دیپلماسی ایرانی در گفتاری از مرتضی ابوطالبی، کارشناس و تحلیلگر اقتصاد بینالملل کوشیده تا اجلاس داووس را مورد بررسی قرار دهد.
نویسنده در ابتدا ضمن بیان فلسفه داووس مینویسد: جنبه غیررسمی نشست داووس بر جنبه رسمیآن اولویت دارد. اجلاس داووس محلی برای زدو بند و دلالی است. یعنی کشورها، بخشهای دولتی و غیردولتی در این اجلاس حضور پیدا میکنند تا بهطور غیررسمیدرباره پروژهها و تواناییهای اقتصادی خود صحبت کنند.
در حقیقت این اجلاس محلی برای عرضه و تقاضا در سطح کلان است و اهمیت بیشتر آن به دلیل همین مباحث غیررسمی است. طالبی در ادامه معتقد است که زمینه اصلی اجلاس داووس 2011 که در روزهای 26 تا 30 ژانویه برگزار شد، اصول و قواعد مشترک جهانی بود.
نویسنده در ادامه مباحث مطرح شده در این اجلاس را تقسیم بندی کرده و مینویسد: در این اجلاس بحث عمده ای درباره انرژی و اهمیت آن در قرن 21 انجام شده است. بحث مهم دیگری که در این اجلاس مطرح شد مسئله تولید جهانی بود. در این خصوص بحث زنجیرههای تولید در اقتصاد جهان، حمایت گرایی در اقتصاد جهان و همین طور مباحثی درباره بیکاری و تورم و قیمتهای کالاهای استراتژیک که در جهان بعد از سال 2011 دچار تورم خواهند شد و قیمتها نسبت به سال 2010 و 2009 بالا خواهند رفت، مطرح شد.
به نظر نویسنده بحث دیگری که در این اجلاس مطرح شد مدیریت بی ثباتی در اقتصاد کلان و همین طور بی ثباتی ایجاد شده در ارزهای بینالمللی و خصوصا جنگ ارزها که در پایان سال 2010 در اجلاس سئول گروه 20 کشورهای بزرگ نتوانستند درباره آن به توافقی دست یابند، بود. اقتصادهای مهم و درجه یک در جهان و آینده این نوع اقتصادها یکی دیگر از موضوعات مطرح شده در این اجلاس بود. در این اجلاس همچنین آینده اقتصادی مناطق مختلف مانند آفریقا، خاورمیانه، آمریکای لاتین، آسیا، اروپا و سایر مناطق جهان هم مورد بحث قرار گرفت.
به نظر طالبی در اجلاس داووس یک بحث اساسی درباره تغییر رشد و توسعه اقتصادی در جهان از کشورهای توسعه یافته به کشورهای نوظهور انجام شد. در این بحث به این مسئله پرداخته شد که موتور محرک رشد جهان از نیم کره غربی به نیم کره شرقی خصوصا به آسیا منتقل میشود. بنابراین مباحث عمده میتواند توسعه پایدار در جهان، مشارکت بخشهای دولتی و خصوصی در کشورهای نوظهور و سرمایه گذاریهایی که در زیرساختهای اقتصادی قدرتهای نوظهور خصوصا در آسیا باشد. یکی دیگر از مباحث اساسی که در اجلاس وجود داشت، بیکار شدن حدود سی میلیون نفر در جهان بر اثر بحران جاری بود که حدود 75 درصد این افراد در کشورهای توسعه یافته کار خود را از دست دادهاند و بهبودی هم که امروز در سطح کمیدر بحران دیده میشود، نتوانسته است روند اشتغال مورد نیاز جوامع توسعه یافته را به سمت مثبت و با سرعت قابل انتظار پیش ببرد.
به نظر نویسنده در این اجلاس همچنین بحثهایی درباره مباحث آموزشی و تخصصی در حوزه اقتصاد، اولویتهای سرمایهگذاری در زیرساختهای اقتصادی، محیط زیست و مدیریت منابع طبیعی و همکاریهای علمیو تحقیقاتی نیز مورد بحث و بررسی قرار گرفت.
نویسنده در ابتدا ضمن بیان فلسفه داووس مینویسد: جنبه غیررسمی نشست داووس بر جنبه رسمیآن اولویت دارد. اجلاس داووس محلی برای زدو بند و دلالی است. یعنی کشورها، بخشهای دولتی و غیردولتی در این اجلاس حضور پیدا میکنند تا بهطور غیررسمیدرباره پروژهها و تواناییهای اقتصادی خود صحبت کنند.
در حقیقت این اجلاس محلی برای عرضه و تقاضا در سطح کلان است و اهمیت بیشتر آن به دلیل همین مباحث غیررسمی است. طالبی در ادامه معتقد است که زمینه اصلی اجلاس داووس 2011 که در روزهای 26 تا 30 ژانویه برگزار شد، اصول و قواعد مشترک جهانی بود.
نویسنده در ادامه مباحث مطرح شده در این اجلاس را تقسیم بندی کرده و مینویسد: در این اجلاس بحث عمده ای درباره انرژی و اهمیت آن در قرن 21 انجام شده است. بحث مهم دیگری که در این اجلاس مطرح شد مسئله تولید جهانی بود. در این خصوص بحث زنجیرههای تولید در اقتصاد جهان، حمایت گرایی در اقتصاد جهان و همین طور مباحثی درباره بیکاری و تورم و قیمتهای کالاهای استراتژیک که در جهان بعد از سال 2011 دچار تورم خواهند شد و قیمتها نسبت به سال 2010 و 2009 بالا خواهند رفت، مطرح شد.
به نظر نویسنده بحث دیگری که در این اجلاس مطرح شد مدیریت بی ثباتی در اقتصاد کلان و همین طور بی ثباتی ایجاد شده در ارزهای بینالمللی و خصوصا جنگ ارزها که در پایان سال 2010 در اجلاس سئول گروه 20 کشورهای بزرگ نتوانستند درباره آن به توافقی دست یابند، بود. اقتصادهای مهم و درجه یک در جهان و آینده این نوع اقتصادها یکی دیگر از موضوعات مطرح شده در این اجلاس بود. در این اجلاس همچنین آینده اقتصادی مناطق مختلف مانند آفریقا، خاورمیانه، آمریکای لاتین، آسیا، اروپا و سایر مناطق جهان هم مورد بحث قرار گرفت.
به نظر طالبی در اجلاس داووس یک بحث اساسی درباره تغییر رشد و توسعه اقتصادی در جهان از کشورهای توسعه یافته به کشورهای نوظهور انجام شد. در این بحث به این مسئله پرداخته شد که موتور محرک رشد جهان از نیم کره غربی به نیم کره شرقی خصوصا به آسیا منتقل میشود. بنابراین مباحث عمده میتواند توسعه پایدار در جهان، مشارکت بخشهای دولتی و خصوصی در کشورهای نوظهور و سرمایه گذاریهایی که در زیرساختهای اقتصادی قدرتهای نوظهور خصوصا در آسیا باشد. یکی دیگر از مباحث اساسی که در اجلاس وجود داشت، بیکار شدن حدود سی میلیون نفر در جهان بر اثر بحران جاری بود که حدود 75 درصد این افراد در کشورهای توسعه یافته کار خود را از دست دادهاند و بهبودی هم که امروز در سطح کمیدر بحران دیده میشود، نتوانسته است روند اشتغال مورد نیاز جوامع توسعه یافته را به سمت مثبت و با سرعت قابل انتظار پیش ببرد.
به نظر نویسنده در این اجلاس همچنین بحثهایی درباره مباحث آموزشی و تخصصی در حوزه اقتصاد، اولویتهای سرمایهگذاری در زیرساختهای اقتصادی، محیط زیست و مدیریت منابع طبیعی و همکاریهای علمیو تحقیقاتی نیز مورد بحث و بررسی قرار گرفت.