وقتی به حاج محسن رفیقدوست میگویم میز کارتان خیلی شلوغ است میگوید «میز بازاریها همین است دیگر ما که میز مدیریتی نداریم.» وقتی از او درباره آرایش سیاسی کشور تا یکسال مانده به انتخابات میپرسم میگوید در انتخابات آینده هم اصلاحطلبان میآیند و هم اصولگرایان» گلایههایش را هم از دولت در این گفتوگو مطرح میکند و از اینکه دولت در برخی مواقع مطالبات فراتر از قانون اساسی دارد انتقاد میکند. او که این روزها مشغول تدوین خاطراتش از دوران جنگ است معتقد است هر چه او و محسن رضایی درباره پایان جنگ بگویند هاشمی رفسنجانی آن را رد نمیکند.***اگر موافق باشید سوال اول را درباره یکی از خبرهایی که در هفتههای اخیر درباره شما منتشر شد بپرسم در برخی سایتهای خبری آمده بود شما در جمع فرماندهان دفاع مقدس سخنرانی داشتید و در این سخنرانی انتقادات تندی علیه دولت مطرح کردید، این خبر صحت دارد؟
بله، در آن جلسه که عده زیادی از پیشکسوتان سپاه بودند من نسبت به بخشی از عملکردهای دولت که بیشتر عملکردهای اقتصادی بود انتقاد داشتم و از جمعی که در آنجا بود فقط یک نفر مخالفت داشت که دیگران به او پاسخ دادند و جلسه هم خیلی خوب برگزار شد و مثل همیشه هم سوالهایی را مطرح کردم، نه اینکه انتقادی بکنم که منطق پشت آن نباشد بالاخره انتقاد سازنده را همه حق دارند مطرح کنند، اگر توقع دارند هیچکس حرفی نزند که این میشود زمان رضا شاه، ما انقلاب کردیم که اوضاع رضا شاهی نباشد.
***به چه مواردی انتقاد داشتید؟
مثلا به بحث واردات بیرویه انتقاداتی داشتم، وارداتی که اکنون از چین به صورت فراوان میشود خیلی از تولیدات داخلی را تهدید میکند. من از سال 1360 یکی از طرفداران پر و پا قرص هدفمندکردن یارانهها هستم، اما در روش اجرای آن یک سری انتقاداتی دارم چون در این روش اجرایی سرانجام خوبی نمیبینم.
***شما اگر بخواهید در زمینه هدفمندی یارانهها پیشنهادی به دولت بدهید چه پیشنهادی میدهید؟
ببینید الان درباره آن بخشی که با مردم مستقیما در ارتباط است خوب عمل میشود اما آن بخشی که با صنایع ما در ارتباط است مبهم است. صاحبان صنایع ما همه نگرانند که 6 ماه دیگر یا یک سال دیگر چه وضعی برای صنایع ما پیش میآید، چه مقدار حذف حامل انرژی در تولید اثر میگذارد که هم بتواند با خارجیها قابل رقابت باشد و هم آنقدر گران نشود که در داخل مشکلاتی را ایجاد کند.
***چند تن از کارشناسان در زمینه هدفمندی یارانهها مطرح کردند که این طرح قبل از تحریمهای سازمان ملل تهیه شد و به مجلس رفت و با توجه به تحریمها باید اصلاحاتی در این طرح صورت بگیرد نظر شما چیست؟
من در این رابطه فکری نکردم. معتقدم این طرح باید اجرا شود اما زمانش باید طولانیتر باشد، باید خیلی به تدریج اجرا شود، باید همه قیمتها واقعی شود و همزمان با آن درآمد مردم افزایش یابد، بویژه اقشار آسیبپذیر، در این زمینه ابهاماتی نیز وجود دارد که حتما باید برطرف شود چون خیلی از کارخانهدارها پیش ما میآیند و از آینده اجرای این طرح اظهار نگرانی میکنند.
***یعنی محسن رفیقدوست در آن جلسه، فقط نسبت به مسائل اقتصادی دولت انتقاد داشت؟
نه. مثلا از اینکه دولت خیلی از قوانین مجلس را اجرا نمیکند انتقاد کردم، زیرا معتقدم اگر به عنوان مثال دولت مصوبه مجلس راجع به مترو را اجرا میکرد در هنگام هدفمندی یارانهها مترو بیشتر فعال میشد تا مردم بیشتر از خدماتش استفاده ببرند یا اینکه برخی دولتمردان از موضع برتر از قانون اساسی صحبت میکنند که من این روش را نمیپسندم.
***آقای احمدینژاد اخیرا از اینکه در صدا و سیما علیه معاون اول ایشان مطالبی گفته شد انتقاد کردند....
خود ایشان که در زمان انتخابات بدتر از این عمل کرد چطور به دیگران انتقاد میکند؟ اگر غلط بوده که هر دو غلط بوده و اگر هم حق بوده هر دو حق بوده و مساله عمده این است که همان چیزی که ایشان معتقد است که باید در مرزش حرکت بکند قانون اساسی است و قانون اساسی هم حدود را معین کرده است خیلی جاهایی که جناب آقای رییسجمهور حق خودش میداند این در اصلاح قانون اساسی در اختیار مقام معظم رهبری قرار گرفته و دیگر در اختیار رییسجمهوری نیست. تنظیمکننده روابط سه قوه رهبری است و انشاءالله تذکراتی که انسانهای دلسوز و مشفق میدهند اثر خواهد گذاشت و روند بهتر خواهد شد.
***آقای رفیقدوست، اخیرا رهبر معظم انقلاب تاکید داشتند که مسائل اصلی و فرعی جابجا نشود، اینکه رهبری در این مقطع زمانی چنین هشدارهایی میدهند دلیلش چیست؟
ایشان درست تشخیص دادند که امروز دشمنی امریکا، رژیم صهیونیستی و اروپا و همه اذنابش با انقلاب اسلامی بیشتر از اول انقلاب شده و کمتر نشده است. آقا معتقدند که این را باید همه تشخیص دهند و تشخیص ایشان به درست این بود که داستان انتخابات سال 88 یک فتنهیی بود که توسط عوامل خارجی اداره میشد و از داخل هم عدهیی دانسته و عدهیی هم ندانسته با آنها همکاری میکردند و ایشان معتقدند که هر مساله دیگری در مقابل این باید کمرنگ باشد هیچوقت نگفتند که انتقاد نباشد ایشان هیچوقت باب انتقاد را نمیبندند و حتی میگویند که پله پله حرکت بکنید و هر کجا باید بگویید، بگویید، لذا ایشان اکنون یکی در مقوله وحدت ملی که تنها عامل مقابله با دشمن است تاکید میکنند و دیگری هم همان کلمهیی که همیشه به کار میبرند یعنی بر بصیرتی که ملت دارند و بیشتر باید بشود ، تاکید دارند.
***در بحث وحدت ملی که شما گفتید بعضیها معتقدند وحدت هست و عدهیی هم که دنبال وحدت هستند اهداف دیگری غیر از وحدت دارند....
وحدت باید حولمحور رهبری و قانون اساسی باشد. اگر استفاده از این شعار حولمحور «من» و جریانات حزبی باشد خلاف نظر آقاست و خریداری هم ندارد ما در کشورمان در شرایطی هستیم که ستون خیمه انقلاب که اصل ولایت فقیه و ولیفقیه است باید حفظ شود و اصل وحدت باید حولمحور این رهبری باشد و در درجه اول هم همه خواص و بزرگان و همه مسوولان باید این هدف را دنبال کنند نه هدف دیگری را و اصلا سهمخواهی در این مسیر درست نیست مردم هم بویژه در دو راهپیمایی سال گذشته که 9 دی و بیستودوم بهمن بود کاملا نشان دادند که این مطلب را قبول دارند نه مطلب دیگری را. لذا همه آنهایی که فکر میکنند از این وحدت یک سهم برای خودشان میخواهند داشته باشند یا سهم بیشتری ببرند اشتباه میکنند و توسط ملت پالایش خواهند شد، مگر اینکه همه حولمحور رهبری و قانون اساسی دنبال وحدت بگردیم.
***شما از نسل اولیهای انقلاب هستید، بعضی از نسل اولیهای انقلاب الان دلخورند مثلا آقای ناطقنوری که به نشانه اعتراض در جلسات جامعه روحانیت شرکت نمیکنند این موارد در افکار عمومی تاثیرگذار است، نظر شما چیست؟
میدانید آقای ناطقنوری چه میگوید؟ شاید تا حالا این را خودش در جلسه علنی نگفته باشد. به آقای ناطقنوری در مناظره تهمتی زده شد ایشان میگوید من کاری به آن گوینده مطلب ندارم. جامعه روحانیت مبارز بیاید و رسیدگی کند به حرفهای این آقا اگر ایرادی به من هست به مردم بگویند و اگر نیست به مردم اعلام کنند.
***بعضیها خلاف حرف شما را میزنند، میگویند کسی که به او اتهام زده شده خودش باید از خودش دفاع کند...
اتفاقا من این حق را به ایشان میدهم که اینگونه عمل کنند. به آقای ناطق میگویند که چرا نمیروی سخنرانی کنی. میگوید که وقتی سخنرانی کنم یکی از پای سخنرانی بلند شود و بگوید «آقای ناطقنوری آن حرفها چه شد که ایشان زد؟» من چه جوابی باید بدهم. من نباید جواب بدهم، جامعه روحانیت باید جواب بدهد.
***خوب حاج آقا این مسائل به هر حال تا کی باید ادامه داشته باشد؟
(باخنده) بالاخره حل میشود.
***اخیرا صحبتهایی درباره وحدت بین اصولگراها شده و نشستهایی هم برای همین منظور با جامعتین صورت گرفته، تحلیل شما از آرایش سیاسی اصولگرایان در مقطع فعلی چیست؟
ببینید از حضرت امام(ره) یاد گرفتیم که برای نجات ملت باید خود ملت بیدار شود و ایشان خودش ملت را با دست خودش و با حذف همه جریانات با نام و بینام بیدارکرد این برای ما به قول شما نسلاولیهای انقلاب یک درس است امروز رهبر معظم انقلاب جانشین به حق امام(ره) آمدند رمز پیروزی را وحدت گذاشتهاند و اصرار دارند که آنهایی که به این حرف امام و به این حرکت امام معتقدند باید بیشتر برای مردم روشنگری کنند و مردم بیشتر در حول یک محور حالا اگر بحث اصولگراها است با اصولگراها بیایند یک لیست انتخاباتی بدهند و با هم روی آن تفاهم کنند و یک لیست بدهند ولی باز این نباید بگونهیی شود هر گروهی که سهم بخواهد دلیلی برای سهم خودش بیاورد لذا من با توجه به نوع رهبری آقا که بسیار خردمندانه و هوشمندانه است انشاءالله آینده حول همین فرمایش رهبری یعنی اتحاد و وحدت پیش خواهد رفت و مجلس آینده مجلسی خواهد بود که براساس وحدت تشکیل خواهد شد.
***رقیب اصولگراها تکلیفشان چه میشود؟
اصلاحطلبان میآیند ولی با توجه به پاسخ منفی که مردم بعد از انتخابات 88 در راهپیمایی 9 دی و 22 بهمن دادند دیگر اقبال زیادی ندارند چون دستها روشده است. البته ما در بین اصلاحطلبها عدهیی اصلاحطلب اصولگرا یا اصلاحطلب ولایتی داریم آنها اگر به صحنه بیایند ممکن است سهمی پیدا بکنند ولی اصلاحطلب منهای ولایت نزد ملت ما جایی ندارد و ملت نمیپذیرد.
***اخیرا رییسجمهور سابق در دیداری که با جمعی از اعضای فراکسیون خط امام(ره) مجلس داشتند شروط اصلاحطلبان برای حضور در انتخابات آینده را مطرح کردند که این سخنان با واکنشهای زیادی ازجمله از طرف آیتالله جنتی همراه شد که فرمودند نیازی به حضور اصلاحطلبان نیست. تحلیل شما از این سخنان چیست؟
اینکه جریانی که امتحان خوبی را هم در سال 88 نداده است بیاید برای انقلاب و رهبری انقلاب شرط بگذارد این غلط است اما اینکه آیا افرادی که در این مملکت هستند و نسبت به وضع موجود معترضند امکان حضور در عرصه انتخابات را نداشته باشند این هم سخن درستی نیست. ببینید اگر کسی مخالف قانون اساسی است که نباید بیاید آنهایی که معتقد به کل قانون اساسی و اصولش هستند چرا نیایند؟ بیایند و به مردم بگویند که ما قانون اساسی را قبول داریم اما روشمان برای اداره مملکت این روش است. ما الان در شورای شهرمان نمایندههایی از اصلاحطلبها داریم که دارند کارشان را هم میکنند، خب اگر که برای مجلس هم عدهیی بیایند ثبتنام کنند که برای مردم ما شناخته شده باشند و ملت نسبت به آنها دید بد و براندازی نداشته باشند خب انتخابشان میکنند. متاسفانه بزرگترین گناهی که در سال گذشته به جمهوری اسلامی شد تهمت تقلب در انتخابات بود خب اگر کسی معتقد است که در انتخابات تقلب شده است، نیاید چون در جمهوری اسلامی تقلب امکان ندارد. حالا چون من را انتخاب نکردند پس تقلب کردند؟ این ظلم است. ولی کسانی که معتقد به قانون اساسی هستند و برنامه خوبی هم دارند در انتخابات شرکت کنند ممکن است رای هم بیاورند. من اصلا معتقد به حذف نیستم، چرا حق یک ایرانی را که با ما در اصول مشترک است را بگیریم. این روش پسندیدهیی نیست.
***اخیرا صحبت مهمی را رییس قوه قضاییه مطرح کردند و نسبت به یک جریان انحرافی که در قدرت هم هست و به دنبال حذف روحانیت است هشدار دادند سوال این است که ما به هر حال سیستمهای نظارتی زیادی در کشورمان داریم، با این وجود جریان منحرف چگونه به قدرت نفوذ پیدا کرده است؟
سوال خوبی مطرح کردید. در همان جلسه پیشکسوتان سپاه من نکتهیی را مطرح کردم که هدف خداوند از خلق بشر بعد از ارسال انبیا و نزول کتب حاکمیت و حکومت خدا بر مردم و زمین بود، برایش هم ابزار آفریده بود. ما هیچ پیامبری را نمیبینیم از پیامبران مشهور که وقتی آمد یا حکومت تشکیل نداده یا درصدد تشکیل حکومت نبوده که شهیدشان کردند آخرین آن هم پیامبر اسلام حضرت محمد(ص) است که ایشان هم حکومت تشکیل دادند. این حکومت فراز و نشیبهایی پیدا کرد تا نایب بر حقش حضرت علی(ع) حاکم شد، بعد امام حسن(ع) حاکم شد، بعد در عاشورای سال 61 با شهادت امام حسین(ع) این پرونده را بستند و حکومت الله از زمین خارج شد. ما معتقدیم راه ارتباط با خدا در مسائل حکومت جز از طریق ولایت فقیه، امام و پیغمبر به خدا نمیرسد. هر کسی که مسیر دیگری را بخواهد برود و معتقد باشد مستقیم با امام زمان(عج) در ارتباط است و مملکت را با ارتباط با امام زمان(عج) اداره میکند اینگونه اعمال و گفتار به قول معصوم و هو کذابه مفتری؛ است راه حرکت به طرف خدا، مراجع و ولیفقیه هستند. چرا اکنون همه مراجع ما بزرگ و کوچک مشهور و غیرمشهور دور مقام معظم رهبری جمع شدهاند و از ایشان حمایت میکنند برای آنکه آنها همه میدانند که امروز ولیفقیه حاکم در جمهوری اسلامی ما است، آنها هم باید از ایشان حمایت کنند لذا هر حرف دیگری که زده شود دروغ است و راه انحرافی است و به جایی هم نمیرسد.
***چطور در قدرت نفوذ کردند؟
(با خنده) بالاخره در هر زمان پیش میآید.
***حاج آقا شما مصاحبهیی قبلا درباره پایان جنگ داشتید و اشاره کردید که نامه آقای رضایی در آن زمان برای فتح بغداد بود. میتوانید در این زمینه بیشتر توضیح بدهید؟
ببینید، جنگ به یک مرحلهیی رسیده بود که ادامه جنگ مشخص نبود. من همیشه وقتی این سوال میشود میگویم جنگ 6 ساله، چون 2 سال اول را میگذاریم تا فتح خرمشهر. ما 6 سال این جنگ را ادامه دادیم. دلیل ما در این جنگ 6 ساله تحقق شعار امام(ره) بود به نام رفع فتنه و من معتقدم که با آن 6 سال جنگ، فتنه را دفع کردیم. درباره پایان جنگ، آقای هاشمی در یک تاریخی تصمیم گرفتند که تحولی در جنگ ایجاد کنند و بالاخره مشخص شود که تکلیف چیست؟ لذا آمدند ستاد جدیدی برای جنگ ایجاد کردند من که وزیر سپاه بودم زمانی که رفتم جبهه و مسوول لجستیک سپاه در جنگ شدم و همه بچهها با من همکاری میکردند آقای موسوی را گذاشتند رییس ستاد، آقای بهزاد نبوی را گذاشتند معاون لجستیک و آقای خاتمی را هم گذاشتند مسوول تبلیغات. به ما هم دستور دادند که شما اصلا نیایید در این تشکیلات. آنها از آقای رضایی سوال میکنند که آقای رضایی اگر جنگ بخواهد تمام شود باید تا کجا برویم؟ ایشان میگوید باید بغداد را بگیریم. آنها میگویند برای اینکه بغداد را بگیرید چه میخواهید؟ آقای رضایی میگوید این امکانات را میخواهیم که اگر این امکانات را در اختیار من بگذارید من میروم و بغداد را میگیرم و جنگ هم تمام میشود. آن نامه خدمت حضرت امام(ره) میرود که این امکانات را میخواهند ما هم نمیتوانیم بدهیم و این مساله میشود علت پذیرش قطعنامه وگرنه هیچوقت سپاهیها خود به خود مایل به تمام شدن جنگ نبودند. آقای هاشمی در خاطراتشان گفتند که دولت شعار جنگ میدهد اما کامل در جنگ شرکت نمیکند و راست هم میگفتند. سپاه یا ارتش جنگ را تمام نکرد، دولت وقت جنگ را تمام کرد.
***یعنی دولت وقت امکانات در اختیار داشت اما تمایلش به ادامه جنگ نبود؟
یک بخش از دولت نمیتوانستند و یک بخش از دولت هم نمیخواستند یکی از سوالهایی که ما هر وقت میرفتیم در دولت و آنها میپرسیدند این بود که «آقا کی جنگ را تمام میکنید» یعنی با اصل جنگ مخالف بودند. خب وقتی مخالف باشند که همکاری کامل نمیکنند.
***قصد انتشار خاطرات و مسائل مربوط به جنگ و پایان آن را ندارید؟
من و آقامحسن (رضایی) مشغولیم و داریم ضبط میکنیم، آقایهاشمی هم قرار است درباره پایان جنگ مطالبی را از خاطرات خودش منتشر کند.
***در این میان اختلافی نیست؟
نه. ما هرچه میگوییم آقای هاشمی آن را رد نمیکند. من نشنیدم که ایشان تا حالا رد کرده باشند چون ما واقعیتها را میگوییم من اصرار دارم مخصوصا حالا که دیگر کنار هستم هرچه که از تاریخ دیدم را عینا بگویم حالا میخواهد به خیلیها بربخورد یا خیلیها خوششان بیاید یا بدشان بیاید برای نخستین بار باید واقعیت تاریخ را بگوییم که یکجا نوشته شود.
***گفتید کنار هستید این کنار بودنتان به خواست خودتان است یا تحمیلی است؟
واقعا پست و سمت را دوست ندارم، اینها دیگر مال جوانهاست ما در دههیی از عمر خویش هستیم که باید فرصت را برای جوانها بگذاریم اصلا رغبتی به اینکار ندارم چون 20 سال از بهترین سالهای عمرم را در سختترین شرایط صرف کردم و از همه کارهایی که در سپاه و بنیاد کردم راضی هم هستم، چقدر آدم باید در پست و مقام باشد؟ خوب 20 سال بس است دیگر. بیشتر از 20 سال که به آدم سهمی نمیرسد.
***مشاوره هم میدهید؟
بله. الان هرکسی که مشاوره بخواهد ما به او مشاوره میدهیم در خدمتشان هستیم خیلیها هستند که مراجعه میکنند.
***دولت هم از شما مشاوره میخواهد؟
نه. دولتیها مراجعه نمیکنند ولی افراد زیادی مانند برادر رضایی با من مشورت میکنند، بعضی از نمایندهها میآیند زیاد هم میآیند، ما هم بیشتر برایشان تاریخ را میگوییم برای آنکه اکثرا از نظر علم و فضل بالاتر از من هستند. من باید تاریخ را بگویم.
***به نظر شما دولت از ظرفیتهای نخبگان به خوبی استفاده میکند؟
من همان سال دوره اول ریاستجمهوری آقای احمدینژاد این را در یک مصاحبه گفتم و بعد هم مورد اعتراض آقای رییس جمهور واقع شدم. در عمل هم میبینیم که استفاده از خبرگان به معنای استفاده از خبرگان نیست. به نظر من پاسخ به این نیاز جامعه است که میگویند باید از خبرگان استفاده بکنیم ولی من نمیبینم که از نخبگان به خوبی استفاده بشود ولی ما چون مملکتمان را دوست داریم دعا میکنیم که موفق شوند.
***تغییرات صورت گرفته در کابینه را چگونه تحلیل میکنید؟
تغییر وزیر، حق طبیعی رییسجمهور است ولی در تغییرات صورت گرفته کسی منطقش را متوجه نمیشود من هم نفهمیدم که مثلا آقای متکی چرا به یکباره آن هم با آن وضع تغییر کرد یا 14 مشاور که بعضیهاشان اصلا مشاور نیستند، برکنار شدند. من از یکی از آنهایی که نامش به عنوان مشاور برده شد پرسیدم که شما در این مدت اصلا آقای رییسجمهور را دیدید که ایشان فقط من را نگاه کرد و نه بله گفت و نه خیر و من برداشتم این بود که در این چند سال اصلا آقای رییسجمهور را ندیده بود.
***شما وضعیت رسانههای مارا در مقطع فعلی چگونه میبینید؟
متاسفانه رسانه مستقل کم داریم اولا رسانههایی که حامی دولت هستند افراطی حمایت میکنند من هرچه میگردم در روزنامههای حامی دولت یک انتقاد از دولت نمیبینم رسانههایی هم که مخالف دولتند هیچ کار مثبت دولت را نمینویسند هر دو اینها افراط و تفریط است ما شیوه ژورنالیستی غرب را نباید پیروی کنیم یعنی ما روزینامه نباید داشته باشیم ما باید روزنامه داشته باشیم، هفتهنامه داشته باشیم و حق را بنویسیم نه اینکه حق را فقط به دوستمان بدهیم به حزبمان بدهیم یا به گروهمان بدهیم. معتقدم که روزنامهنگاری در ایران باید رنگ دین، رنگ تقوا و رنگ ولایت داشته باشد حالا موافق دولت باشد یا مخالف مهم نیست ولی در هیچکدام از اینها اعتدال نمیبینیم. وقتی به من میگویند که شما در این دولت حسنی نمیبینی میگویم که یکی از کارهای خوب دولت که البته به آن انتقاد هم دارم سفرهای استانی است یا یکی دیگر از کارهای خوب دولت جرات در تصمیمگیری است، اما این جرات در تصمیمگیری نباید به گونهیی عمل شود که جلوی مجلس بایستد.
***نسبت به سفرهای استانی چه انتقادی دارید؟
در نحوه تعهدات و تبلیغاتش در بعضی جاها یک تفاوتهایی میبینیم که میان عمل و تبلیغات صورت گرفته تفاوتهایی وجود دارد.
***در پایان فکر میکنید وظایفی که برعهده رسانههای دولتی یا حکومتی قرار دارد با وظایفی که برعهده رسانههای مستقل است چه تفاوتهایی دارند؟
وظایف رسانههای حکومتی سنگینتر است. وقتی میگوییم حکومتی پس یعنی ولایتی، چون ما در راس حکومتمان ولی فقیه است. صدا و سیما و روزنامههایی که حکومتی هستند باید چشم و گوش مقام معظم رهبری باشند، آنجایی که رهبر معظم انتقاد میکند، انتقاد کنند و آنجایی که ایشان حمایت میکند، حمایت کنند. کسی هم حق ندارد به آنها ایراد بگیرد آنها زبان و قلمی هستند که مامورند برمبنای آنچه که ولیفقیه تشخیص میدهد عمل کنند.
منبع: ملت ما
