متاسفانه مدیران فوتبالی برای حفظ صندلیشان مصرفگرا شدهاند و تشکیلات منسجمی برای تربیت فوتبالیستهای نوجوان و جوان وجود ندارد. ما در هر شرایطی به دنبال نتیجه هستیم. هر سه، چهار سال یکبار ممکن است جرقهای زده شود و در فلان تورنمنت نتیجه بگیریم اما فراموش نکنیم این موفقیتهای مقطعی چاره ساز نیست. فوتبال ایران شده مثل فوتبال کشورهای عربی که هرازگاهی در آسیا خودی نشان میدهند و به دلیل نداشتن استعداد و پشتوانه دوباره سقوط میکنند. در این ناکامیها نقش باشگاهها هم نباید نادیده گرفته شود. تیمها فقط به فکر برگزاری بازیهای لیگ هستند و در باشگاهها ساختار و برنامه مشخص و بلندمدتی برای پرورش استعدادها و پشتوانهسازی برای تیمهای رده بالاتر وجود ندارد. فدراسیون روی کاغذ مدتی برای تیم ملی کارهایی را انجام داده تا این تیم بتواند حضور موفقی در جام ملتها داشته باشد، اما باید پرسید که باشگاهها چه کاری برای این فوتبال انجام دادهاند؟
تا اردهای برای حل مشکلاتی از این دست نباشد حضور بزرگترین مربیان جهان روی نیمکت تیم ملی ایران هم جواب نمیدهد. ما باید حوصله کنیم و تفکر به خرج دهیم. وقتی به یک مربی مسئولیت میدهیم، اما فرصت کافی برای اجرای برنامههایش ندارد، چطور انتظار موفقیت داریم. مربی فرصت ندارد چون مدیر بالای سر او هم فرصتی ندارد. موفقیت یک تیم حداقل برنامهریزیهای سه، چهار ساله میخواهد تا کار به صورت اصولی پیش رود.
با این روند وضعیت تیم امید در بازیهای مقدماتی المپیک لندن را مبهم به نظر میرسد. چرا که آنجا هم باشگاهها ممکن است همکاری لازم را نداشته باشند یا اینکه بازیکنان با مشکل خروج از کشور مواجه باشند. با این وضعیت برای تیم امید هم مربی درجه یک یا دو تفاوت چندانی ندارد.
منصورپور حیدری
