تهران امروز: پسری که در 17 سالگی دوست خود را 7ضربه چاقو کشته است در دادگاه گفت هیچ تعمدی در این قتل نداشته است.
در ابتدای جلسه محاکمه که در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران برگزار شد نماینده دادستان با خواندن کیفرخواست گفت: متهم حاضر در دادگاه به نام ایمان وقتی 17 سال بیشتر نداشته است با زدن ضربه چاقو دوست خود سعید را از پا درآورده است.طبق تحقیقات ماموران متهم ساعتی قبل از قتل با مقتول درگیری لفظی داشته است. با توجه به اعترافات متهم و سایر شواهد موجود برای وی تقاضای صدور حکم قانونی را دارم.
سپس اولیای دم مقتول در جایگاه حاضر شده و برای متهم تقاضای قصاص کردند.آنها گفتند که از خون فرزندشان نگذشته و نمیتوانند از گناه متهم بگذرند.
در ادامه ایمان در جایگاه ایستاده و به دفاع از خود پرداخت. وی گفت: سعید و دوستش مدام سر به سر من میگذاشتند و مرا اذیت میکردند. چند بار با آنها درگیری فیزیکی پیدا کردم ولی فایده نکرد و دست بردار نبودند. تا اینکه روز حادثه برای جلوگیری از زورگوییهای آنها یک چاقوی بزرگ از خانه برداشته و با خود بردم.
تازه از خانه بیرون رفته بودم که سعید و دوستش را دیدم. آنها دومرتبه به من گیر داده و سر به سرم گذاشتند.برای اینکه آنها را از خود دور کنم چاقویم را درآوردم. فکر میکردم آنها با دیدن چاقو فرار میکنند اما سعید ودوستش عصبانیتر شده و به سمت من حمله کردند. دوست سعید آمد و دست مرا از پشت گرفت که سعید مرا کتک بزند که دستم بالا رفت و چاقو به سینه سعید که جلو آمده بود فرو رفت. من هم وقتی این صحنه را دیدم از ترس فرار کردم چرا که اصلا احتمال نمیدادم سعید بمیرد.
من به پای اولیای دم میافتم و از آنها میخواهم از گناه من بگذرند من قصد کشتن سعید را نداشتم و همه چیز براثر یک حادثه اتفاق افتاد. دادگاه پس از شنیدن دفاعیات وکیل متهم وارد شور شد تا رای خود درباره این پرونده صادر کند.
در ابتدای جلسه محاکمه که در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران برگزار شد نماینده دادستان با خواندن کیفرخواست گفت: متهم حاضر در دادگاه به نام ایمان وقتی 17 سال بیشتر نداشته است با زدن ضربه چاقو دوست خود سعید را از پا درآورده است.طبق تحقیقات ماموران متهم ساعتی قبل از قتل با مقتول درگیری لفظی داشته است. با توجه به اعترافات متهم و سایر شواهد موجود برای وی تقاضای صدور حکم قانونی را دارم.
سپس اولیای دم مقتول در جایگاه حاضر شده و برای متهم تقاضای قصاص کردند.آنها گفتند که از خون فرزندشان نگذشته و نمیتوانند از گناه متهم بگذرند.
در ادامه ایمان در جایگاه ایستاده و به دفاع از خود پرداخت. وی گفت: سعید و دوستش مدام سر به سر من میگذاشتند و مرا اذیت میکردند. چند بار با آنها درگیری فیزیکی پیدا کردم ولی فایده نکرد و دست بردار نبودند. تا اینکه روز حادثه برای جلوگیری از زورگوییهای آنها یک چاقوی بزرگ از خانه برداشته و با خود بردم.
تازه از خانه بیرون رفته بودم که سعید و دوستش را دیدم. آنها دومرتبه به من گیر داده و سر به سرم گذاشتند.برای اینکه آنها را از خود دور کنم چاقویم را درآوردم. فکر میکردم آنها با دیدن چاقو فرار میکنند اما سعید ودوستش عصبانیتر شده و به سمت من حمله کردند. دوست سعید آمد و دست مرا از پشت گرفت که سعید مرا کتک بزند که دستم بالا رفت و چاقو به سینه سعید که جلو آمده بود فرو رفت. من هم وقتی این صحنه را دیدم از ترس فرار کردم چرا که اصلا احتمال نمیدادم سعید بمیرد.
من به پای اولیای دم میافتم و از آنها میخواهم از گناه من بگذرند من قصد کشتن سعید را نداشتم و همه چیز براثر یک حادثه اتفاق افتاد. دادگاه پس از شنیدن دفاعیات وکیل متهم وارد شور شد تا رای خود درباره این پرونده صادر کند.