چند روز بعد از تاکید هفته نامه «یالثارات الحسین» ارگان انصار حزبالله بر ضرورت بازداشت رئیس دفتر رئیسجمهور، هفته نامه«9 دی» هم در سرمقاله جدیدترین شماره خود بر همین مسئله اشاره و تصریح کرده که باید اسفندیار رحیم مشایی بازداشت شود. حمید رسایی مدیر مسئول این نشریه و نماینده حامی دولت در مجلس در یادداشت خود با مقایسه مشایی با «کشمیری» و نفوذ او در حلقه نزدیکان دولت شهید رجایی، نوشته است که با وجود مخالفت احمدینژاد باز هم باید رحیم مشایی بازداشت شود.
در بخشی از سرمقاله هفته نامه 9 دی آمده است: «تردید ندارم که مشایی در طول این چند سال با اعتمادسازی اعتقادی در احمدینژاد، قدم قدم پروژه کودتای خود علیه احمدینژاد را که از سالها قبل کلید زده بود، پیش برد تا رسید به مرحله فتح وزارت اطلاعات... مشایی با تمام تلاشش کوشید تا احمدینژاد را در خانه نشینی نگه دارد و پروژهای را که کلید زده در مسیر دیگری دنبال کند... دور از انتظار نیست که سر کرده این باند با فراهم کردن مقدمات خروج خود از کشور، اکنون که زمینههای ترور شخصیت احمدینژاد را فراهم آورده حتی نسبت به ترور فیزیکی رئیسجمهور هم اقدام کند، کاری که سی سال پیش مسعود کشمیری انجام داد. در این بین اساسا نباید نسبت به حمایتهای احمدینژاد از این عنصر مشکوک توجه کرد چرا که ما یکبار از این نقطه گزیده شده ایم و هزینه آن را در سال 60 پرداخته ایم.»
رسایی در بخش انتهایی یادداشت خود با بیان اینکه کشمیری فردی بود با ظاهر انقلابی، اهل ذکر و دعا تاکید کرده است: «کشمیری همچنان زنده است... کشمیری را دستگیر کنید قبل از آن که دیر شود حتی اگر رجایی اعتراض کند.»
این اعلام موضع صریح یک نماینده حامی دولت و عضو فراکسیون انقلاب اسلامی در حالی است که هفته نامه یالثارات هم هفته گذشته در گزارشی بر ضرورت بازداشت رحیم مشایی تاکید کرده بود. قاسم روانبخش از شاگردان آیتالله مصباح یزدی در مصاحبه با یالثارات گفته بود که خطر مشایی در حد فرقه محمدعلی باب است. اما یک نگرانی وجود دارد و آن اینکه در آینده، رئیسجمهور خدمات دولت خدمتگزار را منتسب به شخص مشایی کند. وی با بیان اینکه مشایی یک فراماسونر است که باید بازداشت شود، گفت: یکی از مبانی فراماسونری اومانیسم انسان گرایی است که در سخنان مشایی موج میزند و متاسفانه در این اواخر بر محتوای سخنرانی رئیسجمهور نیز تاثیر گذاشته است.
کریمی قدوسی یکی دیگر از اعضای فراکسیون انقلاب اسلامی مجلس هم در گفتوگوی خود با ارگان انصار حزبالله گفته بود: مشایی بذل و بخششهایی در شهرستانها داشته که بر نیروهای امنیتی پوشیده نیست. لذا باید اثبات شود که توزیع پول و ارتباطات وی با آن سوی مرزها در چه راستایی بوده و چطور در دولتی که برای مبارزه با فساد تشکیل شد شخصی وجود دارد که پولهای کلانی در اختیار دارد و به واسطه آن اقدام به تشکیل شورای راهبردی برای فتح مجلس کرده است. بنابراین، نیروهای امنیتی باید هر چه سریعتر اقدام به دستگیری این شخص کنند چرا که این مطالبه عمومی ملت ایران است.
این اعلام صریح و تاکید بر ضرورت بازداشت رئیس دفتر رئیسجمهور در حالی طی چند روز گذشته و بعد از حوادث اخیر سیاسی تشدید شده که تا پیش از این انتقادات به این صراحت بیان نمیشد. عمده چهرههای سیاسی و مذهبی مخالف برنامهها و کنشهای سیاسی و فرهنگی رحیم مشایی و طیف او، از رئیسجمهور میخواستند تا متوجه توطئهها و اتفاقاتی که پیرامون او میگذرد، باشد و هر چه زودتر حساب دولت را از جریان انحرافی جدا سازد.
حمیدرضا رسایی در همین راستا در سرمقاله دو هفته پیش 9 دی خطاب به حزباللهیها توصیه کرده بود که فعلا سکوت کنند. او نوشته بود: «پس دوست حزباللهی من، اگر خواص مردود را دیدی که نتوانستند به درستی وظیفه خود را در بزنگاههای حساس تحلیل کنند، تو این چنین نباش و از یاد نبر که همیشه وظیفه حزبالله فریاد کشیدن نیست بلکه گاهی سکوت و خون دل خوردن هم وظیفه ماست همانطور که شهید رجایی گفت: حزبالله آنهایی هستند که به فرمان امام خود اگر لازم باشد، سکوت میکنند و اگر لازم باشد فریاد میکشند و امروز ظاهرا وظیفه ما خون دل خوردن است مانند آقا...».
اما به نظر میرسد هر چه دلسوزان نظام و طرفداران معقول دولت هشدار میدادند و هر روز بر زوایای پنهان اقدامات و رفتارهای مشکوک و مبهم جریان انحرافی بیشتر نور میاندازند، رئیسجمهور همچنان در نظر خود در خصوص رئیس دفترش و طیف نزدیک به او تجدید نظر نمیکند و این جریان در لوای حمایت احمدینژاد همچنان به حاشیهسازیهای خود ادامه میدهد. بر این اساس و بخصوص بعد از تداوم اقدامات چالشی دولت و همچنین انتشار گزارشهای مستند در باره انحرافات اقتصادی و عقیدتی جریان مذکور، انتقاد منتقدان و مخالفت مخالفان، بیش از پیش شده است.
اگر تا پیش از حوادث سیاسی اخیر بعد از ماجرای عزل مصلحی، در مقابل منتقدان دولت، برخی چهرهها و گروههای سیاسی و تعدادی از نمایندگان مجلس بودند که از در حمایت دولت بر میآمدند، حال تعداد این حامیان روز به روز کمتر میشود. در بحبوحه تفسیرهای مختلف دولت و مجلس بر سر ادغام وزارتخانهها و عدم تشکیل وزارتخانه ورزش و بهویژه در ماجرای عزل وزیر اطلاعات، نمایندگان شاخص حامی احمدینژاد در مجلس اظهارنظری نکردند و ترجیح دادند سکوت کنند تا انتقادات خود را در جلسهای حضوری به رئیسجمهور منتقل کنند. هفته گذشته محمد جواد ابطحی از نمایندگان حامی دولت در مجلس به تهران امروز گفته بود که اعضای فراکسیون انقلاب اسلامی هم به رئیسجمهور و دولت انتقاد دارند و قرار است این انتقادات را در جلسهای با رئیسجمهور در میان بگذارند.او گفته بود: «ما بر این اعتقاد هستیم که برخی در پی آن هستند تا از آب گل آلود ماهی بگیرند. فضا هم متاسفانه برای آنها مهیاست.»
با این وصف و با توجه به کیفیت جبهه منتقدان و مخالفان دولت و جریان انحرافی، به نظر میرسد که جبهه مذکور از یک تنوع سیاسی، مذهبی و فرهنگی برخوردار است و صرفا محدود به برخی رقابتهای سیاسی درون گروهی نمیشود. در چند هفته گذشته، از فرمانده سپاه گرفته تا، برخی اعضا و چهرههای برجسته اصولگرا در نهادهای مختلف مثل مجمع تشخیص مصلحت نظام، مجلس خبرگان رهبری و شورای نگهبان و مجلس شورای اسلامی و فعالان سیاسی و حزبی تا چهرههای مذهبی و علمای بزرگ، مستقیم و غیر مستقیم نسبت به حاشیه سازیهای جریان انحرافی که معطوف به بحرانسازی است، هشدار دادهاند. حال در پی این هشدارهای پیاپی و بیتوجهی رئیسجمهور به آنها و حمایت از رحیم مشایی، لحن هشدارهای توصیهای تغییر میکند و همزمان با آغاز برخورد دستگاه قضایی با پروندههای مختلف متصل به این حلقه حاشیهساز، از ضرورت بازداشت سرسلسله جریان مذکور سخن گفته میشود.
با این وجود هر چند به نظر میرسد برخی پیشبینیها که از هفته گذشته و توسط عباس سلیمی نمین در دانشگاه تهران مبنی بر احتمال بازداشت رحیم مشایی شروع شده بود، به واقعیت نزدیک میشود، اما یک نکته همچنان در زیر و بم گمانهها و تحلیلها و پیشبینیها بیجواب مانده است. «بالاخره رئیسجمهور با رئیس دفتر خود چه میکند؟» تا کنون منتقدین دولت و مخالفان جریان انحرافی سعی کردهاند گمانه «تفکیک بین احمدینژاد و مشایی» را همچنان برجسته نگه دارند تا راه برای جدایی احمدینژاد و مشایی و ادامه کار دولت بدون حاشیه باز بماند. بر اساس این نظر همه حاشیه سازیها و جریان سازیهای معطوف به بحران توسط طیف انحرافی و با مدیریت رئیس دفتر رئیسجمهور رقم خورده و احمدینژاد باید هر چه زودتر حساب خود را از این جریان جدا کند. اما آیا احمدینژاد این فرصت را پاس میدارد و آن میکند که اکثر طرفدارانش انتظار دارند؟
پاسخ به این سوال در روزهای پیش رو مشخص خواهد شد و قطعا کیفیت مواجهه و پاسخ احمدینژاد به این پرسش و دغدغه طرفدارانش سمت و سوی تحولات سیاسی را جهت خواهد داد.
منبع: تهران امروز
در بخشی از سرمقاله هفته نامه 9 دی آمده است: «تردید ندارم که مشایی در طول این چند سال با اعتمادسازی اعتقادی در احمدینژاد، قدم قدم پروژه کودتای خود علیه احمدینژاد را که از سالها قبل کلید زده بود، پیش برد تا رسید به مرحله فتح وزارت اطلاعات... مشایی با تمام تلاشش کوشید تا احمدینژاد را در خانه نشینی نگه دارد و پروژهای را که کلید زده در مسیر دیگری دنبال کند... دور از انتظار نیست که سر کرده این باند با فراهم کردن مقدمات خروج خود از کشور، اکنون که زمینههای ترور شخصیت احمدینژاد را فراهم آورده حتی نسبت به ترور فیزیکی رئیسجمهور هم اقدام کند، کاری که سی سال پیش مسعود کشمیری انجام داد. در این بین اساسا نباید نسبت به حمایتهای احمدینژاد از این عنصر مشکوک توجه کرد چرا که ما یکبار از این نقطه گزیده شده ایم و هزینه آن را در سال 60 پرداخته ایم.»
رسایی در بخش انتهایی یادداشت خود با بیان اینکه کشمیری فردی بود با ظاهر انقلابی، اهل ذکر و دعا تاکید کرده است: «کشمیری همچنان زنده است... کشمیری را دستگیر کنید قبل از آن که دیر شود حتی اگر رجایی اعتراض کند.»
این اعلام موضع صریح یک نماینده حامی دولت و عضو فراکسیون انقلاب اسلامی در حالی است که هفته نامه یالثارات هم هفته گذشته در گزارشی بر ضرورت بازداشت رحیم مشایی تاکید کرده بود. قاسم روانبخش از شاگردان آیتالله مصباح یزدی در مصاحبه با یالثارات گفته بود که خطر مشایی در حد فرقه محمدعلی باب است. اما یک نگرانی وجود دارد و آن اینکه در آینده، رئیسجمهور خدمات دولت خدمتگزار را منتسب به شخص مشایی کند. وی با بیان اینکه مشایی یک فراماسونر است که باید بازداشت شود، گفت: یکی از مبانی فراماسونری اومانیسم انسان گرایی است که در سخنان مشایی موج میزند و متاسفانه در این اواخر بر محتوای سخنرانی رئیسجمهور نیز تاثیر گذاشته است.
کریمی قدوسی یکی دیگر از اعضای فراکسیون انقلاب اسلامی مجلس هم در گفتوگوی خود با ارگان انصار حزبالله گفته بود: مشایی بذل و بخششهایی در شهرستانها داشته که بر نیروهای امنیتی پوشیده نیست. لذا باید اثبات شود که توزیع پول و ارتباطات وی با آن سوی مرزها در چه راستایی بوده و چطور در دولتی که برای مبارزه با فساد تشکیل شد شخصی وجود دارد که پولهای کلانی در اختیار دارد و به واسطه آن اقدام به تشکیل شورای راهبردی برای فتح مجلس کرده است. بنابراین، نیروهای امنیتی باید هر چه سریعتر اقدام به دستگیری این شخص کنند چرا که این مطالبه عمومی ملت ایران است.
این اعلام صریح و تاکید بر ضرورت بازداشت رئیس دفتر رئیسجمهور در حالی طی چند روز گذشته و بعد از حوادث اخیر سیاسی تشدید شده که تا پیش از این انتقادات به این صراحت بیان نمیشد. عمده چهرههای سیاسی و مذهبی مخالف برنامهها و کنشهای سیاسی و فرهنگی رحیم مشایی و طیف او، از رئیسجمهور میخواستند تا متوجه توطئهها و اتفاقاتی که پیرامون او میگذرد، باشد و هر چه زودتر حساب دولت را از جریان انحرافی جدا سازد.
حمیدرضا رسایی در همین راستا در سرمقاله دو هفته پیش 9 دی خطاب به حزباللهیها توصیه کرده بود که فعلا سکوت کنند. او نوشته بود: «پس دوست حزباللهی من، اگر خواص مردود را دیدی که نتوانستند به درستی وظیفه خود را در بزنگاههای حساس تحلیل کنند، تو این چنین نباش و از یاد نبر که همیشه وظیفه حزبالله فریاد کشیدن نیست بلکه گاهی سکوت و خون دل خوردن هم وظیفه ماست همانطور که شهید رجایی گفت: حزبالله آنهایی هستند که به فرمان امام خود اگر لازم باشد، سکوت میکنند و اگر لازم باشد فریاد میکشند و امروز ظاهرا وظیفه ما خون دل خوردن است مانند آقا...».
اما به نظر میرسد هر چه دلسوزان نظام و طرفداران معقول دولت هشدار میدادند و هر روز بر زوایای پنهان اقدامات و رفتارهای مشکوک و مبهم جریان انحرافی بیشتر نور میاندازند، رئیسجمهور همچنان در نظر خود در خصوص رئیس دفترش و طیف نزدیک به او تجدید نظر نمیکند و این جریان در لوای حمایت احمدینژاد همچنان به حاشیهسازیهای خود ادامه میدهد. بر این اساس و بخصوص بعد از تداوم اقدامات چالشی دولت و همچنین انتشار گزارشهای مستند در باره انحرافات اقتصادی و عقیدتی جریان مذکور، انتقاد منتقدان و مخالفت مخالفان، بیش از پیش شده است.
اگر تا پیش از حوادث سیاسی اخیر بعد از ماجرای عزل مصلحی، در مقابل منتقدان دولت، برخی چهرهها و گروههای سیاسی و تعدادی از نمایندگان مجلس بودند که از در حمایت دولت بر میآمدند، حال تعداد این حامیان روز به روز کمتر میشود. در بحبوحه تفسیرهای مختلف دولت و مجلس بر سر ادغام وزارتخانهها و عدم تشکیل وزارتخانه ورزش و بهویژه در ماجرای عزل وزیر اطلاعات، نمایندگان شاخص حامی احمدینژاد در مجلس اظهارنظری نکردند و ترجیح دادند سکوت کنند تا انتقادات خود را در جلسهای حضوری به رئیسجمهور منتقل کنند. هفته گذشته محمد جواد ابطحی از نمایندگان حامی دولت در مجلس به تهران امروز گفته بود که اعضای فراکسیون انقلاب اسلامی هم به رئیسجمهور و دولت انتقاد دارند و قرار است این انتقادات را در جلسهای با رئیسجمهور در میان بگذارند.او گفته بود: «ما بر این اعتقاد هستیم که برخی در پی آن هستند تا از آب گل آلود ماهی بگیرند. فضا هم متاسفانه برای آنها مهیاست.»
با این وصف و با توجه به کیفیت جبهه منتقدان و مخالفان دولت و جریان انحرافی، به نظر میرسد که جبهه مذکور از یک تنوع سیاسی، مذهبی و فرهنگی برخوردار است و صرفا محدود به برخی رقابتهای سیاسی درون گروهی نمیشود. در چند هفته گذشته، از فرمانده سپاه گرفته تا، برخی اعضا و چهرههای برجسته اصولگرا در نهادهای مختلف مثل مجمع تشخیص مصلحت نظام، مجلس خبرگان رهبری و شورای نگهبان و مجلس شورای اسلامی و فعالان سیاسی و حزبی تا چهرههای مذهبی و علمای بزرگ، مستقیم و غیر مستقیم نسبت به حاشیه سازیهای جریان انحرافی که معطوف به بحرانسازی است، هشدار دادهاند. حال در پی این هشدارهای پیاپی و بیتوجهی رئیسجمهور به آنها و حمایت از رحیم مشایی، لحن هشدارهای توصیهای تغییر میکند و همزمان با آغاز برخورد دستگاه قضایی با پروندههای مختلف متصل به این حلقه حاشیهساز، از ضرورت بازداشت سرسلسله جریان مذکور سخن گفته میشود.
با این وجود هر چند به نظر میرسد برخی پیشبینیها که از هفته گذشته و توسط عباس سلیمی نمین در دانشگاه تهران مبنی بر احتمال بازداشت رحیم مشایی شروع شده بود، به واقعیت نزدیک میشود، اما یک نکته همچنان در زیر و بم گمانهها و تحلیلها و پیشبینیها بیجواب مانده است. «بالاخره رئیسجمهور با رئیس دفتر خود چه میکند؟» تا کنون منتقدین دولت و مخالفان جریان انحرافی سعی کردهاند گمانه «تفکیک بین احمدینژاد و مشایی» را همچنان برجسته نگه دارند تا راه برای جدایی احمدینژاد و مشایی و ادامه کار دولت بدون حاشیه باز بماند. بر اساس این نظر همه حاشیه سازیها و جریان سازیهای معطوف به بحران توسط طیف انحرافی و با مدیریت رئیس دفتر رئیسجمهور رقم خورده و احمدینژاد باید هر چه زودتر حساب خود را از این جریان جدا کند. اما آیا احمدینژاد این فرصت را پاس میدارد و آن میکند که اکثر طرفدارانش انتظار دارند؟
پاسخ به این سوال در روزهای پیش رو مشخص خواهد شد و قطعا کیفیت مواجهه و پاسخ احمدینژاد به این پرسش و دغدغه طرفدارانش سمت و سوی تحولات سیاسی را جهت خواهد داد.
منبع: تهران امروز