شباهت و تفاوت ما با علی نیکزاد
مهدی محمدی کلاسر

آقای نیکزاد را سالهاست که میشناسم. از آن روزِ اردبیل، از همان بقعهی شیخصفی که بویِ تاریخ میداد و سنگهایِ کهنهاش، زیرِ پایِ کارگرانِ مرمت، غبارِ قرنها را به آسمان میفرستادند. آن روز، مدیرکلِ مسکن بود، اما در همان نگاهِ اول، آدم میفهمید که این مرد، از این جایگاه، بزرگتر است. منِ خبرنگار، که چشمم به جزئیاتِ رفتار و گفتار تیز شده، دیدم که سطحِ کار و تیپ رفتاریاش، و شیوهی برخوردش، یک سر و گردن از مدیرانِ تراز استانی بالاتر است. با خود گفتم: این مرد، به جایی میرسد. و رسید. اما....
اما امروز، با حسرتی عجیب، میپرسم: آن نیکزادِ اردبیل، کجاست؟ همان که در مصاحبه، وقتی داشت پاسخ اظهارات رئیسِ سازمانِ ایرانگردی و جهانگردی استان را میداد، اما با همان منشِ معروفش گفت: «مبادا بنویسید در پاسخ به فلانی. شأنِ من، پاسخ به هر حرفی نیست. من حرفِ خودم را میزنم.» و چیزی فراتر از اینها مینمود. کاش، کاش همان نیکزاد، هنوز همان حرفِ خودش را میزد. اگر همان بود، داستانِ برخورد پسرش با پلیس راهور، به دوربینهایی که یکدفعه کور شدند، نمیرسید. طورِ دیگری رقم میخورد.و حالا میگویند حادثه در هیچ دوربینی ثبت نشده. در میدانِ ونکِ تهران، که مگر خلوتترین جایِ شهر است؟
***
ما بدون سوار شدن بر هواپیما تغییرات را میبینیم
بگذریم... بیاییم سراغِ اظهاراتِ تازهشان. راستش، حرفهایشان چندان هم تازه نیست. او میگوید در برخی سفرها دچار تردید میشویم که آیا مقصد پرواز همانجایی است که اعلام شده است یا خیر؛ چرا که با دیدن وضعیت ظاهری افراد شک میکنیم. ایشان احتمالا درست میگویند. ما هم که در همین کوچهپسکوچههایِ شهر خودمان هر روز راه میرویم، شهری میبینیم که انگار غریبش شدهایم. همه چیز فرق کرده است اما نه آنگونه که آقای نیکزاد روایت میکنند. یک مغازه، یک جنس، دو قیمت. در یک مکان و در یک زمان و در یک مغازه. مگر میشود این تغییر سریع و لحظهای؟! یا پدری که هر چه بیشتر کار میکند، عقبتر میافتد. خطِ پایان، هر روز دورتر میشود. میدوند اما به جایِ رسیدن، از هدف فاصله میگیرند.
یا یک کارمندِ متخصص، با بیست سال سابقه، با همۀ آن رتبهها و سمتها و پیشرفتهایِ حرفهای، امروز معادل پنجاه دلار کمتر از اولین حقوقِ ماهِ اولِ کارش میگیرد؟ این را چه کسی باید باور کند؟ او پس از سفر با هواپیما و در شهر مقصد، تغییرات را متوجه میشود و ما در مبدا؛ بی آن که سفر کنیم یا سوار هواپیما شده باشیم شاهد عجیبترین تغییراتیم. اودر مقصد، نگرانِ روسریِ زنان است، اما ما در مبدأ، سرخورده «توسری».
آقای نیکزاد، از همان روزِ مدیرکلی تا امروز که انواع پست ها و سمت ها را گرفتهاید و تحوبل دادهاید، حساب کنید با اعداد و ارقام چه کردهاید. با پول ملی چه کردهاید. طبقهی متوسط را ببینید که چگونه روزبهروز فقیرتر شد. یارانهای که میدهیم، که هیچ، کالابرگش هم حالا به نیمکیلو چایِ خشک نمیارزد. و این فقر و این فقیرتر شدن، چنان تلخ است که گاه به کفر میکشد؛ حجاب که در برابرِ آن، هیچ است.
***
درد در روسری نیست، در سر است
آقای نیکزاد، اگر درد را خوب میشناختید، میفهمیدید که درد، در روسری نیست؛ درد در «سر» است. باید سری مانده باشد که به روسری هم برسیم. منِ شهروند ابتدا باید بودنم و نفس کشیدنم و ارزش داشتنم برایم مسجل باشد که بعدش به چیزهای دیگر برسم.
پیامبرِ ما، در میانِ نماز، صدایِ گریۀ نوزادی را شنید و نماز را کوتاه کرد تا مادر به دادِ بچه برسد. اگر بعضی از همین آقایانِ امروز، در آن نمازِ جماعت بودند، چه بسا توئیت میزدند که چرا آیینِ خدا را به پایِ یک بچه سبک گرفتی؟ اما پیامبر، حتی آن نوزاد را یک انسانِ کامل میدید که نماز طولانی، مبادا نوزاد را از طعامش محروم کند. و یک مادر را، ارزش می دانست و ارزش می داد. نماز را تندتر خواند تا مادر را از دلهره نجات داد. اینها ارزشهایِ اولیهاند؛ همانهایی که اگر فراموششان کنید، ناگهان شهری غریبه را خواهیم یافت یا مردمانی که غریبهترند. آن وقت شما در این شهر هیچ کس را نخواهی شناخت. اما پیامبر(ص) آن زن را دید و آن کودک را هم. و همین واقعه آنچنان اهمیت دارد که از لابلای تاریخ، به دست امروز هم رسیده و ماندگار شده است. ابتدا باید همین مردمان را دریابید.
***
حجاب، ابتدا در نگاه ماست
اما حجاب، پیش از آنکه در روسریِ زن باشد، باید در چشمِ مرد باشد. و حجاب اساسا برای زن و مرد است. ابتدایش در چشم های ماست. تا چشم تربیت نشود و عفیف نباشد، حرصِ آن، با پوشیدهترینِ شکلِ جنس مقابل هم، تحریک خواهدشد. اما باور کنید در کوچه و خیابان، مردان و زنانی هستند که اصلاً نمیبینند مویِ چه کسی باز است یا آستینِ چه کسی کوتاه؛ چشمهایشان عفیف میبینند. حواسشان به کار خودشان است.

علاوه بر این، در این روزگار، بسیاری از همین مردم اصلا چشمشان دنبال چیزی است که سخت مییابند یا نمییابند؛ دنبال یک روز خوش و روزی خوشگوار. آنها دغدغهی بزرگتری دارند: دغدغهی نانی که تهشان کشیده، دغدغهی یک روز بدون شرمندگی از خانواده و دغدغه بودن.
***
جنگ، مساله است یا موتورسواری زنان؟!
و حرفِ آخر... لطفا به روزهایِ پیش از جنگ برگردید. آن روزها، دغدغهمان موتورسواری زنان بود و ماهواره و ویدئو و فیلترینگ. امروز، دغدغهمان ویرانی و آوارگی و سوگِ عزیزان است. چه کوچک و بیاهمیتاند آن مسائل در برابرِ این همه خون و خاکستر. حال همهی ما میگوییم: کاش دغدغههایمان، همانها بود و جنگ نبود، اما افسوس که آن دغدغههایِ کوچک، را مدام مساله کردیم و تبدیلش کردیم به معضل. اینها وقتی در روحِ ما خانه میکنند، با بهانههایِ دیگر میآمیزند، ریشه میدوانند و دشمن هم که همواره مترصد لحظههاست. تبدیل به جنگهایِ بزرگ میشوند؛ و ما همچنان در آتشِ همان جنگ میسوزیم. میببینید موتورسواری زنان در برابر جنگ، چقدر نامساله است؟ چقدر میشود راحت حل و فصلش کرد و یا حتی از آن گذشت و مسالهاش نکرد؟
پس بگذارید مسائلِ کوچک، همانقدر کوچک بمانند؛ به راحتی حلشان کنید یا اصلاً تبدیل به مسئلهشان نکنید. بسیاری از مشکلاتِ ما، نامسئلههایی هستند که خودمان بزرگشان کردیم و حالا در حلشان درماندهایم.
***
اینها واکنش است
لطفاً این حرفها را تمامش کنید. چرا که این را هم میدانید: این روزها کمحجابی و بیحجابی، ریشهاش عکسالعملِ جامعه به رفتارِ مسئولان است. هیچکس از عفت گریزان نیست؛ یک جای کار چنان می لنگد که اینها میشود واکنش. و گرنه رضاخان از همین مردم خواست کشف حجاب کند، نتوانست.
*دبیرسرویس اجتماعی تابناک
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
البته اگر همین بحران آفرینی حجاب وموتورسواری زنان ووونباشد، نق زنها دیگر چه دارند که بگویند و باید به سایه ودخمه فرستاده شوند.
به اعتقاد بنده کسانی که در شمار بد حجاب ها قرار گرفته اندو مثلا موی سرشان پیداست یا لباس ناجور بر تن دارند، عمدتا به خواست و اراده خودشان این رفتار و پوشش را انتخاب نموده اند و اکثرا از سال ها پیش این شیوه زیست را برگزیده اند و ربطی به معیشت و شرایط اقتصادی امروزین و جنگ و ... ندارد
پس نویسنده محترم نباید با خلط امور این جور وانمود کند که درد از روسری نیست و ...
باید دانست دردهای جامعه امروزین ما دردسرهایی است که طی دهه های پیشین از سر مسئولین و گروههای مافیایی در قالب های مختلف به جامعه تحمیل شده و قامت همه بخش های جامعه را ناموزون نموده است.
الغرض به موضوع حجاب باید به درستی رسیدگی نمود و در عین حال از بخش های اقتصادی و معیشت نیز نباید طفره رفت
بهتر بود مسئله تصادف پسرش با سرهنگ نیروی انتظامی با ماشین دولتی و مجلس در میدان ونک و در خط ویژه را هم چاشنی می کردی تا مشخص شود که این حرفها فقط برای جامعه است و نه خانه و تربیت فرزندان خویش !!
همون اول چاشنی شده. دقیق میخوندی متوجه میشدی
یک مقاله عالی از نویسنده تابناک . واقعا مدت های مدیدی میشد یک مقاله عالی و گویای دردهای اجتماعی و اقتصادی در این حد در این سایت ندیده بودم .ولی لذت بردم از اینکه نویسنده حرف دل اکثریت جامعه رو زده و اشاره کرده به هزینه تراشی هایی که آقایان در طول این سالها با رادیکالیسم برای کشور و مردم به وجود آورده اند
در رابطه با اين دو گانه ي حجاب و اقتصاد كه حرف زياد مي شه زد ولي حيف نظر ما ثبت نمي شه!
فلسفه حجاب سیاسی و کاسبی با حجاب معنوی و اخلاقی دو مقوله جداست
باسلام
از کسایی که هیچ برداشتی از شرمندگی یک مرد در مقابل زن و بچه ندارند و هیچ وقت در این حالت قرار نگرفتند چه انتظاری دارید بزرگوار فقط خدا میتونه به داد ما برسه همین
اینکه حجاب حکم خدا ست به کنار ، در حال حاضر حجاب بخش مهمی از بازدارندگی کشور محسوب میشود که کمتر کسی به آن توجه دارد . پوشش های نامناسب در جامعه باعث ترویج فساد و فحشا میشود که به ضرر کشور است و دشمن خبیث آنرا ترویج میکند . عده ای هم از روی لجبازی عمدا با ظاهری بسیار نامناسب در جامعه ظاهر میشوند که حتی در کشور های غربی هم نظیر آن دیده نمیشود . خانمها اگر مخالف حجاب اند لااقل آراسته در جامعه ظاهر شوند .
فساد و فحشا جنسی اخلاقی رو جمع کنید بهانه هم نیارید
من که 13 سال بیشتر است پول سوار شدن به هواپیما را ندارم . به این اقای نماینده بفرمایید به ماهم توجه بفرمایید که بجه 12 ساله من حسرت سوار شدن به هواپیما را دارد
ما که سالهاست با اتوبوس هم نتونستیم سفر بریم هواپیما پیشکش
من میخوام برم امام رضا نمیتونم
لذت بردم از مطلب
بهشت زوری! اما فقر دلبخواهی. همه چیز برعکس شده. چرا وظیفه اصلی را نماینده فراموش کرده اما فرعیات در چنته؟
دولت، مجلس را هم به روز سیاه خودش دچار کرده، حالا نیکزاد بعد صد سال یه چیزی گفته، مدافعان بی بندوباری و هرزگی و فروپاشی کانون خانواده ها به دل نگیرن!!
18:01
دقیقا سوال منم همینه چطوری می شه کل کشورهای کره ی خاکی بر این مبنا باید فاسد باشن و بر اثر این فساد باید خیلی وقت پیش حیاط بشری تو این کشورا ویران می شد ولی برعکس همشون زندگیشون نرماله و مشکلات هم دارن حتما ولی اونم مشکلات نرماله!
فروپاشی خانواده ها با کرایه خونه هاست که زن و مرد جوان صاحبخونه بیرونشون کرده یک ساله نمیتونن خونه بگیرن و هر کدوم در منزل خاتواده شون هستن و از هم جدا زندگی میکنن. این فروپاشی خانواده است بی وجدان رذل نه حجاب
من خودم موافق حجاب هستم، اما فقط با خانواده خودم کار دارم، نه خانوادههای مردم.
ثانیاً اگه نداشتن روسری بیبندوباریه، یعنی کل آمریکا و اروپا و ژاپن بیبند و بار هستند، درسته؟
فقط نمیدونم این همه پیشرفت و رفاه و ثروت، در سایه بیبندوباری چگونه ممکن شده؟!؟
برای تو هم سوال نیست احیاناً ؟
خودم فیلم فقر و فحشا رو ندیدم اما میگن سانسورش کردن شد سالهای دور از خانه! اما مسئولان محترم حواستون باشه اگر فقر واقعی رو در جامعه سانسور کنید آخرش معلوم نیست به چی منجر بشه!!!! اینکه به فکر آخرت مردم باشید اما روزگار مردم رو با تصمیمات غلط سیاه کنید بعداً هم با پیگیری حجاب و ... صورت مسئله رو پاک کنید چاره کار نیست!!!! وضع اقتصادی مردم از خراب گذشته خیلی وقته به فاجعه تبدیل شده!!!!
بله
ولی آقایون میگن وضع خراب اقتصادی تقصیر بیحجابیه !!!
اتفاقا نیکزاد از اول وضعش معلوم بود وقتی وزیر احمدی نژاد شد
پس چرا مرفه تربن افرادجامعه ما اغلب برهنه ترین هاشون هستند؟
این سطور را میخواندم و هی به آدرس سایت نگاه میکردم .واقعا باورم نمیشه چنین حرفهایی اونم در تابناک. بهر حال خوب است که کمی به خود آمده ایم.
چرا ؟ یک ساله هر روز علیه مهریه مینویسه که خوب کیف میکنی ؟ نویسنده که داری بهش اعتراض میکنی یکی از حامیان اصلی حذف مهریه در تابناکه که بارها هم علیهش مطلب زده ، اونجا اما اعتراضی نداری و خیلی هم خوشحالی و تشکر هم میکنی ! چون در جهت منافع خودته
تابناک که بازتاب نیست
دوباره دوگانه حجاب و اقتصاد
هر کدومش جای خودش باید درست بشه
مثل اینکه نفهمیدی نویسنده می گوید نایب رئیس مجلس چرا دنبال دغدغه میلیون ها نفر نیستی فقر دین را نابود می کنه چرا متوجه نمی شوی
هنوز ماجرای عبور خودرو آقازاده ایشان از خط ویژه در اذهان مردم باقی است!
از نیکزاد و پسر بی ام و سوارش نباید توقع داشت درد امروز مردم را درک کند،بله بحث پوششهای نامتعارف و نه روسری بر سر نداشتن،بجای خود باید چاره گردد،اما ایشان از حال میلیون ها انسان ک برای فراهم کردن حداقل ها دچار مشکل هستند درک درستی داشته باشد.بله بی ام و سوار قانون شکن هیچوقت نمیتونه اوضاع کسی حتی توانایی خرید یک دوچرخه را برای فرزند ش ندارد بفهمد چون پدرش بخوبی شعار دادن را بلد است
از دو چرخه گفتی و داغ ما تازه کردی ، به احد واحد قسم من معلم بازنشسته توان خرید دوچرخه را ندارم تو پارک که میروم همش دنبال اینم که ببینم میشه یه دوچرخه یی بر دارم و یواشکی در بروم . والله عین واقعیت است
هیچ مسئولی سراغ نداریم که درد مردم رو درک بکنه.
همشون زندگیهای لاکچری دارند، اونوقت من انتظار دارم که مسئولین به فکر منِ امیرعلی باشند؟!؟
دیونمون کردید به خدا
هر چیزی سر جای خودش
اقتصاد درست بشه اما نباید حکم خدا درباره حجاب عمل نشه
فقط در مورد حجاب حکم خدا را داریم؟
قانون مهریه را شل کردند بنفع آقایان بشه بتونند راحتتر تجدید فراش بکنند تا همسرانشون هم نتوانند اقدامی علیه مردان بنمایند. یعنی با قانون مهریه کانون خانواده ها متلاشی میشه
حکم خدا درباره مهریه رو که خوب زیرپا گذاشتید و خیلی هم راضی هستید ،اما به حجاب که رسید نگران حکم خدا شدید ؟
در صورتی که خدا حتی برای کنیز مهریه مقرر کرده اما حجاب رو فقط برای زنان پیامبر و صحابه ، والسلام . دین و قرآن رو چه راحت طبق میل و خوشایند خودتون تحریف میکنید
حکم خدا باید اجرا بشه و مسئولین به مانند رهبران اسلامی زمان محمد ص زندگی کنند در خلازیر یا اکبر آباد زندگی گنند
سرجای خودش یعنی چه یعنی دغدغه میلیون ها نفر را نادیده بگیرم گشت ارشاد راه بیندازیم؟
نویسنده محترم چرا همه مسائل را با هم قاطی می گنی ، گرانی ، بیکاری ، جنگ ، بی حجابی ( احتملا برهنگی چندی دیگر) و .... همگی مشکلاتی هستند که باید به آنها پرداخته شود
ما الان نمی خواهیم به این موضوع بپردازید
شما اگر می خواهید بپردازید خیلی مسایل جدی تر هست
آخر مغالطه بود متنتون یعنی نمی شود حکم خدا رو پیگری کرد و پیگیر حقوق مردم را هم نمود نمی شود هم مدعای معیشت را داشت هم حکم حجاب را پیامبر نماز را کوتاه کرد چه ربطی به برهنگی دارد. چشم را باید پاک کرد؟ لیوان شما رو پر آب و لجن بکنند بعد به تاکید کنند شما فقط آب تمیزش رو بخور.
شما مملکت رو درست کن
ماشین خانه رفاه تورم صفر دزدی صفر
ما مردها هم چادر می پوشیم
بله باید چشمتو پاک کنی . وقتی من دختر با پوشیده ترین و متین ترین لباس و حجاب کامل میام بیرون بازهم جلو پام ترمز میکنن و مزاحم میشن ، این دیگه یعنی ربطی به حجاب و بی حجابی نداره و دقیقا معنیش اینه که توی مرد باید چشم و دلت پاک باشه ، وگرنه دختر تو گونی هم بره تو بازم دست برنمیداری
در کجای دین و رفتار پیامبر و ائمه شنیده اید که حجاب را اجبار کرده باشند و با کسی که رعایت نکرده همانند گشت ارشاد برخورد کرده باشنده
ایرانی چه ربطی به چیپس داره
جناب حیسین!
پرداختن به اینکه نماینده مجلس شورای اسلامی دغدغه های مهمتر و اساسی جامعه را فرا می افکند و می چسبد به ظواهر، مغالطه نیست.
ولی این که جامعه ای پر از اشکال را به آب پاکی مثال بزنی که آنرا بخش کثیری از بانوان (با عرض پوزش) به لجن کشیده!!! مغالطه است.
بعد از مدت ها یک مقاله منطقی که منعکس کننده نظر غالب جامعه است را در تابناک خواندم. عالی بود
منفي اشتباهي
!!!نظر غالب
تابناک عالیه عین قالیه خیلی باقالیه
بیخیال بی حجابی تدریجی ایجاد شده مثل بقیه کشورهای دنیا اروپا 70 سال پیش پوشش اینطور نبوده که کم کم جا انداختن برهنگی و ابن مدل لباسا رو ایرانم همینه
کمی خود مردم رو حداقل مسئول پوشش خودشون بودنید دیگه همه چی رو نندازید طرف مسئولان و اینکه این پوشش واکنش مردم است به نمی دونم وضع جامعه و مسئولان
طرف وضعش توپه هیچ مشکلی نداره ولی بی حجاب میاد بیرون منظور بی روسری نستا این روزا بی روسریخودش حجاب حساب میشه کلا نیمه برهنه میان بیرون مشکل اقتصادی و.. هم ندارند
تمامی کسانی که اول انقلاب زوری چادر و روسری رو کردن تو سر زنان مقصر هستند اما الان هیچکدامشان گردن نمیگیرن و نیگن مامور بودیم و معذور!!!
خوب میتونستی استعفا بدی تا دیگه مامور حجاب اون زمان نباشی.
میشه شماها خفه شید ؟
تندروهای حاشیه ساز سالها است که برای کشور و مردم خرج تراشی می کنند.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.