هنوز پاسخی برای این پرسش نیافته ام که پرسش دیگر و شاید مهمتری برسرم آوار می شود: «اگر در کشور خودمان چنین ماجرایی برای یک نوجوان- هر چند نخبه و استعداد درخشان- رخ دهد، چه برسرش می آید.»
از «بیل گیتس» تا «جبار سینگ»
 هفته پیش مصاحبه ای را از «بیل گیتس» شهیر، بنیانگذار «مایکروسافت»- ابر غول رایانه ای- خواندم که خبرگزاری مهر آن را به پارسی برگردان و منتشر کرده بود.
به نوشته روزنامه قدس، دو نکته در زندگی این مرد که اکنون دارایی هایش به 56 میلیارد دلار رسیده است و دومین آقای ثروتمند جهان به شمار می رود، نظرم را جلب کرد.
نخست اینکه در آن مصاحبه، عکسی چاپ شده بود از نوجوانی «بیل گیتس» که مانند مجرمان برگردنش پلاکی آویخته بود، اما با چهره ای خندان به دوربین روبه رو می نگریست. در شرح زیرنویس عکس نیز آمده بود: «چهره خندان بیل گیتس در زمان بازداشت به جرم رانندگی بدون گواهینامه».
چهره «گیتس» شاید 15-14 ساله، در تصویر چنان است که گویی نه به عنوان یک نوجوان بزهکار، بلکه در جشن فارغ التحصیلی یا در یک پیک نیک خانوادگی عکس انداخته است؛ نه اندوه و نه تشویش، که شادابی و طراوات و نیز اندکی شیطنت از سر و صورتش می بارد.
از خود پرسیدم: آین آرامش «گیتس» نوجوان از کجا می آید؟
آن هم در زمان بازداشت و هنگامی که تشت رسوایی اش از بام افتاده است، در پی جرم نه چندان کوچک «راندن خودرو بی تصدیق».
بسیار خوانده و شنیده ایم که نابغه ها در کودکی و نوجوانی شان، نامتعارف و ساختارشکن هستند، اما بسیار دور از ذهن است که این خصلت همواره به معنای قانون شکنی باشد، آن هم در جامعه ای که قانون «بشر ساخته»، حرف اول و آخر را می زند و وحی منزل است.
بنابراین خطاست که تشویش نداشتن و نهاد آرام «گیتس» بزهکار را - آن چنان که عکس می نمایاند- این گونه معنا کنیم که او قانون را به ریشخند و تمسخر گرفته است.
هنوز پاسخی برای این پرسش نیافته ام که پرسش دیگر و شاید مهمتری برسرم آوار می شود: «اگر در کشور خودمان چنین ماجرایی برای یک نوجوان- هر چند نخبه و استعداد درخشان- رخ دهد، چه برسرش می آید.»
رفتار قانون، پلیس، قاضی، خانواده و دوستان با یک نوجوان خطاکار چگونه است؟
از همه مهمتر، خودش چه برسر خودش خواهد آورد، اگر پلاکی بر گردن نحیفش بیاویزند و چند عکس نیم رخ و تمام رخ از او بگیرند، برای ثبت و ضبط در فایل رایانه اداره محترم آگاهی؟
این بحث را با دوستی در میان می گذارم. بر این باور است که چنین رخدادی در بیشتر موارد، به «سوختن و تمام شدن» نوجوان می انجامد، هر چند نابغه و با استعداد نیز باشد.رفیق شفیق در ادامه بحث، به نکته مهم دیگری نیز اشاره می کند. او می گوید: شاید هم استعداد نوجوان داستان ما به گونه ای دیگر شکوفا شود؟
می پرسم: چگونه؟
می گوید: شاید نوجوان را که به یک جرم کوچک- برای نمونه دزدیدن یک «قاقالی لی»- بازداشت شده است، بیندازند در بند و کنار دست چند قاچاقچی موفرفری و سبیل کلفت که در همان بازداشتگاه هم، اگر دستشان برسد - که به لطف دوستان، کم و بیش نیز می رسد- به دواکشی و رتق و فتق امور جاریه و دعاگویی خلق خدا مشغولند !در آن صورت، شما خودت قضاوت کن که این نوجوان با استعداد درخشان، درگذر زمان و شاید با یکی دو بار دیگر هم بند شدن با همان انسانهای شریف موفرفری و سبیل کلفتی که پیشتر ذکر خیرشان رفت، اگر به یک «جبار سینگ» تبدیل نشود، آیا نظم کائنات و نظام آفرینش زیر سؤال نخواهد رفت؟!
سخنان نغز رفیق شفیق را با تکان دادن سر تأیید می کنم و بی درنگ می گویم: ماجرا شکل دیگری نیز می تواند داشته باشد.
این بار، اوست که می گوید: چگونه؟
می گویم: بسیار ساده، این گونه که پدر متشخص نوجوان با استعداد، آدم دم کلفتی باشد و با دیدن این و آن، پسرک را از مجازات برهاند و بسپارد تا نامش را از فایل رایانه اداره محترم آگاهی پاک کنند.
رفیق شفیق در واکنش می گوید: از کجا معلوم که پدر «بیل گیتس» نوجوان هم چنین نکرده باشد؟
من که انتظار چنین پرسشی سفیهانه ای را از رفیق شفیق اکنون حمیق(!) نداشتم، فریاد برآوردم که برادر جان! تو فکر می کنی اگر چنین لکه ننگی- اعمال نفوذ «گیتس» پدر برای «گیتس» پسربا انگیزه شکستن قانون- در زندگانی بنیانگذار نابغه «مایکروسافت» وجود داشت، رسانه های فرصت طلب ینگه دنیا در به صدا در آوردن کوس رسوایی او در هر کوی و برزن کوتاهی می کردند؟
سپس به رفیق شفیق یادآوری کردم که «بیل گیتس» در همین مصاحبه گفته است، پول زیاد نمی تواند برای سه فرزند 15، 12 و 9 ساله اش چندان مفید باشد.«گیتس» تأکید کرده است که این سه، تنها بخش کوچکی از ثروتش را در آینده دریافت خواهند کرد و خودشان باید راه زندگی را به تنهایی بیابند.
باری اکنون ، بیاییم و کلاه خود را قاضی کنیم. به راستی، از چنین پدری- با مختصات «بیل گیتس» که از نوجوانی دست بر زانوی خود گرفته، پله ها را یکی یکی برداشته و با پشتکار و رنج، نامش را در زمره ابرکار آفرینان دنیا ثبت کرده است- برمی آید که در عنفوان نوجوانی با سفارش پدر از چنگ قانون بگریزد و یا در سالهای بعد، با ویژه خواری به قله های موفقیت رسیده باشد؟
رفیق شفیق را نمی دانم، اما شما شاید در ته دل تان به این سخن بنده، پوزخندی بزنید و با نگاه عاقل اندر سفیه بگویید: «چودانی و پرسی، سؤالت خطاست!».

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

نظرسنجیآرشیو
نظرسنجی
آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین