به علت مسافرتهای گوناگونی که به بسیاری از کشورهای دنیا به ویژه کشورهای اروپایی داشتم و نیز علاقه به برداشت نقاط و نکات مثبت در این کشورها، متوجه نکته ظریفی شدم که شاید مورد توجه بسیاری دیگر از هموطنان قرار گرفته باشد. این مسأله، وجود تعداد بسیار و چشمگیر پرچمهای ملی این کشورها بر سردر ادارات، شرکتها و بسیاری از خانهها بود. این نکته آنقدر آشکار است که در برخی موارد، همچون جشنهای ملی شاید دیگر نیازی به نصب پرچم از سوی برگزار کنندگان جشن نباشد و حتی مردم به صورت خودجوش، پرچمهای زیادتری را از تراسهای خانههای خود برافراشته میکنند.
در سفری به ترکیه که در همسایگی خودمان است نیز متوجه شدم ادارات و شرکتهای این کشور نیز تقریبا در 80 درصد موارد، پرچم کشور خود را بر فراز بامها و یا تراسهای خود برافراشتهاند. در این میان، اقبال ایالات متحده در استفاده از پرچم خود بسیار قابل توجهتر است. مردم و مسئولان این کشور آنقدر به پرچم خود اهمیت میدهند که حتی قطع پرچم ملی خود را از قطع و اندازه دیگر کشورها بزرگتر گرفتهاند تا به این وسیله پرچم خود را گرامی دارند و در این مسأله شهرهاند. تقریبا هیچ فیلم سینمایی آمریکایی وجود ندارد که تصویری برافراشته از پرچم این کشور نداشته باشد و یا قهرمان داستان، دمی در زیر و یا کنار آن قرار نگیرد.
اما مسأله دلخراش و تا حدودی مشکوک در کشور خودمان است. کافی لست نگاهی به خیابانها و شهر خود بیندازیم؛ برای مثال در تهران که پایتخت کشورمان است، اگر تعداد محدودی پرچمهای ایران در کنار پرچمهای شهرداری بر فراز بزرگراهها نبود، شاید تعداد پرچمهای برافراشته و در دید عموم به صد عدد محدود میشد. تقریبا کمتر وزارتخانه و یا سازمان دولتی است که پرچمهای وزینی از کشورمان را بر سردر، بام و یا ورودی خود نصب کرده باشد و اگر هم سازمانی این کار را کرده باشد، گاه اندازه این پرچمها در سایز پرچمهای دستی است که هیچگونه جلوه ای ندارد و بیشتر به یک رفع مسئولیت شبیه است. همچنین گاه دیده میشود که به علت بیتوجهی به این مسأله گاه پرچم رنگ و رو رفتهای از کشورمان برافراخته شده است که نشان از بی توجهی کامل به این مسأله دارد. وجود پرچم کوچک و رنگ پریده ایران در حیات مدرسه، همیشه برایم یادآور مظلومیت این سمبل ملی و ایرانیمان بود. البته بعدها در دانشگاه از لطف دیدن همان پرچم رنگ و رو رفته نیز محروم بودیم. آخر مگر عوض کردن چند پرچم ملی کشورمان در هر فصل چه هزینه گزافی بر سازمانهای دولتی و شرکتها میگذارد؟
هر ساله هزاران بار توسط مسئولان و رسانهها، سخن از اتحاد و همبستگی ملی میکنیم و در عمل حتی به کوچکترین سمبل اتحاد ملی خود، اینچنین بی توجه هستیم. گاه آرزو میکنم کاش بهاندازه ای که ملت ما در ایام عاشورا و یا نیمه شعبان به صورت خودجوش و زیبا پرچم عزا و جشن نصب میکنند، ای کاش پرچمهای ملی خود را نیز در جشنهای ملی (و چه بسا همیشه) نصب میکردند. شاید بجا باشد به جای صرف میلیونی بودجه کشور در راستای برگزاری نشستها و سمینارهای اتحاد ملی که شرکت کنندگان در آن را عده محدودی تشکیل میدهند، به تهیه و توزیع هزاران پرچم ملی کشورمان در میان ادارات و شهروندان بپردازیم تا با دیدن این پرچمها در معابر عمومی و بر بامها هر لحظه به یاد خود بیاوریم که در زیر یک پرچم و به عنوان یک ملت زندگی میکنیم. البته جا دارد از شهرداری تهران به عنوان تنها نهادی که قدری به این مسأله توجه داشته است، تشکر کنم و خسته نباشید بگویم.