پروژه بازندهسازی ایران؛ از لبنان تا یمن / چرا برخیها میخواهند ایران بازنده باشد؟
به گزارش تابناک، در روزهای اخیر، شاهد پیشرویهای قابل توجه انصارالله در ساحل غربی یمن و نزدیک شدن این گروه به بابالمندب و تسلط بر نقاط راهبردی دریای سرخ بودهایم؛ تحولاتی که بار دیگر بهانهای برای مقایسه عملکرد یمن با جمهوری اسلامی و طرح این پرسش شده که چرا ایران چنین رویکردی را در پیش نمیگیرد.
هر اتفاقی بیفتد، ایران مقصر است!
وقتی جبهه مقاومت در لبنان تحت فشار قرار میگیرد و رژیم صهیونیستی ضربهای وارد میکند، روایت غالب در بخشی از فضای داخلی فورا به این سمت میرود که «ایران کمکاری کرد». اما اگر همان روزها یمن در دریای سرخ اقدامی انجام دهد، همان صداها نسخه دیگری میپیچند «از یمن یاد بگیرید!» یعنی در هر دو حالت، نتیجه از قبل مشخص است؛ جمهوری اسلامی مقصر است. این دیگر نقد عملکرد یک تصمیم یا یک نهاد نیست؛ تبدیل کردن همه تحولات منطقه به ابزاری برای متهم کردن ایران است.
جنگ فقط در میدان نیست؛ روایتها هم میجنگند
نکته مهمتر این است که جنگ امروز فقط در میدان نظامی اتفاق نمیافتد. خودِ موساد نیز در سالهای اخیر، بنا بر گزارشهایی که از منابع اسرائیلی و مقامهای پیشین این سازمان منتشر شده، بخشی از ظرفیت خود را به نفوذ، جنگ روانی و اثرگذاری بر افکار عمومی ایران اختصاص داده است؛ هدفی که در این گزارشها ایجاد شکاف و تضعیف اعتماد و انسجام داخلی عنوان شده است. حالا اگر در داخل کشور، بدون توجه به پیچیدگی میدان، همان روایتهای دوگانه و سادهساز بازتولید شود، نتیجه دقیقاً همان چیزی است که یک عملیات روانی میخواهد جامعهای که از هر اتفاقی، یک متهم داخلی برای خودش میسازد.
نقد ایران لازم است؛ اما چرا همیشه باید بازنده اعلام شود؟
البته نقد عملکرد ایران، سپاه، دستگاه دیپلماسی یا هر نهاد دیگری لازم است و اتفاقاً باید هم وجود داشته باشد؛ اما نقد با «بازندهسازی دائمی» فرق دارد. نمیشود از یک سو انتظار داشت ایران در لبنان و یمن و دیگر نقاط منطقه از منافع و امنیت خود دفاع کند و از سوی دیگر، هر هزینه، شکست یا موفقیت نیروهای همسو را دستمایه حمله به اصل سیاست منطقهای کشور قرار داد. اگر قرار است درباره عملکرد ایران در منطقه بحث کنیم، باید با معیار منافع ملی، هزینه، فایده و واقعیت میدان حرف بزنیم، نه با نسخهای که در آن هر اتفاقی بیفتد، ایران مقصر است و هر اقدامی هم بکند، باز کمکاری کرده است. اینجاست که مرز میان نقد منصفانه و بازی در زمین عملیات روانی باید جدی گرفته شود.
