روزنامه ابتکار در سرمقاله امروز خود آورده است:
زمانیکه واعظ مشهور، علیرضا پناهیان، در جریان تشییع پیکر صانع ژاله عبارت «مرگ بر ساکتین» را بر زبان راند، خشم جمعیت را متوجه هاشمی کرد. در طول حوادث پس از انتخاباتِ دورهی دهم، هرگاه بحث از خواصِ بیبصیرت پیش آمده، باز هم مخالفان هاشمی انگشت اشاره را به سمت وی نشانه رفتهاند. اگرچه هاشمی در پسِ حوادث 25بهمن، تلویحاً موضعگیری کرده و به شیوههای خاصِ خود، آنرا غیرقانونی و حرام خوانده و گفته «باید همهی اقشار جامعه، به قانون احترام بگذارند و هر اقدامی که با قانون مطابقت نداشته باشد، ضربهزننده به مملکت و خود انسان و به فتوای امام راحل حرام است.» و البته در راهپیمایی 22بهمن هم، حضور داشت؛ اما او که قدرتی ندارد و به گفتهی مهدی طائب « انسان باید در دو موقعیت، احساس خطر کند و آن زمانی است که فردِ منحرفی مقبولیت عمومی داشته باشد یا دارای قدرت نظامی باشد که خوشبختانه هاشمی هیچکدام را ندارد»؛ بنابراین، آنچه از سخن مزبور بهوضوح دریافت میشود، این است که آقای هاشمی هم مقبولیت ندارد، هم قدرت ندارد. اما همانگونه که آقای طائب تأکید کرده است، آقای هاشمی سابقهای درخشان، در پیروزی و حفظ انقلاب دارد که دیگر نمیتوان منکر آن شد؛ البته این رسم روزگار است که «گه عزت دهد، گه به خار دارد». مگر هاشمی فقط ساکت بوده؟ او که نظر مخالف خویش را به سبک همیشگی خود، بیان کرده است و از این نظر، در میان معترضان هم، مخالفتهایی برانگیخته است.
***
واقعیت این است که در میان هر دو گروه، رفتارهای افراطی و ناخردمندانهای وجود دارد. عدهای با رفتارها و شعارهای ساختارشکنانه و خارج از چارچوب قانون و عدهای دیگر، با برخوردهای خشن و شعارها و دشنامهای نابخردانه، همواره فضا را مشتعل نگه میدارند و بویی از سخنان آرام و تسکیندهنده نبردهاند.
همه باید بپذیرند که در کشور 75میلیونی، سلایق و عقاید متفاوتی وجود دارد. البته همه مثل هم فکر نمیکنند و رفتارهایشان یکسان نیست و اختلافها از همینجا ناشی میشود. برای پرهیز از برخوردِ میانِ صاحبان سلایقِ گوناگون، قانون حکم است و خروج از آن، تبعاتی دارد که باید همه به آن تن بدهند.
***
بیگمان، لحن و نحوهی موضعگیری نهادها و شخصیتهای ملی، در ایجاد فضای آرامش یا برعکسِ آن، تأثیر بسیار مهمی دارد. نمایش خشم و رفتارهای عصبیگونهی نمایندگان مجلس، با سکوت و متانت دولتیان، تأثیر یکسانی ندارد. اینکه اشخاصی با ایجاد حوادث 25بهمن قانونشکنی کردهاند، بحثی است که باید در چارچوب قانون، با آنها برخورد شود و باید بدانند که حرکتهای رادیکال و شالودهشکن، واکنشهای رادیکالی را در پی خواهد داشت؛ اما واکنش کسانیکه خود را عصارهی ملت میدانند، موضوع مهمتری است. بدیهی است که نمایندگان ملت نمیتوانند در مقابل حرمتشکنی عدهای بیتفاوت باشند، آنچنانکه ملت، خود نیز بیتفاوت نیست، اما میتوان این حساسیت را بهگونهای به نمایش گذاشت که اولاً وهنآور نباشد؛ ثانیاً تاثیرگذار باشد؛ ثالثاً مرزهای اخلاقی را نشکند.
چهبسا رفتارهای ناصواب، موجب مخدوششدن حقانیت شود. دشنامدادن و گرهکردن مشت و فریاد اعدام و انهدام، نهتنها تأثیر مثبت بسیاری نخواهد داشت که برای اشخاص بیطرف و حتی طرفداران مقبول، چنین رفتارهایی ناخوشایند است.
***
نقل است که عیسی (ع) از راهی میگذشت. شخص بیادبی به او بد و بیراه گفت. عیسی (ع) بهنرمی و مهربانی به او جواب داد. شخص دیگری که شاهد ماجرا بود، ناراحت شد و گفت: یا روحالله، با این فرد بیادب بهشیوهی خودش رفتار کن. پیامبر خدا جوابی داد که برای همه آموزنده است. وی گفت: من گُل هستم. وظیفهام پراکندن بوی خوش و لطافت است و او خار و کارش نیشزدن است. من مأمورم خار را به گل تبدیل کنم، نه اینکه خود خار شوم.
اگر جاهل بهوحشت سخت گوید خردمندش بهنرمی دل بجوید
***
کسانیکه سکوت در مقابل این حوادث را سرزنش کردهاند، خوب است بدانند که رئیسجمهور و همکاران نزدیک وی در دولت، مشی متفاوتی در برخورد با اتفاقات اخیر با مجلسیان دارند و بعید است که کسی روش دولتیان را نشانهی رضایتشان به اتفاقات اخیر بدانند؛ چراکه در سیاست، زبان و کلام کارکرد و تأثیر بسیاری دارد و گویی دولتیان دریافتهاند که با زبان آتشین نمیتوان گلستان محبت و محبوبیت کاشت. اگرچه عدهای این مشی را استراتژی زیرکانه برای جلب آرای معترضان و اصلاحطلبان قلمداد میکنند و بوی موفقیت آنان هم، در اتخاذ چنین شیوهای به مشام میرسد؛ با وجود این، سکوت دولتیان تأثیرش از انتشار خشم مجلسیان در ایجاد فضای آرامش بیشتر است.