به مصالحی که در کمتعداد نشان دادن جمعیت مسلمانان دارد، رقم مسلمانان چین را عدهای نزدیک بیست تا 22 میلیون ذکر میکند که قطعا عددی غیرواقعی و مربوط به گذشته است، چه مسلمانان بنا بر سیاستهای حزب کمونیست چین، مبنی بر لزوم تکفرزند بودن خانوادهها، دچار این محدودیت نیستند. رقم هرچه باشد، باید گفت بیش از نیمی از این تعداد در استان سین کیانگ ساکن هستند. گفته میشود آمار غیر رسمی تعداد مسلمانان این کشور بیش از پنجاه میلیون نفر است.
مشترکات فرهنگی ما و مسلمانان چین به ویژه مسلمانان «سین کیانگ» هم جالب توجه است که بخشی از آن به حضور تاریخی ایرانیها در چین و گذر آنان از جاده ابریشم که از کنار این استان میگذرد، برمیگردد. مثلا مردم این مناطق درست مثل ما ایرانیها هر سال عید نوروز را به رسم ایرانیها جشن میگیرند که معلوم است این سنت از گذشته به آنها ارث رسیده است.
مسجد بزرگ و مهم شهر کاشغر، «عیدگاه» نام دارد که واژهای فارسی است و از قضا شیخ اجل سعدی شیرازی در گلستان خود در حکایتی به دیدار از آن اشاره نموده است؛ چه حوصله و همتی داشته این شاعر شیرین سخن شیرازی که این همه مسیر طولانی از شیراز تا کاشغر را پشت سر گذاشته است!
دوستان در چین مانده، ولی چینی نشده از انبوه جمعیت بالای ده هزار نفری مردم کاشغر در سفر آیتالله خامنهای و آقای خاتمی در دوران ریاستجمهوریشان به این منطقه سخن میگویند که در تاریخ این منطقه به یادماندنی و تکرارناشدنی است.
واژه یارکند هم احتمالا یار قند فارسی باشد که به چه معناست نمیدانم. دوستانی که گاه و بیگاه به بعضی شهرهای سین کیانگ سری زدهاند، میگویند: آنچه در بعضی شهرها خیلی دیدنی و شنیدنی است، صدای پخش اذان از منارههای مساجد فراوان شهرهای این استان است. میگویند در سرتاسر چین بیش از 34 هزار مسجد وجود دارد که حدود 24 هزار آن در منطقه سین کیانگ قرار دارد. به دلیل وضعیت خاص فرهنگی در چین علیالقاعده فرقههای تصوف هم در این شهرهای مسلماننشین فعال هستند. در زبان مردم اویغوری واژههای فارسی فراوانی هست. از عالم و بزرگ مشهور اویغوری به نام محمود کاشغری در این زمینه، عبارت زیبایی نقل شده که گفته سر بی کلاه سر نیست و زبان اویغوری بدون واژههای فارسی آن، زبان نیست.
مشترکات فرهنگی ما و مسلمانان چین به ویژه مسلمانان «سین کیانگ» هم جالب توجه است که بخشی از آن به حضور تاریخی ایرانیها در چین و گذر آنان از جاده ابریشم که از کنار این استان میگذرد، برمیگردد. مثلا مردم این مناطق درست مثل ما ایرانیها هر سال عید نوروز را به رسم ایرانیها جشن میگیرند که معلوم است این سنت از گذشته به آنها ارث رسیده است.
مسجد بزرگ و مهم شهر کاشغر، «عیدگاه» نام دارد که واژهای فارسی است و از قضا شیخ اجل سعدی شیرازی در گلستان خود در حکایتی به دیدار از آن اشاره نموده است؛ چه حوصله و همتی داشته این شاعر شیرین سخن شیرازی که این همه مسیر طولانی از شیراز تا کاشغر را پشت سر گذاشته است!
دوستان در چین مانده، ولی چینی نشده از انبوه جمعیت بالای ده هزار نفری مردم کاشغر در سفر آیتالله خامنهای و آقای خاتمی در دوران ریاستجمهوریشان به این منطقه سخن میگویند که در تاریخ این منطقه به یادماندنی و تکرارناشدنی است.
واژه یارکند هم احتمالا یار قند فارسی باشد که به چه معناست نمیدانم. دوستانی که گاه و بیگاه به بعضی شهرهای سین کیانگ سری زدهاند، میگویند: آنچه در بعضی شهرها خیلی دیدنی و شنیدنی است، صدای پخش اذان از منارههای مساجد فراوان شهرهای این استان است. میگویند در سرتاسر چین بیش از 34 هزار مسجد وجود دارد که حدود 24 هزار آن در منطقه سین کیانگ قرار دارد. به دلیل وضعیت خاص فرهنگی در چین علیالقاعده فرقههای تصوف هم در این شهرهای مسلماننشین فعال هستند. در زبان مردم اویغوری واژههای فارسی فراوانی هست. از عالم و بزرگ مشهور اویغوری به نام محمود کاشغری در این زمینه، عبارت زیبایی نقل شده که گفته سر بی کلاه سر نیست و زبان اویغوری بدون واژههای فارسی آن، زبان نیست.
