اسکندر صالحی
1ـ این که هر کس به سویی رود و هر که به دلخواه هر کار می خواهد بکند، می شود پراکندگی؛ پراکندگی از چیزهای گوناگونی سرچشمه می گیرد، از جمله: میل به تفرد، ترس، خودکم بینی، خود یکه بینی یا خود بزرگ بینی، زیست ذهنی در دوران پیش از مدینه و تمدن، سرکشی در برابر اقتضائات زندگی جمعی و... .
و البته هر چند اسباب پراکندگی بسیار است، آثار آن اندک شمار، ولی بسیار زیانبار است، به ویژه در روزگار ما که زندگی افراد هر اجتماعی، از جمله زندگی شهروندان یک کشور، بسیار به هم پیوسته است. آثار تفرقه همان معنای آن است: پراکندگی و پریشانی.
2ـ وحدت را در عوض عده ای به همرنگی معنا می کنند؛ به نادیده انگاشتن تفاوت ها و به این که افراد چنان باشند که گویی یک شکل و یکرنگ و ... هستند. این معنای از وحدت، اگر قرار باشد به جوامع انسانی راه یابد، به ویژه در روزگار ما، ناممکن است و چون ممکن نیست، در باب آن ارزش داوری نیز ناممکن و بیهوده است.
3 ـ نظم چیست؟ باید گفت، تلاش برای یافتن پاسخ به این پرسش که همه زمانی- همه مکانی باشد، اتلاف عمر است؛ بنابراین، بهتر است، پرسش را به زمان و مکان منضم کنیم که: «نظم در روزگار و جامعه ما چیست؟» و از این انضمامی تر آن که: «هم اینک در کشور ما، نظم در عرصه سیاست و تدبیر ملک، چگونه محقق می شود؟».
پاسخ پرسش اخیر را باید در قراری جست که جمهور این دیار بسته است. جمهور در جامعه ما انتظام خود را قرار بر قانون اساسی نهاده است؛ قانونی که به همراه احترام به ادیان توحیدی، مبتنی بر تعالیم آخرین فرستاده الهی است ـ که بر او و خاندان بزرگوارش بسیار درود.
در این قانون، ولی فقیه فصل الخطاب است و به وقت تشویش، تکلیف را اوست که روشن می کند؛ اوست که ره می برد و در بزنگاه تردید؛ به تدبیر تعیین مسیر می کند.
بنابراین، هنگامی که جامعه به هیأت «نظام» آراسته می شود و آرایش می گیرد، همگان باید به نقشی که در آن بر عهده می گیرند، وفادار باشند و در آن چارچوب حرکت کنند، چرا که جز این و بیرون از این چهارچوب رفتار کردن، سرکشی و انکار نقش خویش است؛ بنابراین، باید به کسی که به انکار نقش و جایگاه خویش برمی خیزد، یادآوری کرد و وی را به راه و جایگاه خویش برگرداند.
4ـ اینک این دشمنان یا رقیبان دویست، سیصد ساله یا هزار و هزاران ساله این مرز و بوم هستند که از بی نظمی سود می برند و در این غوغا ـ که اینک در پیرامون ما برپاست ـ شادی ناشی از پراکندگی داخلی ما را در خیال خام به دست اندازی پیوند می زنند و «عرصه سیمرغ» را به آزمودن خویش خواهند سنجید و چه کسی به چنین چیزی راضی است؟
پس راضی نباشیم و راضی ننماییم و به نظم بازگردیم و به وحدت؛ که در نظم معنای درست می یابد. در این معنای از وحدت، تفاوت ها نه انکار که در هیأتی مثمر به رسمیت شناخته می شوند؛ بنابراین، نه تفرقه، نه وحدت؛ آنچه ما در کشورداری بدان نیازمندیم، «نظم» است و معیار آن هم «قانون».

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط
نظرات
رحیم. ن -> 1390/02/09
پاسخ

آق چرا این قدر مشکل می نویسید؟ لطفا کمی واضحتر!

کاربر مهمان -> 1390/02/09
پاسخ

لعنت خدا بر وحدتی که باعث بشه شیعه با دشمنان اهل بیت دوست و همرنگ بشه ، و در مقابل شیعه کشی‌ها سکوت کنه

کاربر مهمان -> 1390/02/09
پاسخ

لعنت خدا بر وحدتی که باعث بشه شیعه با دشمنان اهل بیت دوست و همرنگ بشه ، و در مقابل شیعه کشی‌ها سکوت کنه .. لعنت خدا بر وهابی‌ها ، و هر کس آنها را برادر دینی (!) مینامد

کاربر مهمان -> 1390/02/09
پاسخ

مرگ بر ضد ولایت فقیه

م.م -> 1390/02/09
پاسخ

امیدوارم اونایی که مخاطب اصلی این یادداشتن اونو با دقت بخونن و قدر شرایطشون رو بدونن

کاربر مهمان -> 1390/02/09
پاسخ
کاربر مهمان -> 1390-02-09 20:50:21

لعنت خدا بر وحدتی که باعث بشه شیعه با دشمنان اهل ب...

بله داداش! به اونایی که گفتی لعنت ولی یه بار دیگه نوشته رو بخون.ظاهرا مقصود وحدت ملی است. آره جونم!

جلال -> 1390/02/09
پاسخ

ببخشید شما چی نوشتی

کارمند -> 1390/02/10
پاسخ

متاسفانه همه قوانین دولتی تفرقه انگیز است مثال : - تبعیض حقوق پژوهشگران هیات علمی و غیر هیات علمی وافزایش یکباره حقوق هیات علمی ها به میزان قابل توجه در سال 89 - تبعیض پرداخت حقوق بازنشستگی در صندوق های مختلف و جالبرتر آنکه صندوقهایی که کسورات کمتری دریافت کرده بودند چون دولتی هستند حقوق بالاتر پرداخت می کنند و صندوق های هایی که کسورات بالاتری دریافت کرده بودند ( تامین اجتماعی ) حقوق کمتری پرداخت می کنند آنهم به موجب قانون و ماده 106 خدمات کشوری - طبق قانون دورکارها (کسانی که عملا کاری در سازمان انجام نمی دهند) چون زیر ساخت آن در کشور فراهم نیست حقوق برابر با سایر کارکنان دریافت می نمایند . - یارانه دریافتی روستائیان به خاطر جمعیت زیاد از حقوق کارکنان دولت بالاتر است ؟!!!!!!و....... خلاصه همه قوانین، کارکنان دولت را به سمت بی وجدانی و نا کارآمدی سوق می دهد و کارکنان با وجدان آسیب بیشتری می بینند .

کاربر مهمان -> 1390/02/10
پاسخ

نه تفرقه نه وحدت پس جن! باشد

کاربر مهمان -> 1390/02/11
پاسخ

بایستی فرهنگ قانون مداری ترویج شود اگر قانونمندشدیم مابقی حله انشاالله

ابراهیم امینی -> 1390/02/12
پاسخ

قانون راهنمای احترام به حقوق است نه ابزاری برای احقاق حق پس کسی باید باشد که گاهی قانون را خطاب کند و به حمد الهی ولی فقیه حکم ناظری توانا را در قانون دارد که بر کار قانون گذار و مجری اشراف دارد

کاربر مهمان -> 1390/02/13
پاسخ

ظاهرا دریافت شد

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

نظرسنجیآرشیو
نظرسنجی
آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین